واکنش ها به سخنان خمینی جوان/ کراوات دیجیتال بر گردن اقتصاد ایران/ تفاله آمریکایی !

گروه سیاسی الف،   4050421017 ۰ نظر، ۶ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هرمز راهی جز سوئز شدن ندارد

فرهیختگان نوشت:

برخی می‌پرسند چرا در تنگه با کشتی‌های متخلف برخورد می‌کنیم؟ قبل از پاسخ به این سؤال، کمی باید به عقب بازگردیم و سؤال بهتری بپرسیم: چرا طی دهه‌ها، ما هزینه‌های هنگفت امنیت، پاکسازی دریایی و حفاظت از محیط‌زیست خلیج‌فارس را از جیب خودمان پرداخت می‌کردیم تا دیگران در امنیت مطلق ثروت‌اندوزی و آتش‌افروزی کنند؟ واقعیت این است که آمریکا سلب حاکمیت کامل ما بر این آبراه را می‌خواهد تا هرمز را به اتوبان سابق تبدیل کند و ذخایر استراتژیک نفت خود را که در ماه‌های اخیر به‌شدت تخلیه شده دوباره پر کند. بدیهی است که در این جنگ وجودی، تهران نباید اجازه این تصور را به دشمن بدهد که می‌تواند این کارت مهم بازی را از دست ایران خارج کند. اما چرا نباید دفاع از این سلاح طبیعی را به یک ماجراجویی یا لجبازی سیاسی-نظامی تقلیل داد؟ پاسخ این است که ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک هرمز چنان با امنیت ملی ما گره خورده که هرگونه کوتاهی در این نقطه، خوشامدگویی به شروع یک جنگ بزرگ با هدف تجزیه کشور خواهد بود. نبرد امروز در خط ساحلی جنوب کشور بر سر ربودن این سلاح از دست ایران است؛ چراکه اگر این اهرم بازدارنده بی‌جایگزین را از دست بدهیم، دشمن برای تکه‌تکه کردن تمامیت ارضی ایران دیگر هیچ مانعی پیش روی خود نخواهد دید.

****

تفاله آمریکایی !

 اعتماد نوشت:

در تئاترِ پرده‌دري سياستِ مدرن، هيچ صحنه‌اي مضحك‌تر از اين نيست كه «دونالد ترامپ»، به عنوان نماد زوال اخلاقي و نهادي، بر مسندِ موعظه بنشيند. هنگامي كه او با استفاده از واژه «تفاله» براي توصيف ملت‌ها، رداي واعظ بر تن مي‌كند، در واقع در اوجِ «سقوطِ رواني و سياسي» قرار دارد. وقتي در آنكارا از او درباره علت توصيف ايرانيان به اين واژه پرسيدند، پاسخ او غرق در غروري بود كه حتي ابتدايي‌ترين قواعد حقيقت را ناديده مي‌گرفت. لذا، بر ما واجب است كه «آينه» را در برابر چهره او بگيريم؛ تا ببيند كه «تفاله» كسي نيست كه از حاكميت خود دفاع مي‌كند، بلكه كسي است كه ۳۰ هزار و ۵۷۳ دروغ گفته، در پرونده‌هاي كيفري تجاوز جنسي و حلقه‌هاي مشكوك سوءاستفاده از كودكان درگير بوده و معاملاتِ رشوه‌آميزي انجام داده كه در شأن رييس يك دولت نيست.


*****

مطالبه‌ انتقام را جناحی نکنید

روزنامه قدس نوشت: 

همان‌گونه که خون‌های ریخته‌شده در این دو جنگ تحمیلی به یک قشر یا یک جریان تعلق ندارد، مطالبه‌ انتقام نیز خواسته‌ای بحق از ناحیه‌ همه‌ جریان‌ها، گروه‌ها و طبقات فکری است. هر گونه تلاش برای مصادره‌ سیاسی یا جناحیِ این خواسته، نه تنها خیانت به آرمان رهبر شهید و سایر شهیدان عزیز، بلکه بی‌توجهی به دستور صریح رهبر معظم انقلاب و اراده‌ جمعی یک ملت به‌حساب می‌آید. کسی که دلسوز انقلاب و خواهان تحقق انتقام است، باید این مطالبه را به آحاد جامعه تکثیر کند و نسبت دهد، نه آنکه آن را به ابزاری برای امتیازگیری جناحی بدل سازد؛ چه بدتر آنکه رفتار عده‌ای باعث شود این امر مهم، به عاملی برای افتراق و چنددستگی جامعه تبدیل شود.

تجربه نشان داده که بدون یکپارچگیِ ملی، نه تنها انتقام واقعی رقم نمی‌خورد، بلکه دشمن از خلأهای داخلی به سود خود بهره‌برداری خواهد کرد. دقیقاً به همین دلیل، موضوع انتقام باید عاملِ اتحاد باشد؛ همان اتحاد مقدسی که رهبر شهید و رهبری معظم انقلاب همواره بر آن تأکید داشته‌اند.

البته طبیعی است که گروه‌های سیاسی و پایگاه‌های فکری مختلف، درباره‌ تاکتیک‌ها و زمان‌بندی تحقق انتقام، دیدگاه‌هایی متفاوت داشته باشند؛ اما اصل انتقام و ضرورت آن، نقطه‌ وفاق همگان است. امروز، ذیل پرچم سرخ این خواسته‌ مشترک، مهم‌ترین وظیفه، کنار نهادن اختلافات و همدلی برای پاسخی قاطع و هوشمندانه به جنایتکاران است. عزت ایران، در گرو این وحدت مقدس و این اراده‌ یکپارچه است.اطمینان داریم با اتحاد ملت و عنایت الهی، همان‌گونه که رهبر عزیز انقلاب اسلامی فرمودند، «جانیان آمر و عامل این دو جنگ، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد».

****

تصمیم راهبردی حماس

مشرق نوشت:

در تحولی که می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین تصمیمات راهبردی حماس در دو دهه اخیر دانست، جنبش حماس روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، رسماً انحلال «کمیته اضطراری دولتی» را اعلام کرد و با استعفای محمد عبدالخالق الفرا، رئیس موقت کمیته پیگیری دولت، زمینه را برای واگذاری اداره غیرنظامی نوار غزه به «کمیته ملی اداره غزه» به ریاست علی شعث فراهم نمود.

این اقدام که در چارچوب تلاش‌های گسترده برای اجرای مرحله دوم آتش‌بس صورت گرفته، در شرایطی انجام می‌شود که نزدیک به دو سال از امضای توافق آتش‌بس در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) می‌گذرد، اما مفاد آن همچنان به‌طور کامل اجرا نشده و رژیم صهیونیستی با بهانه‌های مختلف، از ورود کمیته ملی به غزه و آغاز بازسازی جلوگیری کرده است.

پرسش اساسی آن است که این تصمیم راهبردی حماس، یک «نوآوری دیپلماتیک» برای خروج از بن‌بست سیاسی است یا یک «تله راهبردی» که می‌تواند به تدریج مقاومت فلسطین را از درون تضعیف کرده و زمینه را برای تحمیل شروط دشمن فراهم آورد؟

در سوی مقابل، رژیم صهیونیستی با وزیر خارجه خود، گیدون سعار ، این اقدام را «فریبی» برای جلوگیری از خلع سلاح توصیف کرده و حماس را به «تکرار مدل حزب‌الله در لبنان» متهم نموده است؛ مدلی که در آن، یک نهاد غیرنظامی به امور شهری رسیدگی می‌کند، در حالی که کنترل نظامی در دست گروه مقاومت باقی می‌ماند.

این واکنش تند، نشان از آن دارد که تل‌آویو این اقدام را تهدیدی برای راهبرد خود مبنی بر «ادامه انزوای غزه» و «تداوم بهانه‌جویی برای عدم اجرای تعهدات» می‌داند. چارچوب نظری حاکم بر این تحلیل، مبتنی بر «نظریه بازی‌های راهبردی» و «مفهوم مدیریت هوشمندانه فشار» است که در آن، یک بازیگر با تغییر ساختار مدیریتی، بدون چشم‌پوشی از اصول راهبردی خود، می‌تواند معادلات سیاسی را به نفع خویش تغییر دهد و توپ را به زمین طرف مقابل بیندازد.

در این چارچوب، حماس با تفکیک میان «اداره غیرنظامی» و «مقاومت مسلحانه»، در تلاش است تا ضمن کاهش فشار دیپلماتیک و تسهیل بازسازی غزه، از هرگونه بهانه‌ای برای تداوم اشغالگری و محاصره جلوگیری کند.

****
واکنش ها به سخنان علی خمینی

سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی نوه امام راحل در مجلس ختم رهبر شهید که از طرف رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای روز جمعه (۱۹ تیرماه) بعد از نماز مغرب و عشا  در شبستان امام خمینی (ره) حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) برگزار شد با واکنش های مختلفی روبرو شد.

روزنامه جمهوری اسلامی در واکنش به سخنان سید علی خمینی  نوشت:

حجت‌الاسلام سید علی خمینی که در سخنرانی مجلس بزرگداشت رهبر شهید گفت «هرکس بخواهد مذاکره کند برای اینکه به صلح با آمریکا برسد، خائن است»، بشدت مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. چندین مقاله و کلیپ و اظهارنظر در نقد این جمله وی در رسانه‌ها منتشر شده که عموماً بر ضرورت ایجاد آرامش در کشور و جلوگیری از جنگ تأکید دارند. نکته اصلی در این اعتراضات اینست که در شرایطی که شورای عالی امنیت ملی و تمام مسئولین ارشد کشور طرفدار تفاهم‌نامه و مذاکره تا رسیدن به توافق هستند، شنیدن این سخن از آقای سیدعلی خمینی نوعی مقابله با اجماع مسئولین نظام است.

سیدعباس صالحی وزیر ارشاد نیز امروز در رشته توییتی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: سخنان حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی در محفل یادبود رهبر شهید موضوع روز رسانه‌ها بود. بخش‌هایی از آن را خواندم اما اکنون فرصتی شد که تمام سخنرانی را بشنوم. در وجوه گوناگون تبیین دقیق داشتند، در مناسبات رهبری و امام، در تصویر از دشمنان، در تمجید از مردم ایران و عراق و... پبه نظر می‌رسد در موضوعات مرتبط به مذاکره نیز با دقت سخن گفتند، از تشکری که از تک‌تک مسئولان داشتند، این که در عین تبیین جامع ضرورت انتقام از جانیان، با عنایت ابراز داشتند که در باب جزئیات انتقام سخن نمی‌گویند و ... شاید نکته ابهام برانگیز سخنان ایشان این بود که مذاکره برای صلح را خیانت دانستند، اما خود ایشان در بخش دیگری از سخن یادآور شدند که مذاکره در ایران به معنای صلح نیست بلکه مذاکره هم یکی از میدان های نبرد است و...

 به نظر می‌رسد دیدگاه ایشان را در بافتار جامع سخنان‌شان بایستی دریافت و از تقطیع کلام و فهم گزینشی دور شد.

****

دوستان را عوض کنیم یا معیار‌ها را؟

جوان نوشت:

سخنانی که این روز‌ها درباره ضرورت تغییر دوستان راهبردی ایران به نفع ثروتمندان و صاحبان سرمایه جهانی و نیز پیوند زدن شایستگی مدیران به طبقه اقتصادی مطرح شده است، صرفاً یک اظهارنظر شخصی نیست بلکه بازتاب یک دستگاه فکری است که سال‌ها در ادبیات توسعه‌گرایی غرب‌محور ترویج شده است. این دستگاه فکری، ارزش افراد، ملت‌ها و حتی ائتلاف‌های راهبردی را با میزان ثروت و قدرت اقتصادی می‌سنجد و از همین رو، نقد آن فقط یک اختلاف نظر سیاسی نیست، بلکه ضرورتی برای صیانت از استقلال فکری و هویت ملی است. از منظر جنگ شناختی، چنین روایتی شایسته تأمل و واکاوی جدی است. 
در جنگ‌های شناختی همیشه نیازی به دروغ گفتن نیست. گاهی کافی است معیار‌های ارزش‌گذاری یک جامعه تغییر کند. اگر بتوان به مردم القا کرد که «ثروتمندتر یعنی عاقل‌تر»، «قدرتمندتر یعنی شایسته‌تر» و «فقیرتر یعنی ناتوان‌تر»، بخش مهمی از نبرد بدون شلیک حتی یک گلوله به نتیجه رسیده است. از همین منظر، گزاره‌هایی مانند اینکه «برای پیشرفت باید دوستان خود را عوض کنیم و با ثروتمندان و صاحبان سرمایه جهانی همنشین شویم» یا اینکه «مدیران باید از طبقه متوسط به بالا باشند، زیرا طبقات پایین دچار عقده هستند»، صرفاً یک تحلیل اقتصادی یا جامعه‌شناختی نیست، بلکه بازتاب یک چارچوب ذهنی خاص است؛ چارچوبی که ارزش افراد، ملت‌ها و حتی ائتلاف‌های راهبردی را با میزان ثروت و قدرت اقتصادی می‌سنجد. 
استعمار نو دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. استعمار کلاسیک با اشغال سرزمین‌ها به دنبال سلطه بود، اما استعمار نو ذهن‌ها را اشغال می‌کند.

*****

کراوات دیجیتال بر گردن اقتصاد ایران!

روزنامه اطلاعات نوشت:

در نگاه اول، جایگزین کردن میزهای شلوغ ادارات با سامانه‌های اینترنتی، یک پیروزی بزرگ برای اقتصاد کشور به نظر می‌رسد. دولت‌ها تمایل دارند با شمردن تعداد سامانه‌های خود، از حذف «امضاهای طلایی» و ریشه‌کنی فساد سخن بگویند. اما اگر از عینک علم اقتصاد و ترازوی «تحلیل هزینه-فایده» به وضعیت نگاه کنیم، با یک پارادوکس مواجه می‌شویم: چرا با وجود این همه سامانه، هنوز فعالان اقتصادی از خستگی مفرط، ابهام و کندی بازار گله دارند؟ پاسخ در یک واقعیت تلخ نهفته است؛ ما در اقتصاد ایران، رانت را از بین نبرده‌ایم، بلکه آن را از پشت میز کارشناسان به پشت الگوریتم‌های کور سامانه‌ها منتقل کرده‌ایم. ما «بوروکراسی فیزیکی» را با «بوروکراسی دیجیتال» معاوضه کرده‌ایم...

اما در ایران، سامانه‌ها طراحی شده‌اند تا نقش «پلیس مخفی قیمتی» را بازی کنند. چرا؟ چون در اقتصاد ما، اصل ریشه رانت — یعنی قیمت‌گذاری دستوری و وجود چند نرخ برای ارز، انرژی و تسهیلات بانکی — دست‌نخورده باقی مانده است. وقتی مابه‌التفاوت نرخ ارز ارزان با بازار آزاد سودهای کلان ایجاد می‌کند، سامانه‌ها صِرفاً به یک «صف دیجیتال جدید» تبدیل می‌شوند. در این فضا، هزینه جدیدی به نام «واسطه‌گری فناوری» متولد می‌شود. امروز شرکت‌ها ناچارند افرادی را استخدام کنند که تخصصشان، پیدا کردن گره‌های فنی سامانه‌ها، دور زدن سهمیه‌بندی‌های الگوریتمی و خرید و فروش «حق تقدم‌های دیجیتال» است. این دقیقاً همان رانت‌جویی قدیمی است، فقط کراوات دیجیتال به گردن زده است. برای خروج از این تله، فایده‌ی واقعی زمانی حاصل می‌شود که ما معماری سامانه‌ها را از حالت متمرکز و دولتی، به حالت غیرمتمرکز (مانند بستر بلاک‌چین) تغییر دهیم. ویژگی بلاک‌چین این است که قدرت «تایید و تکذیب سلیقه‌ای» را  از مدیر سامانه می‌گیرد. قواعد برای همه یکسان، تغییرناپذیر و شفاف است. هوشمندسازی در تراز یک اقتصاد پویا، به معنای افزودن نرم‌افزار روی ساختارهای معیوب گذشته نیست.