«بپاخیزیم»؛ تشییع رهبر شهید و استمرار یک افق تمدنی

رضا حمیدی، گروه سیاسی الف،   4050410041 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

ملت‌ها در بزنگاه‌های تاریخی خود، تنها با رخدادها مواجه نمی‌شوند؛ بلکه با آزمون‌های بزرگ هویتی روبه‌رو می‌گردند. لحظاتی فرا می‌رسد که یک حادثه، از مرز یک واقعه سیاسی یا اجتماعی فراتر می‌رود و به نقطه‌ای برای بازتعریف نسبت یک ملت با گذشته، حال و آینده خویش تبدیل می‌شود. تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی از همین جنس است؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر آیین وداع با یک شخصیت بزرگ است، اما در حقیقت صحنه تجدید عهد یک ملت با آرمان‌ها، هویت و افق تاریخی خویش به شمار می‌رود.

در سنت فکری انقلاب اسلامی، شهادت هرگز به معنای پایان یک راه نبوده است. شهید، از صحنه حضور فیزیکی خارج می‌شود، اما به متن حیات تاریخی یک ملت وارد می‌گردد. از این منظر، شهادت رهبر انقلاب اسلامی را نمی‌توان صرفاً فقدان یک رهبر یا یک مدیر سیاسی دانست؛ بلکه باید آن را نقطه‌ای سرنوشت‌ساز در تداوم یک گفتمان و یک پروژه تاریخی تلقی کرد؛ پروژه‌ای که هدف آن، ساختن ایرانی مقتدر، مستقل، پیشرفته و الهام‌بخش در مسیر شکل‌گیری تمدن نوین ایرانی ـ اسلامی است.

شعار «بپاخیزیم» نیز دقیقاً در چنین چارچوبی معنا پیدا می‌کند. این شعار بیش از آنکه بیانگر یک احساس سوگوارانه باشد، دعوت به مسئولیت‌پذیری تاریخی است. «بپاخیزیم» یعنی از داغ، اراده بسازیم؛ از فقدان، انگیزه بیافرینیم و از شهادت، نیرویی برای استمرار حرکت استخراج کنیم. این همان منطقی است که در طول تاریخ اسلام و ایران، بارها ملت‌ها را از دل سخت‌ترین حوادث به سوی بزرگ‌ترین جهش‌های تاریخی سوق داده است.

رهبر شهید انقلاب اسلامی در طول دهه‌های مبارزه، مسئولیت و رهبری، همواره بر یک اصل بنیادین تأکید داشت؛ اینکه انقلاب اسلامی صرفاً برای تغییر یک حکومت یا جابه‌جایی قدرت شکل نگرفته است، بلکه حامل یک پیام تمدنی برای عصر جدید است. در این نگاه، پیشرفت علمی، استقلال سیاسی، اقتدار دفاعی، عدالت اجتماعی، معنویت، مردم‌سالاری دینی و هویت فرهنگی، اجزای منفک از یکدیگر نیستند؛ بلکه اضلاع یک منظومه تمدنی‌اند که باید در کنار هم، الگویی نوین از حیات انسانی و اجتماعی را شکل دهند.

به همین دلیل، تشییع رهبر شهید را می‌توان نماد وفاداری مردم به یک شخص و در عین حال تجدید بیعت آنان با یک آرمان بزرگ دانست. مردمی که در این مراسم حضور می‌یابند، تنها برای ادای احترام به گذشته گرد هم نمی‌آیند؛ بلکه درباره آینده نیز سخن می‌گویند. آنان در واقع اعلام می‌کنند که راه پیشرفت، استقلال، عزت و تمدن‌سازی با شهادت معماران و پرچمداران آن متوقف نخواهد شد.

تاریخ گواه آن است که بسیاری از تمدن‌های بزرگ، در لحظات دشوار و پس از فقدان شخصیت‌های اثرگذار خود، یا دچار انفعال شده‌اند و یا با اتکا به سرمایه‌های معنوی و هویتی خویش، مرحله‌ای تازه از حیات را آغاز کرده‌اند. آنچه سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند، نه صرفاً بزرگی مصیبت‌ها، بلکه کیفیت مواجهه آنان با مصیبت‌هاست. ملت‌های بزرگ، سوگ را به سرمایه اجتماعی و فقدان را به نیروی پیش‌برنده تبدیل می‌کنند.

امروز نیز اهمیت تشییع رهبر شهید را باید در همین چارچوب فهمید. این حضور عظیم، صرفاً نمایش احساسات عمومی نیست؛ بلکه بازتاب سرمایه‌ای عمیق از اعتماد، هویت مشترک و خودآگاهی تاریخی است. سرمایه‌ای که می‌تواند پشتوانه عبور از چالش‌ها و مقدمه ورود به مراحل جدیدی از پیشرفت و تمدن‌سازی باشد.

در چنین روزی، تهران و قم و عراق و مشهد و جهان اسلام تنها میزبان پیکر یک شهید نیستند؛ میزبان یک پیام تاریخی‌اند. پیامی که می‌گوید آرمان‌ها با شهادت حاملانشان به خاک سپرده نمی‌شوند و پرچم یک نهضت با رفتن پرچمدارش بر زمین نمی‌ماند. خون شهید، هنگامی به رسالت خود عمل می‌کند که به اراده‌ای تازه در کالبد یک ملت تبدیل شود.

شاید از همین روست که شعار «بپاخیزیم» تا این اندازه با روح این مراسم تناسب دارد. این شعار نه فقط دعوت به حضور در یک تشییع، بلکه دعوت به حضور در یک مسئولیت تاریخی است؛ مسئولیتی برای پاسداری از استقلال و عزت ایران، برای استمرار مسیر پیشرفت و عدالت، برای حفظ هویت اسلامی و ایرانی و برای نزدیک‌تر شدن به افقی که رهبر شهید آن را در قالب تمدن نوین ایرانی ـ اسلامی ترسیم می‌کرد.

امروز، اشک بر پیکر شهید و عزم برای ادامه راه او، دو روی یک حقیقت‌اند؛ حقیقتی که در یک جمله خلاصه می‌شود: بپاخیزیم؛ برای آنکه راه شهید به مقصد تمدن برسد.