نگاه بانک، یا نگاه مشتری مضطرب؟!
حسام الدین آشنا نوشته است:
بنده هم یکی از میلیونها مشتری بانک ملی ایران هستم و در این چند روز با مشکلات متعددی در خدمات بانکی مواجه شدهام دوشنبه هفته گذشته در مراجعه به یکی از شعب این بانک با سالمند خبرهای مواجه شدم که با کارمند بانک بحث میکرد و به او یاداور میشد که سود سپردهاش واریز نشدهاست و کارمند محترم پاسخ میداد سود واریز شده ولی قابل دسترسی نیست. میانسال می گفت پولی که قابل دسترس نیست نمیتواند مشکل بازپرداخت وام او را در بانک دیگر حل کند. این بحث بالا گرفت تا سالمند گفت اگر نمیتوانید خدمات بدهید کرکره شعبه را پایین بکشید وکارمند پاسخ داد: بانک وقتی تعطیل میشود که ما سرِ کار نیاییم؛ وقتی ما هستیم یعنی بانک فعال است. سالمند یک پاسخ و یک هشدار داد و از در خارج شد؛ او گفت: شما بدون سیستمهایتان چه هستید؟ من پولم را در معتبرترین بانک کشور سپردهگذاری کردم و این پاسخِ اعتماد من نیست....
اطلاعیه اصلی بانک ملی از نظر خبررسانی خدماتی قابل قبول است، اما اطلاعیه اصلاحشده از نظر مدیریت بحران اعتماد عمومی کاملتر و مناسبتر است. اطلاعیه اصلی میگوید «اختلال رفع شده و این خدمات فعال است» و اطلاعیه اصلاحشده میگوید «خدمات مرحلهای برگشته، امنیت دارایی محفوظ است، پایدارسازی ادامه دارد، اگر مشکل تراکنشی دارید چه کنید، و مراقب فیشینگ باشید.» این فرق کوچکی نیست؛ در بحران بانکی همین چند جمله میتواند جلوی صف، شایعه و اضطراب را بگیرد، چون مردم معمولاً با عبارت «در حال پیگیری است» به آرامش نمیرسند.
از منظر مدیریت بحران، ضعف اصلی اطلاعیه رسمی این است که هنوز از نگاه بانک نوشته شده، نه از نگاه مشتری مضطرب. مشتری در بحران فقط نمیخواهد بداند «چه خدماتی فعال شده»؛ میخواهد بداند اگر پولش کم شده، اگر تراکنش گیر کرده، اگر چک دارد، اگر پیامک مشکوک گرفته، اگر کارتخوان خطا داده، اگر باید شعبه برود یا نه، دقیقاً چه کند.
اطلاعیه اصلاحشده این خلأ را بهتر پوشش میدهد. اطلاعیه اصلی فقط به مرحله «بازگشت خدمت» کمک میکند؛ اما اطلاعیه اصلاحشده به مرحله «بازگشت اعتماد» هم وارد میشود. این تفاوت اصلی است. اگر پیام فقط بگوید «خدمات برگشت»، اما مردم هنوز خطا ببینند، اعتماد آسیب میبیند. ولی اگر بگوید «خدمات مرحلهای برگشته، پایدارسازی ادامه دارد، احتمال کندی مقطعی هست، مسیر پیگیری مشخص است»، پیام رسمی با تجربه واقعی مردم کمتر تعارض پیدا میکند.
*****
فانتزی بازی زیرموشک
فرهیختگان نوشت:
می گوینـــد مـــردی بـــرای بـــاز کـــردن گـــچ دســـتش کـــه بـــر اثــر تصــادف شکســته بــود، پیــش پزشــک رفــت، از دکتــر پرســـید کـــه آیـــا ســـامت کامـــل دســـتش به دســـت آمده؟ دکتـــر پاســـخ داد بلـــه. مـــرد بـــرای فهـــم بهتـــر، اینگونـــه سـؤال را مطـرح کـرد آیـا پـس از بـاز کـردن گـچ دسـتش، میتوانـــد پیانـــو بنـــوازد؟ و دکتـــر گفـــت بلـــه. مـــرد بـــا خوشـــحالی و ذوق گفـــت چـــه خـــوب! چـــون تـــا قبـــل از ایـــن نمیتوانســـتم. !
آیـــا بـــه دلیـــل تفاهمنامـــه آتش بـــس میـــان ایـــران و آمریـــکا، شـــعار مـــرگ بـــر آمریـــکا در ایـــران ممنـــوع می شـــود؟ مســـتند چنیـــن ادعایـــی کـــه در یادداشـــت عمادالدیـــن باقـــی، فعـــال سیاســـی اصلاح طلـــب آمـــد، بنـــد 2 تفاهمنامـــه و تأکیـــد «فعـــالان بـــر احتـــرام متقابـــل ایـــران و آمریـــکا» اســـت. طبعـــا سیاســت و رســانه در ایــران بایــد دنبــال آن باشــند کــه آمریــکا چقــدر بــه تعهــدات خــود در ایــن تفاهمنامــه عمــل می کنــد، امـا از چنیـن مدعایـی برمی آیـد کـه نویسـنده «ایرانـی» بیشـتر دغدغـه دارد کـه آیـا ایـران بـه تعهـد خـود برابـر آمریـکا عمـل می کنــد یــا خیــر؟! او رؤیــای خــود را بــرای آنکــه شــعار مــرگ بـــر آمریـــکا در ایـــران گفتـــه نشـــود، بـــه بندهـــای تفاهمنامـــه گـــره زده بی آنکـــه توجـــه کنـــد خـــود تفاهمنامـــه نیم بنـــد اســـت، چـــه رســـد بـــه ســـنگینی بیشـــتری و آن هـــم کذایـــی و بیربـــط بـــه متـــن کـــه بـــر آن بـــار شـــود.
از ســـویی تفاهمنامـــه بـــرای قطـــع جنگـــی بـــود کـــه آمریـــکا و اســـرائیل بـــر ایـــران تحمیـــل کردنـــد، نـــه بـــرای آنکـــه همـــه مخاصمه هـــای فیمابیـــن، از 28 خـــرداد 32 تـــا همیـــن لحظـــات نـــگارش ایـــن ســـطور را حـــل کنـــد. انتظـــار برخـــی از ایـــن تفاهمنامـــه اجبـــاری، مثـــل همـــان انتظـــار مـــرد قصـــه بـــالا از گـــچ دســـتش بعـــد از تصـــادف اســـت و توقـــع دارنـــد تفاهم نامـــه های کـــه بـــرای قطـــع آتـــش بیـــن طرفیـــن و گذاشـــتن ســدی بــر تجــاوز نظامــی آمریــکا و اســرائیل بــه ایــران، امضــا شـــده، معجـــزه کنـــد و همـــه مخاصمـــات و جنایـــات قبلـــی آمریــکا را هــم محــو کنــد و نــاگاه از شــیطان بــزرگ، »فرشــته مهربانـــی« بســـازد!
****
دعوت کیهان به وحدت
روزنامه کیهان نوشته است:
«وحدت» همان حلقه مفقودهای است که بعضا مورد غفلت همه ما قرار میگیرد و بیشتر از مردم باید مورد توجه مسئولان در این شرایط سخت کشور باشد. این روزها در مباحثهها و گفتوگوهای دو یا چندجانبه نیروهای انقلاب با هم در باب مذاکره و تفاهمنامه با آمریکا اختلافنظرهایی دیده میشود که بخشی از آن طبیعی است و باید به آن احترام گذاشت. اما زمانی که این مباحثهها تلخ میشود و از مرز قرمز هتک حرمتها عبور میکند، باید در ابعاد، انگیزهها، اهداف و بازیگران صحنه تصنعی دوقطبی و تفرقه، تردید کرد و روند تولید شبهه و اختلاف و کشاندن آن به درگیری و بیاعتمادی نسبت به هم و نسبت به مسئولان ارشد نظام را مسدود کرد؛ چرا که نتیجه چنین کاری چیزی جز ایجاد یاس در مردم، نگرانی از آینده، بیاعتمادی به مسئولین، خالی شدن خیابان و کوچه باز کردن برای دشمن نیست.
در نظام ولایی که همه مشروعیتها و مجوزها به رأس هرم این نظام، یعنی ولی فقیه منتهی میشود، موضع و نظر رهبری فصل الخطاب است و این موضع باید محل اعتبار و اعتماد و رسیدن به آرامش برای مردمی باشند که ممکن است نظرات و سلایق سیاسی متفاوتی داشته باشند. این الفبای قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی و نظام ولایی ایران است و طبعا مورد قبول همه است.
****
مذاکرات، معطل تعهدات آمریکا
قدس نوشت:
صد و بیست و دومین روز تقابل، تصویر واضحی از جابهجایی نقطه ثقل دیپلماسی در خاورمیانه بود. در حالی که دونالد ترامپ با انتشار پیامهایی شتابزده، تلاش میکند خود را معمار یک مذاکره قریبالوقوع در دوحه نشان دهد، تکذیب خونسردانه مقامات ایرانی، این حباب رسانهای را پیش از شکلگیری ترکاند. اعتراف صریح سیاستمداران کهنهکار آمریکایی (نظیر جان کری) مبنی بر اینکه ایران با ایستادگی در برابر کارزار نظامی، به «قدرت بازدارنده جدیدی» دست یافته است، نشان میدهد واشنگتن دیگر نمیتواند با اولتیماتوم، تهران را به میز مذاکره بکشاند. آمریکا که در باتلاق هرمز گرفتار شده، اکنون در جستوجوی یک «مسیر خروج آبرومندانه» پیش از انتخابات نوامبر است.
مهمترین رویداد ۲۴ ساعت گذشته، تقابل مستقیم روایتهای واشنگتن و تهران درباره آینده میز مذاکره بود. دونالد ترامپ با حروف بزرگ در شبکههای اجتماعی نوشت که ایران «درخواست گفتوگو» کرده و هیئتها روز سهشنبه در دوحه دیدار خواهند کرد. ساعاتی بعد، کاخ سفید نام فرستادگان خود (جرد کوشنر و استیو ویتکوف) را نیز اعلام کرد، اما کاظم غریبآبادی، دیپلمات ارشد ایرانی با صراحت اعلام کرد «هیچ نشست فنی و مستقیمی با آمریکا در قطر برنامهریزی نشده است».
چرا این تکذیب اهمیت راهبردی دارد؟ پاسخ در ماهیت خواستههای دو طرف نهفته است. واشنگتن تلاش میکند با برگزاری شتابزده جلسات، چنین القا کند که مسیر دیپلماسی باز شده تا از این طریق، فشار روانی بازار انرژی و نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی را مدیریت کند، اما ایران میداند حضور پای میز مذاکره، بدون دریافت پیشنیازهای عملی (بهویژه توافق بر سر مدیریت هرمز و آزادسازی داراییهای مسدودشده)، تنها به نفع کارزار انتخاباتی ترامپ تمام خواهد شد. ایران به دنبال حل و فصل ریشهای حقوق خود در تنگه هرمز است، در حالی که آمریکا صرفاً یک راه حل مقطعی برای عبور کشتیها میخواهد.
*****
پدیده ترامپ!
عطالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشته است:
تا پیش از پیدایش پدیده ترامپ، با خودم میگفتم: «معجزه هزاره سوم حقیقتاً پدیده است! پدیده تمام تاریخ ایران؛ از مادها تا گزارش نیویورک تایمز!» تا اینکه ترامپ از راه رسید و تمامی پدیدههای پیش و پس از خود را از بیخ و بن برانداخت! میتوان از «ترامپ-پدیا» سخن گفت؛ دانشنامه رنگارنگ تحول احوال ترامپ. ستون فقرات ترامپ- پدیا هم توئیتهای پی در پی و بی در و پیکر و بی سر و سامان اوست.
روزگار ما را میتوان از جهتی عصر ترامپ نامید. بیش از هر نامی نام او در عرصه اخبار و تفسیر و تحلیل مطرح میشود. خود او هم خودشیفته است و شیدایی غریبی به مطرح شدن دارد. از دزدیدن چکش طلای شورای صلح غزه، تا به زور گرفتن جایزه صلح نوبل از «نماریا ماچادو»ی ونزوئلایی.
اصلاً به محض پیروزی در انتخابات و پیش از استقرار در کاخ سفید گفت: «من جنگ روسیه و اوکراین را پیش از اینکه پشت میز ریاست جمهوری در کاخ سفید در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ بنشینم، تمام میکنم» اما نتوانست. هفته پیش بعد از ۱۸ ماه از دوره ریاست جمهوریاش در اجلاس هفت در پاریس گفت: «از پوتین ناامید شدهام.»
میخواست نام خلیج فارس را عوض کند. متن تفاهمنامهای را در کاخ ورسای در کنار مکرون امضا کرد که نام تاریخی خلیج فارس ذکر شده است. میخواست نام خلیح مکزیک را بگذارد خلیح آمریکا، نتوانست. گفت: «کانادا ایالت ۵۱ آمریکاست!» نتوانست. با هر کدام از این سرفصلها، ترامپ با زنجیره بی پایان و شبانه روزی توئیتهایش صحنهسازی و ماجراجویی میکند. البته ناگفته نماند که ترامپ از صفحه ویژهاش سالانه میلیونها دلار درآمد دارد. حقوق ریاست جمهوری نمیگیرد، اما کاخ سفید را به پاتوق دلالهای معاملات ملکی تبدیل کرده است. بایدن به تازگی گفته است: «موجب شرمساری است که شغل ریاست جمهوری وسیله کسب درآمد برای ترامپ و خانوادهاش شده است.» صدای «توماس فریدمن» هم بلند شد. در نقد ویتکاف و کوشنر نوشت: «اینها که دلال معاملات ملکی هستند و دنبال منافع خودشان. نه دیپلماسی بلدند و نه اطلاعات سیاسی دارند.»
*****
سرمايهداری با پرچم سرخ
ابراهيم آقامحمدی، چينپژوه، به اعتماد گفته است:
در گذشته نوعي نگاه خودكفا و درونگرا در چين وجود داشت. حتي در قرن نوزدهم وقتي كشورهاي غربي به دنبال توسعه روابط تجاري بودند، امپراتور چين اعلام كرد كه اين كشور هر آنچه نياز دارد در اختيار دارد و نيازي به جهان خارج احساس نميكند. چنين نگاهي در بلندمدت هزينههاي سنگيني براي چين ايجاد كرد. دنگ شيائوپينگ در نقطه مقابل اين تفكر قرار داشت. او پذيرفت كه چين براي پيشرفت بايد از ظرفيتهاي اقتصاد جهاني استفاده كند. درهاي كشور به روي سرمايهگذاري خارجي باز شد، مناطق آزاد اقتصادي شكل گرفت و همكاري با اقتصادهاي بزرگ جهان آغاز شد. اين تغيير نگرش يكي از مهمترين عوامل موفقيت چين بود. چون آن سفرها نگاه رهبران چين را نسبت به واقعيتهاي جهان تغيير داد. زماني كه مقامات چيني از زيرساختها، صنايع و فناوري امريكا بازديد كردند، متوجه فاصله عظيم ميان دو كشور شدند. حتي سوار شدن بر قطارهاي سريعالسير آن زمان براي برخي از آنها تجربهاي شگفتانگيز بود. آنها دريافتند كه ادامه مسير گذشته نميتواند چين را به يك قدرت بزرگ تبديل كند. به همين دليل تصميم گرفتند مسير تازهاي را آغاز كنند. مسيري كه بر تعامل با جهان و جذب فناوري استوار بود.
اقتصاد چين را نميتوان با تعاريف كلاسيك توضيح داد. ما با تركيبي از بازار آزاد و كنترل سياسي روبهرو هستيم. از يك سو، رقابت اقتصادي، سرمايهگذاري خصوصي و حضور شركتهاي بزرگ در بازار وجود دارد. از سوي ديگر، دولت و حزب كمونيست همچنان نقش محوري در تصميمگيريهاي كلان اقتصادي دارند. به همين دليل بسياري از پژوهشگران از مفهوم «سرمايهداري دولتي» استفاده ميكنند. اين مدل نه بازگشت به سوسياليسم سنتي است و نه نسخه كامل سرمايهداري ليبرال. در واقع نوعي تركيب ميان اقتدار سياسي و ساز و كار بازار شكل گرفته است .
نقش دولت در چين بسيار گسترده است. صنايع كليدي مانند انرژي، بانكداري، زيرساخت، حملونقل و ارتباطات در كنترل دولت قرار دارند. شركتهاي دولتي ستون اصلي اقتصاد چين محسوب ميشوند. دهها شركت چيني در ميان بزرگترين شركتهاي جهان قرار دارند و بخش قابل توجهي از آنها دولتي هستند. البته اين ساختار بدون مشكل نيست. بدهي شركتهاي دولتي، بروكراسي و فساد از جمله چالشهايي هستند كه بارها مورد توجه قرار گرفتهاند. با اين حال دولت چين توانسته ميان برنامهريزي متمركز و ساز و كارهاي رقابتي نوعي توازن ايجاد كند. همين مساله به رشد اقتصادي كمك كرده است.
****
بزرگترین تهدید فراروی ایران
روزنامه اطلاعات نوشت:
این ایام به هر کجا میروید از شما سؤال میکنند که آیا تفاهم میان ایران و آمریکا به نفع ایران است یا تلهای برای جنگی دوباره. بویژه برخی از سیاسیون الم شنگه براه انداختهاند که تیم مذاکرهکننده دارند خیانت میکنند. برای رفع تردید و پاسخی نسبتاً متقن، بهتر است واقعیت را در میان این دو روایت افراطی جستجو کنیم، اما این بار با نگاهی عمیقتر به مفهوم «رقابت در منطقه خاکستری» که در ادبیات راهبردی به وضعیتی میان جنگ و صلح اطلاق میشود؛ نه درگیری نظامی تمامعیار، نه صلح پایدار، بلکه فشار، فرسایش، تهدید و حملات محدودی که هزینه به طرف مقابل تحمیل میکند بدون آنکه لزوماً به جنگ گسترده منجر شود.
تفاهمنامه ۱۴ بندی که در حاشیه اجلاس G۷ امضا شد، بیش از آنکه یک توافق سیاسی باشد، یک پذیرش واقعیتهای میدان از سوی هر دو طرف است. این سند یک چارچوب ۶۰ روزه برای مذاکرات بیشتر فراهم میکند، نه یک توافق نهایی. بندهای کلیدی آن شامل تعهد به پایان عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهد ایران به کاهش غنای مواد غنیشده، و تعهد آمریکا به لغو تحریمهاست.
نکته کلیدی اینکه مسئله هستهای بهطور کامل حل نشده و به مذاکرات آینده موکول شده است. ایران با بستن تنگه هرمز اهرم فشار قابلتوجهی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرد؛ ترامپ اعتراف کرده که هر بار خبر صلح با ایران منتشر میشد، بازار سهام بالا میرفت و هر بار خبر جنگ میداد، سقوط میکرد.
از پیامدهای مثبت این تفاهم، نخست توقف درگیری نظامی مستقیم است که برای آمریکا تاکنون بیش از ۱۳۲ میلیارد دلار هزینه داشته است.
ایران موفق شده اصل مدیریت تنگه هرمز را به عنوان یک حق و اهرم دائمی تثبیت کند؛ عبور رایگان کشتیها صرفاً برای ۶۰ روز تضمین شده است و بحث دریافت عوارض به یک مذاکره رسمی تبدیل شده است.
آمریکا تعهد کرده همه انواع تحریمها را لغو کند، نه فقط تحریمهای هستهای، و از مداخله در امور داخلی ایران خودداری کند. چهارم، ایران برخلاف برجام، از موضع ضعف وارد مذاکره نشده و توانسته هزینههای سنگین جنگ را به دوش آمریکا بیندازد. در مقابل، این تفاهم نقاط آسیبپذیری نیز دارد...
*****
فصلی جدید در سال ۱۴۰۵
علی جنتی به خبرآلاین گفته است:
اینکه گروهی اقلیت تلاش دارند با ابراز نظرات شاذ خود جامعه را دوقطبی کنند، پدیده جدیدی نیست. برخی اصولاً نه فضای جامعه و مشکلات آن را درک میکنند و نه قادر به درک فضای بین المللی هستند و تجربهای در مسایل بین المللی ندارند لذا همواره دیدگاههایی را مطرح میکنند که با واقعیتهای خارجی بسیار فاصله دارد. اینگونه برخوردها در طول سالیان گذشته همواره وجود داشته و اکنون هم ادامه دارد. البته در دوران جنگ کاهش یافت ولی اکنون که سایه جنگ کمرنگ شده، بار دیگر عدهای در مطبوعات، رسانهها و به ویژه رسانه ملی، بر طبل اختلافات میکوبند. در مورد تکرار حوادث دی ماه گمان نمیکنم آنچه رخ داد، دوباره به همان شکل تکرار شود. آنچه در دیماه رخ داد، ابتدا یک اعتراض کاملاً مسالمت آمیز بود و عدهای به دلیل بالا رفتن تورم و گرانیها اعتراضاتی داشتند و جمعی از بازاریان به خیابان آمدند و اعتراض داشتند. ولی عوامل خارجی بر موج اعتراضات سوار شدند و به خشونت دامن زدند. اسرائیلیها نیز رسماً اعلام کردند که عناصر موساد در کنار تظاهرکنندگان حضور دارند و این موضوع کاملا مشخص بود. همچنین، دستگیری عوامل آشوب نیز به خوبی نشان داد که عوامل خارجی کاملا درآن حوادث دخالت داشتهاند. در آینده نیز ممکن است شاهد برخی اعتراضات جمعی به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی باشیم، اما با توجه به تجربه گذشته، نظام اجازه نخواهد داد که عناصر وابسته به دشمن وارد کشور شوند و فجایع گذشته را بار دیگر رقم بزنند...
اگر به گذشته رجوع کنیم و عملکرد جمهوری اسلامی ایران را بعد از پایان دفاع مقدس ارزیابی کنیم، میبینیم که اشکالات زیادی در نحوه حکمرانی داشتهایم. قانون اساسی که یکبار هم در آن تجدیدنظر و اصلاح شده است، وقتی به اصول مختلف آن مراجعه شود، میبینید که دهها مورد در قانون اساسی وجود دارد که تاکنون اجرا نشده است. اینکه چرا اجرا نشده، مشکلی است که در مدیریت کشور با آن مواجه هستیم...
سال ۱۴۰۵ میتواند یک فصل جدید باشد، اما اینکه اصلاحات اساسی در کشور صورت گیرد محل تردید است. من چندان امیدوار نیستم که تحولی جدی در سیاستهای کلان صورت گیرد چون ما به یک مجموعه از سنتها و روشها در کشور عادت کردهایم و همواره در برابر تغییرات به طور جدی مقاومت وجود دارد. هر اصلاح اساسی که بخواهد در کشور انجام شود، با مقاومت مواجه میشود و اجازه اجرای آن را نمیدهند.