درباره تفسیر عملی توافقنامه در تنگه هرمز

مهدی محمدی*،   4050408013 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

 

تحولات با چنان شتابی پیش می‌رود که به‌روزرسانی وضعیت، نه یک انتخاب، که یک ضرورت است. آنچه اکنون در حال رخ دادن است، چیزی نیست جز نمایان شدن ماهیت اصلی منازعه بر سر تنگه هرمز. خط تمایز مواضع، حالا دیگر کاملاً روشن شده است: ایران اجازه نخواهد داد وضعیت به دوران ماقبل جنگ بازگردد، و در نقطه مقابل، آمریکا و متحدان اروپایی و عربی‌اش تمام تلاش خود را برای بازگرداندن همان وضعیت پیشین به کار بسته‌اند. آنها با دست خود معمایی به نام تنگه هرمز خلق کردند و حال که از حل آن عاجز مانده‌اند، به دنبال محو صورت مسئله هستند.

اما میدان چه می‌گوید؟ ایران معتقد است ترتیبات جدیدی باید بر تنگه هرمز حاکم شود. این ترتیبات، چنان‌که پیش‌تر شرح داده شد، سه اصل بنیادین دارد: نخست، تعیین مسیرهای ورود و خروج توسط ایران (ورود از شمال جزیره لارک و خروج از جنوب آن)؛ دوم، الزام به عبور بی‌ضرر، به این معنا که هیچ کشتی‌ای حق تهدید امنیت ایران را ندارد؛ و سوم، پرداخت هزینه خدمات ارائه‌شده در آبراه. درباره اصل سوم توافق شده اجرای آن با یک وقفه شصت‌روزه همراه باشد، اما دو اصل نخست هم‌اکنون در حال اعمال است.

ظرف ۴۸ ساعت گذشته، آمریکایی‌ها به گمان آنکه فضای تفاهم، فرصتی برای محو قواعد جدید فراهم کرده، تلاشی آشکار برای از بین بردن مسیرهای تعیین‌شده ایرانی انجام دادند. خیال خامی که تصور می‌کرد ند پس از توافق، تنگه هرمز یکباره به حال و هوای پیش از جنگ بازمی‌گردد و آزادی عمل سابق احیا می‌شود.

بسیاری در داخل و خارج گمان می‌کردند به ازای اقدامات طرف مقابل (از جمله ویور صادرات نفت، رفع محاصره و اقدامات نیمه‌تمام در لبنان)، ایران نیز برگ برنده تنگه را از دست خواهد داد. اما آنچه در عمل به وقوع پیوست، اثبات عکس این تصور بود: ایران با قدرت و اجماعی کم‌نظیر نشان داد برگه تنگه هرمز را همچنان در دست خود نگه داشته و از اعمال حاکمیت خود کوتاه نخواهد آمد.

رفتار ایران در این برهه حاوی یک پیام راهبردی روشن بود: «اگر با زبان خوش و توافق شد، ترتیبات ما اعمال می‌شود؛ اگر نشد، با زور اعمال خواهد شد.» آمریکایی‌ها کوشیدند این اراده را بیازمایند. پاسخ دریافتی، پاسخی قاطع و فراتر از آن، اجماعی بود.

مقامات سیاسی و نظامی، تیم مذاکره‌کننده و فرماندهان عملیاتی، همگی در این نقطه متحد شدند که هیچ چیز جز قواعد مدنظر ایران نباید بر تنگه حاکم شود.

تلاش آمریکا برای تضعیف توان عملیاتی و نظارتی ایران در منطقه نیز ناکام ماند. آنها نقاطی را ده‌ها بار هدف قرار دادند، اما هر بار پاسخ قدرتمندتری دریافت کردند – از جمله حمله امروز صبح که پاسخ کوبنده‌ای به برخی پایگاه‌هایشان در منطقه داده شد.

نکته اساسی اینجاست که در پایان این چرخه، نه تنها توان ایران برای کنترل و اجرای عملیات در تنگه تضعیف نشد، بلکه روزبه‌روز مستحکم‌تر گردید. بن‌بست نظامی آمریکا برای یافتن فرمولی جهت بازگشت به گذشته، بار دیگر خود را نشان داده است.

این کشمکش ممکن است در ساعات و روزهای آینده تشدید شود. اما اینجا نقطه عطف ماجراست: ما مصمم‌ایم آنچه را که به لحاظ سیاسی از دشمن گرفته‌ایم، این بار در میدان تثبیت کنیم. باید به آنان تفهیم شود که ایران از «ترتیبات» خود در تنگه هرمز عقب‌نشینی نخواهد کرد. این آمریکا و متحدان عرب آن هستند که باید بپذیرند یک تنگه هرمز جدید، از دل جنگ رمضان متولد شده است.

آنچه ما اکنون انجام می‌دهیم، در واقع ارائه تفسیر عملی ایران از توافقنامه است. کلمات روی کاغذ یک چیز است و نحوه اجرای آن در عرصه واقعیت، چیزی کاملاً متفاوت. ما داریم به آمریکا نشان می‌دهیم که این توافق از نظر ما چگونه اجرا خواهد شد.

این مسیر، اگر هزینه ‌هایی هم داشته باشد، باید پرداخت شود تا حاکمیت کامل بر تنگه تثبیت شده و پس از شصت روز، روند فروش خدمات و کسب درآمد از این آبراه راهبردی، به فرآیندی تغییرناپذیر و نهادینه تبدیل گردد. 

*دستیار رییس مجلس