وطنفروشی دولت لبنان یا پروژه مصادره تفاهمنامه
فرهیختگان نوشت:
دولت لبنان برای ضربه به مقاومت و شیعیان که یکسوم تا نیمی از شهروندان این کشور را تشکیل میدهند، هیچ ابایی از متهم شدن به خیانت و پیروی از خواستههای دشمن خارجی ندارد. دولت این کشور روز جمعه (۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶) توافقی را با میانجیگری آمریکا با رژیم صهیونیستی امضا کرد که ۱۴ بند دارد و هیچکدام خالی از دستور کارهای دشمن نیستند. جوزف عون، رئیسجمهور و تمام سلام، نخستوزیر لبنان روی کار آمدن خود را مرهون ماشین جنگ، ترور و توطئه رژیم صهیونیستی میدانند و تقویت آن را برخلاف منافع شخصی و جریانی تعبیر نمیکنند.دولت وابسته عون - سلام در همراهی با دشمن قصد داشت توافق مزبور زودتر از تفاهم اولیه ایران با آمریکا نهایی گردد که آتشبس نسبی را به ارمغان آورد، اما فشارهای شدید تهران با ابزار تنگه هرمز و اجرای عملیات نصر در پاسخ به حمله رژیم به ضاحیه، زمانی برای دشمن باقی نگذاشت.
مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی برایناساس سرعت گرفت و مستقیم شد تا تحولات این کشور از مناسبات با ایران خارج شود. تهران اصرار دارد در هرگونه توافقی برای پایاندادن به جنگ رمضان، تمام جبههها بهویژه لبنان جزئی از آن باشند. دشمن میخواهد ارتباط میان جبههها را قطع کند؛ اما تهران در قالب سیاست «وحدت ساحات» به دنبال یکپارچه ساختن آنهاست تا دشمن نتواند یکبهیک و جداگانه به جنگ آنها برود.
طبق تفاهمنامه اولیه ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا جنگ در لبنان باید متوقف شده و رژیم صهیونیستی در پایان آن از اراضی لبنان عقبنشینی کرده باشد. رژیم صهیونیستی با امضای تفاهمنامه و تهدید نظامی ایران مجبور شد پیش روی خود در جنوب را متوقف کند، اما اعلام خروج برخی از یگانهایش را زمانی اعلام کرد که خبر توافقش با دولت لبنان منتشر شد. برایناساس صهیونیستها میخواهند هرگونه عقبنشینی نسبی یا کاملشان از جنوب لبنان ذیل توافق با دولت این کشور دیده شود، نه توافق میان ایران و آمریکا...
*****
گلوی دشمن را رها نکنید
کیهان نوشت:
تنگه هرمز گلوگاه حیاتی اقتصاد جهان است. آمریکا میداند اگر ایران تنگه را ببندد، تنفس اقتصادی غرب قطع میشود. به مسئولان تأکید میکنیم که نباید گلوی دشمن را رها کرد. وقتی ترامپ میگوید اگر با ایران توافق نمیکردیم، ذخایر نفت ما 4 هفته دیگر تمام میشد یا در مصاحبه با آکسیوس میگوید طولانی کردن جنگ با ایران باعث رکود جهانی میشد، چرا باید در تفاهم و توافق، تعهد به بازگشایی تنگه هرمز بدهیم و هدیه بدهیم به دشمنی که هرچند نتوانست به اهدافش در سرنگونی نظام، تجزیه ایران و تصاحب نفت ایران و... برسد اما رهبر انقلاب، جمعی از مردم و مسئولان و فرماندهان را ترور کرد و خسارت وارد کرد. مسئولان باید مطابق دستورات رهبر انقلاب عمل کنند وگرنه باید پاسخگو باشند.
هزینه خطای آمریکا بسیار سنگین است. آمریکا و رژیم صهیونیستی نمیتوانند اراده ایران را بشکنند. آنها با قدرتی روبهرو هستند که نه از تهدید میترسد نه از جنگ. ما بر روی خاک خود و آبهای خود حاکمیت مطلق داریم. نیروی دریایی سپاه مرزها را مشخص کرده است. هر کشتی متخلفی که بخواهد از مسیرهای غیرمجاز استفاده کند، با پاسخ سنگین ایران روبهرو میشود.
*****
جنگ بُرده را نبازیم
قدس نوشت:
تقریباً همه کارشناسان، تحلیلگران و رسانههای داخلی و خارجی بر یک نکته همنظرند: پیروز جنگ رمضان، ایران است. این پیروزی، به معنای بقای نظام و ایران و ناکام ماندن دشمنان در دستیابی به اهدافشان، بیتردید نصرتی الهی و معجزهای آشکار بود؛ نعمتی که باید آن را با همه توان پاس داشت و از هر گونه سهلانگاری در حفظ آن پرهیز کرد.
یکی از مهمترین عناصر و عوامل این پیروزی حضور و حمایت همه مردم در خیابان، خانه، کارخانه و در همه عرصههای مدنی بود. وحدت و اتحاد ملی ایرانیان تنها یک ارزش ملی نیست بلکه یک عنصر قدرت ملی و سلاح دفاع میهنی است. تبدیل این نصرت الهی و این فرصت ملی به محل نزاع، تفرقه و تشتت هم کفران نعمت است و هم تبدیل فرصت ملی به تهدید میهنی که به هر طریقی باید از آن پرهیز کرد. «لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید». نیک میدانیم که نعوذ بالله اگر عذاب خدا نازل شود، چپ و راست و انقلابی و غیرانقلابی و... نمیشناسد.
با این همه، واقعیت آن است که گرچه پیروزی بزرگی نصیب ایران و ایرانیان شده، اما بهسبب حجم بالای انتقادات درست و نادرست نسبت به متن تفاهمنامه، شیرینی این پیروزی هنوز آنگونه که باید در کام مردم ننشسته است. مقصود این قلم البته هرگز آن نیست که نباید هیچ نقدی نسبت به متن تفاهمنامه مطرح شود؛ بلکه پیشتر نیز بر ضرورت نقد منصفانه و دقیق تأکید شده بود. مسئله اصلی، میزان درگیری روان جمعی پیرامون این موضوع است. موضوع تفاهمنامه، بیتردید فرع بر آن پیروزی بزرگ و تاریخی است که اکنون در روزهای آغازین خود قرار دارد؛ اما متأسفانه برخی رسانهها، منابر و تریبونها چنان در اثبات ادعای خود یکهتازانه پیش میروند و از هیچ انگ و تهمتی به طرف مقابل فروگذار نمیکنند که توازن روایتها را از دست داده و مخاطب را دچار سردرگمی کردهاند.
*****
وفاق و نفاق
اطلاعات نوشت:
در روزهای اخیر که ملت ایران در عزای سیدالشهدا و مراسم تاسوعا و عاشورا سیاهپوش بود، میباید از معنویت و تاریخ و مناسک و شرح سلوک دلها سخن گفته میشد. دل و جان در سوگ و مویه بود؛ باغ رضوان و گلدسته ایوان سیاهپوش بود.
اما در این فضای معنوی و حال و هوای مینوی، متأسفانه صدای دیگری هم شنیده شد. لاف و گزاف قدرت پرستان از این سو و آن سو به نام دین و مذهب و حتی در پوشش دفاع از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری بلند شد و چه غوغا و هیاهویی هم به راه انداختند! رئیس جمهور و دولت و وزیر خارجه و رئیس مجلس و اعضای شورای منیت ملی را اتهامها زدند و دیگر نمیگویم چه ناسزاها هم به اتهامات افزودند و فقط امیدوارم دستگاههای امنیتی و انتظامی و قضایی متوجه وظایف خود باشند و شرایط جنگی کشور را در نظر بگیرند و خاطی را به تناسب اگر گوشمال و کیفر نمیدهند، باری انذار و بیم یا اندرزی دهند. زیرا امروز هر التهاب و اضطرابی به سود دشمن، به ویژه دشمن فرصت طلب و خونریز صهیونی است که دست از عداوت و تعرض برنداشته و هر لحظه درحال توطئه و خباثت است...بدترین قسمت ماجرا اما کوبیدن بر طبل جنگ است و خوابیدن در باد فیروزیهای آینده و فتوحات آخرالزمانی و نقل سخن از حضرت حجت روحی فداه و نشانهها و خواب دیدار و بلکه پیامهای آن وجود گرامی به برخی افراد خاص، همانند خوابهایی که درباره معجزه هزاره سوم دیدند و گفتند و کشور را به سمت و سویی بردند که: یکی داستان است پر آب چشم.
*****
مذاکره با تضمین
همشهری نوشت:
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است تیم مذاکرهکننده، تجربه نقض تعهدات، تحولات لبنان، حملات منطقهای، تداوم تهدیدهای خارجی و ضرورت تضمین و راستیآزمایی را با صلابت در مذاکرات یادآوری کند. منافع ملی، امنیت کشور و عزت ملت ایران، با تکرار اعتمادهای بیپشتوانه تأمین نمیشود، بلکه با واقعبینی، اقتدار و پایبندی به اصول حفظ خواهد شد.
در کنار همه این ملاحظات، یک واقعیت اجتماعی مهم نیز نباید از نظر دور بماند و آن حضور قابلتوجه مردم در صحنههای اجتماعی و خیابانها در ماههای اخیر است؛ حضوری که نشان میدهد افکار عمومی نسبت به تحولات منطقه، تهدیدهای خارجی و مسیر مذاکرات بیتفاوت نیست. این حضور، پیامی روشن دارد: جامعه ایران انتظار دارد تصمیمات مهم کشور با درنظرگرفتن منافع ملی، امنیت و عزت کشور اتخاذ شود. طبیعی است که چنین مطالبهای باید در فرایندهای تصمیمگیری و مذاکره نیز دیده شود. هر مذاکرهای زمانی میتواند از پشتوانه واقعی برخوردار باشد که مطالبات و حساسیتهای افکار عمومی در آن لحاظ شود و مذاکرهکنندگان بدانند که جامعه با دقت مسیر تحولات را دنبال میکند و انتظار دارد نتیجه هر توافقی، تأمینکننده منافع و حقوق ملت ایران باشد.
*****
از هستهای تا فوتبال
اعتماد نوشت:
به چگونگي آفسايد اعلام شدن بازيكنان توجه كنيم. سايهاي از گوشه اندام يك بازيكن و بند كفش بازيكني ديگر در نقطهاي خاص، آفسايد اعلام ميشود. اين تصميم فيفا و رييس ايتاليايي آن جياني اينفانتينو، بيدرنگ آدمي را به ياد رافائل گروسي، مديركل آژانس بينالمللي انرزي اتمي مياندازد. او در خردادماه ۱۴۰۴ در نشست شوراي حكام آژانس، آشكارا گزارشي غيرواقعي و بيپروا داد كه زمينه حمله امريكا و اسراييل در جنگ ۱۲ روزه عليه ايران را فراهم كرد.
اين مرد آرژانتيني در جنگ ۴۰ روزه، زماني كه پرتابهاي ناشناس در چندصد متري تاسيسات هستهاي امارات فرود آمد، بارها لب به انتقاد و محكوم كردن گشود؛ اما هرگز حاضر نشد در برابر حملههاي سهمگين امريكا عليه تاسيسات هستهاي مشغولبهكار ايران كه زير نظر مستقيم آژانس فعاليت داشتند، كلمه و سخني در محكوميت آن بگويد. اين دو عملكرد دو سازمان رسمي و بينالمللي، يكي در حوزه فوتبال و ديگري در زمينه هستهاي آدمي را به فكر فرو ميبرد. به نظر ميآيد بايد از اين دو موضوع درس گرفت و قدري در مورد سياست خارجي، تعاملهاي بينالمللي و كاركرد منافع ملي بازانديشي كرد.
چنانكه سيدحسين مرعشي، دبيركل حزب كارگزاران سازندگي در اين باره اظهار ميدارد: «ايران بايد از اين به بعد، روابط تجاري، سياسي و فرهنگي خود را كاملا بر اساس منافع ملياش تنظيم كند و در دوره جديد با اروپا، روسيه، امريكا، ژاپن و كشورهاي آسيايي و همه كشورها مراودات سياسي و تجاري خود را داشته باشد.
*****
حفظ ظاهر ترامپ در ماجرای آزادسازی دارایی های ایران
مشرق نوشت:
برخی شواهد نشان میدهد که آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، برخلاف دوره برجام که صرفاً یک «امتیاز داوطلبانه» از سوی آمریکا تلقی میشد، اکنون به یک «ضرورت اقتصادی اجتنابناپذیر» برای دولت ترامپ تبدیل شده است. اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی، کاخ سفید را ناگزیر به گشایش اقتصادی در قبال تهران ساخته است.
البته با وجود این اجبار ترامپ با بهرهگیری از مکانیسمهای ادراکی (انتقال مسئولیت پرداخت به اعراب، شرطگذاری وجوه برای خرید کالاهای آمریکایی، و تکذیب پرداخت مستقیم) در تلاش است تا «ظاهر قدرت» را حفظ کرده و از هزینههای سیاسی سنگین عقبنشینی در برابر ایران بکاهد.
با این حال، این ترفند در میان دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان با واکنش منفی مواجه شده و اعتبار سیاسی او را در آستانه انتخابات میاندورهای به خطر انداخته است.
اما به نظر میرسد که محتملترین سناریو با توجه به شخصیت ترامپ و سابقه کارشکنیهای کنگره، سناریوی دوم (توقف مذاکرات بر سر داراییها و بازگشت تنش) ارزیابی میشود. با این حال، فشار اقتصادی ناشی از تنگه هرمز، میتواند ترامپ را به سمت سناریوی نخست (آزادسازی مشروط و تدریجی) سوق دهد، در هر صورت، نباید از احتمال سناریوی سوم و بازگشت جنگ غافل شد.
از منظر جمهوری اسلامی، حتی آزادسازی مشروط و تدریجی داراییها نیز یک «دستاورد راهبردی» محسوب نمیشود بلکه میتواند به عنوان اهرمی برای تقویت توان بازدارندگی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، نباید از این واقعیت غافل شد که بخش اعظم داراییها (بیش از ۵۰ درصد) همچنان شناسایینشده یا مورد اختلاف حقوقی است و مکانیسمهای پیشنهادی آمریکا دسترسی ایران به این منابع را با محدودیتهای جدی مواجه میسازد.
تهران با درک عمیق از فشار دوگانه بر ترامپ، میتواند با اتخاذ راهبردی فعال و هوشمندانه، ضمن حفظ دستاوردهای خود، از این فرصت برای بازتعریف معادلات درونی بهرهبرداری کند، این راهبرد به صبر، ظرافت و دوری از تنشهای سیاسی درونی بستگی دارد.
*****
معنای علی الاصول
شرق در یادداشتی به قلم احمد شیرزاد نوشت:
در بیانیه ای که رهبر معظم انقالب، جناب آقا سیدمجتبی حسینی خامنه ای، در مــورد تفاهم با آمریکا صــادر کردند، کلمه علی الاصول به کار برده شــده بود. من در مقام مفســر فرمایشــات معظم له نیستم؛ اما به عنوان یک شنونده ســاده، از کلام ایشان برداشت عجیبی نکردم و محتوا و معنای کلام را وافی به مقصود دانستم.
برخی از افراد که شاید برای نخستین بار عبارت علی الاصول را شنیده اند، برداشت های عجیب و دور از ذهنی داشتند. شاید تصور آنها این بود که «بنا بر اصول و ارزش های دینی و انقلابی» باید کار دیگری می شد که اکنون بنا بر مصالح غیر از آن عمل می شــود. البته در خبر نقل شده عبارتی در داخل قلاب به صورت [در مورد تفاهم نامه] اضافه شده بود که در متن اصلی وجود نداشت که مفهوم را با مشکل مواجه می کرد و بعدا تصحیح شد. اما صرف نظر از این جزئیات، معنای بیانیه رهبری معظم روشن و واضح است. ایشان اصولا دیدگاه خوشــبینانه ای به تعهدات و قول و قرارهــای آمریکایی ها ندارند؛ ما و بسیاری از شهروندان هم همین طور. بااین حال، در شرایط موجود و با توجه به مســیری که حوادث پیش رفته، مخالفتی با مذاکره با آنها و مسیری که جناب آقای رئیس جمهور در پیش گرفته اند، ندارند. این مثل آن است که بگوییم برای رفتن از تهران به مشهد علی الاصول باید از شاهرود رد شد، ولی حالا که مسیر حوادث ما را به جاده دیگری کشانده است، با طی کردن آن نیز مخالفتی نداریم.