دکتر محمد عبدالحسینی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان- گروه تعاملی
در روزهایی که کشور با شرایطی حساس روبهروست و همه بر ضرورت انسجام ملی و حفظ توانمندیهای کشور تأکید میکنند، شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به این نکته توجه کنیم که قدرت یک کشور تنها در تجهیزات، زیرساختها و منابع مادی خلاصه نمیشود. بخش مهمی از قدرت ملی، حاصل دههها تلاش خاموش معلمان، پژوهشگران، دانشمندان و اعضای هیئت علمی دانشگاههاست که عمر، توان، استعداد و زندگی خود را صرف آموزش، پژوهش و تربیت نسلهای آینده کردهاند. دستاوردهایی که امروز در عرصههای مختلف فنی و مهندسی، علوم پایه، پزشکی، سلامت، کشاورزی، صنایع، معادن، امنیت غذایی و حتی علوم انسانی و اجتماعی شاهد آن هستیم، محصول یک روز و یک دولت نیست.
این دستاوردها نتیجه انباشت دانش، تجربه و مجاهدت نسلهایی از نخبگان این سرزمین است. سرمایهای که شکلگیری آن دههها زمان برده و تضعیف آن میتواند خسارتهایی برجای بگذارد که آثارش به آسانی قابل جبران نخواهد بود. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که فرسایش سرمایه انسانی، مهاجرت نخبگان، کاهش انگیزه و احساس بیعدالتی در میان نیروهای علمی، آرام و تدریجی رخ میدهد، اما آثار آن در بلندمدت بر توسعه، فناوری، سلامت، امنیت غذایی، اقتصاد و حتی تابآوری کشور آشکار میشود. دانشگاه زمانی میتواند موتور محرک پیشرفت و حل مسائل کشور باشد که امید، انگیزه، آرامش و احساس کرامت حرفهای در آن زنده بماند. جامعه دانشگاهی، همچون سایر اقشار، با مشکلات اقتصادی و فشارهای معیشتی مواجه است و اعضای هیئت علمی و پژوهشگران نیز از این شرایط مستثنی نیستند. در سالهای اخیر، فاصله میان هزینههای زندگی و دریافتی بسیاری از دانشگاهیان افزایش یافته و نگرانیهای معیشتی، بخشی از ظرفیت و تمرکز آنان را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، طبیعی است که هر اقدامی برای بهبود وضعیت و تقویت امید در جامعه علمی، بتواند به افزایش انگیزه و آرامش این سرمایه ارزشمند کمک کند. برعکس، طولانی شدن نارضایتیها، تأخیر در اجرای تصمیمات و احساس بیتوجهی، میتواند آثار نامطلوبی بر روحیه و انگیزه دانشگاهیان بر جای بگذارد. مسئله منزلت و معیشت جامعه دانشگاهی، صرفاً یک موضوع صنفی نیست؛ موضوعی مرتبط با آینده کشور است. حفظ سرمایه انسانی، کمتر از حفظ سایر سرمایههای ملی اهمیت ندارد. اگر سالها برای تربیت یک استاد، پژوهشگر یا متخصص هزینه شده است، صیانت از امید، انگیزه و کرامت حرفهای او نیز باید بخشی از راهبرد توسعه و اقتدار ملی تلقی شود. لازم است همه کسانی که در تصمیمگیری و اجرا نقش دارند، نسبت به پیامدهای بلندمدت این مسائل حساس باشند. تضعیف امید در دانشگاه، حتی اگر ناخواسته باشد، میتواند یکی از مهمترین پشتوانههای پیشرفت و قدرت کشور را دچار فرسایش کند. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به آرامش، امید و انگیزه نخبگان و دانشگاهیان خود نیاز دارد. حفظ کرامت و منزلت جامعه علمی، دفاع از منافع یک قشر خاص نیست؛ دفاع از آینده ایران است.