دنیا پر از مکانهای اسرارآمیز و ترسناکی است که داستانهای عجیب، افسانههای محلی و اتفاقات غیرقابل توضیح درباره آنها گفته میشود. برخی از این مکانها به خاطر حوادث تلخ تاریخی و بعضی دیگر به دلیل روایتهای ماورایی شهرت پیدا کردهاند. در ادامه با ترسناکترین مکانهای دنیا آشنا میشویم.
جنگل آئوکیگاهارا – ژاپن
این جنگل که در دامنه کوه فوجی قرار دارد، به «جنگل خودکشی» معروف است. سکوت سنگین، مسیرهای پیچیده و داستانهای تلخ باعث شده این مکان یکی از ترسناکترین نقاط جهان شناخته شود.
این جنگل با مساحت تقریبی معادل ۳۵ کیلومتر مربع (۱۴ مایل مربع)، کمتر از ۱۰۰ مایل در غرب توکیو واقع است. این جنگل دارای تاریخچهای مرتبط با شیاطین است و به عنوان خانه یورهای: ارواح مردگان در اسطورهشناسی ژاپنی شهرت دارد و به مکانی به شدت متداول برای خودکشی مبدل شده است، از این رو آئوکیگاهارا به عنوان دومین مکان محبوب دنیا برای خودکشی بهشمار میرود.
از سال ۱۹۵۰، بسیاری از تاجران ژاپنی وارد جنگل شدهاند و حداقل ۵۰۰ نفر از آنها بازنگشتهاند، و این آمار هر سال بین ۱۰ تا ۲۰ نفر در حال افزایش است (۷۸ نفر در سال ۲۰۰۲، ۱۰۵ نفر در سال ۲۰۰۳، ۱۰۸ نفر سال ۲۰۰۴ و ۵۴ نفر در سال ۲۰۱۰) به همین دلیل پلیس نشانههایی به زبانهای ژاپنی و انگلیسی برای جلوگیری از خودکشیها با مضمون «زندگی هدیهای گرانبها از طرف پدر و مادر شماست»، «یکبار دیگر به پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر و فرزندان خود بیندیشید» یا «لطفاً قبل از اینکه تصمیم به خودکشی بگیرید با پلیس مشورت کنید!» در سراسر جنگل و بر روی درختان قرار میدهند.
جزیره عروسکها – مکزیک
در نزدیکی مکزیکوسیتی جزیرهای وجود دارد که پر از عروسکهای کهنه و آویزان از درختان است. گفته میشود صاحب این جزیره برای آرام کردن روح یک دختر غرقشده این عروسکها را جمعآوری کرده بود.
داستان شکلگیری این جزیره به افسانهها بازمیگردد. براساس مطالعاتی درباره این افسانه حدود پنجاه سال پیش دختربچهای در نزدیکی این جزیره غرق میشود و جسد او را فردی به نام جولیان پیدا میکند. زمانی که جولیان جسد دختربچه را پیدا میکند، عروسک او نیز همراهش بوده است. جولیان که فردی مذهبی بود، اعتقاد داشت شیطان روح دختربچه را آزار میدهد؛ به همین دلیل عروسک دختربچه را پاره و به درخت آویزان کرد تا روح شیطانی که سبب آزار دختربچه میشد در عروسک رسوخ کند و کاری با دختربچه نداشته باشد.
اما اگر عکسهایی از این جزیره را دیده باشید متوجه خواهید شد که فقط یک عروسک در این جزیره نیست و تعداد زیادی عروسک از درختان آویزان شدهاند. درواقع جولیان با جمعآوری عروسکها از آبهای اطراف و آویزان کردن آنها به درختان میخواست به دختربچه اطمینان دهد که دیگر شیطان روح او را آزرده نخواهد کرد. همین امر سبب شد تعداد عروسکهای آویزانشده از درختان بیشتر شود. یکی از دلایل نامگذاری این جزیره نیز همین افسانه جولیان است.
جزیره پووگلیا – ایتالیا
این جزیره کوچک در نزدیکی ونیز زمانی محل قرنطینه بیماران طاعون بوده است. بعدها نیز از آن به عنوان بیمارستان روانی استفاده شد و به همین دلیل شهرتی ترسناک پیدا کرده است.
جزیره کوچک پوگلیا در سال ۱۷۷۶ تحت نظارت «اداره سلامت و درمان عمومی» (jurisdiction of the Magistrato alla Sanità) ایتالیا قرار گرفت و همانند یک ایستگاه بازرسی، افرادی که از طریق کشتی خواهان ورود به ونیز بودند، ابتدا در این جزیره توقف میکردند و سلامت آنها بررسی میشد و در صورت مشکوک بودن به طاعون بستری میشدند. این روند ادامه داشت تا اینکه حدودا ۲ دهه بعدتر، در سال ۱۷۹۳ دو کشتی که حامل تعدادی مبتلا به بیماری طاعون بودند به این جزیره منتقل شدند و پوگلیا موقتا به یک مرکز بستری بیماران طاعونی تبدیل شد.
در ایتالیا به مناطقی که بیماران در آن بستری و قرنطینه میشدند لازارتو (lazaretto) میگفتند و طولی نکشید که در سال ۱۸۰۵ پوگلیا از یک لازاراتوی موقت به یک لازارتوی دائمی تبدیل شد و صدها هزار بیمار در آن بستری شدند. تا سالهای ۱۸۱۴ تا ۱۹۲۲ جزیره پوگلیا به منطقهای تبدیل شده بود که هر کسی کوچکترین علائم بیماری از خود نشان میداد به آن تبعید میشد و رقم بالایی از انسانهایی که حتی دچار طاعون نیز نشده بودند با ورود به پوگلیا دیگر موفق به خروج از آن نشدند.
گفته میشود حدود ۱۶۰ هزار نفر در این جزیره، در گودالهای بزرگی که به عنوان گورستانهای جمعی به کار میرفت دفن شدند یا سوزانده شدند. این رقم برای این جزیره کوچک آنقدر زیاد بود که گفته میشود هماکنون ۵۰ درصد از خاک این از خاکستر و جنازه تجزیه شده ایتالیاییها تشکیل شده است.
داستانهای محلی حاکی از این است که ارواح مردگان به ویژه کسانی که بدون مبتلا بودن به این بیماری به آن تبعید شدند در جزیره سرگردان هستند و حتی بازدید کنندگان با ورود به جزیره میتوانند انرژی منفی حاکم را حس کنند. البته این تمام ماجرا نیست. گذشته شوم پوگلیا و ماجرای تسخیر شدن آن توسط ارواح یک دلیل اصلی دیگر هم دارد.
اگر باری دیگر به زمان سفر کنیم و نگاهی به اتفاقات سالهای۱۹۲۲ تا ۱۹۶۸ بیندازیم، متوجه تیمارستانی میشویم که در آن ساخته شده بود. در واقع پس از اتمام همهگیری طاعون، یک تیمارستان بزرگ برای نگهداری بیماران روانی ساخته میشود. مهمترین اتفاقات غیر منتظرهای که از این تیمارستان درز پیدا کرده است مربوط به پزشک دیوانهای میشود که روی بیماران خود شکنجه و آزمایشات غیر قابل تحملی را پیاده میکرد و منجر به قتل بسیاری از بیماران خود شده بود. پزشکی که در نهایت به دلیل آزار و اذیت ارواح دست به خودکشی میزند و خود را از بالاترین ساختمان این جزیره (bell tower) به پایین پرتاب میکند. البته عدهای نیز میگویند که شخصی که خود را از ساختمان به پایین پرتاب کرد یک پزشک دیگر بود.
به هر حال گذشته تاریک این مکان تا پیش از قرن ۲۱ آنقدر بر افکار عمومی تاثیر گذاشته بود که هرکسی شهامت ورود به این جزیره را پیدا نمیکرد. از این رو دولت ایتالیا تصمیم به مزایده گذاشتن جزیره پوگلیا میکند تا سرمایهگذاران تیمارستان را به یک هتل بزرگ تبدیل کنند. هرچند کماکان این جزیره خصوصی نشده و به عنوان یک مکان دولتی که ورود به آن غیر قانونی است شناخته میشود.
هتل استنلی – آمریکا
این هتل در ایالت کلرادو الهامبخش رمان و فیلم معروف «درخشش» بوده است. برخی مهمانان ادعا کردهاند صداها یا اتفاقات عجیب در این هتل تجربه کردهاند. هتل تاریخی استنلی، واقع در دل کوهستان راکی (Rockie Mountain)، بیشتر شهرت خود را مدیون رمان درخشش (The Shining) است؛ زیرا استفن کینگ (Stephen King) این رمان را با الهام از این مکان نوشته است.
در سال ۱۹۱۱ میلادی در اتاق ۲۱۷ هتل استنلی، گاز نشت پیدا کرد؛ زمانی که سرپیشخدمت هتل، الیزابت ویلسون (Elizabeth Wilson)، با شمعی روشن وارد اتاق شد، انفجاری مهیب اتفاق افتاد و کل بخش غربی هتل را نابود کرد. باوجوداینکه الیزابت از آن انفجار جان سالم به در برد، بسیاری بر این باور هستند که روح الیزابت بعد از مرگ دوباره به جایی برگشته است که زمانی از آن مراقبت میکرد. الیزابت، تنها یکی از چندین روحی است که این هتل را تسخیر کردهاند و کنار ارواح صاحبان اصلی هتل استنلی، یعنی فلورا (Flora) و اف او استنلی (F.O Stanley) در این مکان رفتوآمد میکند.
جنگل هویا باچیو – رومانی
این جنگل به «مثلث برمودای رومانی» معروف است. گزارشهایی از نورهای عجیب، صداهای غیرعادی و احساسات عجیب در این منطقه نقل شده است. جنگل هویا، که گردشگران زیادی را به خود جذب کرده است در عین حال هم از مخوف ترین مکان ها برای گشت و گذار است. این جنگل ، در نزدیکی «کلوژ ناپوکا» و درست در نزدیکی محوطه روباز «موزه ی ترانسیلوانیا» قرار گرفته است.
در این جنگل اتفاقات عجیبی رخ داده که به گفته برخی، افراد زیادی به آن جا رفته و دیگر بازنگشته اند. حتی گفته شده رد پای آدم فضایی ها در این مکان دیده شده است. درست است که بازدید از جنگل و دیدن درختان و پوشش گیاهی حس و حال خوبی به ما دست میدهد و شنیدن صدای پرندگان و آرامش خاصی که حاکم بر آن است برایمان جذابیت دارد، اما بعضی از جنگل ها به جای اینکه جس خوب و آرامی به ما دست بدهد حس ترس و اضطراب و وحشت را در ما ایجاد میکند.
فکرش را کنید درختان عجیب و انبوه که اجازه عبور نور را نمیدهند و نمیگذارند فضا کاملا روشن شود و وجود مه غلیظ تصویر زیبای جنگل را از ما پنهان کند. دیدن چنین صحنه ای جذابیت طبیعت و دلنشین بودن تصاویر زیبای جنگل را از ما میگیرد. یکی از ترسناک ترین جنگل دنیا در نزدیکی شهر « کلوژ-نپوکا» کشور ، جنگلی به اسم هویا باچو (Hoia Baciu Forest) که می گویند این جنگل بزرگ ۲۵۰ هکتار مساحت دارد و اتفاق های عجیبی که در آن رخ می دهد باعث شده که به آن مثلث برمودای رومانی بگویند.
جنگل بلک فارست – آلمان
این جنگل تاریک و مهآلود الهامبخش بسیاری از افسانهها و داستانهای ترسناک اروپایی بوده است و هنوز هم فضایی اسرارآمیز دارد. شاید برای تان سوال شده باشد که چرا این نام را برای جنگلی انتخاب کرده اند. جنگلی که هیچ گاه پرتو های نور به زمینش برخورد نمی کنند و قسمت های پایینی درختان تا به حال نوری به خود ندیده اند، برازنده ی چنین نامی است.
شاید با شنیدن اسم آن یاد کتاب یا فیلم ترسناکی افتاده باشید اما با ورود به این جنگل، دنیای جدید و فوق العاده ای را تجربه می کنید. در اصل نام جنگل سیاه بخاطر رنگ سبز تیره در چشماندازهای آنست که از رویش درختان کاج فراوان این جنگل پدید آمده است. زیبایی این جنگل بسیار بیشتر از جنبه ی ترس آن است. وجود درختان زیاد و متراکم منظره ای وصف نشدنی را ساخته. همچنین وجود کلبه هایی که از دوران قرون وسطا به جا مانده است زیبایی آن را دو چندان کرده و به همین دلیل سالانه گردشگران زیادی برای تماشای آن ها راهی این جنگل می شوند. اما در پس این زیبایی ماجرا هایی وجود دارد که قصه های زیادی را به وجود آورده و نیاکان رفتن افراد را به آن جا منع می کردند و از شوم بودن آن جا سخن می گفتند.
جنگل سیاه مانند بسیاری از مکان ها، همیشه در مه است و گاهی اوقات این مه آن قدر سنگین و زیاد می شود که افراد نمی توانند همدیگر را در فواصل بیش از ۲ متر پیدا کنند. مسیری ماپیچ در این جنگل وجود دارد که که از میان درختان انبوه گذر می کند، این مسیر با نام تیمبرلند شناخته می شود و اطراف آن را درختان صنوبر با برگ های قرمز رنگ پوشانده اند. این درختان را با مه و زمینی بدون نور تصور کنید آن زمان است که ترس و وحشت شما از این جنگل بیشتر می شود، حتی تا چند سال گذشته تابلوهایی در جنگل نصب شده بودند که روی آن ها نوشته شده بود در این مسیرها قدم نگذارید، که البته هیچوقت فرد یا افرادی که آن ها را نصب کرده بودند شناسایی نشدند. اما بسیاری از محلی ها بر این باور اند که باید این هشدار ها را جدی گرفت و بعضی از آن ها هم گفته اند که اتفاقات عجیبی در بخش هایی از این جنگل اتفاق افتاده و خودشان هم جرات ندارند که به تنهایی وارد جنگل شوند.
این جنگل از غرب تا رود راین و از جنوب تا دامنه های کوه آلپ در سوییس کشیده شده است. بلندترین قلهٔ این منطقه قلهٔ فلدبرگ با ۱٬۴۹۳ متر بلندی است. در حدود ۱۰ هزار سال پیش این جنگل پوشیده از برف و یخ بوده و به طریقی زیر آن مدفون بوده. اما با گذشت زمان و گرم شدن هوا، این برف ها ذوب شده اند و به دریاچه هایی زیبا تبدیل شده اند همچنین به مرور زمان بذر های درختان رشد کرده اند و سر به فلک کشیده اند. به دلیل زمین بکر و غنی که وجود داشته چنین بزرگ و عظیم شده اند تا جایی که به جنگل تبدیل شده و با عظمت خود این اسم را به دست آورده اند.
جمعبندی
بسیاری از مکانهای ترسناک جهان به خاطر تاریخ تاریک، حوادث غمانگیز یا افسانههای محلی شهرت پیدا کردهاند. همین ترکیب از واقعیت و داستان باعث شده این مکانها همچنان برای مردم جذاب و در عین حال ترسناک باشند.