از طرح مارشال تا صندوق بازسازی ایران؛ آمریکا چگونه در کشورها نفوذ می‌کند؟

محمدصادق امانی، گروه سیاسی الف،   4050331029 ۰ نظر، ۱۶ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

یکی از موضوعات مطرح شده از سوی امریکا در مذاکرات آتش‌بس جنگ تحمیلی سوم، تاسیس صندوق بازسازی جنگ برای جبران خسارت‌های ایران است. اگرچه جزئیات این پیشنهاد رسما اعلام نشده اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری خود در ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، اصل مطرح شدن صندوق بازسازی برای جبران خسارت‌های جنگ را تایید کرد. از سوی دیگر برخی رسانه‌های معتبر بین المللی گمانه‌زنی‌هایی مطرح کردند که قرار است منابع این صندوق از از شرکای بین‌المللی امریکا تامین شود و هزینه‌ای برای امریکا نخواهد داشت اما منافع متعددی برای امریکا در بر خواهد داشت.

با این حال بازیگردانی آمریکا در این صندوق، زنگ هشداری برای تصمیم‌گیران داخلی است؛ چرا که این کشور سابقه طولانی در استفاده از سیاست‌های اقتصادی برای رسیدن به منافع اقتصادی و سیاسی خود دارد. ۷ دهه پیش، در زمانی که کشورهای اروپایی درگیر جنگ جهانی دوم بودند و صنایع آن‌ها آسیب دیده بود، امریکا از مزیت دوری از منطقه درگیری استفاده کرد و به صادرکننده عمده اقلام نظامی و غیرنظامی به متفقین تبدیل شد.

امریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ با هدف جلوگیری از نفوذ شوروی در کشورهای اروپایی، مقدمه‌سازی برای ایجاد نظم سیاسی و نظامی، تثبیت جایگاه اقتصادی امریکا بعد از جنگ جهانی دوم و وابسته کردن اقتصاد اروپا به خود، طرح مارشال را مطرح و به اجرا در آورد.

این طرح در چارچوب حقوقی تحت عنوان قانون کمک‌های خارجی به مرحله اجرا درآمد. این قانون در سال ۱۹۴۸ به تصویب کنگره امریکا رسید. بر اساس طرح مارشال، امریکا در یک برنامه ۴ ساله با تامین کالا و لجستیک، صدور ضمانت‌نامه سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی به دنبال بازسازی اروپا بود.

طی دوران اجرای طرح مارشال، ۱۵ میلیارد دلار شامل ۱۳ میلیارد دلار خط اعتباری خرید کالاهای امریکایی و ۲ میلیارد دلار وام به کشورهای اروپایی داده شد. در سال ۱۹۴۸ این ۱۵ میلیارد معادل ۵.۵ درصد تولید ناخالصی داخلی ۲۷۰ میلیارد دلاری امریکا بوده است.

در طرح مارشال، چند محور مهم وجود داشت که منافع امریکایی‌ها را به صورت بلند مدت تامین می‌کرد؛ محور نخست، دادن اعتبار به جای پول به اروپایی‌ها و مشروط کردن استفاده از اعتبار به خرید از امریکا بود. با این شیوه، اروپایی‌ها مجبور به خرید کالاهای سرمایه‌ای و اساسی از امریکایی‌ها می‌شدند و این چنین منابع در نظر گرفته شده برای طرح مارشال به اقتصاد امریکا بر می‌گشت. همچنین بر اساس دستورالعمل کنگره امریکا، حمل و نقل حداقل نیمی از محموله‌های فله‌ای تأمین‌شده در جریان طرح مارشال به اروپا، باید با کشتی‌های امریکایی صورت می‌گرفت تا به صورت مشخص بخش کشتیرانی امریکا تقویت شود.

محور بعدی، بازچرخش اقساط کمک‌های اقتصادی هر کشور در پروژه‌های عمرانی همان کشور بود. بدین صورت که اقساط پرداختی کمک‌های هر کشور، در صندوق مستقلی در همان کشور نگهداری می‌شد و مدیریت، نظارت و هزینه‌کرد آن با آمریکایی‌ها بود. این موضوع ضمن دخالت دادن امریکا در تصمیم‌گیری داخلی اروپایی‌ها، حضور و نفوذ بلند مدت آنان را نیز تضمین می کرد.

امریکا توانست با اهرم کردن کمک‌های اقتصادی خود از طریق چند اقدام اقدام، اروپا را به خود وابسته کرده و از این که آن قاره در آینده به رقیبی برای امریکا تبدیل شود جلوگیری نماید. اقدام نخست، تشکیل سازمان همکاری‌های اقتصادی اروپا در سال ۱۹۴۸ به بهانه ایجاد تصمیم‌های واحد و تسهیل کمک های امریکایی بود. تصمیم بعدی هم تشکیل پیمان نظامی ناتو بود که به منظور مقابه با نفوذ شوروی صورت گرفت.

تشکیل این نهادها با اهرم کمک‌های اقتصادی سبب تسلط امریکا بر تصمیم‌گیری‌های اروپا به صورت نهادی و یکپارچه شد و طرف‌های اروپایی نیز نتوانستند با سیاست‌های خود مانع از تامین منافع امریکا شوند. همچنین این نهادها از رقابت های منفی میان کشورهای اروپایی جلوگیری کرده و مانع تضعیف آن‌ها در مقابل شوروی سابق و روسیه کنونی شدند.

حضور یک صندوق خارجی بازسازی با بازیگردانی امریکا نه با هدف توسعه اقتصادی ایران بلکه با توجه به سابقه تاریخی این کشور، با هدف صادرات محصولات خود و وابستگی اقتصادی بیشتر ایران همانند اروپا به امریکا صورت می‌گیرد. از سوی دیگر هرگونه مشروط کردن منابع در نظر گرفته شده برای بازسازی، به خرید از کشورهای خاص یا خرید از مسیرهای خاص، به دنبال محدود کردن تجارت خارجی ایران است.

ایران از دانش و مهارت کافی برای روش های تامین منابع، طراحی و اجرای فرآیند بازسازی آسیب‌های جنگ تحمیلی سوم بهره مند است و در صورت لزوم از تجربیات بین المللی هم استفاده می‌کند اما سپردن بازسازی‌ها به یک صندوق خارجی، نقض کننده استقلال و یکپارچگی حکمرانی در ایران و مشروعیت‌بخش نفوذ اقتصادی خارجی است. 

 
همچنین این نگرانی وجود دارد که امریکا صندوق بازسازی را مقدمه ای برای نظم‌سازی در غرب آسیا و خلیج فارس قرار دهد. بر این اساس بهتر است ایران، وعده نسیه را نپذیرد و غرامت را به صورت نقد دریافت کند و منتظر سرمایه‌گذاری‌های یک صندوق بازسازی موهوم با اهداف نامعلوم نباشد.