رویا فروشی در پساجنگ
فرهیختگان نوشت:
واقعیت این است که این روزها دو تفسیر حداکثری و یک تفسیر محتاطانه از شرایط پساتفاهم در سطح افکار عمومی و بهطور ویژه در فضای رسانهای کشور وجود دارد. یک گروه به همهچیز مشکوک بوده و برآورد آنها این است که هر لحظه امکان شروع جنگ وجود دارد. گروه دوم، رؤیافروشان هستند. این گروه امضای تفاهمنامه را به معنی اتمام دشمنی ۴۷ساله آمریکا و صهیونیستها با ایران میدانند و رؤیاهای خود از سرمایهگذاریهای کلان اقتصادی، اتمام محدودیتهای تحریمی، وفور منابع ارزی و دهها اتفاقی نام میبرند که این روزها مصداق واقعی و روی زمین آن، کاهش شدید قیمت دلار است. گروه سوم، گرچه محتاط بوده و تصور شروع جنگ را بعید نمیداند، اما بهشدت سعی میکند از ایجاد ترس و هراس در جامعه و همچنین رؤیافروشی دوری کند. این گروه سعی دارد واقعیتها را مدیریت کند.
درخصوص گروه اول باید توجه داشته باشیم ایجاد «ترس و هراس» در اقتصاد فقط یک احساس نیست، بلکه یک موتور ویرانگر است که زنجیرهوار تمام متغیرهای کلان و خرد را مختل میکند. بیجهت نیست اقتصاددانان میگویند ترس و هراس هسته اصلی اقتصاد رفتاری است. یکی از تبعات روانی هراس اقتصادی، تشدید انتظارات تورمی است که رفتار افراد را تغییر میدهد. احتکار و افزایش ناگهانی تقاضا، مارپیچ دستمزد-قیمت، کاهش سرمایهگذاری و خروج سرمایه، ورود پول به بازار داراییهای رقیب بخش مولد (طلا، ارز، مسکن یا خارج از کشور) تنها بخشی از تبعات هراس اقتصادی است. در سطح فردی و اجتماعی نیز افزایش اضطراب اجتماعی و فردی به فرسایش سرمایه انسانی منجر میشود. در واقع ترس اقتصادی، به پناهگاه امن روانی افراد حمله میکند. اختلال در تصمیمگیری فردی، کاهش بهرهوری (بهواسطه درگیری ذهنی)، کاهش تابآوری جامعه (شکنندگی سیستم)، کاهش ظرفیت برای تحمل و پذیرش و دفع شوک بعدی و افول سرمایه اجتماعی از دیگر تبعات هراس اقتصادی است. در مورد گروه دوم یعنی رؤیافروشان نیز باید گفت بدترین اتفاقی که این گروه برای کشور میتوانند رقم بزنند، هدررفت منابع ناشی از تصور وفور منابع، بیتوجهی به افزایش تابآوری اقتصادی با تصور اتمام تهدیدات و غافلگیری کشور در جنگ یا تهدید احتمالی بعدی است.
درنهایت ضرورت دارد بهجای توجه به ایجادکنندگان ترس و هراس و رؤیافروشان، جامعه و کشور در حالت «خوف و رجاء» که سفارش قرآن و احادیث بوده به شرایط پیش رو نگاه کند. با این نگاه، دولت میتواند آسیبهای واردشده را جبران کند و هم به تابآوری بیشتر اقتصاد و جامعه کمک کند.
*****
جنگ با ایران پایان یافته؟
خراسان نوشت:
تحولات یک روز گذشته پس از اعلام توافق نشان میدهد که جنگ در لبنان همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است. با این حال پرسش اساسیتر این است که آیا جنگ علیه خود ایران پایان یافته است؟ نمیتوان با قطعیت گفت که چنین شده و احتمال ازسرگیری آن همچنان وجود دارد.
دلیل این تردید آن است که با وجود ناکامی جنگ در دستیابی به اهدافش، هنوز موازنهای بازدارنده شکل نگرفته که تکرار آن را به طور کامل منتفی کند. مهمترین نشانه این وضعیت نیز رفتار اسرائیل است که از تداوم جنگ حمایت میکند و با هرگونه توافق مخالف است.
اگر جنگی تازه آغاز شود، ماهیت آن احتمالا متفاوت خواهد بود. با توجه به پیامدهای جهانی منطقهای شدن جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، بعید نیست راهبرد طرف مقابل تغییر کند؛ به این معنا که برای جلوگیری از تکرار آن شرایط، آمریکا از ورود رسمی به جنگی دیگر خودداری کند و پرونده جنگ عملا به اسرائیل سپرده شود.
واقعیت این است که در این جنگ، آمریکا بیش از اسرائیل آسیب دید و اذیت شد؛ هم به دلیل پیامدهای منطقهای شدن درگیری، هم به سبب بسته شدن تنگه هرمز و هم در نتیجه حملات فشرده به پایگاههایش در منطقه.
به نظر میرسد تهران نیز به این موضوع واقف است و میکوشد از طریق آمریکا، اسرائیل را مهار کند. از این منظر، این یادداشت تفاهم بیش از هر چیز یک «فرصت تنفس» برای دو طرف است؛ ایران با آزادسازی بخشی از داراییهای خود و رفع محاصره میکوشد در این دو ماه از تشدید بحران اقتصادی جلوگیری کند و آمریکا نیز میخواهد با باز شدن تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن را در داخل مهار کند.
****
قالیباف پزشکیان یا قالیباف خامنه ای؟
عبدالله گنجی تحلیلگر اصول گرا نوشته است:
تیتر این وجیزه را از عبارت فرمانده وقت سپاه پاوه به شهید چمران (فیلم چ)الهام گرفتم که گفت:"شما چمران خمینی هستید یا چمران بازرگان؟ " حال آنکه چمران برای حل یک بحران رفته بود و دولت بازرگان هم منتصب امام بود (از صندوق بیرون نیامده بود)و هدف ملی هم حل غائله پاوه بود.ایا شخصیت چمران از یک سو و ماموریت او در پاوه به این که چه کسی او را فرستاده تفاوت می کرد؟ برخی ذره بین بدست گرفته اند و وسواس بخرج می دهند که محوریت قالیباف در مذاکرات انتخاب رهبری است یا رئیس جمهور؟ تردید ندارم که کنه موضوع را می فهمند اما این وسواس برای این است که اگر انتخاب پزشکیان است واجد ملامت و توهین و مرگ است اما اگر انتخاب رهبری است صلاح نیست توهین و مرگ بشنود.جالب اینکه با این قاعده اگر توافق ضعیف هم بکند اما مرگ خواهان بدانند انتخاب رهبری است چشم پوشی می کنند اما اگر انتخاب پزشکیان باشد محتوا هم مهم نیست حتی شکل موضوع هم واجد ملامت و برچسب است.چگونگی این انتخاب برای خواص انقلاب آنقدر بدیهی است که استدلال بر آن خجالت آور است.خصوصا اینکه خواص با فهم ساختار کشور باید بفهمند که تدبیر رسانه ای خبر موضوع ، ارجاع به رئیس جمهور شد و تدبیر درستی هم بود.
****
راه درست، آمادگی تمامعیار برای مقابله با دشمن است!
محمدجواد لاریجانی نوشت:
مسئولان دقت کنند دچار اشتباه محاسباتی نشوند! یکی از زمینههایی که امکان اشتباه محاسباتی را در مسئولان بالا میبرد، عادت به "اطلاعات و مباحث محفلی" است. یعنی مسئولان در محفلهای کاملاً محدود، بدون فرصت بررسی و مطالعه و نقد گزارشهای حرفهای، مباحث مطروحه را گوش میدهند و چند دور که بحث میچرخد، احساس دانستن میکنند. کسانی که برای دانستن و آگاه شدن آمادگی مطالعه و بررسی انتقادی گزارشهای حرفهای را ندارند در معرض اشتباه محاسباتی جدّی هستند. به این امر تعلیمی، اضافه کنید برنامههای القاء تحلیلهای هادی بهاشتباه محاسباتی توسط عوامل پیچیده دشمن را. خصوصاً در شرایط جنگی امروز کشور، القاء نزدیک بودن"حملات انهدامی"، "همهجانبه و زمینی و هوایی" و سایر مکانیزمهای ارعابی، کاربرد فراوان در ایجاد اشتباه محاسباتی دارد. گاهی رئیس یک کشور از موضع دوستانه توصیه میکند که بر اساس خبر مهمّی که دریافت کرده آمریکا در آستانه حمله وسیع زمینی ـ هوایی است. اگر میتوانید زودتر توافق کنید!
خلاصه کلام: تمرکز بر ختم جنگ به معنای توقف فعلی و کاهش احتمال تجدید آن در آینده نزدیک ـ زیرا احتمال تجاوز دشمن جنایتکار هیچگاه صفر نمیشود! ـ هدف درست دیپلماسی است؛ لیکن راه آن با پیشکش کردن باجهای نقد و نسیه صورت نمیگیرد. بلکه دشمن را به تعرضهای دیگر تشویق میکند. راه درست، آمادگی تمامعیار برای مقابله با دشمن است، چه در حوزه تابآوریهای عمومی ـ خصوصاً اقتصادی و بهکارگیری اقتصاد جنگی و چه در آمادگیهای دفاعی.در پایان باید بگویم: برادران ما در دستگاه دیپلماسی زحمات فراوان کشیده و میکِشند و از خدای متعال برای آنها استواری و توفیق خدمت میخواهیم.
*****
تجریش؛ ویترن جامعه مطلوب ایران
علی ربیعی در اعتماد نوشت:
خيابان هميشه عنصرِ پيونددهنده همگان بود. امروز ما ميتوانيم بار ديگر خيابان را به بستري براي تقويت روح ملي، بروز نشاط اجتماعي و تجلي هويت جمعي تبديل كنيم. نگاه كنيد به نمونه «ميدان تجريش»؛ جايي كه در فاصلهاي كوتاه، تلاقي سنت و مدرنيته را به وضوح ميتوان ديد. تجريش، ويتريني از تنوعِ نسلها و ديدگاههاست؛ از فضاي عبادي امامزاده صالح تا ريختِ اجتماعي مشتريانِ بازارهاي سنتي و پاساژهاي مدرن. ميدان تجريش، الگويي از «تكثر در پيرامون يك كانونِ شهري» است؛ جايي كه تنوعِ موضع، ديدگاه و پوشش در كنار هم همزيستي ميكنند و طيف وسيعي از «ميداندارهاي حماسي دوران جنگ» تا «دورهميهاي گردشگرانه» را در خود جاي ميدهد. ما به چنين فضاهايي براي بازيابي هويتِ مليمان نياز داريم.
افق گسترش اجتماعي و گفتوگو- اگر مسير ميدان در جهت ايجاد يك ائتلاف ملي ادامه يابد، امكان نوعي گسترش همگرايي اجتماعي فراهم خواهد شد. بايد با ايجاد پيوند ميان جريان ميانه تغييرخواه درون نظام در يك همبستگي با كنشگران شبانه خيابانها، ساختن آينده جامعه را دنبال كرد. چنين روندي ميتواند ميدان را به عرصهاي براي گفتوگوهاي گستردهتر اجتماعي و سياسي تبديل كند. آنهايي كه ادعاي داشتن آرمان سرافرازي و ثبات ايران را دارند -اگر صادق هستند- بايد از صداگذاري روي صداي واقعي خيابان اجتناب كنند. همه مردم، چه حاضر در خيابان و چه تغييرخواهان ثباتگرا، همه با هم، آيندهساز ايران هستند.
غنی سازی اجتماعی
روزنامه شرق نوشت:
جامعه ایران در ســال های گذشــته موفق شده است کار بسیار دشوار غنی سازی اورانیوم را انجام دهد. دانشــمندان ایرانــی از معدود اندیشمندانی بوده اند که به این موفقیت بزرگ دســت یافته اند. گفته می شــود در یادداشت تفاهم یا توافق نامه ای کــه بین ایران و آمریکا امضــا خواهد شــد، حق غنی ســازی ایران به رســمیت شــناخته می شــود؛ گرچــه آژانس بین المللــی انرژی هســته ای چنیــن حقی به شــکل صلح آمیز هرچند صوری برای اعضای خود قائل شــده است. بعد از ترک مخاصمه با آمریکا و ادامه غنی سازی صلح آمیز لازم است غنی سازی به عرصه های اجتماعی و اقتصادی گســترش یابد. جامعه ایران غنای زیادی دارد. دفــاع، تاب آوری و شــجاعت جامعه ایران در جنگ اخیر نشان دهنده غنای جامعه ایران بود. اما غنی ســازی اجتماعی با کمک جامعه برای ایرانی قدرتمند تر، آباد تر و توســعه یافته ترلازم اســت. ... غنی سازی اجتماعی و اقتصادی یعنی داشــتن اقتصاد با ثبات و پویا و کاهــش فقر. کاهش فقر یعنی غنی ســازی جامعه. کاهــش فقر و کمک بــه قدرت یابی فقرا، مانند غنی ســازی اورانیوم کاری دشــوار و نیازمند رویکرد جدید اســت. امید اســت با گســترش مبادلات خارجــی، افزایش تجارت بین المللی و آزادسازی منابع بلوکه شده کشور، فقر کاهش یابد و جامعــه از نظر اقتصادی و اجتماعی غنی سازی شود.
بنابراین، غنی سازی اجتماعی یعنی توان یابی کم توانان، غنی سازی اجتماعــی یعنی کاهش میزان تــورم. هرچه تورم کمتر شود، جامعه غنی تر می شود. تورم بالا و پرنوســان جامعه را تضعیــف می کند. غنی ســازی اجتماعــی و اقتصــادی یعنــی نگذاریم زیرســاخت های جامعه ناکافی شــود. هرچه زیرساخت ها بهتــر و باکیفیت تر باشــد، جامعه غنی تر می شود.
****
یاران کربلایی حسین در ایران
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
دیروز «مارک دوبوویتز»، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسی (FDD) با اشاره به یادداشت تفاهم اخیر، به آمریکا توصیه کرده بود که؛
«- بازارهای انرژی را دوباره آرام و ذخایر را پر کنید.- به ارتش آمریکا استراحت دهید و آن را دوباره مسلح کنید.- طرحی برای حمایت از ایرانیان مخالف برای فلج کردن حکومت تدوین کنید.- تحریمها را با فشار بیوقفه اجرا کنید.- پای میز مذاکره بازی نخورید.- اراده تهران را زود آزمایش کنید.- امتیاز کم بدهید.- نتیجه بخواهید.- سریع (از میز مذاکره) کنار بروید.- محکمتر ضربه بزنید و حمله کنید»!
اگرچه این احتمال قوی وجود دارد که توئیت «مارک دوبوویتز» یک لاف گزاف و برای کاستن از آبروریزی ناشی از شکست آمریکا باشد! ولی تکرار دیگری از واقعیت درگیری ماهوی و موجودیتی ایران و نظام سلطه است و گویای آنکه این درگیری با یادداشت تفاهم اخیر و یا رسیدن به توافق نیز پایان نمیپذیرد. دقیقاً به همین علت است که نیروهای مسلح کشورمان تاکید کردهاند، دستهایشان را از روی ماشه برنمیدارند.
اکنون با جرأت و بدون کمترین لکنت میتوان گفت؛ تکتک مردم در طول سه ماه و چند روز اخیر، با حضور پرشور و شبانه و بینظیر [و نه کمنظیر] خود در خیابانها و میادین، همان کربلاییهائی هستند که مولای مظلوم ما در آن عصر غمزده عاشورا، آنان را به یاری میطلبید و شیطان که از ماجرا با خبر نبود، انگشت حیرت به دندان میگزید و نمیدانست که حسینبنعلی چه کسانی را به یاری میطلبد؟! و در حالی که همه یارانش به خون غلتیدهاند، چرا همچنان ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» بر لب دارد؟! شیطان نمیدانست که یاران کربلایی حسین همانهایی هستند که این روزها در خیابانهای ایران اسلامی به خونخواهی ایستادهاند.
نظم امنیتی جدید تهران در دوره توافق ایران با آمریکا
مشرق نوشت: در حالی که امریکاییها پس از شکست مطلق نظامی در آستانه امضای یک توافقنامه با ایران هستند، مهمترین مسئله از نگاه نهادهای اطلاعاتی غربی آن است که تهران در روزهای پساتوافق رفتارهای خود را چگونه تنظیم خواهد کرد.علائم بسیاری وجود دارد که ایران در حال پردازش یک نظم امنیتی جدید در منطقه است که به تعبیر رهبر انقلاب، هندسه آینده منطقه و جهان را شکل خواهد داد.
در این نظم جدید، دشمنی میان ایران و امریکا همچنان باقی خواهد ماند؛ اما اثر فشارهای گذشته از سوی واشینگتن به تهران کمتر شده و کارکرد راهبردی خود را از دست داده است و در نتیجه بازده آن بهتدریج در مرحله فرسایش سنگین قرار خواهد گرفت.تا پیش از این، نظم امنیتی کلاسیک در منطقه طی دهههای گذشته عمدتاً بر پایه منطق ترجیحی جمع صفر شکل گرفته است؛ منطقی که در مبنای آن، افزایش امنیت یکی از بازیگران، بهصورت ساختاری به کاهش امنیت دیگری منجر شده بود.
اما در منطق جدید شکلگرفته، به تعبیر راهبردی آقا در بیانیهای که به مناسبت برائت از مشرکین ثبت شده، با مشارکت همه بازیگران منطقهای قابلدستیابی است؛ البته با این شرط که همه عناصر به ایجاد و تثبیت ساخت امنیت منهای امریکا باور داشته باشند.در واقع، حضور عوامل متجاوز خارجی در منطقه باعث یک عدم تعادل امنیتی در منطقه شده که سطح رقابتهای درونی را بالا برده است؛ بازدارندگی جنس سخت داشته و همراستایی در منافع بهصورت محدود شکل گرفته است. هدف امریکاییها نیز از شکل دادن به این نظم ناپایدار، در دست داشتن مؤلفه کنترل منطقه بوده است.