به گزارش فارس، تابستان سال ۱۸۷۳ میلادی (۱۲۵۲ ش)، زمانی که ناصرالدینشاه قاجار پا به اروپا گذاشت، سران یهود از کشورهای فرانسه، انگلستان، بلژیک، هلند، آلمان و اتریش تصمیم گرفتند با هماهنگی همهجانبه، شاه را به اعطای امتیازات ویژه وادار کنند. نمایندگان تشکیلات «آلیانس» (اتحادیه جهانی اسرائیلی) در بیشتر مسیر از شاه پذیرایی کردند تا ذهن او را آماده کنند. نقطه عطف ماجرا روز شنبه ۱۲ ژوئیه ۱۸۷۳ در محل اقامت شاه در پاریس شکل گرفت. میرزا ملکمخان وزیر امور خارجه، هیئت کانون مرکزی آلیانس را به حضور ناصرالدینشاه آورد. آدولف کرمیو، رئیس آلیانس، با شبیهسازی شاه به کوروش هخامنشی، خواستار امتیازات ملوکانه شد. این عبارات چنان پادشاه را به هیجان آورد که با دست خود، صدراعظم وقت، میرزا حسینخان مشیرالدوله (سپهسالار) را نشان داد و به فرانسه گفت: «این نخستوزیر حامی یهودیان است… او به قدری دوست یهودیان است که مسلمانان کینه به وی پیدا کردند.»
کرمیو پیشنهاد داد برای آشنایی مردم با فرهنگ، مدارسی تأسیس شود که معلمان آلیانس اداره کنند. شاه صراحتاً حمایت کرد و فردای آن روز، مشیرالدوله توافق چهار مادهای را امضا کرد؛ سندی که بر اساس آن، ایران متعهد به پرداخت هزینههای تأسیس مدارس شد و مخارج معلمان را آلیانس فرانسه بر عهده گرفت. البته این کانونها از پیش در دربار ریشه داشتند. ادوارد ژاکوب پولاک، طبیب مخصوص شاه، کانال ارتباطی مهمی با محافل انگلستان بود. همچنین یحزقل (حکیم حقنظر) طبیب مهدعلیا، و داماد ثروتمندش عزرا فرزند یعقوب که شبکه تجاری بزرگی بین تهران، بغداد و منچستر داشت، دربار را به کانونهای خارجی وصل میکردند.
در پی این زمینهسازیها، در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷ ش)، مدارس آلیانس کار خود را از تهران آغاز کردند. طبق گزارش کوهنکا در مجله «عالم یهود» (فروردین ۱۳۳۴)، این تشکیلات به سرعت به اصفهان، همدان، شیراز، یزد، کاشان، کرمانشاه، سنندج و بیجار توسعه یافت و بسیاری از رجال سیاسی و نظامی از آن فارغالتحصیل شدند. اما در پس این پوسته آموزشی، اهداف دیگری نهفته بود. آدولف کرمیو، بنیانگذار آلیانس، احیای سرزمین مقدس را اولویت خود میدانست و در سال ۱۸۷۰، آموزشگاه کشاورزی «میکوه اسرائیل» را در نزدیکی یافا پایهگذاری کرد.
البرت کوهن، دیگر عضو مؤسس آلیانس و رئیس «انجمن سرزمین موعود» نیز توان خود را صرف امور فلسطین کرد. آلیانس یک سازمان پوششی با اهداف صهیونیستی در جهان اسلام بود تا با تغییر هویت محلی یهودیان، آنها را به ابزار تشکیل کانون ملی یهود در فلسطین تبدیل کند. چند سال پس از افتتاح مدرسه اصفهان (۱۹۰۰ میلادی)، یکی از علمای بزرگ از سران یهود تعهد گرفت که اطفال مسلمان حق حضور در این مدارس را ندارند؛ اما این اقدام با نفوذ اقلیت در دستگاه حکومتی و دخالت وزیر مختار ناکام ماند. گزارشهای وزارت معارف نیز حکایت از آن داشت که آلیانس برنامههای دولتی را نادیده گرفته و به زبان فارسی و فرهنگ ایران اعتنایی ندارد.
اسناد و عملکرد مؤسسات آلیانس نشان میدهد که این تشکیلات اهداف مرموزی را دنبال میکرده است. حبیب لوی، نویسنده کتاب «تاریخ یهود ایران»، پس از اعتراض به ادعای شاردن غربی که نوشته بود یهودیان ایران بیسوادترین یهودیان جهان هستند، اثبات میکند که آنها قبل از فعالیت آلیانس دارای آزادی کامل در فعالیتهای آموزشی بودهاند و ۹۰ درصد یهودیان باسواد و از متن تورات و تاریخ خود بااطلاع بودند و مکتبخانههایی با مدیران فاضل در کلیه ایران وجود داشت.
حبیب لوی با این نوشته اظهارات خود را نقض میکند؛ زیرا او پیشتر ایجاد آلیانس را ناشی از محرومیت قلمداد کرده بود. این تناقض آشکار نشان میدهد آلیانس نه با هدف ظاهری گسترش فرهنگ، بلکه با اغراض مرموز صهیونیستی به وجود آمده بود. با روی کار آمدن سلسله پهلوی، این نفوذ به اوج شکوفایی خود رسید. آدولف براسور، رئیس سابق آلیانس اصفهان که سابقه کار در میکوه اسرائیل را داشت، در سال ۱۹۲۰ به دستور رضاشاه مدرس زبان فرانسه در مدرسه نظام شد.
جمعیت یهودیان پایتخت به دلیل امنیت و امتیازات گسترده تجاری از ۳ هزار نفر به قریب ۲۰ هزار نفر افزایش یافت. در زمان پهلوی، این اقلیت که نسبتشان به کل جمعیت کشور یک به چهارصد بود، کانونها و سازمانهای متعددی را بدون هیچ مانع قانونی اداره میکردند؛ در حالی که محافل مردم مسلمان به شدت تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت. بر اساس اسناد ساواک، ارتباط آلیانس ایران با مرکزیت فرانسه تا سال ۱۳۵۷ پابرجا بود و بازرسانی چون ژرارد ایسرائیل همهساله برای سرکشی به ایران میآمدند و حدود ۸۰ سال در مسیر پیشبرد اهداف این تشکیلات میکوشیدند.
مرور این تکاپوهای گسترده ثابت میکند تشکیلات آلیانس، «مادر» اصلی تمام تشکلهای صهیونیستی در تاریخ معاصر ایران بوده است. منابع: ۱. کتاب «تاریخ یهود ایران» از حبیب لوی۲. کتاب «ادوارد هفتم و دربار یهودی او» از آنتونی الفری۳. کتاب «تاریخ نوین فلسطین» از عبدالوهاب کیالی۴. کتاب «سازمانهای یهودی و اسرائیلی در ایران» از محمدتقی تقیپور