دستان نقش‌آفرین در غبار بحران؛ تأملی بر روز جهانی صنایع‌دستی

مهدی تمیزی*،   4050319066

اصفهان- کارگاه‌های هنرمندان ایرانی زیر فشار مشکلات بازار و کاهش گردشگری نفس می‌کشند؛ میراثی فرهنگی که برای بقا به بازتعریف نیاز دارد.

 
 هر ساله، ۱۰ ژوئن که در تقویم ایرانی با ۲۰ خرداد برابر است، به‌عنوان «روز جهانی صنایع‌دستی» شناخته و گرامی داشته می‌شود. این روز تنها فرصتی برای بزرگداشت دست‌ساخته‌های تزیینی استادکاران و هنرمندان نیست؛ بلکه مجالی است برای بازخوانی پیوند ژرف میان «هویت»، «هنر» و «معیشت».

صنایع‌دستی، زبان بی‌آلایش فرهنگ‌ها و شناسنامه ملتی است که از ذوق و سرانگشتان استادکاران و هنرمندانش برآمده است. در این میان، ایران به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی تولید صنایع‌دستی در جهان، جایگاهی والا و شناخته شده دارد؛ کشوری که هر گوشه‌اش، رازی از تمدن و هنر را در قلب خود نگاهبانی می‌کند.

ایران و اصفهان؛ نماد خلاقیت و تداوم تاریخی

زمانی که از صنایع‌دستی ایران سخن می‌گوییم، از هزاران سال هنر پویا صحبت می‌کنیم که در آن ماده خام، تحت تأثیر خلاقیت و ذوق و چیره‌دستی انسانی، به اثری ماندگار تبدیل شده است. قالی، قلمکارسازی، میناکاری، خاتم‌کاری، قلم‌زنی و سفالگری، تنها قطعاتی از این پازل بزرگ هستند. در این جغرافیای پر از نقش، «اصفهان» جایگاهی ممتاز دارد. شهر اصفهان که از سوی یونسکو به عنوان «شهر خلاق صنایع‌دستی» شناخته شده است، قلب تپنده این هنر در ایران است. اصفهان تنها یک مرکز تولید نیست؛ بلکه مدرسه‌ای بزرگ است که در آن «خلاقیت» با «سنت» در هم آمیخته و محصولاتی خلق می‌شود که نه تنها زینت‌بخش موزه‌ها، بلکه گواهی بر زنده بودن یک میراث تاریخی در دنیای مدرن است.

گذر از تزیین به کاربری؛ ضرورت دنیای مدرن

یکی از آسیب‌های بزرگ در حوزه صنایع‌دستی، نگاه «موزه‌ای» یا «صرفاً دکوری» به این فرآورده‌ها است. انسان امروزی، غرق در فرآورده‌های صنعتی و بی‌روح، بیش از هر زمان دیگری به «لمس هنر» نیاز دارد. صنایع‌دستی خلاق و کاربردی، راهکاری برای بازگشت معنا به زندگی روزمره است. هنری که در قالب یک ظرف کاربردی، یک پوشاک مدرن با نقوش سنتی، یا یک وسیله دکوراتیو کارآمد در خانه جای می‌گیرد، می‌تواند ناهمسانی میان تکنولوژی و سنت را کمرنگ کند. صنایع‌دستی کاربردی، یعنی هنر را از ویترین‌های غبارگرفته بیرون بیاوریم و به آن کارکردی واقعی در سبک زندگی امروز ببخشیم؛ این همان نقطه عطفی است که می‌تواند مانایی هنر دستی را در رقابت با تولیدهای ماشینی تضمین کند.

سایه سنگین بحران بر کارگاه‌های هنر

با این حال، باید با واقعیت تلخ امروز روبه‌رو شد. هنرمندان و استادکاران صنایع‌دستی ایران این روزها در یکی از دشوارترین دوران‌های تاریخ معاصر خود به سر می‌برند. پس از دوران سخت همه‌گیری کرونا که به‌راستی گردشگری و فروش مستقیم را بی‌جنبش کرد، حالا تورم افسارگسیخته، شرایط ناپایدار اقتصادی و تحریم و جنگ، عرصه را بر تولیدکنندگان صنایع‌دستی تنگ‌تر کرده است.

افزایش سرسام‌آور قیمت مواد اولیه از یک سو و کاهش قدرت خرید مردم و اولویت یافتن نیازهای اولیه بر تولیدهای هنری از سوی دیگر، کارگاه‌های صنایع‌دستی را به سوی تعطیلی کشانده است. در کنار این، شرایط سیاسی و امنیتی منطقه و فقدان حضور معنادار گردشگران خارجی، بازارهای صادراتی و فروش جهانی را به سختی، تحت‌الشعاع قرار داده است.

بسیاری از استادکاران پیشکسوت که عمر خود را صرف آموختن ظرافت‌ها کرده‌اند، اکنون ناچار به تغییر شغل شده‌اند و شاگردان جوان نیز به دلیل عدم وجود چشم‌انداز اقتصادی روشن، عطای این هنر را به لقایش می‌بخشند. این «زوال تدریجی»، هشداری جدی است؛ چرا که صنایع‌دستی تنها یک کالا نیست، بلکه حافظه تاریخی و دانش فنی یک ملت است که با از دست رفتن استادکاران، ممکن است برای همیشه به فراموشی سپرده شود.

چه باید کرد؟ راهکارهایی برای بقا و گذار

برای عبور از این بحران، نیازمند راهکارهایی فراتر از شعارهای سالانه هستیم:

۱. تحول در بسته‌بندی و بازاریابی دیجیتال: صنایع‌دستی ایران باید از بازارهای سنتی فراتر برود. استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال و ایجاد فروشگاه‌های آنلاین تخصصی جهانی (حتی با وجود محدودیت‌های اینترنتی) برای معرفی و عرضه محصولات به بازارهای جهانی، یک ضرورت است. همچنین، تغییر در نوع بسته‌بندی برای افزایش جذابیت بصری و ایمنی در حمل‌ونقل، گامی حیاتی برای رقابت‌پذیری است.

۲. طراحی مبتنی بر نیاز بازار مدرن: هنر سنتی نباید در گذشته متوقف شود. همکاری میان «طراحان صنعتی» و «استادکاران سنتی» می‌تواند به تولید محصولاتی منجر شود که اصالت را در کنار کاربری مدرن ارائه می‌دهند. محصولی که برای زندگی آپارتمانی و سبک زیستی امروز کارکرد داشته باشد، مشتری خود را حتی در شرایط اقتصادی سخت پیدا می‌کند.

۳. حمایت‌های هدفمند به جای تسهیلات مقطعی: اعطای وام‌های کوتاه‌مدت با بازپرداخت‌های سنگین نه تنها درمان نیست، بلکه دردسری دوچندان است. دولت و نهادهای متولی باید به سمت «معافیت‌های مالیاتی واقعی»، «تأمین ارزان قیمت مواد اولیه» از طریق تعاونی‌ها و «ایجاد مشوق‌های صادراتی» حرکت کنند.

۴. باز تعریف گردشگری هنری: در شرایطی که ورود گردشگر خارجی با چالش روبروست، باید تمرکز را بر «گردشگری داخلی» و تعریف «رویدادهای هنری» گذاشت. برگزاری نمایشگاه‌های فصلی با تمرکز بر تعامل مستقیم خریدار و هنرمند (بدون واسطه‌های گران‌فروش)، می‌تواند بخشی از نقدینگی را به سمت کارگاه‌های تولیدی هدایت کند.

امید، آنچه بیش از پیش به آن نیاز داریم

روز جهانی صنایع‌دستی، یادآور این نکته است که ما در برابر میراث گذشتگان و آینده هنری کشور مسئولیم. صنایع‌دستی، قلب تپنده فرهنگ ایران است و اگر این قلب در اثر بی‌توجهی یا فشارهای اقتصادی از کار بایستد، بخشی از هویت ما برای همیشه خاموش خواهد شد. هنر، در دل سخت‌ترین دوران‌ها نیز توانسته است جوانه بزند؛ به شرطی که اراده‌ای برای «دیدن» و «حمایت» وجود داشته باشد. باید به جای دلسوزی‌های شعارگونه، برای خرید محصولی که از دستان یک هنرمند ایرانی برخاسته، ارزش قائل شویم و از آن به عنوان بخشی از زیست روزمره خود نگاهبانی کنیم. باید امید داشته باشیم و پایداری کنیم تا در طوفان، مانا بمانیم همچون سرو آزاد.

* هنرمند هنرهای تجسمی و پژوهشگر

منبع خبرگزاری مهر