معادله جنگ عوض شد
محسن مهدیان، مدیرمسئول همشهری نوشت:
دیروز ترامپ گفته بود دوست دارد حملات علیه حزبالله «دقیقتر» انجام شود، اما دقایقی بعد مدعی شد از حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت رضایت ندارد. فاصله این عقبنشینی خفتآمیز را اراده پولادین ایران پر کرده است.
ساعتی پس از آن آژیرها در سرزمینهای اشغالی به صدا درآمد. شهرکنشینان به پناهگاهها فرار کردند. ارتش اسرائیل انتشار تصاویر محل اصابت موشکها را ممنوع کرد. نتانیاهو نشست فوری امنیتی تشکیل داد و دقایقی بعد، همان ترامپ گفت: «کافی است؛ به نتانیاهو میگویم پاسخ ندهد. به میز مذاکره بازگردید.»
اما در ایران، صحنه متفاوت بود. میدانهای تجمع بار دیگر از شور و شعف لبریز شد. شعارهای مردم جان تازه گرفت. اراده ملت ایران و جبهه مقاومت یکبار دیگر به رخ کشیده شد.
اهمیت عملیات دیشب فقط در شلیک چند موشک نبود؛ در پیامهایی بود که به منطقه و جهان مخابره کرد.
نخست؛حمله دیشب اعلام پایان دوران جنگ زیر آستانهای بود؛ دورانی که دشمن تصور میکرد میتواند دائما حمله کند اما همچنان نام آن را جنگ نگذارد.
دوم؛ مرز میان حمله به محور مقاومت و حمله به ایران بار دیگر از بین رفت. ضاحیه و جنوب لبنان از معادله بازدارندگی جدا نیستند.
سوم؛ آمریکا مجدد در موضع التماس مذاکره قرار گرفت و ایران نشان داد میز مذاکره را در میانه میدان و آتش قرار داده است.
اما دیشب معادله جنگ عوض شد؛ از جنگ فرسایشی کنترلشده به جنگی که هر تجاوزی در آن هزینه دارد. دیشب مرزهای جنگ جابهجا شد؛ لبنان بیرون از معادله بازدارندگی ایران نیست. دیشب معادله از «تهدید برای مذاکره» به «مذاکره پس از پاسخ» تغییر کرد. دیشب نه فقط چند موشک شلیک شد، قواعد بازی جنگ بازنویسی شد. دیشب ایران هزینه تجاوز را به متن معادله بازگرداند.
تبریک میگویم. دیشب، نمایش اراده آهنین ایران بود.
پیام نهایی نیز کوتاه بود: «الوعده وفا».
*****
کمبود ارزی برای مردم، لکسوسهای ۱۰۰ میلیاردی وارداتی برای از ما بهتران!
مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه اهواز به خبرآنلاین گفته است:
این روزها با وجود صحبتهایی که در مورد کمبود منابع ارزی مطرح میشود، اتفاق دیگری هم افتاد؛ در بیداد شرایط نیمه جنگی حاکم و کمبود ارز، تعدادی خودروی لگسوس با قیمت ۱۱۰ میلیارد تومان فروخته شد. گفته میشود ۵۵ عدد از این خودروها فروش رفته که نشان میدهد چیزی در حدود ۵۵۰۰ میلیارد تومان برای خرید آنها هزینه شده است.
افقه به ماجرای فروش لگسوس اشاره کرد و افزود: این اتفاق بسیار دردناکی است که نشان میدهد دانهدرشتها در کشورمان چقدر نفوذ دارند که با وجود مضیقههای مالی، زندگی لوکس آنها در جریان است. اهمیت اخذ مالیات از این اقشار در همین نکته نهفته است؛ زیرا هم منابع درآمدی بیشتری برای دولت بهدست میآید و از سوی دیگر، عدالت اجتماعی محقق میشود که از احساس تبعیض فعلی در سطح جامعه میکاهد.
او افزود: مردمی که با وجود دلخوریهای بزرگ و اساسی، فداکارانه در طول جنگ ۱۲ روزه و رانه در طول جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در کنار میهن خود ایستادند، شایسته زندگی مرفهتری هستند و همین مردم وقتی می بیننند خودشان در تامین میوه، غذا یا مسکن دچار مشکل هستند اما عدهای ولو قلیل، رژه اشرافیت میدهند و با خودروهای لوکس خود در شهر میچرخند، احساس نارضایتی خواهند کرد. از این جهت اخذ مالیات و کاهش فاصله طبقاتی هم ضروری است.
وی هشدار داد: تورم هم اکنون بیش از ۷۳ درصد است و تحت تاثیر جنگ و محاصره دریایی بیشتر هم خواهد شد و اگر دولت و حاکمیت باز هم سراغ شوک درمانی بروند، شدت و سرعت این بحران تورمی را بالا خواهند برد. بنابراین مهمترین توصیهای که میتوان به دولت انجام داد، این است که از تجربیات گذشته درس بگیرید و از اقدامات همیشه شکست خورده نولیبرالی، خودداری کنید.
*****
تولید خودرو یا تولید نارضایتی؟!
شرق نوشت:
اگر مســئله خــودرو در ایران حل شود و جوان ایرانی بتواند خودروی خوبی سوار شود، احساس تعلق و رضایت بیشتری خواهد داشــت. تصور می کنم بــا اســتفاده از نظریه انتخاب عمومی که جیمز بوکانان، برنده جایزه نوبل اقتصاد، آن را توسعه داده است، می توان وضعیــت خــودرو را توضیــح داد. این نظریه فــرض خیرخواهی دولت و سیاســت گذاران، مدیــران دولتــی و حتــی قانون گــذاران را به چالش می کشد و معتقد است سیاست مداران و مدیران هم مانند ســایر افراد جامعه، منافع و انگیزه های شــخصی دارند که در تصمیم ها و اجرای آنها بروز پیدا می کند. بر این اســاس، تصمیم هــای سیاســت گذاران و مدیــران دولتــی در حوزه خودروســازی لزوما بر مبنای حداکثرسازی خیر و رفاه عمومی نیست، بلکه بــا هدف هایی مانند کســب رأی، حفظ قدرت، نفوذ و بهره مندی از امتیازات اتخاذ می شود.
بر اســاس نظریــه انتخــاب عمومــی، سیاســت هایی ماننــد تســهیالت ارزان قیمت، حمایت انحصاری، موانع متعدد برای واردات خــودرو و نبود رقابت همگی ریشــه در منافع مدیران و سیاســت گذاران این حــوزه دارد که نســبتی با خیر عمومی ندارد. ساختار ناکارآمد تولیــد و عرضه خودرو و بوروکراســی معیوب در خودروســازی، نتیجه سیاست های مدیران دارای منافع است. در چارچوب نظریه بوکانان، کیفیت پایین خودروی داخلی و گران بودن آن نسبت به حقوق و دستمزد به دلیل مالحظات منفعتی مدیران دولتی اســت. تلقی این است که آنهــا از توزیع امتیازات ایجاد شــده در این وضعیت بهره می برند. به همین دلیل است که خودروی باکیفیت، مقرون به صرفه و در جهت رضایت افراد جامعه نیست. دولت باید بپذیرد که وضعیت خودرو ســازی پس از ۶۰ سال و با انواع و اقســام حمایت هــا، رضایت جامعه را جلب نکرده است. شاید حق با آرایشگر جوان باشــد که می گفت تولید، توزیع و قیمت فعلی خودرو یعنی تولید و توزیع نارضایتی.
******
تمسخر دولت در اندیشکده های خودساخته!
اطلاعات نوشت:
دولت مسعود پزشکیان بی هیچ تردید و بیهیچ ادعایی، یک دولت مردمسالار است. رئیس جمهور هم تا حدی که امکان و بضاعت داشته و چارچوبها و محدودیتها به او مجال داده است، با رفتار و گفتار به اهداف و شعارهایش پایبندی نشان داده است. علاوه بر این، پزشکیان در یکی از سختترین و رقابتیترین انتخابها، از نامزدهای دیگر در دو مرحله پیش افتاد و تا امروز این جایگاه را به شایستگی حفظ کرده است.با این همه، او و دولت و مجموعه زیر دستش، فارغ از انتقاد نبوده و از نقد و پرسش و حتی استیضاح نگریختهاند. صدق و صراحت شخص رئیس جمهور برای دولت و مردم یک سرمایه ارزنده بوده و هست.
دولتی که از نخستین لحظات روی کار آمدن، مشکلات خود و معیشت مردم و قوانین و سایر محدودیتها را با افکار عمومی مطرح کرد ولی با جنگ ۱۲ روزه روبرو شد و اینک با مصایب جنگ ۴۰ روزه نیز باید دست به گریبان شود.
این در حالی است که با رقبای بیانصافی در داخل کشور روبه روست که آنان حاضر نیستند مسئولیت بپذیرند اما با گفتار و رفتار خود بر تنش و نارضایتی میافزایند. درحقیقت دولت را مسئول وضعیتی میدانند که تحریم و بحران جنگی و تنشهای پیاپی ایجاد کرده است. این در حالی است که حتی یک بار هم نقدی از این حضرات، علیه کاسبان تحریم و تراستیهای نفت فروش و صرافیهای تراول چاپ کن که به اسم بانک و صندوق اعتباری جیب مردم را خالی میکنند و حوالهبگیرها و...نشنیدهایم!
پزشکیان به صراحت و در عین محدودیتهای پرشمار و کمرشکن از زیر بار مسئولیت فرار نکرده و می گوید: «معیشت مردم برای من یک اصل اساسی و غیرقابل اغماض است. دولت موظف است با تمام ظرفیتها برای تقویت قدرت خرید مردم و کاهش فشارهای اقتصادی بر اقشار مختلف جامعه اقدام کند.» اما شما که تاکنون به همراه چهره های پرمدعای نامدار و استراتژیستهای در سایه، نتوانستهاید اکثریت آرای ملت را کسب کنید، از جان این دولت چه می خواهید؟
با کدام منابع، می خواهید برنامههای بلندپروازانه و دشمن شکنانه را اجرا کنید؟ این دیگر یک نمایش نیست و زندگی مردم است.
این که شما در اندیشکده های خودساخته بنشینید و کارهای پرهزینه بکنید و دولت را تمسخر کرده، مورد نقد قرار دهید کمال ناجوانمردی است...
*****
خوش غیرت ها دست بجنبانند، خوش رکاب ها منتظرند!
فرهیختگان در مطلبی باعنوان «معمای ترخیصنشدن ۱۰۰۰۰ کامیون در ترکیه» نوشت:
زیر باران و خاک، حدود ۱۰ هزار دستگاه کامیون در مرز ترکیه بلاتکلیف مانده و در معرض مصادره توسط این کشور هستند، کامیونهایی که مالکانشان میلیاردها تومان هزینه کردهاند، اما 2 سال است دستشان به آنها نمیرسد. این وقفه نه فقط دغدغه افرادی است که پول خود را صرف خرید کردهاند، بلکه بخشی از بحران عمیق فرسودگی ناوگان جادهای ایران را هم نشان میدهد. ناوگانی که متوسط عمر آن به ۲۰ سال رسیده، بیش از ۵۰ هزار دستگاه از آن بیش از ۴۰ سال کار کرده و حتی 10 هزارتای آن بیش از نیمقرن است که در جادهها تردد میکنند. در حالی که معیارهای بینالمللی فرسودگی را برای وسایل نقلیه ۱۰ تا ۲۰ ساله تعیین کردهاند، در ایران همچنان مجبوریم با کامیونهایی که استانداردهای فنی و زیستمحیطی آنها زیر سؤال است، کالاهای اساسی را جابهجا کنیم.
حالا دولت و واردکنندگان درگیر پیچیدگیهای قانونی، بوروکراسی و محدودیت اسقاط کامیونهای فرسوده هستند تا راهی برای ورود این کامیونها پیدا کنند، پیش از آنکه سرمایه مردم از بین برود و خودروها در خاک ترکیه به کالای متروکه تبدیل شوند.
علیرضا نوین، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو و عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با «فرهیختگان» درباره کامیونهای بلاتکلیف در مرز ترکیه اظهار داشت: «ماجرای کامیونهای بلاتکلیف از حدود دو سال پیش آغاز شد؛ زمانی که تعدادی از متقاضیان با پرداخت هزینه اقدام به خرید کامیون کردند، اما به دلیل انجام نشدن ثبت سفارش، امکان ترخیص آنها فراهم نشد.» به گفته این عضو کمیسیون عمران مجلس، بخشی از این کامیونها همچنان در فضای باز و در مرز ترکیه رها شدهاند و مالکان آنها نیز در پیگیری مطالبات خود به نمایندگان مجلس مراجعه کردهاند. بررسیهای انجامشده نشان میدهد تعداد این کامیونهای بلاتکلیف به حدود ۱۰ هزار دستگاه میرسد.
*****
شل نشوید !
کیهان نوشت:
جنگ ترکیبی و تهدیدات موجودیتی، قطعاً با مذاکره و توافق برطرف نمیشود؛ مگر اینکه دشمن، اراده قاطع و اِعمال آن در میدان را دائماً ببیند. مذاکره، تاکتیک و ابزار است، نه راهبرد، و وقتی که به بنبست خورد، نمیتوان درجا زد. مذاکره با کسی که خود را «دزد دریایی» مینامد و توافق را «یک تکه کاغذ» میخواند، بدون تداوم میزان متنابهی از فشار دردناک، به نتیجه نمیرسد. در چنین شرایطی، مواردی مانند مطالبه آزادی 12 میلیارد دلار از اموال بلوکه خودمان، جابهجایی اولویتهاست و این در حالی است که سخنگوی دولت، فقط خسارات مالی وارده در جنگ را 270 میلیارد دلار اعلام کرده است.
روند تحولات ۶۰ روز اخیر با انواع نقضها و فریبهای دشمن، یادآوری میکند که تا زمان تعیین تکلیف جنگ و غرامت و رفع تهدید، انسداد کامل تنگه هرمز نباید شُل شود. نه تنها نباید دست دشمن از زیر ساطور ما در تنگه هرمز رها شود، بلکه باید با روشهای متقارن و نامتقارن به شکستن محاصره دریایی اقدام کرد. اکنون که طرف آمریکایی در حال نقض روزانه آتشبس در لبنان و خلیجفارس و اقیانوس هند است و مذاکرات عملاً متوقف شده، باید علاوه بر انسداد کامل تنگه هرمز، تنگه راهبردی بابالمندب هم بسته شود. دشمن، سال گذشته پس از یک ماه جنگ با مقاومت یمن، در اثر گرفتار شدن در انسداد بابالمندب، مجبور به عقبنشینی شد.
*****
از عقیده به شایستگی
اعتماد نوشت:
«حكمراني جديد» در ايران يك ضرورت غير قابل انكار است. بازنگري در گزينشها از عقيده به شايستگي. يكي از مهمترين محورهايي كه بايد بر آن تاكيد كرد، اصلاح فرآيند گزينش افراد در نظام اداري است. ديگر نميتوان صرفا براساس عقيده و باور، افراد را براي اداره كشور انتخاب كرد. در شرايط خطير كنوني، وفاداري به سرزمين و تخصص، جايگزين معيارهاي ايدئولوژيك صرف ميشود. حكمراني عادلانه و مسير درست توسعه، مستلزم انتخاب براساس «شايستهسالاري، تخصص، اخلاقمداري» و ساير شاخصههايي است كه ميتواند ايران را به پيشرفت برساند. اين رويكرد، پيامدهاي عملي مهمي براي دستگاههاي اداري و امنيتي دارد. لازم است تمركز اصلي گزينشها، به ويژه در مورد پرسنل و كارمندان نظام بروكراتيك، بايد براساس شايستگي و تخصص باشد. چالش تعداد زياد پرسنل (حدود ۲۰۰ هزار نفر) كه نيازمند ارزيابي توسط دستگاههاي امنيتي هستند، يكي از اين موارد است كه كژكاركردي ايجاد ميكند.
اين حجم عظيم، باعث پيچيده شدن و طولاني شدن فرآيند گزينش شده و انرژي زيادي را صرف ميكند كه ميتواند در حوزههاي مهمتر امنيتي به كار گرفته شود.
پيشنهاد من، تفكيك سطوح گزينش است: دستگاههاي امنيتي بايد وقت و انرژي خود را صرف ارزيابي دقيقتر افراد در سطوح بالاي مديريتي (مثلا ۲۰۰۰ نفر) كنند، درحالي كه براي لايههاي پاييني هرم اداري، ميتوان از نظام گزينش متفاوتي بهره برد كه بر تخصص و وفاداري به كشور متمركز باشد.
*****
نقزن های میکروفن به دست
قدس نوشت:
«مذاکرهکنندگان بیباور به سنتهای الهی» و «مسئولانی که با لبنان همراه نیستند» دو مصداق از اظهارنظرهای شاذ افرادی است که همواره تریبون دارند؛ روزی در صداوسیما و اکنون در فضای مجازی و تجمعات خیابانی. این در حالی است که در رأس مذاکرات فردی قرار دارد که برخلاف این افراد نقزن و همواره میکروفن به دست، در جنگ ۱۲روزه و همین جنگ، دقیقاً وسط میدان و همراه فرماندهان نظامی بود. صحبت از قالیبافی است که به صراحت گفته مذاکره از نظر وی، نوعی مبارزه است. صحبت از فردی است که در همین جنگ اخیر دوش به دوش شهید لاریجانی، با پاسخهای کوبنده خود، پاسخ لافزنیهای ترامپ و مقامات رژیم صهیونیستی را میداد. نقزنها، فردی را غیرهمراه با لبنان تصویر میکنند که مهر سال گذشته وسط بمباران بیروت و در سختترین شرایط لبنان، شجاعانه سکان هواپیما را به دست گرفت و به بیروت رفت تا با شجاعت، حمایت تمامقد جمهوری اسلامی ایران از مقاومت و حزبالله را نشان دهد. مدعیان، فردی را متهم به عدم باور به سنتهای الهی میکنند که وسط این جنگ حضور میدانی داشت و سنتهای الهی را با مغز جان خود درک کرد.
بسیاری از دلسوزان هشدار داده و میدهند که دوگانهسازی و سادهسازی، آفت فعالیتهای سیاسی و رسانهای است. با این حال مردم نشان دادهاند از این سادهسازیها عبور کردهاند اما برخی به همان تریبونهای ثابت و مخاطب حداقلی دل خوش کردهاند. آمار اخیر تلوبیون نیز نشان داد برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» که رویکردی غیرشعاری و غیرتخریبی به فضای جنگ و مسئولان کشور دارد، با ثبت بیش از ۹/۱۰میلیون بازدید توانسته جایگاه نخست را در میان برنامههای گفتوگومحور سیاسی تثبیت کند و با فاصلهای بیش از دو تا سه برابر سایر برنامههای سیاسی تلویزیون بیننده داشته باشد. این آمار درس بزرگی است که چرا نباید تریبونهای تضمین شده و مجانی صداوسیما را به دست شعارزدگانی داد که با سادهسازی، تیم مذاکرهکننده و دولت را خائن یا بیعرضه تصویر میکنند.