مردم تفرقه افکنان را می شناسند/ آقای تاج، چند حساب کردید؟!/ تولید تورم در دالان‌های تاریک توزیع رانت

گروه سیاسی الف،   4050316016 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

تولید تورم در دالان‌های تاریک توزیع رانت

روزنامه اطلاعات در مطلبی با عنوان «چاقویی بر قلب رانت‌ها» نوشت:

هرگاه سخن از جراحی اقتصادی، رفع ناترازی‌های ساختاری و مهار غول تورم به میان می‌آید، تکنوکراسی اقتصادی کشور تمایل عجیبی دارد که کوتاه‌ترین دیوار یعنی «حقوق و دستمزد نیروی کار» را هدف قرار دهد.
در فضای رسانه‌ای و تصمیم‌گیری کلان، مکرراً این گزاره القا می‌شود که افزایش دستمزدها محرک اصلی مارپیچ تورمی است. با این حال، نگاهی عمیق به اقتصاد ایران نشان می‌دهد که آدرس تورم نه در فیش حقوقی طبقه کارگر، بلکه در دالان‌های تاریک توزیع رانت و ارزهای ترجیحی در ابتدای زنجیره تولید کمین کرده است؛ جایی که ثروت ملی پیش از رسیدن به سفره مردم، در ایستگاه‌های خاص تبخیر می‌شود. ریشه‌یابی این رویکرد دستوری ما را به این حقیقت می‌رساند که تکیه بر ابزارهای تعزیری و سرکوب قیمت‌ها به جای حل ریشه‌ای ناترازی‌ها، همواره نتایج معکوس به بار آورده است...زمان آن فرا رسیده است که بپذیریم بقای سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی کشور دیگر تمدید سیاست‌های آزموده شده و شکست‌خورده گذشته را برنمی‌تابد. اصلاحات اقتصادی زمانی مشروعیت و موفقیت کسب می‌کند که مردم ببینند هزینه جراحی را رانت‌خواران می‌پردازند، نه کسانی که چرخ‌های تولید این مرز و بوم را با سخت‌کوشی روشن نگه داشته‌اند.

*****

سندروم کارتر، سندروم ترامپ

فرهیختگان نوشت:

ترامپ می‌داند که شکستش مقابل ایران، یادآور آبروریزی جیمی کارتر، سی‌ونهمین رئیس‌جمهور آمریکا در شکست برابر ایران است، برای همین در ضدحمله‌ای به منتقدان، روز پنجشنبه 14 خرداد گفت: «موضوع اعزام نیرو‌های ویژه برای انتقال مواد هسته‌ای از ایران مورد بررسی قرار گرفته، اما نخواستم در شرایطی مشابه وضعیت جیمی کارتر قرار بگیرم.» ایران صدمات قابل توجهی در جنگ دیده، اما در آستانه صدمین روز از شروع جنگی که قرار بود 4روزه تمام شود، آمریکا به هیچ‌یک از اهداف اعلامی خود نرسیده است.

این موضوع در کنار آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ بر شاخص‌های اقتصادی ایالات متحده، باعث شده سناتور‌ها و نمایندگان آمریکایی طرح محدودیت اختیارات جنگی را با شدت بیشتری روی ریل حرکت دهند. این قانون که به سال ۱۹۷۳ برمی‌گردد، می‌گوید رئیس‌جمهور فقط در موارد اضطراری می‌تواند نیرو اعزام کند و اگر بخواهد جنگ را ادامه دهد، باید حتماً از کنگره اجازه بگیرد. اگرچه این طرح مراحل سختی پیش روی خود دارد تا لازم‌الاجرا شود، اما تلاش سناتور‌ها برای پیشبرد آن با وجود آگاهی از مکانیسم وتوی ترامپ، حکایت از اهمیت آن دارد...

ترامپ که کارتر را بابت ضعف در برابر ایران تحقیر می‌کرد، حالا خود در همان دامی گرفتار شده که 46 سال پیش برای سی‌ونهمین رئیس‌جمهور آمریکا پهن شده بود. شکست ترامپ در دستیابی به اهداف نظامی‌اش در ایران پس از گذشت حدود صد روز از جنگ همه‌جانبه، یادآور ناکامی‌های اطلاعاتی و نظامی و داخلی کارتر در بحران اسرا و فاجعه صحرای طبس است. همان‌طور که محاسبات غلط کارتر باعث انزوای حزب دموکرات برای سال‌ها شد، حالا ترامپ نیز با اصرار بر سیاست‌های پرهزینه و بی‌نتیجه، در حال تکرار «سندروم کارتر» است.

او اکنون به همان نقطه‌ای رسیده که خودش از آن می‌ترسید و حالا با موج استعفا‌ها و شکاف در جمهوری‌خواهان، بیش‌ازپیش خود را شبیه به کارتر می‌بیند؛ اما حتی اوضاعش از او هم بدتر است. 

*******


 بزنگاه کنونی دشمن در جنگ ترکیبی

کیهان نوشت:

دشمن در تماس‌ها‌، واسطه فرستادن‌ها و... وانمود می‌کند اولاًً ایران بدون دست برداشتن آمریکا راهی برای غلبه بر دشمنی‌های ایالات متحده ندارد و ثانیاًً راه دیگری غیر از ایستادگی و تحمل محاصره و تحریم هم هست؛ اگر ایران در‌باره تنگه و اورانیوم و لبنان کوتاه بیایید‌، آمریکا به مرور حصار و تحریم را برمی‌دارد! یعنی مزورانه می‌خواهد سه سلاح اساسی ایران- شامل تنگه‌، هسته‌ای و منطقه- را فوری و مجانی از دست ایران درآورد، آنگاه دوباره دبه کرده و کاهش مرحله‌ای حصر و تحریم‌ها را به پذیرش محدودیت قدرت و بُرد موشک‌های ایران منوط نماید. آمریکا گمان می‌کند دولت ایران با شرایط نه جنگ نه صلح خود را در تنگنا می‌بیند و لذا به این سمت می‌آید. بعضی از واسطه‌های شناخته‌شده و شناخته‌نشده آمریکا، به نام نظر کارشناسی و کمک به دولت‌، شب و روز بر این تنور می‌دمند و نزد مقامات ریش می‌جنبانند.
 دولت دکتر پزشکیان از رهگذر استقامت بسیار بالایی که در این سه جنگ از خود نشان داد‌، به دولتی افتخار‌آمیز تبدیل و خود رئیس‌جمهور بسیار محبوب شد‌، به این دلیل بعید است پیام‌ها و واسطه‌های دشمن علی‌رغم نفوذهایی که به هم زده‌اند‌، بتوانند سرمایه افتخار‌آمیز دولت را با وعده‌های پوچ مبادله نمایند.

*****

آقای تاج چند حساب کردید؟!

روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان سفر تيم ملي به مكزيك چقدر هزينه دارد؟ به اظهارت رئیس فدراسیون فوتبال ایران درباره هزینه سفر تیم ملی به مکزیک واکنش نشان داه است:
 
در حالي كه مهدي تاج اظهار داشته هزينه پرواز تيم ملي از تركيه به مكزيك به صورت چارتر يك ميليون و 200 هزار دلار هزينه در بر داشته، بررسي‌ها حاكي از آن است كه اين رقم اختلافي حداقل 400 هزار دلاري و حداكثر 600 هزار دلاري با واقعيت بازار دارد....
با هر گونه محاسبه‌اي اگر پرواز اختصاصي با هواپيماي پهن‌پيكر از تركيه تا مكزيك چارتر شود با اضافه كردن هرگونه آپشني براي يك مسير رفت و (حتي در نظر گرفتن هزينه بازگشت خالي هواپيما) به بيش از 800 هزار دلار نمي‌رسد. 
با توجه به اين حساب و كتاب كه تماما بر اساس داده‌هاي شركت‌هاي هواپيمايي استخراج شده مبلغ گفته شده توسط مهدي تاج يعني هزينه يك ميليون و 200 هزار دلاري سوال‌برانگيز مي‌شود. اختلاف حداقل قيمت 400 هزار دلاري و حداكثر 600 هزار دلاري كه بر اساس نرخ ارز امروز مي‌شود بين 70 تا بيش از 100 ميليارد تومان در شرايط فعلي اقتصادي مساله‌اي است كه بايد مديران فدراسيون فوتبال در مورد آن توضيح بدهند. اين فارغ از ادعاي مهدي تاج است كه گفته ما «ارزان‌ترين» پرواز ممكن را در نظر گرفتيم، چراكه اگر ارزان‌ترين‌ حالت‌ها را در نظر بگيريم رقم بسيار كمتر از 800 هزار دلار مي‌شود، چراكه اگر ارزان‌ترين‌ها را در نظر بگيريم (مثلا يك ايرباس قديمي‌تر) رقم تا 20 درصد كاهش پيدا مي‌كند و به 640 هزار دلار مي‌رسد. 

با وجود همكاري فيفا با شركت‌هاي هواپيمايي به عنوان اسپانسر، فدراسيون‌ها موظف هستند هزينه‌هاي پرواز تيم‌هاي ملي‌ كشورشان را از محل پاداش‌هاي نقدي و كمك‌هزينه‌هاي آماده‌سازي پرداخت كنند. فدراسيون فوتبال ايران نيز نبايد از اين قاعده مستثني باشد. با اين حال لازم است نحوه هزينه‌‌كرد اين پاداش كه دقيقا مصداق بيت‌المال به حساب مي‌آيد به صورت شفاف در اختيار عموم و رسانه‌ها قرار بگيرد. سوال اصلي در حال حاضر در مورد پرواز تيم ملي اين است كه چطور هزينه پرواز ملي‌پوشان به مكزيك با پرواز چارتر به بيش از 210 ميليارد تومان رسيده است؟ 

وحدت ملی؛ مسئولیتی که بر دوش همه ماست

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در روزنامه ایران نوشته است:

هر زمان که کشور به سمت همدلی و انسجام بیشتر حرکت می‌کند، برخی مخالفان این مسیر نیز فعال‌تر می‌شوند. این یک قاعده شناخته‌شده در سیاست است. به این معنا که چنین رویکردی در چنین هنگامه‌هایی بارها دیده شده است، چه از سوی آنان که بیرون از مرزها به دنبال تضعیف ایران اسلامی هستند و چه آنان که در داخل، آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه، بر طبل اختلاف درون‌ خانواده انقلاب و نظام می‌کوبند. در هفته‌های اخیر، در حالی که کشور در مسیر بازسازی، تقویت همبستگی ملی و پاسخ به مطالبات مردم حرکت می‌کند، بار دیگر شاهد شکل‌گیری موجی از شایعات و روایت‌سازی‌ها درباره استعفای رئیس‌جمهوری بودیم؛ شایعاتی که نه با واقعیت‌های جاری کشور سازگار بود و نه با عملکرد روزانه دولت.

رئیس‌جمهوری نه تنها با تمام توان در حال پیگیری امور کشور بوده و هست، بلکه بارها تأکید کرده است که خدمت به مردم و دفاع از منافع ملی را وظیفه خود می‌داند و تا پای جان برای ایفای این مسئولیت در این برهه حساس تاریخ ایران ایستاده است.این شایعه بی‌پایه از بیرون مرزها آغاز شد و روشن بود که محصول دستگاه پروپاگاندای دشمن آمریکایی-اسرائیلی برای ایجاد تردید میان صفوف بهم پیوسته دولت-ملت است.اما در همین حال نمی‌توان طرح چنین شایعاتی را جدا از تلاش برخی جریان‌های درونی برای تضعیف فضای همدلی و اعتماد عمومی تحلیل کرد.در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همکاری و تمرکز بر حل مسائل مردم نیاز دارد، گویی برخی ترجیح می‌دهند به جای پرداختن به راه‌حل‌ها و تألیف قلوب ملت بهم پیوسته و مبعوث شده، بر حاشیه‌ها تمرکز و اختلافات را برجسته کنند.

تأکید اخیر رهبر انقلاب اسلامی بر ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از دوقطبی‌سازی، دقیقاً ناظر به همین واقعیت است. وحدت ملی یک شعار تشریفاتی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای ایران است. تجربه نشان داده هرگاه جامعه، نخبگان، رسانه‌ها و مسئولان حول منافع ملی گرد هم آمده‌اند، کشور توانسته از پیچیده‌ترین چالش‌ها عبور کند.در این میان، رسانه‌ها مسئولیتی سنگین بر عهده دارند. رسانه ملی به عنوان فراگیرترین رسانه کشور، بیش از هر نهاد دیگری می‌تواند در تقویت انسجام اجتماعی نقش‌آفرین باشد. نقد منصفانه، طرح دیدگاه‌های متفاوت و گفت‌وگوی آزاد میان صاحبان نظر، بخشی از رسالت رسانه است

*****
 تسلیحات ایرانی در ارمنستان 

سایت مشرق نوشت:

در روزهای اخیر یک رژه نظامی در کشور ارمنستان برگزار شده که توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. حجم گسترده ای از تجهیزات جدید نظامی خریداری شده از کشورهای خارجی و برخی تسلیحات ساخت خود این کشور در این رژه به نمایش درآمده که نشان از عزم سنگین ایروان برای مدرن سازی نیروهای مسلح خود بعد از شکست سنگین در جنگ دوم قره باغ در برابر جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۲۰ دارد.

اما نکته جالب در خصوص این رژه دیده شدن تعداد قابل توجهی از تسلیحات ساخت ایران است که اخیرا وارد خدمت ارتش ارمنستان شده و در این رژه دیده شده اند.

ستاره تسلیحات ایرانی در این رژه یکی از موفق ترین سامانه‌های ساخته شده در سالهای اخیر در کشورمان یعنی سامانه پدافند کوتاه برد مجید است.

سامانه پدافندی مجید در یک سال اخیر و طی دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان به عنوان یک متخصص در شکار پرنده های بدون سرنشین خصوصا در کلاس پهپادهای ریپر آمریکایی تا خانواده هرمس و هرون ساخت رژیم صهیونیستی شناخته شده است.

بخش قابل توجهی از ناوگان پهپادی ارتش جمهوری آذربایجان پهپادهای اسرائیلی هستند که سامانه مجید سابقه سرنگونی تعداد زیادی از آنها را دارد و پهپادهایی نظیر سری TB-۲ یا آکینجی ساخت ترکیه نیز در دیگر نقاط دنیا نشان داده اند در برابر یک سیستم پدافندی مناسب شانس خاصی در میدان ندارند.

ارتش ارمنستان در جریان جنگ دوم قره باغ ضربات و آسیب های فراوانی را از پهپادهای جمهوری آذربایجان متحمل شد و مشخصا سامانه مجید به عنوان یک سیستم مخصوص برای شکار پهپادها ، نه فقط در آزمایش ها و بلکه با تجربه عملیاتی و رزومه ای پربار یک گزینه مناسب برای این کشور بوده است.

*****

نیمه‌شب متفاوت خلیج‌فارس

همشهری نوشت: 

بامداد ‌چهارشنبه ایران پاسخ متفاوت و سنگین‌تری به تجاوز تازه آمریکایی‌ها داد «کشتی در برابر کشتی و ضربه در برابر ضربه» معادله بازدارندگی جدیدی است که این روزها در آب‌های جنوبی ایران ازسوی ایران درحال پیاده‌سازی‌ است که آخرین نمونه آن، پاسخ نیروهای‌مسلح ایران به شرارت آمریکایی‌ها علیه اهداف ایرانی در محدوده تنگه‌هرمز و جزیره قشم بود.‌

در ادامه پاسخ‌های قاطع ایران به نقض آتش‌بس ازسوی نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه، خلیج‌فارس بامداد چهارشنبه گذشته شاهد حملات کوبنده ایران علیه اهداف آمریکایی در سطح منطقه بود. ماجرا از جایی آغاز شد که شامگاه سه‌شنبه یک نفتکش در مسیر جزیره خارک ازسوی نیروهای آمریکایی ‌ هدف قرار گرفت؛ اقدامی تروریستی که با واکنش متقابل ایران مواجه شد.‌با ادامه شرارت علیه یک دکل مخابراتی نظامی در جنوب جزیره قشم، برخی اهداف آمریکایی در منطقه مورد حمله موشکی و پهپادی سنگین ایران قرار گرفت تا متجاوزان بیش از گذشته طعم قاطعیت ایران در راستای اجرای «معادله جدید» بازدارندگی در سطح منطقه را بچشند؛ حملاتی که بازتاب گسترده‌ای نیز در سطح منطقه داشت.

پس از پاسخ قاطع ایران به نقض آتش‌بس ازسوی طرف آمریکایی، وزارت امورخارجه کویت به طرح ادعاهایی درباره حملات ایران به اهداف غیرنظامی این کشور پرداخت که باید در چارچوب استمرار فضاسازی‌های ضدایرانی مورد بررسی قرار گیرد.

 ادعا: وزارت امورخارجه کویت با انتشار بیانیه‌ای ادعا کرد در جریان هدف قراردادن فرودگاه کویت ازسوی ایران، یک نفر کشته و چند نفر زخمی شده‌اند.

‌نکته 1: براساس بند3 قطعنامه3314 مجمع عمومی سازمان ملل «قراردادن قلمرو در اختیار کشور دیگر برای استفاده از آن جهت تجاوز به کشور ثالث یک عمل تجاوزکارانه محسوب می‌شود.»
نکته2: براساس ماده16 همان قطعنامه که به مسئولیت کشورها دربرابر اقدام‌های غیرقانونی خصمانه می‌پردازد، «اگر کشوری به کشور متجاوز کمک کرده و از ماهیت آن آگاه باشد، در برابر اعمال خود مسئول است».

 واقعیت ماجرا: سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران درباره واقعیت ماجرا به 3نکته مهم اشاره کرده‌است:
1- تحقیقات نشان می‌دهد نیروی هوافضای سپاه هیچ شلیکی به‌سوی پایانه مسافربری کویت نداشته است.
2-  تخریب پایانه مسافربری فرودگاه کویت ناشی از خطای سامانه‌های پاتریوت آمریکایی بوده است.
3- موشک‌های سامانه پاتریوت پس از شکست در رهگیری موشک‌های ایرانی در این پایانه فرود آمده‌اند.

*****
مردم تفرقه افکنان را می شناسند

مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب به خبرآنلاین گفته است:

این افرادی که تفرقه‌افکنی می‌کنند، پدیده جدیدی نیستند و از گذشته نیز چنین رفتارهایی وجود داشته است. این افراد سخنانی را مطرح می‌کنند که گاه با وعده‌ها و مواضع پیشین خودشان در تضاد است. آنها عملاً خود را در جایگاه رهبری قرار می‌دهند و از جانب ایشان سخن می‌گویند، در حالی که چنین جایگاهی ندارند. به جای آنکه در چارچوب وظایف یک نماینده مجلس یا یک فعال سیاسی عمل کنند، نقشی فراتر از جایگاه خود برای خودشان قائل می‌شوند و ادعاهای گسترده‌ای را مطرح می‌کنند. ما به عنوان افراد عادی نمی‌توانیم مانع فعالیت این افراد شویم. زمانی که رهبر انقلاب چنین پیامی درباره وحدت و پرهیز از اختلاف صادر می‌کنند، روشن است که دغدغه ایشان چیست و بسیاری نیز می‌دانند مخاطب این توصیه‌ها چه کسانی هستند.

 از این مرحله به بعد، نهادهای مسئول از جمله دستگاه قضایی و دادستانی باید نسبت به افرادی برخلاف تصمیمات و مصالح کلان کشور عمل می‌کنند، به ترویج اختلاف و تفرقه دامن می‌زنند و این دیدگاه‌ها را در مجامع عمومی تبلیغ می‌کنند، ورود کرده و در صورت احراز تخلف، با آنها برخورد قانونی داشته باشند.

افراد عادی امکان برخورد با این جریان‌ها را ندارند. حفظ مصلحت کشور و صیانت از انسجام ملی وظیفه نهادهای مسئول است و مقامات قضایی باید در این زمینه تصمیم‌گیری کنند