رهبر انقلاب جناب سیدمجتبی خامنهای، وارثی امانتدار است. ایشان هویت خود را نه بنیاننهادن راه از ابتدا، بلکه تداوم خطی میداند که از خمینی کبیر به خامنهای عزیز رسیده است و حتی در القاب و توصیفات امام راحل و امام شهید، این تداوم را مهر میزند.
در مرکز اندیشه رهبر انقلاب، «قیام لله» نشسته است و بنیان فکر او توحیدی-انقلابی است. آیه را نه برای تزئین، بلکه شالوده تز میکند و کل مکتب را بر آن بنا مینهد. پیروزی را وعده حتمی الهی میداند، نه آرزو.
تاریخ را میدان خیزش الهی مردم میبیند و آن را با روایتی کوبنده بیان میکند: «کدام نیرو میتوانست ملت را در ۱۵ خرداد ۴۲… و در سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ مبعوث کند؟».
مردم را نه تابع بلکه فاعل و منشأ قدرت و صاحب اصلی کشور میخواند و مصرانه به دنبال بسیج مردم و توسعه مشارکت است. نقش امضاییاش «بعثت مردم» است که آن را به صنوف مختلف، از هنرمندان تا نمایندگان مجلس تعمیم میدهد. به جوانان اعتماد دارد و مأموریت ساختن آینده را به آنها میسپارد.
وحدت در نگاه او نه یک شعار تشریفاتی، که شرط بقاء و اقتدار ملت است. جامعه را با همه تکثر از جنس اقشار و اصناف، اقوام و مذاهب و سلیقهها و سبکهای گوناگون زندگی، زیر یک سقف هویتی واحد مینشاند و از همگان میخواهد اختلافنظرهای فرعی و سلیقهای را پای مصلحت بزرگ ملی کنار بگذارند، بدون آنکه تنوع آنان انکار شود.
دوقطبیسازی و طرد را آشکارا نفی میکند و نگاهش پدرانه است؛ و میکوشد بر دلها حکومت کند نه صرفاً بر ابدان. او شکافها را با مدارا و هدایت ترمیم کند نه با حذف. ایشان هر گروه را جداگانه و محترم مخاطب میسازد؛ از کارگر و معلم، بانوان و نخبگان تا اهل سنت و اقوام، تا هیچکس بیرون از دایره «ما»ی ملی نماند.
در برابر جنگ شناختی دشمن که در تلاش است بذر تردید و یأس و اختلاف بپاشد، انسجام و اعتماد متقابل و همصدا نشدن با دشمن را راه خنثیسازی نقشه او میداند.
ذهن او تحلیلی، مفهومساز و منظم است: رخداد روز را از زاویه نگاه امام میخواند و ساختارمند میشکافد و مدام برای آن واژه و دستگیره تازه میسازد: «دفاع مقدس سوم»، «پدافند زبانی و گفتمانی»، «دو بال علم و عمل». نمیخواهد فقط خبر بدهد؛ میخواهد معنا و گفتمان بسازد.
روحیه او موقر، مطمئن و آرام است و زبانش فاخر و اسطورهآمیز؛ از تلفیق شاهنامه و قرآن تا استعارههای حماسی و ترکیبهای خاص در پیامها برجسته است.
در میانه سوگ، پیروزمند میماند و متن را همیشه رو به آینده میبندد. شاید یکی از سختترین آزمونها برای او این بود که حتی در سوگ رهبر شهید نیز امید را وانگذارد و درس امید را در دشوارترین لحظات، پس دهد.
به عدالت، استقلال و تسلیمناپذیری پایبند است و در سیاست اهل مقاومت؛ و افق او تمدنی است: نظم نوین منطقه، آیندهای بدون آمریکا، قدرت درونزا، گام دوم و تمدن نوین اسلامی.
برآیند خطوط گفته شده که برداشتی از پیامهای رهبر انقلاب است، شکلدهنده یک چهره و سیماست: رهبری که گذشته را امانت میداند، مردم را موتور آینده، وحدت را سپر ملت و کلام را ابزار ساختن معنا.
اگر این سیما را با سنجه گفتمان رهبر شهید بسنجیم، تصویر روشنتر میشود؛ او که بر جهاد تبیین پای میفشرد، مردم را منشأ قدرت و حلقههای میانی را راه مشارکت میخواند، بر استحکام ساخت درونی و تسلیمناپذیری تأکید داشت و امید و آیندهنگری را فریضه میشمرد، در بیانیه گام دوم موتور آینده را جوانان مؤمن انقلابی معرفی کرد.
با این محک، با قاطعیت میتوان گفت گفتمان رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای، تحقق وصیت آیتالله سیدعلی خامنهای است؛ و این خود گواهی است بر اینکه رهبر شهید ما برای گام دوم انقلاب اسلامی، گفتمان و نسل ادامهدهندهاش را پرورده بود.
@majaal