کار پزشکیان به کت درآودرن رسید!/ ایران تنگه‌ هرمز را ملی اعلام کند/ از نوشتن درباره بی‌شرافتی پهلوی خسته شدیم!

گروه سیاسی الف،   4050311023 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار


جمهوری سوم و پایان انحصارها

روزنامه اطلاعات نوشت:

 با اخباری که در این چند روزه  از مذاکره و توافق در تهران و اسلام‌آباد و حتی دوحه و واشنگتن و رسانه‌های مختلف خارجی و داخلی (با منابع مشخص و نامشخص) می‌خوانیم و می‌شنویم، امیدها به توافق و پایان جنگ افزایش یافته و حتی در بازار ارز و طلا هم انعکاس داشته است. اما شگفت آن که اقلام حیاتی و کالاهای اساسی که با معیشت و زندگی روزمره طبقات متوسط و فقیر سر و کار دارد، در بازار یک ریال هم پایین نیامد و هرچند سیر صعودی کاهش مختصری پیدا کرده است. این نشان می‌دهد که مردم و دولت در ایران، دوران دشواری پیش رو دارند و به سرعت باید خود را آماده تطبیق با شرایط تازه کنند. رئیس جمهور خوشبختانه با صراحت و صداقت مسائل دشوار را با مردم در میان می‌گذارد. ...نباید فرصت سوزی کرد یا به شعار گرایان و مدعیان دروغین اجازه داد تا خطاهای گذشته را یک بار دیگر تکرار کنند و خدای ناکرده تجربه‌های تلخ ناترازی‌ها و کاسبان تحریم و دلالان و تراستی ها و حواله  بگیرها و فرصت طلبان و بی ­عدالتی­ های آشکار دوباره ایران را دچار بحران و دولت را زمینگیر کند.
آن ابتلائات هریک مصیبتی بود در بی‌انصافی که شکافها ایجاد کرد، ولی خدای بزرگ حافظ ایران بود...

خوشبختانه رئیس جمهور و ستاد راهبردی و ساماندهی فضای مجازی، مشکل مسدود بودن اینترنت را برای عموم مردم حل کردند و این یک گام بلند برای جلب اعتماد افکار عمومی و بهبود شرایط فعالیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز محسوب می‌شود. دولت باید جایگاه بلند جمهوریت و قدرت آرای مردم را بر اساس قانون اساسی بازگرداند و این وظیفه رئیس جمهور است..,روزنامه «هم میهن» نیز به دلیل یکی از گزارش‌ها و یادداشت‌ها یا به دلیل مشابه، از انتشار محروم شده است. به میمنت پیروزی و مقاومت، سعه صدر و رأفت و بلند نظری در نظام را با بازگرداندن امکان انتشار روزنامه و دادن تذکرات لازم، می‌توان فراهم کرد. این مسئله، در حالی که رسانه‌های بیگانه توطئه می‌کنند، می‌تواند یک نقطه درخشان در عرصه اخبار رسانه‌ای و امتیازی برای افکار عمومی در داخل محسوب شود. 

*****
 از نوشتن درباره بی‌شرافتی پهلوی خسته شدیم!

فرهیختگان نوشت:

«رضا پهلوی باید تریبون داشته باشد، در هرجا و با هر موضوعی تا بتواند خود را از فراموشی در ذهن مخاطبان برهاند و تلاش کند پروژه آشوب خیابانی در ایران راه بیندازد.» این گزاره‌ای است که با دیدن سخنرانی اخیر او در اوکراین و البته عطف به سخنرانی‌های پیشینش در ذهن می‌آید پیرامون مأموریت‌هایی که موساد و سیا برای او تعیین کرده‌اند و او در حال اجرای آنهاست. سخنرانی اخیر او در «انجمن امنیت دریای سیاه» در شهر اودسای اوکراین صورت پذیرفته است. این نشست، رویدادی سالانه است که به بررسی چالش‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقه دریای سیاه می‌پردازد و طبیعتاً ارتباطی به ایران ندارد، اما سرویس‌های امنیتی‌ای که برای رضا پهلوی برنامه‌ریزی می‌کنند، او را به آنجا برده‌اند تا همچون عروسکی‌کوکی ظاهر شود و فرصت طرح خود را در هر مکان و هر زمان و هر موضوعی از دست ندهد.

پهلوی البته این بار در موضع دلخوری از آمریکا بود و همچون مواضع قبلی چندان خود را از کمک‌هایی که دولت آمریکا نسبت او داشته، سپاسگزار نشان نداد. او گلایه داشت که چرا آمریکا با ایران بر سر میز مذاکره نشسته است و میز مذاکره را امتیاز به ایران و فرصتی برای بازیابی توان ایران دانست. درعین‌حال او با دروغ‌هایی همچون «مردم بین حمله به کشور و حمله به رژیم تمایز ایجاد می‌کنند» و «مردم حمله به زیرساخت‌های سپاه را جشن گرفتند و خیابان‌ها را به نام ترامپ نامگذاری کردند» تلاش کرد برای فشار بر ایران حمایت‌هایی را جلب کند.

او برای جلب این حمایت، حتی یک شوی کلامی ایران‌هراسی راه انداخت و درحالی‌که ایران تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده و خود مورد حمله قرار گرفته و بسیاری مسئولانش ترور شده‌اند و مردمش کشته شده‌اند، ایران را خطری برای منطقه، اروپا و کل جهان نامید تا مثلاً اروپایی‌ها فریبش را بخورند و به او کمک کنند که بر تخت سلطنت بنشیند. این تناقض هم او را ناراحت نکرد که هم‌زمان با حضور در اودسای اوکراین و تحسین مردم اوکراین برای جنگ با روسیه، از مردم ایران تصویری ساخت که از تجاوز خارجی حمایت می‌کنند!

*****

کار پزشکیان به کت درآودرن رسید!

ایران در مطلبی با عنوان  «راحت‌باش» اداری را چگونه فراگیر کنیم؟ نوشت:

اقدام رئیس‌جمهوری در درآوردن کت در یک نشست رسمی و تأکید بر اصلاح الگوی مصرف انرژی، بار دیگر بحث فرهنگ‌سازی از طریق رفتار مسئولان را در کانون توجه قرار داده است... اقدام  رئیس‌جمهوری در درآوردن کت در یک نشست رسمی، برخی را به یاد تجربه ژاپن و طرح «کول بیز» انداخت؛ طرحی که از سال ۲۰۰۵ با هدف کاهش مصرف انرژی و تغییر الگوی پوشش در محیط‌های اداری آغاز شد. به نظر شما آیا چنین رویکردی در ایران نیز قابلیت تبدیل شدن به یک فرهنگ عمومی را دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید از منظر ارتباطات و فرهنگ‌سازی به موضوع نگاه کنیم. اساساً روابط‌عمومی‌ها بر بستری به نام ارتباطات اجتماعی و ارتباطات تجربی فعالیت می‌کنند و هر اقدامی که قرار است به یک رفتار فرهنگی تبدیل شود، نیازمند فراهم بودن مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌هاست. اگر به تجربه ژاپن نگاه کنیم، می‌بینیم که این کشور توسعه خود را بر پایه سرمایه انسانی و آموزش بنا کرده است. در چنین فضایی، وقتی مردم احساس می‌کنند در بسیاری از حوزه‌ها یک عدالت نسبی برقرار است، پذیرش توصیه‌ها و الگوهای رفتاری ارائه‌شده از سوی دولت نیز آسان‌تر می‌شود.

به همین دلیل بود که کمپین «کول بیز» توانست به تدریج به بخشی از فرهنگ اداری ژاپن تبدیل شود.  به تعبیر ارسطو، بخش مهمی از قضاوت انسان‌ها مبتنی بر قیاس است. بنابراین اگر دولت در عرصه‌های مختلف بتواند نشانه‌های روشنی از عدالت، برابری و پرهیز از تبعیض ارائه دهد، زمینه اجتماعی لازم برای پذیرش کمپین‌هایی مانند صرفه‌جویی در مصرف انرژی یا تغییر الگوی پوشش اداری نیز فراهم‌تر خواهد شد.


*****

تدبیر شاه عباس

حسین مرعشی به روزنامه ایران گفته است: 

كساني كه امروز مي‌گويند با برخورد محكم‌تر ما گرفتار اين دو جنگ نمي‌شديم به اين نكته اشاره‌اي نمي‌كنند كه خود آن برخورد منتهي به جنگ مي‌شد منتها با اين تفاوت كه در آن شرايط ما شروع‌كننده بوديم. الان در جنگ 12‌روزه و جنگ 40‌روزه ما يك حرف مهم و ادعای درست داريم كه در حين دفاع به ما حمله شد بنابراين دفاع ما مقدس مي‌شود اما وقتي ما حمله پيش‌دستانه انجام مي‌داديم ديگر ما نمي‌توانستيم از عنوان دفاع استفاده كنيم. ما يك جنگ را شروع كرده بوديم و مسووليت‌هاي آن بايد پذيرفته مي‌شد...

 عده ديگري نيز نقد ديگري دارند؛ اگر رفتار جمهوري اسلامي در ۴ دهه به شكلي نبود كه اعراب جنوب خليج فارس از ايران بترسند و اينها به امريكايي‌ها پايگاه نمي‌دادند، حضور امريكا به اين اندازه در منطقه پررنگ نمي‌شد. تمام مساله ما دفاع از فلسطين بود اما چرا در دفاع از آرمان فلسطين اينقدر هزينه كرديم- كه درست بود- اما نتوانستيم كشورهاي عربي را همراه خود كنيم. الان غير از عمان در همه كشورهاي عربي پايگاه‌هاي امريكايي قرار دارند. اين چه بي‌تدبيري بوده است؟

ادعاي ديگر نيز مي‌تواند اين باشد كه چرا اقتصاد كشور را به شكلي مديريت نكرديم كه كشور ضعيف نباشد. وقتي كشور طي ۲۰ سال از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ متوسط رشد سالانه اقتصادي يك‌درصدي داشته معلوم است كه اين كشور نمي‌تواند شرايط مناسبي داشته باشد. اگر ما شرايط را درست مديريت كرده بوديم و ۱۸ و۱۹ دي‌ماهي رخ نمي‌داد حتما دشمن طمع حمله نمي‌كرد. 

همه اين اگرها قابل بحث است اما به هيچ كدام نمي‌توان پاسخ قطعي داد. آنچه قطعي است اين است كه دفاع از ايران و تماميت ارضي ايران و جمهوري اسلامي و امنيت ملي منوط به قدرت داشتن است. اين قدرت شاخصه‌هاي مشخصي دارد. يكي از شاخصه‌هاي قدرت ملي نيروهاي مسلح و سلاح‌هاي كافي و مناسب است و شاخصه‌هاي ديگر انسجام ملي و روابط خوب حكومت با مردم و رضايت عمومي، اقتصاد نيرومند و ديپلماسي فعال و مدبرانه است.

در تاريخ مي‌خوانيم كه شاه عباس پادشاهي مدبر بود. در شرق با ازبك‌ها درگير بود، در غرب با عثماني‌ها و در جنوب نيز پرتغالي‌ها بخشي از ايران را اشغال كرده بودند. شاه‌عباس نيامد با هر سه اين جبهه‌ها وارد درگيري در يك زمان واحد شود. به عثماني‌ها آتش‌بس و حتي تبريز را به آنها داد. در شرق ازبك‌ها را سرجاي خودشان نشان و بعد شروع كرد با عثماني‌ها درگير شد و آنها را به عقب راند و مرزهاي غربي را تثبيت كرد، بعد رفت سراغ پرتغالي‌ها. اين ديپلماسي و تدبير است. مگر مي‌شود در آن واحد با اسراييل درگيري باشد، با امريكا درگير باشيد، با اروپا در قهر و آشتي هستيد، با عرب‌ها هم درگير هستيد و در داخل نيز درگيري‌هايي با شد.

*****

ایران باید تنگه‌هرمز را ملی اعلام کند

ماشالله شمس الواعظین به روزنامه اعتماد گفت:

در ماجراي ملي شدن صنعت نفت ايران، ما شاهد بوديم كه چگونه يك تصميم ملي توانست ساختار قدرت اقتصادي و سياسي را تغيير دهد. در مورد كانال سوئز نيز، اقدام عبدالناصر براي ملي كردن اين آبراهه، به‌ رغم فشارها و حملات خارجي، نهايتا به اخراج انگلستان از خاورميانه و شمال آفريقا انجاميد و جايگاه مصر را ارتقا داد. ايده ملي شدن تنگه هرمز نيز در همين چارچوب قابل فهم است؛ يعني تبديل يك مزيت جغرافيايي به اهرم ملي قدرت. اما بايد توجه داشت كه اين‌بار، موضوع فقط يك كشور يا يك منطقه نيست؛ تنگه هرمز، شريان اصلي اقتصاد جهان است و هر تصميمي درباره آن، ابعاد جهاني خواهد داشت...

چگونه است كه بسياري از آبراه‌هاي جهان - چه طبيعي و چه مصنوعي - يا ملي شده‌اند يا تحت حاكميت روشن يك كشور اداره مي‌شوند و از آنها عوارض دريافت مي‌شود؛ اما وقتي نوبت به ايران و تنگه هرمز مي‌رسد، ناگهان برخي فرياد وااسفا سر مي‌دهند كه «آيين آبراهه بين‌المللي»، «طبيعي بودن» و… مانع است؟ ضمن اينكه اگر از «خط القعر» خليج فارس محاسبه كنيم، محل اصلي عبور كشتي‌ها از تنگه هرمز كاملا در محدوده سرزميني ايران قرار دارد. اين نكته حقوقي مهمي است كه بايد مورد توجه حقوقدانان و ديپلمات‌‌ها قرار بگيرد. البته من تأكيد مي‌كنم كه موضوع تنگه هرمز صرفا در حد اخذ عوارض نيست. ملي شدن اين تنگه نيازمند بررسي‌هاي دقيق اساتيد حقوق بين‌الملل، روابط بين‌الملل و متخصصان دريانوردي است. اما مهم‌تر از همه اين است كه ايران تازه به اهميت عنصر جغرافيايي خود پي برده و مي‌خواهد از آن به عنوان يك مولفه راهبردي استفاده كند. اين تغيير در «خودآگاهي جغرافيايي» ايران، خود به‌تنهايي يك تحول بزرگ است.

*****

شیطان در کمین عروس خاورمیانه

روزنامه قدس  نوشت:

همزمان با صدور فرمان تخلیه برای ده‌ها شهر و روستا، ارتش رژیم‌صهیونی با هدف غزه‌سازی جنوب لبنان، پس از ۲۶ سال از رودخانه لیتانی عبور کرد... عبور ارتش اسرائیل از رودخانه‌ استراتژیک «لیتانی» و اشغال قلعه‌ تاریخی بوفورت (پس از ۲۶ سال)، به معنای پاره کردن عملی تمام توافق‌ها و قطعنامه‌های بین‌المللی است.نتانیاهو که در برابر ایران قدرت بازدارندگی خود را باخته، تلاش می‌کند با ایجاد «زمین سوخته» در لبنان یک دستاورد جعلی نظامی برای افکار عمومی خود بتراشد.
لبنان اکنون درگیر یک تجاوز همه‌جانبه است. نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، این اقدام‌ها را «سیاست زمین‌سوخته» نامید. بمباران‌های وحشیانه در شهر «صور» و آسیب به کادر درمان بیمارستان حیرام، نشان می‌دهد تل‌آویو هیچ خط قرمزی را به رسمیت نمی‌شناسد.

*****
آمریکا شایستگی میزبانی جام جهانی را ندارد

مشرق نوشت:

وبگاه خبرگزاری راشاتودی، در مقاله‌ای تفصیلی، همه‌ی مشکلات و معضلاتی را که از هم‌اکنون در پیوند با برگزاری جام‌جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا، کانادا و مکزیک وجود دارد، بررسی کرده است و نتیجه می گیرد که این جام‌جهانی شگفتانه‌های زیادی، البته از نوع منفی، برای شرکت‌کنندگان، در پی داشته و خواهد داشت. این مقاله که به قلم «آلان مور» (Alan Moore)، مفسر و نویسنده‌ی ورزشی قدیمی ایرلندی مقیم روسیه نوشته شده است در پایگاه خبری مشرق ترجمه و منتشر شده است:


... اگر خشم جهانی از ویرانی ادامه‌دار غزه، حمله به لبنان و حملات به ایران دلایل کافی برای فیفا برای تجدید نظر در میزبانی یک رویداد بزرگ در ایالات متحده در تابستان امسال نباشد، دیگر هیچ چیز کافی نخواهد بود. هرگز در تاریخ جام جهانی به اندازه این دوره رسوایی، اما کاملاً نادیده گرفته شده، وجود نداشته است. در حالی که روسیه و قطر، به حق، به دلایل مختلف از حقوق کارگران/بشر گرفته تا تأخیرهای ساختمانی و فساد در فرآیندهای مناقصه، مورد بررسی دقیق قرار گرفتند، نسخه ایالات متحده-کانادا-مکزیک در مقایسه، کاملاً از هرگونه بازرسی معاف بوده است. هیچ «نویسنده» فوتبال جریان اصلی سوالی در مورد ایمنی هواداران در ایالات متحده یا کانادا، در رابطه با جنگ علیه ایران نپرسیده است. هیچ کشوری غیر از ایران اعلام نکرده است که مسابقات را تحقیر خواهد کرد. و ایران نیز تنها پس از تهدید ترامپ این کار را انجام داد.

فوتبال درون یک حباب خودشیفته، خودبزرگ‌بین و منزوی زندگی می‌کند. این ورزش در تمام سطوح، از دوپینگ تا تبانی، از آزار کودکان تا پولشویی، آغشته به فساد است، اگرچه هیچ زمانی بهتر از حال حاضر برای کسانی که واقعاً عاشق این ورزش هستند وجود ندارد تا صدای خود را به گوش دیگران برسانند. اجازه دادن به ایالات متحده و کانادا برای میزبانی جام جهانی در تابستان امسال، اوج فوتبال و اوج دیوانگی است. جان انسان‌ها به خطر انداخته می‌شود، میراث‌ها نابود می‌شوند، و تنها امتناع کشورهای واجد شرایط از شرکت در آن است که تأثیرگذار خواهد بود. و احتمال وقوع آن؟ به اندازه شانس من برای جایگزینی جانی اینفانتینو به عنوان رئیس فیفا، یعنی صفر