تهران آب می‌خواهد اما به بهای تشنگی کدام شهرها؟

  4050306047 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

آب سد طالقان با وجود تمام هشدارهایی که وجود داشت به تهران منتقل شد. حالا ظرفیت همین سد هم در حال کاهش است. آنچه امروز دیده می‌شود، بحرانی است که به‌تدریج از مرز هشدار عبور کرده و به یک واقعیت اجرایی نزدیک شده است.

به گزارش فرارو، «ذخیره سد طالقان به کمتر از نصف رسید» مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان البرز این گزاره را درحالی مطرح کرد که این سد قرار بود یکی از مهم‌ترین مسیرهای نجات پایتخت از بحران کم‌آبی باشد. حالا در چنین شرایطی که «حجم آب موجود در سد طالقان نزدیک به ۲۰۰ میلیون مترمکعب از مجموع ۴۲۰ میلیون مترمکعب حجم کل مخزن رسیده»، اگر طالقان توان تامین آب تهران را هم نداشته باشد، تکلیف شهرها و مردمی که سال‌ها از این منبع بهره می‌بردند چه خواهد شد؟

بحران آب تهران را دیگر نمی‌توان بحرانی مختص کلانشهر دانست. زنجیره‌ تنش آبی از البرز و قزوین تا پایتخت امتداد پیدا کرده و امروز بیش از پیش بر نگرانی‌ها افزوده. تابستان سال گذشته، قطعی مکرر آب همدم شب‌های مردم تهران شده بود و قرار بود انتقال آب از سد طالقان، مرهمی بر خشکی پایتخت باشد اما به نظر می‌رسد برای شهری با این جمعیت کافی نیست.

 سرمایه‌گذاری‌های سنگین روی زمینی خشک‌تر

یک واقعیت کمتر دیده‌شده در کنار هشدارهای پی‌درپی درباره افت ذخایر سدها، در حال پررنگ شدن است: هزینه‌هایی که برای مهار بحران آب در تهران صرف شده، هر سال افزایش می‌یابد اما خروجی آن همچنان مبهم است. طبق داده‌های شورای شهر، فقط برای انتقال آب از سدهای طالقان و لار به پایتخت، رقمی بالغ بر ۵ همت بودجه در نظر گرفته شده بود؛ رقمی که انتظار می‌رفت حداقل بخشی از فشار آبی پایتخت را کاهش دهد اما در عمل، سایه بحران همچنان بر شبکه آب تهران قابل مشاهده است.

همان زمان که بحث انتقال آب طالقان به تهران داغ شده بود، کارشناسان حوزه آب هشدار می‌دادند مسئله اصلی تهران کمبود ساختاری منابع نیست، بلکه ناترازی مزمن میان عرضه و تقاضاست. ناترازی‌ای که هر سال عمیق‌تر می‌شود. بنفشه زهرایی، استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تهران پیش‌تر نسبت به احتمال تکرار سناریوهای بحرانی در پایتخت هشدار داده بود: «برخی سدهای تامین‌کننده آب شرب تهران در وضعیت رسیدن به کف مخزن قرار گرفته‌اند.» او حتی به تجربه شهر همدان نیز اشاره کرده بود که در پی خشکسالی، تامین آب شهری برای مدتی با تانکر و انتقال اضطراری انجام می‌شد.

این هشدارها در حالی مطرح می‌شدند که جدیدترین گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران، اگرچه از بهبود نسبی ذخایر سدها در سطح ملی حکایت دارد اما از یک تناقض مهم هم پرده برمی‌دارد: مجموع ورودی آب به سدهای کشور از ابتدای مهر ۱۴۰۴ تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۳۸ میلیارد و ۷۱۰ میلیون مترمکعب رسیده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۷۲ درصد رشد داشته و حجم ذخایر نیز به ۳۴ میلیارد و ۷۴۰ میلیون مترمکعب (معادل ۶۷ درصد ظرفیت مخازن) رسیده است. با این حال، این بهبود آماری در سطح ملی به‌معنای رفع فشار از حلقه تأمین آب پایتخت نیست و همچنان بخش مهمی از منابع تأمین‌کننده تهران زیر فشار قرار دارند.

فشار جمعیت، زیرساخت و اقلیم روی دوش تهران

تهران این روزها در نقطه تلاقی سه فشار هم‌زمان قرار دارد: رشد جمعیت، فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش بارندگی. کارشناسان محیط‌زیست بارها تاکید کرده‌اند این شهر در دهه‌های گذشته فراتر از ظرفیت اکولوژیک خود توسعه یافته است.

برخی اعضای شورای شهر نیز نسبت به «بارگذاری بیش از حد جمعیتی» در پایتخت هشدار داده‌اند که حتی طرح‌های توسعه شهری و پروژه‌های عمرانی بزرگ نیز بدون در نظر گرفتن مسئله آب، نمی‌تواند پایداری بلندمدت داشته باشد.


 شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز اعلام کرده بدون کاهش حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصدی مصرف، امکان مدیریت پایدار شبکه در دوره‌های اوج مصرف دشوار خواهد بود. در همین حال، برخی مسئولان از احتمال محدودیت دسترسی آب در طبقات بالاتر ساختمان‌ها در شرایط خاص خبر داده‌اند. وضعیتی که پیش‌تر هم در مقاطع اوج مصرف تجربه شده است.

از سوی دیگر، کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند تداوم وضعیت فعلی هزینه‌های پنهان سنگینی برای شهر به همراه خواهد داشت. از افزایش هزینه تامین آب اضطراری گرفته تا فشار بر بخش کشاورزی و حتی مهاجرت‌های اقلیمی در مقیاس کوچک. به‌ گونه‌ای که هر روز تاخیر در اصلاح ساختار مصرف، در آینده به چندین برابر هزینه مالی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.

سناریویی که آرام‌آرام واقعی می‌شود

آنچه امروز از گزارش‌های رسمی، اظهارنظر کارشناسان و تصمیم‌های اضطراری دیده می‌شود، بحرانی است که به‌تدریج از مرز هشدار عبور کرده و به یک واقعیت اجرایی نزدیک شده. به بیان دیگر، تهران در حالی همچنان به منابع اطراف خود تکیه دارد که همان منابع هم تحت فشارند. زنجیره تامین آب پایتخت از سد طالقان تا لار و لتیان در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد. زنجیره‌ای که هنوز فعال است اما نشانه‌های فرسایش را در تمام حلقه‌های آن می‌توان مشاهده کرد.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرف چگونگی رساندن آب به تهران نیست، بلکه مسئله اصلی به این واقعیت بازمی‌گردد که این مسیر تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند، وقتی منابع تامین‌کننده خود در وضعیت هشدار قرار دارند و هزینه تداوم آن، میان شهرهای اطراف و نسل‌های آینده تقسیم می‌شود؟