ساعت صفر در سایه؛ چرا ترامپ عقب نشست اما جنگ از روی میز برداشته نشد؟

  4050230081

مهدی محمدی مشاور راهبردی رئیس مجلس در یادداشتی نوشت؛ ترامپ در توییتی از تعویق عملیات نظامی علیه ایران خبر داده است. تحلیل این توییت و تطبیقش با میدان نشان می‌دهد با یک تغییر تاکتیکی مواجهیم، نه چرخش راهبردی. خطر یک اشتباه محاسباتی در تهران وجود دارد اگر تصور شود معادلات بنیادین تغییر کرده است.

 وضعیت میدانی: عبور از آستانه

صریح بگویم: آنچه در منطقه جریان دارد، «ظرفیت کامل نظامی برای درگیری» است. هم آمریکا و هم ایران از وضعیت «پیش از آستانه» عبور کرده‌اند و در «ساعت صفر» شناوریم.

نشانه‌ها گویاست: آمریکایی‌ها عملیات‌های پروازی را به شدت افزایش داده‌اند و رژیم صهیونیستی در غرب و جنوب غرب ایران کمک لجستیکی می‌کند. اما تغییر آرایش دریایی مهم است؛ ناوهای آمریکایی از سواحل ایران فاصله گرفته‌اند و دستورالعمل‌های ابلاغی نشان می‌دهد تنها یک سوال کلیدی باقی مانده: «چه زمانی از این ساعت صفر عبور خواهیم کرد؟»

معمای تعویق؛ چرا عملیات شروع نشد؟

ترامپ از «انتظار برای توافق دیپلماتیک» و درخواست سران امارات، قطر و عربستان گفته. این روایت ریشه در واقعیت ندارد و تلاشی برای پوشاندن بحران‌های عمیق‌تر است.

واقعیت این است که پاسخ امروز ایران دو حالت بیشتر ندارد: یا پذیرفته می‌شود که یعنی تسلیم واشنگتن و پیروزی ایران در جنگ، یا پذیرفته نمی‌شود و توافقی در کار نخواهد بود. استراتژی «مطالبه اقدامات اعتمادساز از طرف مقابل» فهرستی قدرتمند مقابل واشنگتن گذاشته. اگر ترامپ این شروط را بپذیرد، رسماً شکست خود را امضا کرده. او خوب می‌داند در آن کاغذ چه نوشته شده.

پس چرا ترامپ عقب نشست؟ سه دلیل موقت و گذرا:

1-  عدم دسترسی به اهداف
آمریکایی‌ها هنوز نتوانسته‌اند به اهداف خود دسترسی پیدا کنند. ایران با هوشمندی بالا، برنامه پیچیده‌ای برای اقدام پیشدستانه تدارک دیده. این بار فتح سنگرهای ایران به سادگی گذشته نخواهد بود.

2- تردید در پیروزی
اختلاف داخلی عمیق در واشنگتن جریان دارد. لابی‌های جنگ‌طلب و نتانیاهوی کلاهبردار می‌گویند «بزن، موفق می‌شوی»، اما نظامیان و دیپ استیت تردید جدی دارند. هیچ سناریویی - نه ترور، نه زیرساخت‌ها، نه تنگه هرمز و نه تأسیسات هسته‌ای - «پیروزی واضح و قاطع» برای ترامپ خلق نمی‌کند. برخی از این سناریوها قطعاً شکست واضح خلق خواهند کرد.

ترامپ از نظر عملیاتی ساده‌انديش و ابله است. هگزت و نتانیاهو با طرح‌های احمقانه او را به صحنه می‌کشانند، اما آش چنان شور شده که خودشان هم موفقیت را تضمین‌شده نمی‌بینند.

3- وحشت هم‌پیمانان و پارادوکس اعراب
کشورهای عربی می‌ترسند و حق دارند. آنها اولین قربانیان جنگ جدیدند. زمین و آسمانشان در اختیار دشمن است و بلایی که این دفعه سر متحدان آمریکا خواهد آمد، خاطرات جنگ‌های قبلی را به «خاطرات خوش» تبدیل می‌کند. اعراب در پارادوکسی گرفتارند: «ایران پیروز» را نمی‌توانند تحمل کنند، اما می‌دانند هزینه سنگینی خواهند پرداخت. مشکلشان «اصل حمله» نیست، «طرح عملیات» است. تازه فهمیده‌اند سرنوشتشان برای ترامپ اهمیتی ندارد.

 نتیجه‌گیری: فریب را کنار بگذاریم

اصل مسئله سر جایش است. تا آمریکا تسلیم نشود و شروط ایران را نپذیرد، دیپلماسی شانسی ندارد. ما در وضعیت آستانه می‌مانیم و این ریسک در روزهای آینده جدی است.

بخشی از حرف‌های ترامپ «فریب» است. اطمینان به عدم حمله در «فردا شب» ممکن است تله باشد. خوشبختانه در ایران کسی این اطمینان را جدی نگرفته و همان آمادگی امشب، فردا شب و شب‌های بعد نیز برقرار است.

نهایتاً آنچه هر ضربه‌ای را در آینده خنثی می‌کند، «آمادگی ذهنی، روحی، همبستگی و اتحاد ملی» در ایران است. باید فرض را بر این بگذاریم که هر لحظه ممکن است درگیری شروع شود و این بار باید شکستی قاطع به دشمن وارد آوریم.