چرا ایرانی‌ها تسلیم نمی‌شوند؟

  4050221026 ۱ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

«حساسیت به حاکمیت ملی و میهن‌پرستی ریشه در جان ایرانیان دارد و آنها حفظ استقلال کشورشان را یک ضرورت وجودی مرتبط با هویت می بینند، تعلق ملی فراتر از اختلافات داخلی، قومی، فرقه‌ای و ایدئولوژیکی است. مشارکت مردمی در میادین ایران صرفاً واکنش‌های فوری به جنگ تحمیلی نیست، بلکه بیانگر یک حافظه جمعی عمیقاً ریشه‌دار است که سرزمین و هویت را به عنوان عناصری خدشه‌ناپذیر می‌بیند.»

به گزارش ایسنا، «یاسر عبدالزهرا الحجاج» وابسته فرهنگی سابق عراق در ایران با این مقدمه در یادداشتی برای خبرگزاری رسمی عراق (واع) نوشت: وقتی در دانشگاه‌های ایران دانشجو بودم، از حضور آشکار ملی‌گرایی در جامعه ایران شگفت‌زده شدم. این فقط یک برداشت زودگذر نبود؛ ما آن را در کلاس‌های درس در طول سخنرانی‌ها و بحث‌های دانشگاهی و در بازارها هنگام خرید و در مکالمات روزمره با فروشندگان و رهگذران مشاهده کردیم.

الحجاج می‌گوید: شاید برخی از ایرانیان در مکالمات روزمره از شرایط زندگی و وضعیت اقتصادی، جنگ‌ها و چالش‌های مختلف شکایت کنند اما وقتی پای مخاطب خارجی به میان می‌آید، این گفتمان به سرعت تغییر کرده و انتقاد به دفاع و اعلام دلبستگی به نظام خود و دستاوردهای آن در طول دهه‌ها تبدیل می‌شود. آیا این یک استاندارد دوگانه است یا یک ملی‌گرایی واقعی؟

او در ادامه نوشته است: در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای و جنگ رو به افزایش در منطقه، یک سوال به ظاهر ساده اما عمیق مطرح می‌شود: چرا ایرانیان تسلیم نشدند؟ چگونه آنها علیرغم فشارهای سیاسی و اقتصادی و خسارات ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل، انسجام داخلی خود را حفظ کردند؟ برای پاسخ به این سوال، صرفاً تحلیل وضعیت فعلی کافی نیست. ما باید به بافت تاریخی و اجتماعی جامعه ایران بپردازیم. ایران صرفاً یک کشور مدرن نیست که تحولات اجتماعی آن تحت تأثیر تغییرات نظام‌ها باشد. بلکه یک تمدن باستانی است که طی قرن‌ها انباشت فرهنگی و انسانی شکل گرفته است. از اولین روزهای آن به عنوان ایران، از طریق امپراتوری‌های باستانی مانند هخامنشیان و ساسانیان، و دولت‌های بعدی و در نهایت در جمهوری اسلامی، یک رشته وحدت‌بخش باقی مانده است: حس عمیق تعلق به سرزمین و جغرافیای آن. این احساس به هیچ نظام سیاسی خاصی گره نخورده است. بلکه از همه وابستگی‌ها فراتر می‌رود و به بخش جدایی‌ناپذیری از آگاهی جمعی مردم ایران تبدیل شده است. ایران قومیت‌های متعددی مانند عرب‌ها، کردها، بلوچ‌ها، ترک‌ها و لرها را در کنار تنوع مذهبی شامل مسلمانان از فرقه‌های مختلف و همچنین مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان در بر می‌گیرد. با وجود این تنوع، برجسته‌ترین عامل وحدت‌بخش، حس تعلق به سرزمین بوده است.

الحجاج افزوده است: فرهنگ و ادبیات نیز نقش محوری در تحکیم این پیوند ایفا کردند. میراث ادبی، از اشعار فردوسی، سعدی و حافظ گرفته تا داستان‌ها و افسانه‌های عامیانه مانند داستان رستم و سهراب و آیین‌های اجتماعی مانند نوروز، چهارشنبه سوری و یلدا، در ایجاد تصویری استوار از میهن به عنوان یک نهاد فرهنگی وحدت‌بخش نقش داشتند. این امر امروزه در سرودهای میهن‌پرستانه و شورانگیزی که جامعه را بسیج می‌کنند و این مخزن فرهنگی را در چارچوب آمادگی معنوی مردم برای مقابله با تجاوز تحمیل شده به ایران فرا می‌خوانند، آشکار می‌شود. این حس تعلق در مواجهه با چالش‌های خارجی در طول تاریخ به وضوح آشکار شده است. ایران دوره‌های سختی از اشغال، جنگ‌ها و کودتاها را پشت سر گذاشته است، به ویژه در قرن نوزدهم که بخش‌هایی از خاک خود را در جنگ با روسیه تزاری از دست داد و مشمول معاهدات سختی مانند ترکمنچای و گلستان شد.

به نوشته این چهره عراقی، «در دوران مدرن، تخیل جمعی ایرانیان مملو از خاطرات دخالت‌های منفی آمریکا در زندگی سیاسی آنهاست، از کودتاهای نظامی که علیه دولت مشروع محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ از آن حمایت کرد، تا تحریم‌های اقتصادی اعمال شده از زمان انقلاب اسلامی که در تجاوز اخیر به اوج خود رسید و به نقطه عطف مهمی تبدیل شده است و حساسیت به حاکمیت ملی و میهن‌پرستی را تقویت می‌کند. انباشت این تجربیات تاریخی، اعتقاد عمیقی را در میان ایرانیان تقویت کرده است که حفظ استقلال کشورشان یک ضرورت وجودی مرتبط با هویت آنهاست. تعلق ملی اغلب فراتر از اختلافات داخلی، چه قومی، چه فرقه‌ای و چه ایدئولوژیکی است. صحنه‌های مشارکت مردمی در میادین ایران امروز صرفاً واکنش‌های فوری به جنگ تحمیلی نیست، بلکه بیانگر یک حافظه جمعی عمیقاً ریشه‌دار است که سرزمین و هویت را به عنوان عناصری خدشه‌ناپذیر می‌بیند.»