ایران به پیشنهاد آمریکا چه پاسخی داد؟!
روزنامه صبح نو در مطلبی با عنوان جزئیات پاسخ ایران به آمریکا نوشت:
روز گذشته پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد آمریکا تحویل میانجی پاکستانی شد. کاغذ ارسالی به میانجی پاکستانی شامل برخی موارد چون رفع تحریمها، آزادی پولهای بلوک شده، حفظ صنعت هستهای، پایان جنگ، مدیریت ایرانی تنگه هرمز، رفع محاصره است که پاسخ به آن میتواند آزمونی برای میزان جدیت آمریکا در دیپلماسی باشد. ایران در کنار این بسته پیشنهادی از لحاظ نظامی آماده جنگ احتمالی مجدد است.
ابتدا امریکا یک طرح اولیه ۹ بندی به ایران پیشنهاد داد که ایران در پاسخ، یک کاغذ ۱۴ بندی ارسال کرد. طرحی که ترامپ درباره آن گفت از پیشنهاد جدید ایران راضی نیست و «آنها چیزهایی میخواهند که من نمیتوانم با آنها موافقت کنم..» و سپس هفته گذشته نظر خود را روی کاغذ ۱۴ ماده ای ایران اعلام کرد. اکنون ایران به اصلاحات آمریکا در کاغذ جدید پاسخ داده است.
این پاسخ زیر نظر شعام و کمیته مذاکرات تهیه شده و در چارچوب سیاست های کلی نظام و اختیارات این نهاد است و با اجماع و پس از رایزنی های فراوان ارسال شده است. این کاغذ به صورت کلی سه مرحله را در نظر دارد؛
الف: اقدامات اولیه برای اعتمادسازی که عزم آمریکا برای توافق را به آزمون می گذارد. به نظر میرسد منظور از اقدام اولیه اعلام پایان جنگ، لغو محاصره دریایی و آزادی داراییهای مسدود شده و معافیت تحریم نفتی تا زمان پایان تحریم ها باشد و احتمالا ایران نیز عبور و مرور در تنگه را با مدل ایرانی مدیریت خواهد کرد.
ب: جدول اقدام متقابل در مرحله میانی. در این مرحله احتمالا اقدامها گام به گام است و هر امتیازی که طرفین ارائه دهند شامل اقدام متقابل خواهد بود.
ج: ضمانت توافق شامل کمیته نظارت و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل
ایران با توجه به تجربه دو بار حمله نظامی در میانه مذاکرات، به آمریکا اعتماد ندارد و خواهان قطعنامه شورای امنیت به عنوان ضمانت اجرایی برای جلوگیری از تکرار خروج از توافق یا تهدید نظامی است.
گفت و گو در ۳۰ روز
زمان مورد نظر ایران برای گفتوگوها ۳۰ روزه است. پیش از این آمریکا در پیشنهاد خود درخواست ۲ ماه آتش بس داشته است. اما ایران اعتقاد دارد فرایند گفتوگو و رسیدن به توافق احتمالی باید در بازه زمانی یک ماه انجام شود. ایران به دنبال آن است به جای تمدید آتشبس بر «اتمام جنگ» متمرکز شود.
پایان جنگ در تمامی جبههها
در این متن بر پایان جنگ از جمله در لبنان بلافاصله پس از اعلام توافق سیاسی تاکید شده است. ایران در پیشنهاد خود خواهان پایان جنگ در تمامی جبههها است. ایران به دنبال آن است تمام جبهه مقاومت از آتشبس دائمی منتفع شوند، از این رو حملات صهیونیستها به لبنان نیز باید پایان یابد.
بازگشایی تنگه با مدل ایرانی
از دیگر بندهای این کاغذ، شکسته شدن محاصره، آزادسازی پول های بلوکه شده در زمان مشخص و عبور و مرور از تنگه هرمز بر اساس مدل ایرانی در صورت انعقاد تفاهم در این ۱۴ بند آمده است. بازگشایی تنگه مدل ایرانی یعنی کشتیهای تجاری از مسیر ایران یعنی بالای لارک رد شوند با این توضیح که تفاهمات سیاسی و مالی برای عبور و مرور صورت پذیرد.
برخی جزئیات دیگر این پیشنهاد ایران بر این اساس است:
- ایران در متن خود بر به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی و رفع تحریم ها و انتفاع اقتصادی تاکید کرده است.- در این متن، احترام به حاکمیت ملی ایران مورد تاکید قرار گرفته است.- ایران در متن خود خواستار اسقاط تحریمهای نفتی تا زمان رفع همه تحریم ها شده است.- ایران بر تاسیس صندوق سرمایه گذاری و بازسازی اصرار دارد.
*******
تله عشق یک طرفه به آمریکا و ترامپ
فرهیختگان نوشت:
...با نوعی خطای فاحش در تحلیل و اصول سیاست خارجی مواجهیم که سالها مبنای عمل مسئولان سیاست خارجی ایران و نیز محور تولید محتوا در رسانههای مختلف آن جریان بوده است و حتی با تبلیغ ایده خود توانسته تودههای مردم را به همراهی انتخاباتی با خود بکشاند، اما در نهایت، پاسخی که از آمریکاییها گرفته، عدم انجام تعهدات برجامی، امضای خروج از برجام و در آخر هم جنگنده و موشک و بی2 و بمب و هزاران پیکر بیجان بوده است. آیا وقت آن نرسیده برای این ایده سادهلوحانه فاتحهای خوانده شود و اذعان شود که این حجم از سادهسازی دیپلماسی و نگاه سادهانگارانه به سیاست خارجی، خصوصاً در مواجهه با آمریکا اشتباه بوده است؟...
اگر کسی تا سال 404 هم نادرستی این نگاه رمانتیک و سادهانگارانه را درک نکرده، اکنون و پس از پشت سر گذاشتن این دو جنگ باید متوجه این خطاهای تحلیلی متعدد و مهم شده باشد:
اول؛ خطای جدا دانستن اسرائیل و آمریکا از همدیگر
دوم؛ خطای جدا دانستن حساب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا پیرامون تحریمهای ایران
سوم؛ اصالتبخشی خوشبینانه به حقوق بینالملل در تعامل با آمریکا
چهارم؛ تخطئه سیستم موشکی کشور برای اعتمادبخشی به غرب
پنجم؛ صرف نظر از توسعه روابط با شرق بهخاطر به دست آوردن دل آمریکا
ششم؛ کشاندن پای سیاست خارجی به انتخابات
هفتم؛ دوقطبیسازی میان میدان و دیپلماسی و چشم بستن بر قدرت میدان برای چانهزنی در میز مذاکره
هشتم؛ دنیا دنیای گفتمانهاست، نه موشکها
نهم؛ ایده شکستخورده گفتوگوی تمدنها که در سال طرح آن، آمریکا ایران را محور شرارت نامید
و...
دیپلماسی در جهان، خصوصاً وقتی پای آمریکاییها وسط باشد، توحش و تدلیس غریبی دارد؛ میگویند مذاکره، اما دنبال برآورد برای جنگ هستند. میگویند اعتمادسازی، اما دنبال خرید زمان برای پیشبرد پروژه خود هستند و میگویند دیپلماسی، اما در واقع ابزار جدیدی برای تقابل را از جعبه ابزار خود برداشتهاند.آن همه موشک و بمب که بر ایران ما خورد، گویی هیچ غباری بر اندیشه ناصواب و نادرست برخی درباره نوع نگاه به آمریکا و نوع نگاه به مذاکره با آمریکا ننشانده و همچنان به جای مبارزه دیدن مذاکره، دنبال نگاه حقوقی شیک به آن هستند.
*******
علت گرانیهای امروز سیاستهای اقتصادی است نه جنگ
کیهان نوشت:
این روزها، اغلب کارشناسان و کسانی که با اصطلاحاتی همچون تحلیل تکنیکال، بنیادین، خط حمایت و مقاومت قیمت و از این قبیل آشنایی اندکی دارند؛ میدانند که دلار 180 – 190 هزار تومانی و گرانیهای ناشی از آن، از زمانی که ارز ترجیحی در دی ماه 1404 حذف شد قابل پیشبینی بود.
همچنین چهار تا پنج برابر شدن قیمت اقلام اساسی مشمول ارز 28 هزار و 500 تومانی هم پیشبینی شده بود چرا که در تجربه حذف ارز 4200 تومانی تجربه شده بود و به برقراری دلار 28 هزار و 500 تومانی منجر شد. تجربه تکنرخی سازی در 1401 هم ناکام مانده بود.
با اینحال برخی مسئولان عمدتاً دولتی، کارشناسان، رسانهها و اشخاص حامی دولت که مدعی اصلاحطلبی هستند؛ گرانیهای فعلی را محصول جنگ جا میزنند. در حالیکه با توجه به آگاهیهای امروز مردم، این ادعاها صرفا اعتبار گوینده را نزد افکار عمومی، نابود میکند.
به عنوان مثال، گرانی نجومی خودرو در بازار که از حمایتهای آشکار خودروسازان داخلی برخوردار است؛ به بهانه کمبود ورقهای فولادی آغاز شد و با وجود عرضه
160 هزار تن از این کالا در بورس به قیمت بسیار پایینتر از بازار آزاد؛ ادامه یافت! بنابراین حل این مشکل، ورود نهادهای نظارتی و قضائی را میطلبد.
حالا معلوم شده که عدم تامین قطعات از سوی شرکت خریدار ایران خودرو، دلیل اصلی کاهش 80 درصدی تولید محصولات پارس خودرو نسبت به سال گذشته هم شده است. همچنین بهانه گرانی تا سه برابری پلاستیک و فرآوردههای نفتی، آسیبهای جنگ عنوان شده، در حالیکه انبارها پر است و کمبودها از طریق واردات تامین شده است...
برخی حامیان دولت، دلیل همه گرانیها را جنگ و آسیبهایش اعلام میکنند اما گزارشهای رسمی و مردمی متعدد، دلایل دیگری را نشان میدهد؛ موضوعی که مسئولان اسبق و فعلی هم بر آن تأکید دارند. مصطفی هاشمیطبا؛ معاون رئیسجمهور در دولت اصلاحات در گفتوگو با «اقتصاد۱۲۰» تصریح کرد: قبل از عید و قبل از جنگ به پزشکیان نامه نوشتم و گفتم با این سیاست بانک مرکزی، در فروردین و اردیبهشت تورم ۷۵ درصدی خواهیم داشت؛ پس گرانیهای اخیر هیچ ربطی به جنگ ندارد. گرانی کالاها که الان مشاهده میکنید به علت یکسان سازی نرخ ارز قبل از عید بود و ربطی به جنگ ندارد.
*******
دم کاسبان «اینترنت ویژه» هنوز چیده نشده است
روزنامه جوان در مطلبی با این تیتر نوشت:
...با وقوع جنگ تحمیلی سوم و ضرورت مدیریت دسترسی به اینترنت بینالملل به منظور جلوگیری از حملات سنگین نوین به زیرساختها و البته جمعآوری اطلاعات برای نقطهزنی، سیاستگذار به سمت کاهش آسیبها در این حوزه حرکت کرد و در همین راستا نسبت به برخی مشاغل به واسطه نیاز و حساسیتشان، دسترسی محدود به اینترنت بینالملل را در نظر گرفت، اما کاسبان زالوصفت که روزی از تحریم ارتزاق میکردند، از شرایط جنگی کشور نیز سوءاستفاده کرده و بساط کاسبی خود را بسط دادند.
در همین راستا، برخی اپراتورهای تلفن همراه با ارسال پیامکی به مشتریان خود از آنها خواستند اینترنت ویژه یا «اینترنت پرو» را فعال کنند.
این پیامکها و تماسها از سوی اپراتورهای تلفن همراه در حالی است که اینترنت پرو برای گروههای حرفهای از جمله شرکتها، استارتاپها، بازرگانان و نهادهای پژوهشی طراحی شده و دریافت آن مستلزم احراز هویت شغلی و طی مراحل اداری از طریق اپراتورهاست. اما عدم شفافسازی ارائه این سرویس، مردم را با مشکلاتی مواجه کرد، به طوری که ارسال پیامک یا تماس از سوی اپراتورهای همراه اول و ایرانسل، راه را برای کلاهبرداری جدید باز کرد.
در یک کلاهبرداری دیگر، برخی از خطهای تلفن ثابت با مشترکان تلفن همراه تماس میگیرند و خود را نماینده همراه اول معرفی میکنند و با این ترفند که سیمکارت شما نسل قدیمی است، مدعی میشوند برای ارتقای سرویس اینترنت از (فورجی) به (فایو جی) باید بستههای اینترنت جدید خریداری کنید. در ادامه پرداخت یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان را مطرح و اعلام میکنند بسته به آدرس منزل ارسال میشود و در ازای این مبلغ، پیشنهاد وسوسهانگیزی مطرح میکنند مبنی بر اینکه تا شش ماه نیازی نیست قبضی پرداخت کنید و بعد از شش ماه، مادامالعمر اینترنت شما نیمبها محاسبه میشود.
شاید این نوع تماسها را بتوان کلاهبرداری دانست، اما پیامکهایی که از سویبرخی اپراتورها ارسال شده، دیگر نمیشود سوءاستفاده یا کلاهبرداری دانست. به عنوان مثال، در پیامک یک اپراتور به مشترکان خود اعلام کرده است: «کاربر گرامی، شماره تلفن همراه شما برای فعالسازی اینترنت پرو تأیید شده است. برای دریافت لینک پرداخت اشتراک، لطفاً کد زیر را شمارهگیری کنید: ۱۰۳۲۷۵#. پس از شمارهگیری، لینک پرداخت برای شما پیامک خواهد شد. مبلغ اشتراک: ۱۹، ۸۰۰، ۰۰۰ ریال +۱۰٪ مالیات بر ارزش افزوده. به همراه ۵۰ گیگابایت اینترنت هدیه. توجه: به جز مبلغ اعلامشده، نیاز به پرداخت هیچ هزینه دیگری نمیباشد. - هر کد ملی فقط برای یک شماره تلفن همراه امکان فعالسازی اینترنت پرو را دارد.» این پیامها یا تماسهای تلفنی که در هفته اخیر به مشترکان ارسال شده است، نمیتواند خارج از اپراتورها باشد و باید از سوی مراجع قضایی پیگیری شود...
*******
مسأله دوران «نه جنگ، نه صلح»
روزنامه اطلاعات در یادداشتی مشترک به قلم هادی خانیکی، غلامرضا ظریفیان، نعمت الله فاضلی و روزبه کردونی نوشت:
سیاست پساجنگی مبتنی بر چند ضرورت روشن است: نخست آنکه بازسازی را باید پیش از پروژهای صرفا عمرانی، پروژهای اجتماعی و ملی دید؛ دوم آنکه باید روایت رسمی را به روایتی انسانی، منسجم و باورپذیر نزدیک کرد. سوم آنکه دادهها، داشتهها و نداشتهها، خسارت ها و خسارتها و اولویتها را شفاف با مردم در میان گذاشت. چهارم اینکه نهادهای سیاستگذار، اجرایی، مدنی، اجتماعی، آموزشی و رسانهای را از رقابت فرساینده به همکاری واقعی رساند. پنجم آنکه، برای نخبگان، متخصصان، صاحبنظران، نیکوکاران، سرمایهگذاران، و کنشگران بخشهای خصوصی و عمومی در داخل و خارج کشور امکان مشارکت موثر فراهم ساخت. . مسئله فقط کمک گرفتن از جامعه نیست؛ شریک کردن جامعه در ساختن آینده است.
اگر این فرایند و الزامات آن جدی گرفته نشود، دوران نه جنگ، نه صلح به دورهای از فرسایش خاموش منابع انسانی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تبدیل میشود. فرسایشی که معمولا بیصدا رخ میدهد؛ نه مثل انفجار با سرعت به گوش میرسد و نه مثل ویرانی ها تصویر تکاندهندهای دارد. چنین پدیده زوال آفرینی آرامآرام مایه اجتماعی را میخورد، اعتماد و امید را کمرونق و بیرمق میکند، نهادها را نا کارآمد و ناتوان میسازد، خانواده را به درون خود تبعید میکند و تصمیمگیریهای حیاتی را به تعویق دائمی میکشاند. برای رهایی از این فرسودگی، باید همکاریبه قصه مرکزی دوران پساجنگ تبدیل شود. همکاری با هم بودن و همبسته به هم بودن است. نه واژهای تزیینی است نه دعوتی برای یکسان شدن، و نه مطالبهای برای فداکاری بیپایان. همکاری یعنی اینکه متفاوت بمانیم و با این حال، برای بقا، بازآفرینی، نوسازی و تأمین نیازهای مشترک کنار هم باشیم و با هم کار کنیم.
مسئله دوران نه جنگ، نه صلح تنها این نیست که دشمن چه میکند؛ مسئله این است که ما با یکدیگر چه میکنیم.
*******
گزارش تورم نقطه ای کشور و پیامدهای احتمالی آن
شرق نوشت:
در چند دهه گذشــته تورم سالانه در کشور همواره روند رو به رشدی داشته و شاخص های تورم نقطه به نقطه فروردین نشانگر شدت گرفتن این روند است. بسیاری از خانوارهای ایرانی به ویژه اقشــار کم درآمدتر یا کارگران فصلی و دیگر کارگران و نیز کارکنــان بخش دولتی و کارمندان دیگر گروه های با درآمد متوســط با فشــار زندگی بی ســابقه ای روبه رو شده و به این ترتیب به جز برطرف نشدن بخش بزرگی از نیازهای روزمره زندگی، مناسبات اجتماعی و خانوادگی این اقشار هم با مصائب و مشکلات و چالش های پیچیده ای روبه رو شده اســت. این وضعیت ارتباط مستقیمی با افزایش آســیب های اجتماعی نیز داشــته و به این ترتیب تورم تنها موجب فشــار اقتصادی و ناکامی در رفع نیازهای زندگی روزمره نمی شــود؛ بلکه دیگر حوزه های زندگی فردی و خانوادگی و مناســبات اجتماعی را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. سه رقمی شدن شــاخص تورم نقطه به نقطه درباره گروهی از کالاهای اساســی مورد نیاز شهروندان زنگ هشداری است که تا دیر نشده، باید تدابیر تخصصی و کارشناسی شده ای اندیشید تا بتوان کشــور را از این پیچ مخاطره آمیز گذر داد.
در کنار حل وفصل مسائل مرتبط با جنگ اخیر و دیپلماســی کشور، مسئله تورم از اساســی ترین و فوری ترین و مبرم ترین چالش های پیش روی کشور اســت که برای آن تا فرصت هست باید تدابیری اندیشه کرد. بی گمان بخشــی مهم از این وضعیت با مباحث مرتبط با سیاســت خارجی در ارتباط است اما همه داستان تنها به سیاست خارجی مربوط نیست. مصلحت ملی و مصالح کشور ایجاب می کند به فوریت باید به فکر حل مسائل پیش روی کشور از جمله تورم بی سابقه و نگران کننده موجود بود...
*******
جام جهانی زیر سایه تردیدها
قدس نوشت:
اظهارات اخیر مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال درباره شروط ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنکه فقط یک موضعگیری معمولی تلقی شود، حامل پیام روشنی درباره نگرانیهای جدی فوتبال ایران نسبت به میزبانی آمریکاست.
تاج از مجموعهای از مطالبات سخن گفته که از نگاه فدراسیون، پیشنیازهای لازم برای حضور بدون حاشیه تیم ملی در این رقابتها محسوب میشوند، اما آنچه همچنان مبهم باقی مانده، واکنش عملی فدراسیون فوتبال در صورت اجرا نشدن این شروط است.رئیس فدراسیون فوتبال در تازهترین اظهارات خود به موضوعات مهمی اشاره کرده است؛ ازجمله صدور روادید برای تمامی بازیکنان تیم ملی، بهویژه بازیکنانی همچون مهدی طارمی و احسان حاجصفی که سابقه خدمت در نهادهای نظامی را دارند و ممکن است در روند صدور روادید با مشکلاتی مواجه شوند. علاوه بر این، مسئله ورود بدون مانع اعضای کاروان تیم ملی، همراهان و مسئولان فدراسیون به خاک آمریکا، از دیگر نگرانیهای مطرح شده است.
در کنار این موضوع، تعیینتکلیف روادید خبرنگاران و هواداران ایرانی نیز اهمیت بالایی دارد. طبیعی است که جام جهانی بدون حضور رسانهها و بخشی از هواداران، نمیتواند تجربهای کامل برای فوتبال ایران باشد.اگر محدودیتهای احتمالی موجب شود تعداد زیادی از خبرنگاران یا تماشاگران امکان سفر به آمریکا را نداشته باشند، این مسئله میتواند به یکی از مهمترین چالشهای پیش روی تیم ملی تبدیل شود.تاج همچنین بر ضرورت در دسترس بودن پرچم رسمی ایران در ورزشگاهها، عدم اختلال در پخش سرود ملی و رعایت چارچوبهای اخلاقی در نشستهای خبری تأکید کرده است.این موضوعات شاید در نگاه اول نمادین به نظر برسند، اما برای ایران در شرایط کنونی بسیار پر اهمیت است.قطع یا اختلال در پخش سرود ملی، برخورد نامناسب با نمادهای رسمی کشور یا ایجاد محدودیت در نمایش پرچم ایران، میتواند در روند نتیجهگیری تیم ملی تأثیر بگذارد.
اما پرسش اساسی اینجاست؛ اگر یکی از این شروط اجرایی نشود، تصمیم فدراسیون فوتبال چه خواهد بود؟
مهدی تاج تاکنون به صراحت نگفته است که آیا عدم اجرای این موارد میتواند منجر به تحریم مسابقات یا حتی انصراف از حضور در جام جهانی شود یا خیر.برای مثال اگر به بخشی از بازیکنان روادید داده نشود، اگر با همراهان تیم ملی برخوردی مغایر با عرف حرفهای صورت گیرد یا اگر محدودیتی برای خبرنگاران ایرانی اعمال شود، آیا ایران همچنان در مسابقات شرکت خواهد کرد یا تصمیمی سختتر اتخاذ میشود؟
این ابهام دقیقاً همان نکتهای است که نیاز به شفافسازی دارد. صرف اعلام شرط، بدون تعریف واکنش مشخص در صورت اجرا نشدن آن، نمیتواند تصویر روشنی از برنامه فدراسیون ارائه دهد. اگر این شروط جنبه حیاتی دارند، باید از همین حالا مشخص شود که نقشه راه فدراسیون در صورت نقض احتمالی آنها چیست...
*******
حاکم متوهم ابوظبی، دست به دامان گنبد آهنین اسرائیلی شد
سایت مشرق نوشت:
سالها پیش از آنکه پیمان ابراهیم امضا شود و امارات متحده عربی در خیانتی آشکار به دنیای اسلام و کشورهای عربی، رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد نشانه ها و اخبار زیادی از روابط پنهانی میان ابوظبی و تل آویو وجود داشت و این موضوع تنها در سال ۲۰۲۰ به شکل علنی اعلام شد.
طی جنگ اخیر، ارتش امارات که وظیفه دفاع از پایگاه ها و منافع امریکا و رژیم صهیونیستی در خاک خود را بر عهده داشت در مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران دچار ناتوانی شده و به خصوص پس از هفته نخست جنگ بخش بزرگی از ذخایر موشک های پدافندی خود را از دست داد بنابراین از همان میانه جنگ و به ویژه در دوره آتش بس آنها دست به دامان دوست جدید (و شاید هم دیرباز!) خود شده و ورود سربازان، پرسنل فنی و تجهیزات نظامی اسرائیلی به خاک امارات رسما آغاز شد.
بر اساس گزارش های منتشر شده در رسانه های مختلف غربی در طول جنگ رمضان حداقل یک آتشبار سامانه پدافند کوتاه برد گنبد آهنین ، یک واحد سیستم پدافند لیزری پرتوی آهنین و همچنین یک سیستم اپتیکی خاص برای مقابله با پهپادها، راکت های کوتاه برد و موشک های کروز ایرانی به امارات متحده عربی به صورت سریع و اورژانسی ارسال شده بوده است.
نکته جالب و مهم این که به صورت علنی به این مسئله اشاره شده است که هدایت و استفاده از این سامانه ها در خاک امارات نیز توسط نظامیان صهیونیست انجام گرفته است. به صورت کلی و در میان انبوهی از سامانه های پدافندی مستقر در اطراف ایران اصولا یک آتشبار گنبد آهنین شاید مسئله خاصی نباشد اما بحث اصلی نشان دادن عمق روابط بین دو طرف و وارد شدن به فازهایی است که تقریبا تا به امروز در هیچ کشور عربی یا اسلامی دیگر دیده نشده است...