بعد از آغاز جنگ رمضان (تجاوز آمریکایی - صهیونی به ج. ا. ایران) و مدیریت رفت و آمدهای دریایی از تنگه هرمز توسط نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد جهانی دچار مشکلات عدیده ای شد. قیمت نفت و گاز، مواد پتروشیمی و شیمیایی ، کود کشاورزی و حتی ریز تراشه های رایانه ای و بسیاری مواد وابسته به مشتقات نفت و انرژی به شدت دچار اختلال و افزایش شدید قیمت گردید.
تلاش آمریکا برای باز کردن این معبر مهم دریایی و علیرغم دروغ های رئیس جمهور فاسد آمریکا مبنی بر فروپاشی نیروی دریایی ایران، با اقدامات قاطعانه، شجاعانه و مدبرانه نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران با شکست مواجه شد.
آمریکایی ها اعلام کردند که کشتی های تجاری را برای عبور از تنگه هرمز اسکورت می کنند و به کشتی های باری وعده عبور امن با پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا را دادند، اما در این مرحله نیز نه تنها موفق نشدند، بلکه کشتی هایی که به هشدارهای نیروی دریایی ایران توجه نکردند، مورد هدف قرار گرفتند و طرح اسکورت کشتی ها هم با شکست مواجه شد.در مرحله بعد ارتش آمریکا از متحدان اروپایی و آسیایی خود درخواست کمک کرد ولی آنها نیز از پیوستن به این طرح اجتناب کردند. شکست در طرح های مختلف برای بازگشایی تنگه هرمز، فشارهای شدید به اقتصاد جهانی، نظر کارشناسان نظامی درباره عدم گشایش تنگه هرمز با جنگ، آمریکایی ها را به سمت و سوی طرح جدیدی به نام محاصره دریایی کشاند.
این طرح از دهانه خروجی دریای عمان به سمت دریای عرب و اقیانوس هند در حال اجرا است و کلیه کشتی هایی که از مبدا ایران حرکت کرده یا به مقصد ایران در حال حرکت هستند را شامل میشود. این طرح با هدف تحت فشار قرار دادن اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بنا شده، خلاف حقوق بینالملل است، همانطور که رئیس جمهور فاسد آمریکا اشاره کرده دزدی دریایی است و همچنین خلاف و نقض آتش بس است.
محاصره دریایی در کوتاه مدت پیامدهای زیادی به لحاظ اقتصادی برای ما نخواهد داشت. مرزهای طولانی و وجود همسایگان زیاد و معابر زمینی و دریایی مختلف و نیز راههای دور زدن این محاصره توسط کشتی های ایرانی، تاثیر گذاری کوتاه مدت این طرح را با ابهام مواجه کرده است. ولیکن به نظر می رسد اولا تداوم طرح محاصره در میان مدت و بویژه در بلند مدت موجب تشدید فشار اقتصادی خواهد شد. ثانیا تجاوز به کشتی های ایرانی خلاف آتش بس است و لذا باید محکم و مقتدر با نقض آتش بس برخورد کرد. اگر برخورد قاطعانه با ناوهای متخلف آمریکایی صورت نگیرد ما با شرایطی نظیر آنچه آتش بس در لبنان است، مواجه خواهیم شد و مرتبا دشمن غدار به ما تجاوز خواهد کرد و ما خویشتن داری خواهیم نمود. دوره خویشتن داری گذشته است.
دشمن ما چیزی جز زبان زور نمی فهمد. آتش بس و دیپلماسی نیز ابزارهای فریب دشمن هستند. لذا ما نه تنها نباید هیچ گامی به عقب برداریم بلکه باید گام هایی رو به جلو برداشته و در مواردی که اقتضا می کند ما آغاز کننده درگیری با دشمن باشیم. نباید ذره ای در برخورد با نیروی دریایی متجاوز آمریکا که از هزاران مایل دورتر به منطقه ما آمده دزدی دریایی می کند و در امنیت اقتصادی ما اختلال ایجاد می کند، ذره ای تردید کنیم. اگر دشمن عزم راسخ ما را درک کند(همانطور که هست) در ادامه طرح محاصره خود مانند سایر طرح هایش تجدیدنظر خواهد کرد. تجربه نشان داده هر جا ما در مقابل دشمن مستحکم بوده ایم، پیروزی حاصل شده ولی هر جا کوتاه آمده یا چشمان خود را روی واقعیت بسته ایم، دشمن پیشروی کرده است. دشمن چیزی جز زبان اقتدار را نمی فهمد.