وقتی خیابان به متن سیاست باز‌می‌گردد

گروه تعاملی الف،   4050206051 ۱۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

گروه تعاملی - سیدمحمود کمال آرا دکتری علوم سیاسی

 در روزگاری که سیاست بیش از هر زمان دیگری به متن زندگی مردم نزدیک شده، خیابان به نقطه آغاز کنش اجتماعی و سیاسی بدل شده است. از همبستگی‌های محلی تا واکنش‌های سریع در بحران‌ها نشان داده‌اند که سیاست تنها در نهادهای رسمی ساخته نمی‌شود و قدرت خیابان پیش از هر سطح رسمی، قادر است جامعه را در برابر بحران‌ها منسجم کرده و به کنش سیاسی و اجتماعی مردم معنا بدهد.

 یکی از تغییرات مهم دوران معاصر این است که بسیاری از کنش‌های اجتماعی و سیاسی نه از بالا بلکه از پایین و در کوچک‌ترین واحدها آغاز می‌شود. در ایران نیز هرگاه که جامعه با یک بحران ملی نظیر جنگ یا یک لحظه حساس جمعی روبه‌رو میشود، نخستین واکنش‌ها در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از شهر و استان، یعنی در محله و خیابان شکل می گیرند. از اینرو جنگ تحمیلی دوم در سال 1404 نشان داد، خیابان می تواند بعنوان پیشگام پاسخ اولیه در سیاست داخلی و بویژه سیاست خارجی جمهوری اسلامی عمل کند و ساختار سیاسی را در برابر مطالبات و پیام های جامعه پاسخگو سازد.

محله‌ها از گذشته تا امروز نقشی فراتر از مرزهای جغرافیایی خود داشته‌اند. آن‌ها فضای اجتماعی، شبکه ارتباطی، هویت مشترک و ظرفیت عمل جمعی را در کوچک‌ترین مقیاس فراهم کرده‌اند. برای فهم بهتر این ظرفیت، کافی است نگاهی به نقش اجتماعی و سیاسی آنان در تاریخ معاصر ایران بیندازیم. در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ شمسی، بسیاری از محلات سنتی تهران از عودلاجان و سنگلج تا نازی‌آباد و جوادیه در مواقع آشفتگی اقتصادی، بحران‌های بهداشتی و تحولات اجتماعی، نخستین فضاهایی بودند که واکنش نشان می‌دادند. شبکه‌های محلی، از هیئت‌ها تا مساجد و تیمچه‌های بازار، در لحظات سخت به‌سرعت فعال می‌شدند. کمک‌رسانی، ساماندهی همیاری و حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر را به دست می‌گرفتند. این تجربه‌ها نشان داد که محله یک سطح فرعی نبوده بلکه یک واحد عملیاتی جامعه بشمار می رود.

در دوران انقلاب 57 نیز، خیابان و محله‌ها هر یک بعنوان مرکزی بمنظور گردآوری نیروهای سیاسی و همچنین پشتیبانی از آنان بشمار می‌رفت و اولین واکنش‌ها در بسته های کوچکتر و اما موثرتر از دل همین خیابان و محلات رقم می خورد. در سال‌های بعد نیز این الگو بارها تکرار شد. در دوران دفاع مقدس هشت ساله، بسیاری از شهرهای جنوبی ایران با شرایط دشوار انسانی و اقتصادی مواجه بودند. همین محلات بودند که بار اصلی ساماندهی مردم، مراقبت از سالمندان و کمک به خانواده‌های مهاجر را بر دوش گرفتند و مساجد، مدارس و خانه‌های محلی به پایگاه‌های خودجوش تبدیل شدند که از این دست رویدادها، نمونه های بیشتری نیز میتوان نام برد. هر چند این الگو مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورها، محلات در مواجهه با بحران‌های ملی نقش واحد را در پاسخ های نخستین ایفا کرده‌اند. نمونه هایی از این الگو را میتوان در چارچوب کنش های اجتماعی و امدادی در کشورهایی همچون؛ نیوزیلند، سوئد، هائیتی، ژاپن، شیلی و... با تشکیل هسته‌های اضطراری محلی و یا با گروه‌های نگهبانان جامعه که نقش مهمی بمنظور اطلاع‌رسانی و محافظت از ساکنان را ایفا می کنند، برشمارد.

جامعه‌شناسان ژاپنی این فرایند را «سیاست تاب‌آوری مبتنی بر واحد خرد» نامیده‌اند. یعنی سیاستی که از دل حلقه‌های کوچک زندگی روزمره آغاز می‌شود و قدرت سازماندهی را در لحظه‌های دشوار به نمایش می‌گذارد. بنابراین محله‌ها سریع‌تر، انسانی‌تر و کارآمدتر از ساختارهای کلان واکنش نشان می‌دهند. توضیح این پدیده در نظریات جامعه‌شناسی نیز ریشه دارد که از اینرو، فردیناند تونیس میان «گمینشافت» یا همان (اجتماع مبتنی بر پیوند چهره‌به‌چهره) و «گزلشافت» یا همان (جامعه رسمی و مدرن) تمایز می‌گذارد. بنابراین محله، مصداق کامل گمینشافت است، جایی که روابط انسانی، حس مسئولیت مشترک و اعتماد متقابل شکل می‌گیرد و همین ویژگی بوده که آن را به یک واحد کوچک اما قدرتمند برای کنش جمعی در زمان بحران تبدیل می‌کند.

با این تفاسیر در کشور عزیزمان نیز، دو جنگ تحمیلی اخیر همین روند را نشان می‌داد. هرگاه جامعه با یک بحران عمومی همانند جنگ و یا بلایای طبیعی مواجه می‌شود، نخستین سطح واکنش را از محلات شاهد هستیم. حال، در جنگ رمضان ابعاد دیگری از این سطح واکنش را در حلقه‌های کوچک جامعه شاهد بودیم. در این حلقه‌های کوچک که رفته به رفته به اجتماعات بزرگتری منتج شد، از شب نخست علاوه بر کنش‌های مردمی در حوزه اجتماعی و امداد رسانی که در ابتدای این یادداشت با مرور تاریخ معاصر به آن اشاره شد، بخشی از مردم بمنظور کنش سیاسی و اعلام موضع خود در محله ها بیرون آمده و تجمعاتی را شکل دادند. این تجمعات در مراحل بعدی، تبدیل به یک پاسخ روشن در سیاست داخلی و بخصوص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شد، که ساختار نظام امکان نادیده گرفتن آن را نداشت.

همین روند در حوزه کمک رسانی به منازل و خانواده های آسیب دیده نیز در جریان بود. گروه های مردمی با تشکیل حلقه های امدادی که با هر تخصص و توانمندی گرد یک دیگر جمع شده و بصورت شبانه روزی به مددجویان جنگی خدمت رسانی می کردند. بنابراین این تجربه نشان داد که در چنین شرایطی مردم از خانه‌ها بیرون می‌آیند، کمک‌ها را هماهنگ می‌کنند و یک نظم خودجوش شکل می‌دهند. این واکنش‌ها در واقع، نوعی سیاست از پایین است که بر اساس ساختار رسمی عمل نمی‌کند و چه در حوزه سیاسی و چه در حوزه اجتماعی بعنوان یک کنش مهم و میدانی تلقی می گردد. شاید در پایان و در یک جمله بتوان گفت جنگ دوم سال 1404 نشان داد که احیای محلات به‌عنوان واحد سیاسی کوچک نقش مهمی در مواجهه با بحران‌های ملی دارد.