شوی تازه در کاخ سفید! / موشک های دست نخورده ایران / سرودهای جهانی

گروه سیاسی الف،   4050206016 ۴ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

بینندگان «الف» هر روز با ارائه نظرات خود در تکمیل و تعمیق محتوای ارائه‌شده مشارکت می‌کنند. بسیاری از این نظرات، گویای دقت و توجه مخاطبان و داوری عمومی آن‌ها نسبت به وقایع روز است. گزیده‌ای از نظرات مخاطبان را ذیل سه مطلب پر بحث هفته به انتخاب تحریریه «الف» بخوانید.

شوی تاٰزه در کاخ سفید

خروج از بحران با امنیتی سازی فضا و بحران‌های ساختگی یکی از شیوه‌های پیچیده است که گویا مورد توجه تیم ترامپ قرار گرفته است.

  مشرق نوشت: برای دومین بار در دو سال اخیر دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا هدف گلوله قرار گرفته و البته هر بار هم جان سالم به سر برده است! ساعتی پس از این ماجرا رئیس‌جمهور آمریکا در نشستی خبری گفته است که ردی از ایران در آن ماجرا وجود نداشته البته او نمی‌تواند این گمانه را تائید قطعی کند، شب گذشته در یک ضیافت مرگ‌بار ترامپ، ونس و برخی اعضای کابینه از جمله وزیر جنگ در معرض یک تهدید مسلحانه ضعیف قرار گرفته و جان سالم به‌ در بردند. بسیاری از رسانه‌ها پس از این ماجرا ، ترور ترامپ را ساختگی خوانده تا به این ترتیب آن را یک شوی نمایشی بخوانند.
تحلیل ترامپ و نتانیاهو و برخی از اعضای کابینه ترامپ منهای فرماندهان ارشد نظامی آمریکایی‌ این بود که بعد از شهادت رهبر انقلاب و برخی از فرماندهان و دانشمندان کشورمان شیرازه نظام جمهوری اسلامی ایران به سرعت فرو می‌پاشد و در کمتر از 4 روز ایران به ونزوئلا تبدیل خواهد شد، اما این خط تحلیلی خیلی زود دچار فروپاشی شده و معلوم شده که آمریکایی‌ها به زمین سفت ایران خورده‌اند.

این شرایط باعث شده است که علائمی وجود داشته باشد که ترامپ را به سوی یک نمایش ساختگی هدایت کند تا از تونل جنگ بتواند خودش را خلاص کند. تیم امنیتی ترامپ بر این باور است که ترور ساختگی ترامپ می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را برای پذیرش پایان جنگ متقاعد کند و آمریکایی‌ها از با بحران سازی از دل تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی سنگین بیرون کند.

******
اروپا احتمالا کوپنی شود !

وطن امروز نوشت:

 تقریباً روزی نیست که متن یا گزارشی در رابطه با مساله بحران انرژی در سطح جهان به دلیل مسدود بودن تنگه هرمز نوشته نشود. این گزارش‌ها به ابعاد مختلف بحرانی که در پی حماقت ترامپ ایجاد شده است می‌پردازند؛ از مساله اختلال در زنجیره تامین جهانی تا سناریوهای ترسناک کمبود فیزیکی انرژی و اثری که بر رکود در کشورهای مختلف دارد. همین روندپژوهی هم بخوبی نشان می‌دهد اقدام ایران در انسداد این تنگه تا چه پایه برخوردار از منطق واقع‌گرایانه برای تحمیل هزینه بین‌المللی بوده است. در یکی از آخرین نمونه از این گزارش‌ها، دوهفته‌نامه معروف اقتصادی - تجاری «فوربز» چاپ آمریکا در گزارشی به بررسی پیامدهای انسداد میان‌مدت تنگه هرمز پرداخته است. 

به باور این رسانه، برخلاف آنچه ترامپ و تیم دروغگوی او می‌گویند، انسداد تنگه هرمز اتفاقاً بر اقتصاد آمریکا اثر دارد: «انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز جرقه‌ یک رکود اقتصادی جهانی را خواهد زد که ایالات متحده نیز از آن مستثنا نخواهد بود». به باور فوربز، واضح است وقتی بیش از 20 درصد انرژی دنیا از یک تنگه گذر کند، این معبر اثر مشخصی بر عرضه فیزیکی انرژی در دنیا دارد و در صورتی که این وضعیت ادامه‌دار باشد، احتمالاً بسیاری از کشورهای اروپا ممکن است به کوپن رو بیاورند و به زمان جنگ‌ دوم جهانی بازگردند: «اگرچه نوسانات قیمت نفت خام به ‌دقت رصد می‌شود اما تمرکز بر قیمت نباید ما را از نکته اصلی غافل کند: در صورت تداوم انسداد تنگه، ما با کمبود فیزیکی انرژی برای مصرف مواجه خواهیم شد. این واقعیتی است که جدا از مکانیسم تخصیص انرژی موجود، به قوت خود باقی خواهد ماند.فرقی نمی‌کند این تخصیص از طریق قرعه‌کشی باشد که در آن بازندگان ناچار به توقف مصرف شوند یا از طریق صدور کوپن‌های سهمیه‌بندی (مشابه آنچه بسیاری از کشورها در طول جنگ دوم جهانی اجرا کردند)؛ در هر صورت، اکثر مردم ناگزیر خواهند بود مصرف انرژی خود را تا حدی کاهش دهند. همچنین می‌توان بنزین را به کسانی اختصاص داد که صبورانه در صف‌های طولانی منتظر می‌مانند و طبیعتاً کسانی که تمایلی به انتظار ندارند، سهم کمتری از انرژی خواهند داشت. » ... .


******

اردهای ناشتای ترامپ

روزنامه کیهان نوشت:

وب‌سایت خبری- تحلیلی «دیلی‌بیست» در گزارشی با اشاره به توئیت‌های نیمه‌شب و صبحگاهی ترامپ نوشته است این پیام‌ها نشان‌دهنده ذهن آشفته و تنش‌های درونی اوست.

رئیس‌جمهور پدوفیل آمریکا این روزها بابت شکستی که در جنگ با ایران متحمل شده و خسارت‌هایی که به اقتصاد آمریکا و جهان وارد کرده، تحت فشار شدیدی است. کارشناسان، رسانه ها، مقامات و حتی مردم آمریکا وی را مقصر این شکست و خسارات می‌دانند. نتایج نظرسنجی جدید رویترز نیز نشان می‌دهد، ۷۷درصد آمریکایی‌ها ترامپ را مسئول افزایش بهای بنزین و هزینه‌های زندگی خود می‌دانند. بدین ترتیبد جنگ ایران خواب را از چشمان وی ربوده است. تصاویری که این روزها از وی منتشر می‌شود نیز نشان می‌دهد که وی شب‌ها نمی‌تواند بخوابد! و به جای آن اقدام به انتشار پی‌درپی پیام در شبکه‌های مجازی می‌کند.

جمعه‌شب به وقت ایران رسانه‌ها تصویری از او منتشر کردند که در میانه یک نشست رسمی در کاخ‌سفید پشت میزش و در حضور خبرنگاران چرت می‌زند. او که بارها جو بایدن را به علت خواب‌آلود بودن مسخره کرده بود، حالا خودش به همین علت به‌شدت مورد تمسخر قرار گرفته است. بایدن هم در واکنش به این وضعیت وی را بدترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا خواند.

وب‌سایت خبری- تحلیلی «دیلی‌بیست» هم در گزارشی با اشاره به فعالیت‌های آنلاین ترامپ در شبکه‌های اجتماعی نوشته است: مطالبی که ترامپ حدود 3 بامداد در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند «بازتاب فشارهای سیاسی و تنش‌های درونی او است». براساس این گزارش رفتارهای رادیکال رئیس‌جمهور پدوفیل آمریکا و انتشار بیش از حد پیام در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد او تحت تاثیر جنگ با ایران و فشارهای داخلی دچار فروپاشی روانی شده است. به نوشته دیلی‌بیست ترامپ ساعت 3 بامداد کاملاً دچار فروپاشی می‌شود طوری که ظرف فقط سه ساعت 18 پُست پیاپی در شبکه اجتماعی خودش منتشر می‌کند.

******

سرودهای جهانی

میثم مهدیار، جامعه‌شناس به فرهیختگان گفته است:

براساس نظرسنجی ملی که در این 50 روز گذشته انجام شده و نمونه‌گیری آن شامل شهر‌ها و روستا‌ها نیز می‌شود؛ حدود 70 درصد مردم تجربه حضور بیش از یکبار در تجمعات شبانه را داشته‌اند و حدود بیش از 33 درصد از مردم به صورت مداوم و متناوب در این تجمعات حضور داشتند. این درحالی بود که تجمعات مدام تهدید می‌شد و در این 50 روز دیدیم که جمعیت در روز قدس مورد هدف قرار گرفت یا مثلاً گشت‌های ایست و بازرسی که دشمن بار‌ها تهدید به هدف قرار دادن آن‌ها کرد و تهدیداتش را هم عملی می‌کرد؛ ما شاهد شلیک موشک یا پهپاد به اطراف تجمعات بودیم و تعدادی از هم‌وطنان ما نیز به شهادت رسیدند و این به خوبی نشان می‌دهد که این اتفاقات، مقداری ممتازتر از آن تجلی‌های انسجام ملی است که معمولاً در جوامع نرمال رخ می‌دهد. فراتر از این، خلاقیت‌هایی است که در این عرصه پدید آمده است؛ یعنی شما می‌بینید که اکنون از خلاقیت‌های هنری و نمایشی گرفته تا نوآوری‌هایی که در عرصه‌های موسیقایی اتفاق افتاده، میزان تولیدات فرهنگی و هنری ما در این ۵۰ روز به شکل قابل‌توجهی افزایش و ارتقا یافته است. به‌عنوان مثال، آهنگ‌ها یا سرود‌هایی داریم که شکلی جهانی پیدا کرده‌اند؛ یعنی نه‌تنها در داخل ایران، بلکه حتی در خارج از کشور نیز طنین‌انداز شده و بازتاب داشته‌اند، به‌طوری‌که افرادی در کشور‌های دیگر، روی همان آهنگ‌ها به زبان‌های دیگر سرود خوانده‌اند. یا مثلاً در عرصه هنری، برخی از تولیدات انیمیشنی ما زبانزد شده و تحلیل‌های فرهنگی و هنری بسیاری را در رسانه‌های دنیا برانگیخته‌اند.

******

تنهایی تندروها
 
اعتماد در یادداشتی به قلم  مهدي بيك اوغلی نوشته است:
 
چه كسی فكرش را مي‌كرد كه روز و روزگاري در اين كشور و در كشاكش مذاكرات مهم ايران و امريكا، روزنامه كيهان در نقد رفتارهای افراطي درخصوص مذاكرات عباراتي با اين مضمون منتشر كند كه «در تجمعات شبانه، عده‌اي در لباس انقلابيگری با شعارهای راديكال، درباره مذاكره درگيری درست مي‌كنند.» و در ادامه توصيه كند: «مردم وظيفه دارند چنانچه چنين حركاتی ديدند با سر دادن شعارهای وحدت‌بخش مانع اجرای نقشه‌های شوم اين عده بشوند.»؟!
اما اين عبارات دقيقا خطی است كه كيهان آن را دنبال كرده و اتفاقا با استقبال فعالان سياسی طيف‌هاي مختلف مواجه شده است. عباراتی كه مي‌توان آن را طليعه‌اي براي ورود به عصری نو و هنگامه‌ای تازه تفسير كرد كه در آن مسائل مرتبط با منافع ملی و مصالح عمومی بر مصالح جناحی و سياسی ارجح دانسته می‌شود. احمد زيدآبادی يكي از چهره‌هايی است كه به استقبال اين رويكرد تازه رفت و در كانال خود نوشت: «اينكه كيهان نيز مخالف شعار راديكال عليه مذاكره تحت عنوان انقلابيگری شده، هم خبر بسيار عجيبی است و هم خبر بسيار مهمی است!»

اين اما همه ماجرا نيست، پس از كانون رسانه‌ای جريان راست، چهره‌های مرتبط با مداحان هم همين رويكرد معقول را در پيش گرفتند. ميثم مطيعی ازجمله مداحانی بود كه اظهاراتش بازتاب‌های قابل‌توجهي در فضای رسانه‌ای پيدا كرد. مطيعی كه در جمع مردم در‌ ميدان ونك تهران صحبت مي‌كرد يادآور شد: «هر كسي در دعواهای انتخاباتی مانده هنوز بزرگ نشده است.» او در ادامه افزود: «الان وسط جنگيم و دشمن برنامه جدي براي به‌هم زدن ميادين دارد. هر كس از هر جناحی مخصوصا به اسم انقلابي بودن، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، از مردم تودهنی خواهد خورد.»   باتوجه به اهميت موضوع «اعتماد» سراغ محمد هاشمی و حسين كنعاني مقدم دو تن از فعالان سياسي ميانه‌رو و اصولگرا رفته تا درخصوص اين دوران تازه با آنها بحث و گفت‌وگو كند.

******

بی اعتمادی به واژه ها !

شرق نوشت:

در معنای طبیعی، موقت یعنی کوتاه، محدود و گذرا؛ چیزی که زمان مشــخصی دارد و قرار نیست به یک وضعیت دائمی تبدیل شود. اما وقتی از «قطعی موقت اینترنت» سخن گفته می شود و این وضعیت نه چند ساعت یا چند روز، بلکه هفته ها و حتی ماه ها ادامه پیدا می کند، مسئله دیگر صرفا یک اختلال فنی نیست؛ اینجا با اختلال در معنا مواجه هستیم. کلمه ای که باید نشانه آرامش و اطمینان باشــد، به نماد بی اعتمادی تبدیل می شــود. مردم دیگر آنچه را می شــنوند، با معنای لغوی آن درک نمی کنند، بلکه آن را با تجربه زیســته خود می سنجند. همین سرنوشت برای واژه هایی مانند «حمایتی»، «صیانت» و «مولدســازی» نیز رخ داده اســت. «حمایتی» باید یادآور کاهش فشــار و پشتیبانی از اقشار آسیب پذیر باشد، اما در ذهن بسیاری، به سیاست هایی گره خورده که نتیجه اش افزایش فشــار اقتصادی بوده است. «صیانت» از نظر لغوی به معنای حفاظت و نگهداری اســت، اما در تجربه عمومی بیشتر با محدودسازی، انسداد و کنترل همراه شده است. «مولدسازی» نیز اگرچه در ظاهــر واژه ای اقتصادی و مثبت برای بهره وری دارایی هاســت، اما در افکار عمومی اغلب به معنای فروش دارایی های عمومی برای جبران بحران های کوتاه مدت فهمیده می شود.

این فقط یک تغییر ســاده در زبان نیست؛ آنچه رخ داده، نوعی فرسایش معنایی اســت؛ و در برخی موارد حتی وارونگی معنایی. واژه همان اســت، اما تجربه جمعی مردم، معنایی تازه و گاه معکوس برای آن ســاخته است. زبــان از اختیار گوینده خارج شــده و معنا دیگر نــه در بخش نامه ها، بلکه در حافظه اجتماعی شــکل می گیرد. نگرانی اصلی در سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. هر بار که واژه ای برخالف واقعیت محسوس مردم به کار می رود، بخشــی از اعتماد عمومی فرسوده می شود

******

موشک های دست نخورده ایران

روزنامه جوان اظهارات سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح را در یک گفت گوی تلویزیونی پوشش داده است که طی آن سردار «رضا طلایی‌نیک» با بیان اینکه نیرو‌های مسلح تا لحظه پیش از آتش‌بس، آسمان سرزمین‌های اشغالی را در تسلط خود داشتند، گفته است: بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های موشکی همچنان استفاده‌نشده باقی مانده است. 
او با بیان اینکه امروز بیش از هزار نوع سلاح، شامل موشک‌ها، پهپادها، سامانه‌ها و تجهیزات مختلف به‌صورت کاملاً بومی، دانش‌بنیان و ایرانی توسط نیرو‌های مسلح، وزارت دفاع، بخش خصوصی و شرکت‌های دانش‌بنیان تولید شده است، تصریح کرد: «این ظرفیت نتیجه بیش از ۲۵ سال سرمایه‌گذاری و تدارک در صنعت دفاعی است؛ به‌گونه‌ای که حتی در صورت آسیب به برخی مراکز، روند تولید و پشتیبانی در گستره جغرافیایی کشور، به‌صورت مرئی و نامرئی ادامه دارد. در این مسیر، حدود ۹ هزار شرکت با نیرو‌های مسلح و وزارت دفاع همکاری دارند.» 
سخنگوی وزارت دفاع با بیان اینکه در حوزه پشتیبانی، علاوه بر ذخایر راهبردی، در زمان جنگ قطعات، مواد اولیه و زیرسامانه‌ها تأمین و حتی تولید می‌شود و کمک‌های فنی و دانشی با اعزام کارشناسان و متخصصان در اختیار رزمندگان قرار می‌گیرد، تأکید کرد: «میدان رزم نیرو‌های مسلح و میدان حضور اجتماعی مردم، دو میدان اصلی پیروزی هستند که با چهار عرصه پشتیبانی می‌شوند؛ شامل عرصه دولت و خدمت‌رسانی، عرصه رسانه و جنگ نرم، مشارکت مردمی و عرصه دیپلماسی که در مجموع، کشور را به سمت پیروزی نهایی هدایت می‌کنند

*******

میراث لاریجانی

خبرآنلاین نوشت:

در کارزار پر پیچ و خم سیاست داخلی جمهوری اسلامی ایران، کمتر نامی به اندازه علی لاریجانی حکایتگر بقا، تغییر تحول است. او که ریشه در سنتی‌ترین لایه‌های جریان راست داشت و سوابق مدیریتی او در عالی‌ترین نهادها، از سپاه تا صداوسیما و مجلس و دوبار حضور در امنیتی ترین شورای عالی کشور ثبت شد،  در طی سالیان متمادی مسیری را پیمود که او را از یک محافظه‌کار ایدئولوژیک به محور جریان میانه‌رو در داخل نظام بدل کرد.

این دگردیسی، لاریجانی را به سیبل هجمه‌های بی‌امان تندروها تبدیل کرد، تا جایی که دو بار رد صلاحیت او برای عالی‌ترین مقام اجرایی کشور، نقطه‌ی اوج این تقابل بود. اما داستان لاریجانی به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ او پس از این طرد سیاسی در حوزه انتخابات ریاست جمهوری ، بار دیگر در یکی از حساس‌ترین مناصب انتصابی یعنی دبیری شورای عالی امنیت ملی، مورد وثوق قرار گرفت.

این پازل در ظاهر متناقض، نه تنها او را به نمادی از پیچیدگی‌های ساختار قدرت در ایران تبدیل کرد، نه تنها نشان داد که در داخل ساختار نظام تغییر ناگزیر بود بلکه باعث شد تا امروز عمیق‌تر میراث سیاسی و فکری‌ لاریجانی مورد ارزیابی باشد.

******

جنگ ها با برد و باخت تمام نمی شوند

روزنامه اطلاعات در یادداشتی به قلم سعید کردونی نوشته است:

جنگ‌ها معمولاً آن‌طور که در حافظه ملت‌ها نقش می‌بندند تمام نمی‌شوند. جنگ‌ها بیشتر از آنکه با پیروزی تمام شوند، با ابهام فرود می‌آیند. نه با یک رژه روشن، نه با صلحی که تکلیف همه‌چیز را معلوم کند. تاریخ جدید، اگر صادقانه خوانده شود، بیشتر از آنکه روایت فتح‌های قاطع باشد، دفتر آتش‌بس‌ها، مصالحه‌های ناتمام و پایان‌های معلق است.
گزارش مرکز مطالعات راهبردی لاهه(HCSS)، درباره جنگ‌های بین‌الدولی در فاصله ۱۹۴۶ تا ۲۰۰۵، همین را با زبان آمار نشان می‌دهد: از ۶۳ جنگ بین‌الدولی این دوره، فقط حدود ۲۱ درصد با پیروزی قاطع پایان یافته‌اند؛ حدود ۳۰ درصد با آتش‌بس، حدود ۱۶ درصد با توافق صلح، و بقیه نه به فتحی روشن رسیده‌اند و نه به صلحی روشن. نکته مهم‌تر این است که حتی توافق صلح هم پایانِ مطمئن ماجرا نیست. بخش قابل توجهی از این توافق‌ها در همان دو سال اول از هم می‌پاشند.

مطالعات برنامه داده‌های منازعه دانشگاه اوپسالا(UCDP)، این تصویر را کامل‌تر می‌کند. این مطالعات می‌گویند پایان جنگ را نمی‌شود به همان دوگانه ساده «برد یا صلح» تقلیل داد. جنگ‌ها شکل‌های مختلفی از پایان دارند، و خیلی وقت‌ها اصلاً چیزی که تمام می‌شود خودِ درگیری آشکار است، نه مسئله سیاسیِ پشت آن. به همین دلیل است که امضای توافق لزوماً به معنای صلح پایدار نیست. خشونت ممکن است متوقف شود، اما بحران، به شکل دیگری بماند.

«ویرجینیا پیج فورتنا» {استاد رشته علوم سیاسی دانشگاه پرینستون} سال‌ها پیش این نکته را خوب دید: آتش‌بس فقط وقتی دوام می‌آورد که نقض‌کردنش هزینه داشته باشد، طرفین از فریب‌خوردن کمتر بترسند، و سازوکاری برای نظارت و راستی‌آزمایی وجود داشته باشد. وگرنه آتش‌بس، در بهترین حالت، یک مکث مسلح است. همین. جنگ تمام نشده؛ فقط از شدت افتاده است.