در تاریخ آمریکا جنگهای داخلی و خارجی بسیاری وجود دارد. جنگهای آمریکا در قرن بیستو یک، نتیجهای جز شکست برای او نداشته است. در این مطلب به بررسی دلایل شکستهای آمریکا میپردازیم.
جنگهای قرن بیستم آمریکا
جنگ آمریکا و اسپانیا (۱۸۹۸)
گرچه این جنگ در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، اما پیامدهای آن (کنترل بر کوبا، پورتوریکو، و خرید فیلیپین) مستقیماً بر سیاست خارجی آمریکا در قرن بیستم تأثیر گذاشت و نشاندهنده ظهور آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی بود. این جنگ ۴ ماه طول کشید.
جنگ جهانی اول (۱۹۱۷-۱۹۱۸)
پس از سالها تلاش برای حفظ بیطرفی، آمریکا در نهایت به دلیل حمله زیردریاییهای آلمان به کشتیهایش و همچنین تلگراف زیمرمن، وارد جنگ شد. مشارکت آمریکا، هرچند در اواخر جنگ بود، اما نقش مهمی در پیروزی متفقین ایفا کرد.
جنگ جهانی دوم (۱۹۴۱-۱۹۴۵)
حمله ژاپن به پرل هاربر، آمریکا را مستقیماً وارد جنگ کرد. این جنگ بزرگترین درگیری نظامی تاریخ بود و آمریکا در جبهههای اروپا و اقیانوس آرام نقشی حیاتی ایفا نمود. این جنگ همچنین آغازگر دوران ابرقدرتی آمریکا بود.
جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)
این جنگ اولین درگیری بزرگ نظامی آمریکا در دوران جنگ سرد بود. آمریکا به رهبری نیروهای سازمان ملل، در برابر حمله کره شمالی به کره جنوبی ایستاد. این جنگ عملاً بدون پیروزی قاطع هیچکدام از طرفین و با حفظ وضعیت موجود به پایان رسید.
جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵؛ دخالت گسترده آمریکا از ۱۹۶۴)
این جنگ یکی از طولانیترین، پرهزینهترین و تفرقهانگیزترین درگیریهای تاریخ آمریکا بود. هدف آمریکا جلوگیری از گسترش کمونیسم در جنوب شرقی آسیا بود، اما در نهایت با تلفات سنگین و شکست نظامی همراه شد و تأثیر عمیقی بر جامعه و سیاست آمریکا گذاشت.
جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)
کل این جنگ ۴۳ روز طول کشید. پس از حمله عراق به کویت، آمریکا ائتلافی بینالمللی را رهبری کرد تا نیروهای عراقی را از کویت بیرون راند. این جنگ با پیروزی سریع و قاطع نیروهای ائتلاف همراه بود و قدرت نظامی آمریکا را به نمایش گذاشت. از پیامدهای این جنگ، آزادسازی کویت بود و عراق نیز متحمل خسارات سنگینی شد. پس از این جنگ، قیامهای مردمی علیه رژیم صدام در مناطق شیعهنشین جنوب سرکوب شد. این جنگ هرچند به سرعت پایان یافت و اهداف اولیه را محقق کرد، اما زمینهساز تنشهای بلندمدت در عراق و کل منطقه شد و در نهایت منجر به اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ شد.
دخالتهای نظامی در بالکان (دهه ۱۹۹۰)
آمریکا نقش کلیدی در پایان دادن به جنگهای یوگسلاوی ایفا کرد، از جمله عملیات ناتو در بوسنی و هرزگوین و جنگ علیه صربستان بر سر کوزوو. دوره اصلی مداخلات در بالکان از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ متمرکز بود. این مداخلات، هرچند به پایان درگیریهای خونین کمک کردند، اما همواره به بحثها و انتقاداتی در مورد مشروعیت، اثربخشی بلندمدت و پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها همراه بوده است.
جنگهای قرن بیست و یکم
جنگ افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱)
در پی حملات ۱۱ سپتامبر، آمریکا به رهبری نیروهای ناتو به افغانستان حمله کرد تا طالبان را سرنگون کرده و القاعده را از بین ببرد. این طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا بود که پس از دو دهه و با خروج نیروها به پایان رسید.
جنگ افغانستان، که از اکتبر ۲۰۰۱ تا اوت ۲۰۲۱ به طول انجامید، یکی از طولانیترین درگیریهای تاریخ ایالات متحده آمریکا بود و پیامدهای بسیار گسترده و پیچیدهای برای این کشور داشت. این پیامدها را میتوان در چند حوزه اصلی بررسی کرد:
تلفات انسانی
- بیش از ۲۴۰۰ نفر از نظامیان آمریکا در طول این جنگ کشته شدند و حدود ۲۰ هزار نفر دیگر مجروح شدند.
- صدها هزار غیرنظامی افغان در طول جنگ جان خود را از دست دادند، که بسیاری از آنها در درگیریها، حملات هوایی، و انفجارها کشته شدند.
- تعداد زیادی از پیمانکاران نظامی و نیروهای متحد آمریکا نیز در این جنگ کشته و زخمی شدند.
هزینههای اقتصادی
- هزینههای مستقیم: برآوردهای مختلفی از هزینههای جنگ برای آمریکا وجود دارد، اما اکثر آنها این رقم را بین ۲ تا ۳ تریلیون دلار تخمین میزنند. این شامل هزینههای نظامی، عملیاتی، حقوق سربازان، تجهیزات، و بازسازی میشود.
- هزینههای غیرمستقیم: این جنگ همچنین بار مالی قابل توجهی از طریق مراقبتهای بهداشتی بلندمدت برای کهنهسربازان مجروح، مزایای پرداختی به خانوادههای کشتهشدگان، و بهره بدهیهای دولتی برای تأمین مالی جنگ، بر دوش آمریکا گذاشت.
چرا آمریکا در افغانستان شکست خورد؟
- عدم تحقق اهداف اولیه: اهداف اولیه آمریکا شامل سرنگونی طالبان و از بین بردن القاعده بود که تا حدی محقق شد. اما هدف بلندمدتتر ایجاد یک دولت دموکراتیک و باثبات در افغانستان شکست خورد و با خروج نیروها، طالبان دوباره قدرت را به دست گرفت.
- تغییر تمرکز استراتژیک: طولانی شدن جنگ افغانستان باعث شد آمریکا نتواند تمرکز کافی بر رقابت با قدرتهای بزرگ مانند چین داشته باشد.
- تأثیر بر سیاست داخلی: جنگ افغانستان و هزینههای آن، همراه با بحثهای فراوان در مورد استراتژی و خروج از جنگ، تأثیر قابل توجهی بر سیاست داخلی آمریکا، انتخاباتها، و افکار عمومی نسبت به دخالتهای نظامی خارجی داشت.
- کاهش اعتبار بینالمللی: خروج پرآشوب نیروها از افغانستان و بازگشت سریع طالبان، اعتبار و پرستیژ آمریکا را در سطح بینالمللی خدشهدار کرد.
- کهنهسربازان: بازگشت صدها هزار کهنهسرباز آمریکایی با چالشهای متعددی از جمله مشکلات روانی (مانند PTSD)، بیکاری، و ادغام مجدد در جامعه روبرو بود.
- افکار عمومی: جنگ افغانستان به تدریج حمایت عمومی را در آمریکا از دست داد و بحثهای جدی در مورد ارزش و هزینه دخالتهای نظامی طولانیمدت را برانگیخت.
جنگ افغانستان برای آمریکا با تلفات انسانی و هزینههای اقتصادی هنگفت همراه بود، اهداف استراتژیک بلندمدت آن به طور کامل محقق نشد، و تأثیرات منفی بر اعتبار بینالمللی و افکار عمومی داخلی گذاشت. این جنگ به عنوان یک درس مهم در مورد محدودیتهای قدرت نظامی و پیچیدگیهای ایجاد تغییرات سیاسی و اجتماعی در جوامع دیگر تلقی میشود.
جنگ عراق (۲۰۰۳-۲۰۱۱)
آمریکا به رهبری ائتلافی به بهانه وجود سلاحهای کشتار جمعی و ارتباط با تروریسم، به عراق حمله کرد و رژیم صدام حسین را سرنگون نمود. این جنگ با پیامدهای ناپایداری سیاسی و امنیتی گستردهای در منطقه همراه بود.
جنگ عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۱) که با عنوان «عملیات آزادی عراق» آغاز شد، یکی از بحثبرانگیزترین و تأثیرگذارترین تصمیمات سیاست خارجی آمریکا در قرن بیست و یکم محسوب میشود. پیامدهای این جنگ برای ایالات متحده بسیار چندبعدی است:
دلایل شکست آمریکا در عراق
- سرنگونی صدام حسین، تعادل قدرت در خاورمیانه را به هم زد.
- خلاء قدرت پس از انحلال ارتش عراق و سیستم اداری توسط دولت وقت آمریکا، منجر به گسترش شورشها و در نهایت ظهور گروههای تروریستی مانند القاعده در عراق و بعدها «داعش» شد که آمریکا را دوباره مجبور به مداخله نظامی کرد.
- هزینههای مستقیم جنگ عراق برای آمریکا بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود، اما با در نظر گرفتن هزینههای بلندمدت (مانند بهره وامها برای تأمین مالی جنگ و مراقبت از کهنهسربازان)، برخی تحلیلگران هزینهای بیش از ۲ تا ۳ تریلیون دلار را برای اقتصاد آمریکا برآورد کردهاند. این هزینههای عظیم در کنار هزینههای جنگ افغانستان، یکی از عوامل اصلی افزایش بدهی ملی آمریکا در دهه اول قرن بیست و یکم بود.
- حدود ۴,۵۰۰ نظامی آمریکایی در این جنگ کشته شدند و بیش از ۳۰ هزار نفر زخمی شدند. آسیبهای روانی (مانند PTSD) نیز در میان بازگشتگان از این جنگ بسیار شایع بود.
- اگرچه آمار دقیق وجود ندارد، اما بر اساس مطالعات مختلف، صدها هزار غیرنظامی عراقی در اثر درگیریهای مستقیم، خشونتهای فرقهای و فروپاشی زیرساختها جان خود را از دست دادند که تصویر بینالمللی آمریکا را بهشدت تحت تأثیر قرار داد.
- یکی از اصلیترین بهانههای ورود به جنگ، وجود «سلاحهای کشتار جمعی» در عراق بود که پس از اشغال، هیچگاه پیدا نشد. این موضوع ضربه سنگینی به اعتبار اطلاعاتی و اخلاقی دولت وقت آمریکا در سطح جهان وارد کرد.
- این جنگ باعث ایجاد شکاف جدی بین آمریکا و برخی متحدان سنتیاش در اروپا (مانند فرانسه و آلمان) شد که با حمله مخالف بودند.
- تجربه عراق باعث شد جامعه آمریکا نسبت به «ملتسازی» (Nation Building) و دخالتهای نظامی بلندمدت در کشورهای دیگر بسیار بدبین شود؛ موضوعی که در انتخاباتهای بعدی آمریکا و سیاستهای انزواطلبانهتر (مانند شعار "اول آمریکا") بازتاب یافت.
- جنگ عراق به پنتاگون نشان داد که حتی با داشتن پیشرفتهترین ارتش جهان، پیروزی در جنگهای نامتقارن و ایجاد نظم سیاسی پایدار در جوامع چندقومیتی و مذهبی چقدر دشوار و پرهزینه است.
برخلاف پیروزی نظامی اولیه و سریع در سرنگونی صدام، دوران پس از جنگ برای آمریکا بسیار فرسایشی شد. بسیاری از سیاستمداران و مورخان، جنگ عراق را به عنوان یک "شکست استراتژیک" در تحقق اهداف بلندمدت آمریکا یاد میکنند.