از دره سیلیکون‌ تا میدان جنگ!

علی محمودی، گروه سیاسی الف،   4050202012 ۱۱ نظر، ۱ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار

در نگاه اول شاید شرکت‌های بزرگ فناوری به‌عنوان بازیگرانی بی‌طرف و صرفاً اقتصادی شناخته می‌شوند؛ اما داده‌ها و گزارش‌های منتشرشده در سال‌های اخیر، تصویر متفاوتی از آنها ارائه می‌دهد. در جهان امروز، مرز میان فناوری، امنیت و قدرت سیاسی عملاً از بین رفته و شرکت‌های فناوری به بخشی از زیرساخت قدرت جهانی تبدیل شده‌اند.

برای درک این واقعیت، کافی است به تمرکز بی‌سابقه زیرساخت‌های دیجیتال نگاه کنیم. بیش از ۹۰ درصد جستجوهای اینترنتی جهان از طریق خدمات Google انجام می‌شود و بخش قابل توجهی از خدمات ابری دنیا در اختیار چند شرکت محدود از جمله Microsoft و آمازون قرار دارد. این تمرکز به این معناست که دسترسی به اطلاعات، ذخیره‌سازی داده و حتی عملکرد بسیاری از خدمات حیاتی، در اختیار تعداد محدودی از شرکت‌ها قرار گرفته است.

اما مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که به ارتباط این شرکت‌ها با ساختارهای نظامی و امنیتی نگاه کنیم. به‌عنوان مثال، قرارداد موسوم به «Project Nimbus» میان گوگل، مایکروسافت و دولت اسرائیل، یکی از نمونه‌های مهم در این زمینه است. این پروژه که ارزشی در حدود ۱.۲ میلیارد دلار دارد، زیرساخت‌های ابری و پردازش داده را در اختیار نهادهای دولتی و نظامی این رژیم قرار می‌دهد. چنین همکاری‌هایی نشان می‌دهد که فناوری‌های تجاری، به‌طور مستقیم در خدمت ساختارهای حکومتی و امنیتی قرار می‌گیرند.

در کنار این، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد در جریان عملیات طوفان الاقصی، استفاده از خدمات ابری برای پردازش داده‌های اطلاعاتی و تحلیل ارتباطات به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. این داده‌ها، در تحلیل الگوهای رفتاری، شناسایی اهداف و حتی تصمیم‌گیری‌های عملیاتی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. به بیان ساده، «داده» به بخشی از زنجیره تصمیم‌گیری نظامی تبدیل شده است.

از سوی دیگر، نقش اکوسیستم فناوری رژیم صهیونسیتی نیز قابل توجه است که یکی از قطب‌های اصلی جهان در حوزه امنیت سایبری به‌شمار می‌رود. بر اساس گزارش‌ها، صدها شرکت سایبری در این رژیم فعال هستند که بسیاری از آن‌ها توسط نیروهای سابق واحدهای اطلاعاتی تأسیس شده اند. این مجتمع ها یکی از مهم‌ترین مراکز آموزش نیروهای سایبری و اطلاعاتی است که پس از خروج از ساختار نظامی، وارد بخش خصوصی شده و شرکت‌های فناوری تأسیس می‌کنند.

نکته مهم اینجاست که این شرکت‌ها، به‌سرعت مورد توجه سرمایه‌گذاران بین‌المللی و غول‌های فناوری قرار می‌گیرند. برای مثال، شرکت مادر گوگل در یکی از بزرگ‌ترین معاملات فناوری، شرکت امنیت ابری «Wiz» را با ارزشی حدود ۳۲ میلیارد دلار خریداری کرد؛ شرکتی که بنیان‌گذاران آن سابقه فعالیت در واحدهای سایبری نظامی داشته‌اند. این پیوند میان فناوری تجاری و ساختارهای امنیتی، نشان‌دهنده یک شبکه به‌هم‌پیوسته از قدرت است.

در حوزه هوش مصنوعی نیز این روند به‌وضوح دیده می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که فناوری‌های مبتنی بر AI، از تحلیل تصاویر پهپادی تا پردازش داده‌های کلان، به‌طور فزاینده‌ای در عملیات نظامی مورد استفاده قرار می‌گیرند. به‌گونه‌ای که برخی تحلیلگران، جنگ‌های اخیر را «جنگ‌های الگوریتمی» نامیده‌اند؛ جنگ‌هایی که در آن، تصمیم‌گیری‌ها نه‌تنها بر اساس داده، بلکه با کمک مدل‌های هوش مصنوعی انجام می‌شود.

در کنار این موارد، نباید از نقش این شرکت‌ها در مدیریت جریان اطلاعات غافل شد. الگوریتم‌های پلتفرم‌های دیجیتال تعیین می‌کنند که چه محتوایی دیده شود و چه محتوایی به حاشیه برود. این یعنی کنترل غیرمستقیم بر افکار عمومی که در شرایط بحران مانند کودتای دی ماه و یا ناآرامی های سال ۱۴۰۱ این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چراکه جهت‌دهی به روایت‌ها می‌تواند به‌اندازه عملیات میدانی اثرگذار باشد. 

از منظر دسترسی نیز، داده‌ها تصویر روشنی ارائه می‌دهد. در سال‌های اخیر، کاربران برخی کشورها با محدودیت‌های گسترده‌ای در دسترسی به خدمات فناوری مواجه شده‌اند؛ از عدم دسترسی به ابزارهای توسعه نرم‌افزار تا محدودیت در استفاده از خدمات ابری و هوش مصنوعی. این موضوع نشان می‌دهد که خدمات دیجیتال، برخلاف تصور عمومی، کاملاً بی‌طرف و جهانی نیستند، بلکه در چارچوب سیاست‌های کلان ارائه می‌شوند.

مجموع این داده‌ها، یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند که شرکت‌های فناوری، دیگر صرفاً بازیگران اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از معماری قدرت در جهان امروز هستند. زیرساخت‌هایی که آن‌ها در اختیار دارند، می‌تواند در شرایط خاص به ابزار اعمال نفوذ، فشار یا حتی مشارکت در عملیات‌های پیچیده تبدیل شود. در چنین شرایطی، اتکا به این زیرساخت‌ها بدون در نظر گرفتن ابعاد امنیتی آن، می‌تواند کشورها را در معرض آسیب‌پذیری‌های جدی قرار دهد. تجربه‌های اخیر نشان داده است که در بزنگاه‌های حساس، این ابزارها می‌توانند نقش‌هایی فراتر از انتظار ایفا کنند.

در نهایت، شاید مهم‌ترین تغییر این باشد که مفهوم «قدرت» در حال بازتعریف است. دیگر تنها سلاح و اقتصاد تعیین‌کننده نیست؛ داده، الگوریتم و زیرساخت دیجیتال، به عناصر اصلی قدرت تبدیل شده‌اند. درک این تحول، برای هر کشوری که به‌دنبال حفظ امنیت و استقلال خود است، یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود.