به گزارش انصاف نیوز، مصاحبه با سعید آجورلو با پرسشی دربارهی تعبیری که این روزها از سوی منتقدین مذاکره تکرار میشود آغاز شد: آیا واقعا ما چند ضربه شمشیر تا خیمهی معاویه فاصله داشتیم؟! آیا واقعا چیزی تا نابودی اسرائیل و آمریکا باقی نمانده بود و عراقچی و قالیباف مانع پیروزی نهایی شدند؟
آجورلو میگوید این تعبیر به این معنیست که گروهی در داخل کشور خیانت کردهاند یا مردان میدان ما مقهور مردان سیاست شدهاند. به گفتهی او گروه باورمند به این تعبیر در مورد رهبری نیز میگفتند رهبری تحمیلپذیر است و به این ترتیب ویژگیهای ولایت فقیه را زیر سوال میبردند. آجورلو گفت: چنین استدلالهایی کاملا غلط است و تصمیم آتشبس تصمیم کاملا ملی بود. اینها میخواهند خیابان را به کمپین انتخاباتی خود بدل کنند.
این تحلیلگر سیاسی اضافه کرد که این جنگ از اساس برای ایران جنگ دفاعی بوده و در این مورد هم وجه تشابهی با تعبیر خیمهی معاویه ندارد.
آجورلو با اشاره به گفتههای اخیر فواد ایزدی نیز گفت: آقای ایزدی اخیرا گفتهاند که ما ضربه سختی به آمریکا وارد نکردهایم. این حرف را در حالی گفتهاند که برداشت ترامپ از ایران همان ونزوئلا بود اما ما ونزوئلا نشدیم، تنگه هرمز بسته شد، آفند ما ادامه پیدا کرد و… آقای ایزدی اینها را نمیبینند.
او ادامه داد: امثال ایشان میگفتند سرداران نظامی ما دیپلمات شدهاند. خب آنها که میگفتید ترسو شدهاند که شهید شدند. شما تا کِی میخواهید با واقعیت دست و پنجه نرم کنید؟! آقای قالیباف به درستی گفت میدان، دیپلماسی و خیابان یکیست. جنگ محل بحث بر سر منافع ملیست اما با این تعابیر قطببندیهای سیاست داخلی را پررنگ میکنند. این در مورد جناح چپ هم مصداق دارد. این ادبیات هوادار هم دارد اما مساوی منافع ملی نیست به نظر من.
سعید آجورلو در پاسخ به این سوال که چطور ما از این جنگ علیرغم آسیبهایی که دیدهایم روایت پیروزی داریم و چطور از مذاکراتی که به نتیجه نمیرسد روایت دیپلماسی عزتمندانه داریم گفت: واقعیت این است که روایتهای جنگ روایتهای حماسیست. خود ترامپ هم از شکستهایش پیروزی میسازد. با این حال باز هم ما به عرصهی جنگ نگاه واقعیتری از طرف مقابل داشتیم.
او حرفش را اینطور ادامه داد: اما ساخت تصویری که از واقعیت دور است باعث میشود هر موفقیتی هم در میدان به دست آوریم به چشم نیاید چیزی مانند حرف اقای ایزدی. جالب است آن دوستانی که میگویند ما فاصلهای با خیمهی معاویه نداشتهایم به آقای ایزدی خرده نمیگیرند! اگر چیز تا خیمه معاویه نمانده بوده که خیلی دستآورد داشتهایم پس چرا نمیگویید؟! من اعتقاد دارم دستآوردهای بزرگی در این جنگ داشتهایم اما خب ضربههایی هم خوردهایم.
آجورلو در مورد صدای بلند بلندگوها گفت و مثال جالبی هم زد: صدای بلندگوها لزوما صدای مردم کف خیابان نیست. چند روز پیش دیدم آقای طالبی رفته بودند وازرت خارجه در سلامی که به رهبر شهید دادند گفتند السلام علیک یا قتیلالمذاکرات! این همان نگاه تحمیلپذیر بودن است.
او ادامه داد: این نگاه میز مذاکره را میز خیانت به جمهوری اسلامی میداند. اگر اینطور بود ما چطور آتشبس لبنان را گرفتیم؟! نگاه مردم مثل این طیف خاص نیست. پیمایشها نشان میدهد نگاه مردم به سیاست خارجی واقعیتر شده و حالا دیگر مذاکره را درون جنگ میبینند.
سوال دیگری که مطرح شد در مورد واقعی بودن یا نبودن اتحادیست که این روزها خیلی تکرار میشود. باتوجه به بسته بودن فضای مجازی، منکوب شدن آقای قالیباف بعنوان یک شخص معتمد در برخی تجمعات و کماکان منعطف نبودن صداوسیما چطور میشود گفت حالا چندصدایی به وجود آمده؟! آجورلو میگفت: ما وسعت نظر بیشتری نیاز داریم تا تمام سلیقهها را پوشش دهیم. فردای جنگ باید با پیش از جنگ متفاوت باشد و این نگاه ملی نباید محدود به روزهای جنگ شود. بعضیها اما میخواهند ما کم شویم و بیشتر آدمها را دفع میکنند.
او در مورد مذاکرات اسلامآباد میگفت که خوشبینی به این مذاکرات بسته به این است که ترامپ ادبیات صلح از طریق زور خود را تغییر دهد و در عمل هم این را نشان دهد و در مورد محاصرهی نظامی ایران هم تجدید نظر کند.
عدهای از منتقدین میگویند ایران میتوانست خیلی زودتر از اورانیوم غنیشده و و تنگه هرمز در مذاکرات استفاده کند و امتیاز بگیرد. آجورلو اما در پاسخ به این نقد گفت: اینطور نیست. آن ۱۵ مادهای که آنها پیشنهاد دادند خوب نبود و لازم بود که ایران مقاومت کند تا به ۱۰ مادهای که منجر به آتشبس شد برسند. بنظرم زمان درستی بود. ضمن اینکه هنوز هم این دو کارت