تحلیل کارشناس انگلیسی از احتمال شروع دوباره جنگ

  4050131038 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

کارشناس شناخته شده مسائل روسیه در انگلیس بر این باور است که ارزیابی شورای امنیت روسیه در مورد وضعیت داخلی ایران و همچنین احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران، تطابق زیادی با تحولات میدانی دارد. او همچنین تأکید می‌کند اگر آمریکا وارد درگیری زمینی با ایران شود، با چیزی جز فرسایش و شکستی سهمگین مواجه نخواهد شد.

به گزارش فارس، الکساند مرکوریس، که بر مسائل روسیه متمرکز است و در رابطه با رویارویی غرب با قدرت‌های نوظهور چینی، روسی و ایرانی قلم می‌زند بر این باور است که گزارش شورای امنیت روسیه در رابطه با احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران، گزارشی دقیق و قابل تأمل است. او توضیح می‌دهد که روس‌ها به خوبی اوضاع ایران را رصد کرده و تأکید دارند که جمهوری اسلامی در وضعیت بسیار پایداری قرار دارد و تمام مخالفان آن در برابر انسجام ملی و پایگاه مردمی که اکنون به شدت بسیج شده، شکستی سخت را متحمل شده‌اند. مرکوریس معتقد است که آمریکا در هیچ سناریویی برای حمله زمینی به ایران، موفق نخواهد بود و با فرسایش و شکستی سخت مواجه خواهد شد.
 
مخالفان جمهوری اسلامی، شکستی قطعی را متحمل و مضمحل شده‌اند
 
از نظر مرکوریس، یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های این مقطع از بحران آن است که ساختار سیاسی و امنیتی ایران همچنان کنترل مؤثر خود را حفظ کرده است؛ او با استناد به ارزیابی شورای امنیت روسیه تأکید می‌کند که دولت ایران بر اوضاع داخلی مسلط است، مخالفان یا عملاً از صحنه کنار رفته‌اند یا به زیرزمین رانده شده‌اند؛ این وضعیت در برابر انسجام ملی و بسیج پایگاه مردمی جمهوری اسلامی محقق شده و در نتیجه، فرضیه بی‌ثبات‌سازی سریع ایران، شکستی قطعی خورده است. مرکوریس مدعی‌ست بحران نه حل شده و نه حتی وارد مسیر پایدار کاهش تنش شده، زیرا ایران همچنان اهرم اصلی خود یعنی کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و آمریکا نیز با این وضعیت کنار نمی‌آید. بنابراین از نظر او، آتش‌بس موجود، وقفه موقت در دل وضعیتی ناپایدار است؛ وضعیتی که با شکست مذاکرات پیشروی تهران و واشنگتن، به احتمال زیاد به دور تازه‌ای از تشدید جنگ منتهی خواهد شد.
 
ارزیابی شورای امنیت روسیه در باب حمله زمینی آمریکا، بسیار محتمل است
 
به عقیده این کارشناس انگلیسی، یکی از نگران‌کننده‌ترین سناریوهای پیش‌رو این است که آمریکا به سمت تشدید کیفی جنگ حرکت کند؛ عبور از حملات هوایی و فشار اقتصادی و استفاده از عملیات زمینی و/یا به‌کارگیری نیروهای ویژه. او با استناد به ارزیابی شورای امنیت روسیه اشاره می‌کند که نشانه‌هایی از جابه‌جایی نیرو و آمادگی نظامی آمریکا در منطقه دیده می‌شود، امری که می‌تواند به معنای بررسی گزینه ورود زمینی به ایران باشد. در این چارچوب، مرکوریس تأکید می‌کند که چنین تغییری در ماهیت درگیری، نه‌تنها سطح ریسک را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند جنگ را وارد فاز بسیار پیچیده‌تر و پرهزینه‌تری کند؛ چراکه تقابل مستقیم زمینی با ایران، به‌دلیل عمق سرزمینی، ظرفیت‌های دفاعی و تجربه جنگ‌های نامتقارن، چیزی جز فرسایش و شکست برای آمریکا به همراه ندارد.مرکوریس پیامدهای چنین شکستی را در داخل آمریکا فراتر از بحران سیاسی و تضعیف مشروعیت رهبری فعلی ترامپ توصیف کرده و در سطح بین‌المللی آن را عاملی برای از بین رفتن اعتبار و جایگاه راهبردی واشنگتن می‌داند.
 
چین روابط راهبردی خود را با ایران، غیرقابل مذاکره می‌داند
از نگاه الکساندر مرکوریس، یکی از تحولات کلیدی این بحران، ورود فعال‌تر چین به صحنه و تلاش برای شکل‌دهی به یک مسیر دیپلماتیک موازی است؛ به‌گونه‌ای که پکن در حال ایفای نقش سیاسی و حتی امنیتی است. او اشاره می‌کند که چین نه‌تنها ایران را به پذیرش آتش‌بس ترغیب کرده، بلکه از طریق هماهنگی نزدیک با روسیه، پاکستان و برخی بازیگران خلیج فارس در حال ایجاد یک چارچوب مذاکراتی جدید است.
 
اهمیت این موضوع در آن است که چین به‌صورت بی‌سابقه‌ای از موضعی رسمی اعلام کرده که روابط تجاری‌اش با ایران قابل مذاکره یا محدودسازی توسط آمریکا نیست، که این خود نوعی هشدار غیرمستقیم به واشنگتن محسوب می‌شود. در نتیجه، مرکوریس این روند را نشانه‌ای از تعمیق نقش چین در معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه می‌داند؛ نقشی که همزمان دو هدف را دنبال می‌کند: جلوگیری از اختلال در جریان انرژی مورد نیاز اقتصاد چین و افزایش نفوذ راهبردی پکن در منطقه‌ای که تاکنون عمدتاً تحت سیطره آمریکا بوده است.
 
احتمال ورود پررنگ‌تر چین به ماجرا بسیار زیاد است
 
از منظر الکساندر مرکوریس، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای بالقوه این روند، احتمال لغزش بحران به سمت یک رویارویی مستقیم میان قدرت‌های بزرگ است؛ سناریویی که در صورت ورود عملی چین به معادله امنیتی خلیج فارس می‌تواند شکل بگیرد. او هشدار می‌دهد که چنین تحولی، بحران را از یک جنگ منطقه‌ای به سطح یک تقابل ژئوپلیتیکی میان ابرقدرت‌ها ارتقا می‌دهد؛ وضعیتی که حتی می‌تواند یادآور الگوهایی شبیه بحران موشکی کوبا باشد، جایی که دو قدرت بزرگ در آستانه برخورد مستقیم قرار گرفتند. در این چارچوب، مرکوریس تأکید می‌کند که هرچند هنوز چنین سناریویی محقق نشده، اما سیگنال‌های هشدارآمیز از سوی چین، به‌ویژه در دفاع قاطع از منافع خود در ایران، نشان می‌دهد که اگر فشار آمریکا از حدی فراتر رود، احتمال ورود فعال‌تر پکن به صحنه وجود دارد؛ امری که می‌تواند کل معماری امنیتی منطقه را به‌شدت بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی کند.