در این یادداشت بد نیست که نگاهی به اهمیت تنگه هرمز در پیشبرد اوضاع اقتصاد کشور و مقایسه آن با کانال سوئزداشته باشیم.
میتوان نگاهی اجمالی بر نقش حساس کانال سوئز به عنوان منبع درآمد دریایی برای اقتصاد مصر داشته باشیم.
چرا مصریها به رهبری جمال عبدالناصر، تصمیم به ملی کردن این کانال در سال ۱۹۵۶ گرفتند؟
درآمد کانال سوئز در حال حاضر دومین ردیف درآمدی کشور مصر بعد از گردشگری است. مرحوم جمال عبدالناصر توانست یک خدمت ابدی به مردم و اقتصاد مصر در اعصار مختلف بنماید. جمال طرح ملی شدن کانال سوئز را از مرحوم دکتر محمد مصدق در ملی کردن صنعت نفت، الگوبرداری کرد.
دکتر محمد مصدق در سال۱۹۵۳ توانست نفت ایران را از چنگال بریتانیا بیرون بیاورد.
سه سال بعد از واقعه ملی شدن نفت در ایران، مرحوم عبدالناصر با اقتدا به دکتر مصدق به این جمعبندی رسید که کانال سوئز مانند نفت ایران یک سرمایه ملی است و این کار بزرگ را باید انجام دهد که در نهایت موفق هم شد.
مرحوم ناصر توانست به عنوان قهرمان بزرگ عربی در مصاف سنگین با دولت بریتانیا پیروز این دوئل باشد.
«کانال سوئز» به عنوان یکی از آبراههای مهم جهان بیش از ۲۰۰ سال در اختیار فرانسه و انگلیس بود!
اهمیت کانال سوئز برای اقتصاد جهان، بر کسی پوشیده نیست. این کانال همانطور که گفته شد دریای مدیترانه را به خلیج فارس و دریای سرخ وصل میکند.
مرحوم عبدالناصر با ملی کردن کانال سوئز در سالهای اواخر دهه ۱۹۵۰ توانست به استیلای انگلیس و فرانسه در مهمترین کانال دریایی جهان خاتمه دهد! این اقدام مرحوم ناصر باعث شد که جهان اسلام و اعراب در خاورمیانه اقتدار رییس جمهور فقید و استعمارستیز مصر را باورکنند.
دوستی برایم از اهمیت ویژه تنگه هرمز گفت و از بنده خواست مقایسهای بین این دو محور مهم آبی-دریایی (تنگه هرمز و کانال سوئز) که در اختیار دو کشور اسلامی است، داشته باشم.
درکره زمین و در بخش دریایی این کره خاکی، فقط دو تنگه در اقتصاد جهان نقشآفرین هستند که بی بدیل هستند
این دو تنگه در دنیا هیچ جایگزینی ندارد.:۱- تنگه دانمارک.۲ تنگه هرمز در شاهراه خلیج فارس.
ایران در طول تاریخ، ازاقتصاد دریایی «تنگه هرمز» بهرهای نبرده است!
اکنون وقت آن رسیده که ما از موقعیت ژئوپلیتیک و حساس اقتصادی تنگه هرمز در جهت کسب درآمد مثل مصریها استفاده کنیم.
یکی از برکات جنگ رمضان این بود که سرانجام جمهوری اسلامی بعد از سالها فشار آمریکا توانست تنگه هرمز را ببندد!
در اثنای این جنگ، تنگه هرمز که بسته شد ترامپ در کشاکش جنگ رمضان برای جمهوری اسلامی ایران خط و نشان کشید. بارها تهدید به باز کردن تنگه نمود اما در عرصه عملیاتی نتوانست این بلوف بزرگ را محقق کند.
وقتی ترامپ در جریان بستن تنگه هرمز عصبانی شد، شروع به تهدیدهای حداکثری مثل اشغال جزیره استراتژیک خارک و آزاد سازی«تنگه» نمود.
با وجود سپری شدن بیش از ۴۶ روز از جنگ رمضان، بویژه اکنون که در حال حاضر در دوره آتش بس (دوهفتهای) با امریکا هستیم، تنگه هرمز با اقتدار توسط ایران بسته شده است. ترامپ در آخرین اقدام برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام کرده است که ایران را محاصره دریایی میکند!
همانطور که تجربه ۴۵روزه جنگ رمضان نشان داده است، تهدیدهای بزرگ ترامپ که هیچگاه قابلیت عملیاتی شدن را ندارد، فقط در حد یک بلوف بوده و به منظور مرعوب کردن ایران بیشتر شبیه یک جنگ روانی در اثنای جنگ میباشد و ترامپ همواره میخواهد در سایه بلوفهای خاصش، از ایران امتیاز بگیرد. اما بعید میدانم که او بتواند امتیازی از جمهوری اسلامی بگیرد. تا کنون که بلوفزنیهایش ناکام بوده است!
محاصره تنگه هرمز سطح تنش دریایی بین دو کشور را بالا میبرد و نخستین پیامد این افزایش سطح تنش میتواند براحتی قیمت نفت را به بالای ۲۰۰ دلار برساند!
در این صورت متحدان اروپایی آمریکا بیشترین ضرر را از بلوفها و ماجراجوییهای ترامپ خواهند دید!
تنگه هرمزمانند کانال سوئز میتواند برای ایران سودآور باشد.
مصریها طی۷۶سال اخیر بعد از (حوزه گردشگری) بیشترین درآمد را از حق ترانزیت دریایی در سوئز داشتهاند.
ایران بههمراه عمان میتواند سالیانه به اندازه نیمی از درآمد نفت را از تنگه هرمز کسب نماید.
*سردبیر مستقل آنلاین