امیرالمومنین علیه السلام: «و از دشمنت بعد از آن که از در صلح و آشتى درآمد سخت بترس! زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک مىشود تا از شیوه غافلگیرى استفاده کند، پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردى زود باور و خوش گمان.»
سکوت تفنگها، سکوت ذهنها نیست
این سخن امیرالمومنین علیهالسلام، همان چیزی است که امروز باید به خوبی درک کنیم. همان درسی که بارها باید مرور شود. همان حقیقتی که نباید فراموش کنیم. بگذارید صادقانه و بدون هیچگونه پردهپوشی با شما سخن بگویم: آتشبس، پایان جنگ نیست. این را بارها تجربه کردهایم. سکوت تفنگها گاهی بسیار فریبندهتر از صدای گلولههاست. دشمن در این سکوت است که نقشه میکشد، جاسوسی میکند، شبکههای خود را گسترش میدهد و آماده میشود. نباید فریب این سکوت ظاهری را بخوریم. نباید فکر کنیم که چون صدای تیر نیست، پس همه چیز تمام شده است. این بزرگترین اشتباهی است که میتوانیم مرتکب شویم.همانطور که امیرالمومنین هشدار دادهاند: دشمن از در صلح و آشتی میآید تا از شیوه غافلگیری استفاده کند. پس احتیاط و دقت را پیشه کنیم. در چنین مواردی زودباور و خوشگمان نباشیم.
آتشبس مانند نسیمی ملایم است که گاهی ما را به خواب میبرد. درست در همان لحظه که فکر میکنیم همه چیز آرام است، دشمن در سایه در حال حرکت است. دشمنی که هرگز خواب نیست. دشمنی که شبانهروزی فعالیت میکند. دشمنی که منتظر کوچکترین غفلت ماست. این واقعیتی است که باید همیشه به یاد داشته باشیم. نباید اجازه دهیم که این سکوت ظاهری ما را فریب دهد. نباید بگذاریم که آرامش موقت، ما را به بیتفاوتی وادارد.
تفاوت بین جنگیدن و زنده ماندن را باید درک کنیم. گاهی زنده ماندن سختتر از جنگیدن است. در میدان جنگ، حداقل میدانیم دشمن کجاست. میدانیم از کجا حمله میکند. میدانیم چگونه دفاع کنیم. اما در دوران آتشبس، دشمن نامرئی میشود. در تاریکی حرکت میکند. شناساییاش سختتر میشود. همین موضوع، خطرناکتر است. همین موضوع، نیاز به هوشیاری را صدچندان میکند.
درسهایی تلخ از گذشته
تاریخ پر است از نمونههایی که آتشبس را به فرصتی برای حمله و پیشروی تبدیل کردهاند. کافی است به دهههای گذشته نگاه کنیم. بارها دیدهایم که دشمن از دوره آرامش برای بازسازی قوا، شناسایی نقاط ضعف ما و طراحی عملیات بعدی استفاده کرده است.
و در این میان، سخن حضرت علی علیهالسلام چون چراغی روشن است که راه را به ما نشان میدهد:
وَ مِن دَوستَتَكَ بَعدَ الخُلوُسِ مِن بابِ الصُّلحِ وَ الآشَاتِ فَإِنَّهُ قَد یَستَقَرِبُ إِلَيكَ بِالصُّلحِ لِيَستَغلِدَكَ فَإِتَّخِذ الحَذَرَ وَ الدِّقَّةَ شِغَلَكَ وَ لا تَكُن في هذا المَوضعِ سَريعَ التَّصديقِ وَ طَيِّبَ الظَّنِّ
از دشمنت پس از آنکه از در صلح و آشتی آمد، بسیار بترس! زیرا او شاید به وسیله صلح به تو نزدیک شود تا از روش غافلگیری استفاده کند. پس احتیاط و دقت را پیشه خود ساز و در چنین مواردی زودباور و خوشگمان نباش.
این سخن جاودانه، تابلوی هشداری است که قرنها پیش ترسیم شده و امروز نیز به همان اندازه رنگناپذیر است. تاریخ تکرار میشود، این بار هم تکرار خواهد شد مگر آنکه هوشیار باشیم. مگر آنکه چشمانمان را باز کنیم. مگر آنکه از تجربیات گذشته درس بگیریم. تکرار مکرر این اشتباه، نشانه بیعرضگی ماست.
به سالهای دور نگاه کنید. بارها دیدهایم که چگونه آتشبسها شکسته شدهاند. چگونه دشمن از فرصت استفاده کرده و حمله کرده است. چگونه ما غافلگیر شدهایم. چگونه بهای سنگینی پرداخت کردهایم. این تجربیات باید برای ما درس باشد. باید چراغ راه ما باشد. نباید دوباره همان اشتباهات را تکرار کنیم. نباید بگذاریم که تاریخ دوباره تکرار شود.
هر آتشبسی یک امتحان است. امتحانی برای سنجش هوشیاری ما. امتحانی برای سنجش آمادگی ما. دشمن همیشه از این امتحانها استفاده کرده است. همیشه در امتحانها ضعیفتر عمل کردهایم. چرا؟ چون فکر کردهایم که دیگر جنگ تمام شده است. چون فکر کردهایم که دیگر نیازی به آمادگی نیست. چون فکر کردهایم که دشمن هم مانند ما خسته شده است. این تفکر، تفکر خطرناکی است. این تفکر، ما را ضعیف میکند. این تفکر، دشمن را قویتر میکند.
در این پانزده روز چه خواهد گذشت؟
در این پانزده روز آینده چه انتظاری میرود؟ دشمن بیکار نخواهد نشست. تیمهای اطلاعاتیاش فعالتر از همیشه عمل خواهند کرد. عملیاتهای شنود را تشدید خواهند کرد. ردیابی خواهند کرد، جاسوسی خواهند کرد، شبکههای خود را گسترش خواهند داد. به دنبال نقاط کور امنیتی ما خواهند گشت. به دنبال روزنههای نفوذ خواهند گشت. به دنبال افراد ضعیفالنفس و بیبصیرت خواهند گشت که بتوانند به خدمت بگیرندشان. این دوران، دوران آرامش نیست؛ این دوران کمین است. دشمن در این پانزده روز دنبال شماست، دنبال ردپای شما تا بتواند بار دیگر ترور کند. دنبال فرصتی است که ضربه نهایی را وارد کند. پانزده روز یعنی چه؟ پانزده روز یعنی ۳۶۰ ساعت. در این ۳۶۰ ساعت، دشمن بیوقفه کار خواهد کرد. شبها نخواهد خوابید. روزها استراحت نخواهد کرد. فقط و فقط به دنبال یک چیز خواهد بود: ضعف ما. به دنبال راهی برای نفوذ خواهد بود. به دنبال راهی برای ضربه زدن خواهد بود. این را درک کنیم. این را بپذیریم. دشمن از ما قویتر نیست، اما فعالتر است. دشمن از ما باهوشتر نیست، اما صبورتر است. دشمن منتظر لحظهای است که خسته شویم. منتظر لحظهای است که بیتوجه شویم. منتظر لحظهای است که فکر کنیم همه چیز تمام شده است.
در این پانزده روز، دشمن تلاش خواهد کرد تلفنهای مشکوک دریافت کنیم. افراد ناشناس در اطراف مناطق حساس دیده خواهند شد. اطلاعات محرمانه نشت خواهد کرد. اینها را باید بررسی کنیم. اینها را باید پیگیری کنیم. هر ثانیه ارزشمند است. هر دقیقه ارزشمند است. نباید وقت را از دست بدهیم. نباید بگذاریم که دشمن جلو بیفتد. در این پانزده روز دشمن به بررسی نقاط قوت و ضعف خودش میپردازد و نقاط قوت و مخصوصا ضعف ما را بررسی میکند و بعد با حالت کاملا آماده دوباره حمله میکند و همان نقاط ضعف ما را هدف قرار میدهد. نقاط قوتش را تقویت میکند و ضعفهایش را میپوشاند. اما تمرکز اصلیاش روی ماست. نقاط قوت ما را شناسایی میکند، اما بیشتر روی ضعفهای ما تمرکز میکند. هر شکافی را که پیدا کند، هر نقطه کوری را که ببیند، علامتگذاری میکند. نقشه حمله را بر اساس همین نقاط ضعف طراحی میکند. سپس با آمادگی کامل، با برنامهریزی دقیق، با تجهیزات بهروز و با اطلاعات تازه دوباره حمله میکند. این بار دیگر شانسی عمل نمیکند. این بار حسابشده و هدفمند عمل میکند. دقیقاً همان نقاط ضعفی را که شناسایی کرده، هدف قرار میدهد. پس ما هم باید هوشیار باشیم. باید خود را بشناسیم قبل از آنکه دشمن بشناسد. باید خودمان را تقویت کنیم قبل از آنکه دشمن حمله کند.
غافلگیری، خیانت است
باید صریح و بیپرده و بدون هیچگونه ملاحظهکاری با شما سخن بگویم: غافلگیری اطلاعاتی خیانت است. خیانت به خون شهدا. خیانت به فداکاری رزمندگان. خیانت به آینده این سرزمین. وقتی دشمن میداند کجایی و تو نمیدانی کجاست، باختی حتی قبل از شروع نبرد. در آن لحظه که فکر میکنی در امنیت هستی، در واقع در تاریکی قدم میزنی. دشمن تو را میبیند، اما تو او را نمیبینی. این برابر است با شکست حتمی.
نباید بگذاریم دشمن دست بالا را داشته باشد. نباید بگذاریم ما را غافلگیر کند. این فقط یک هشدار نیست؛ این یک ضرورت است. بارها دیدهایم که چگونه یک غفلت کوچک، بهای سنگینی بر ما تحمیل کرده است. خانوادههایی داغدار شدهاند. فرزندانی یتیم شدهاند. مادرانی عزادار شدهاند. پدرانی اشک ریختهاند. خواهران و برادرانی سوگوار شدهاند. این تصاویر را به خاطر بسپاریم. این صحنهها را فراموش نکنیم.
غفلت، فقط یک اشتباه نیست. غفلت، جنایت است. وقتی میتوانستیم هوشیار باشیم و نبودیم، وقتی میتوانستیم دقت کنیم و نکردیم، وقتی میتوانستیم بیدار بمانیم و خوابیدیم، در آن لحظه به همه کسانی که به ما اعتماد کردهاند، خیانت کردهایم. دیگر نباید این اشتباه را تکرار کنیم. دیگر حق نداریم غفلت کنیم. این آخرین فرصت نیست، اما باید آخرین بار باشد.
برای خدا، بیدار بمانیدا
ین حرف را از سر دلسوزی میزنم، نه ترس. از سر دلسوزی برای شما، برای خانوادههایتان، برای فرزندان این سرزمین. هوشیاری به معنای بدبینی نیست؛ هوشیاری به معنای واقعبینی است. هوشیاری یعنی اینکه میدانیم دشمن کیست و چه میخواهد. هوشیاری یعنی اینکه چشمهایمان را باز میکنیم و واقعیت را میبینیم، نه آنچه میخواهیم ببینیم.
باید چشمها را باز کرد. باید گوشها را تیز کرد. باید هر حرکت مشکوکی را زیر نظر گرفت. باید هر سایه را دید. باید هر صدایی را شنید. باید هر بویی را حس کرد. این وظیفه همه ماست، نه فقط وظیفه مسئولین امنیتی. هر شهروندی باید نگهبان این مرزها باشد. هر ایرانی باید سرباز این مرز و بوم باشد. این فقط یک شعار نیست؛ این یک ضرورت است.
هر روز باید منتظر حمله بود. هر شب باید با احتیاط رفت. هر لحظه باید آماده بود. این زندگی نیست، این جنگ است. جنگی که سکوتش از صدایش خطرناکتر است. جنگی که دشمنش در تاریکی حرکت میکند. جنگی که پیروزی در آن فقط با بیداری ممکن است.
بیدار بمانید. برای خودتان بیدار بمانید. برای خانوادهتان بیدار بمانید. برای این سرزمین بیدار بمانید. برای شهدا بیدار بمانید. برای آینده بیدار بمانید. بیداری تنها راه نجات ماست.
پیامی مستقیم به مسئولین
به مسئولین امنیتی و اطلاعاتی کشور میگویم: حواستان باشد. دشمن در این پانزده روز دربدر دنبال رد و پای شماست. تکتک شما را زیر نظر دارد. به دنبال ضعف شماست. باز هم میگویم: برای خدا باز دقت کنید. غافلگیری اطلاعاتی برایمان نباید اتفاق بیفتد. نباید دوباره ما را رودست بزنند. نباید اجازه دهیم خون شهدا هدر برود. نباید اجازه دهیم که فداکاریهای رزمندگان به باد فنا برود.
شما مسئولین امنیت این سرزمین هستید. شما سپر دفاعی این ملت هستید. شما کسانی هستید که مردم به شما اعتماد کردهاند. شما کسانی هستید که جان خود را در طبق اخلاص گذاشتهاید. پس وظیفه شماست که بیدار بمانید. وظیفه شماست که هوشیار باشید. وظیفه شماست که هر لحظه آماده باشید.
دشمن میداند که شما مهمترین ارکان قدرت ما هستید. دشمن میداند که اگر بتواند شما را هدف بگیرد، میتواند ضربه مهلکی به کل سیستم امنیتی وارد کند. دشمن میداند که شما قلب تپنده امنیت این کشور هستید. پس به دنبال شماست. به دنبال روزنهای در دفاع شماست. به دنبال لحظهای که غفلت کنید.
باز هم میگویم: برای خدا باز دقت کنید. این فقط یک هشدار نیست، این یک التماس است. التماس از شما که جان خود را برای این سرزمین دادهاید. التماس از شما که شبها نخوابیدهاید. التماس از شما که فداکاری کردهاید. نگذارید این فداکاریها هدر برود. نگذارید خون شهدا پایمال شود. نگذارید دشمن پیروز شود.
غافلگیری اطلاعاتی برایمان نباید اتفاق بیفتد. این باید آخرین بار باشد. دیگر حق نداریم غافلگیر شویم. دیگر حق نداریم بیتوجه باشیم. دیگر حق نداریم به دشمن فرصت بدهیم. نباید دوباره ما را رودست بزنند. نباید اجازه دهیم خون شهدا هدر برود. نباید اجازه دهیم که فداکاریهای رزمندگان به باد فنا برود.
حرف پایانی
جنگ تمام نشده است. دشمن هنوز آنجاست. چشم به ما دارد. منتظر لحظهای است که غفلت کنیم. منتظر لحظهای است که خوابمان ببرد. منتظر لحظهای است که بیتوجه شویم. منتظر لحظهای است که فکر کنیم همه چیز تمام شده است. دشمن صبور است. دشمن منتظر میماند. دشمن لحظه مناسب را انتخاب میکند. دشمن ضربه را وارد میکند.
پس بیدار بمانیم. برای امنیت خودمان بیدار بمانیم. برای امنیت کشورمان بیدار بمانیم. برای آینده فرزندانمان بیدار بمانیم. برای حفظ استقلال و عزت این سرزمین مقدس بیدار بمانیم. برای شهدا بیدار بمانیم. برای کسانی که جان دادند بیدار بمانیم. برای کسانی که فداکاری کردند بیدار بمانیم.
هوشیاری تنها سلاح ماست. بیداری، تنها راه نجات. این را فراموش نکنیم. این را به خاطر بسپاریم. این را به عنوان سرلوحه زندگی خود قرار دهیم. بیدار بمانیم. همیشه بیدار بمانیم. تا زمانی که دشمن هست، بیدار میمانیم. تا زمانی که تهدید هست، هوشیار میمانیم. تا زمانی که این سرزمین نیاز دارد، سرباز میمانیم.
جنگ تمام نشده است. پس بیدار بمانیم.