باورش حتی برای منی که با این مردم زیستهام، سخت است؛ مرد و زن و حتی کودکانشان بلند شدهاند رفتهاند روی پل سفید اهواز، پل قدیم دزفول، نیروگاه برق شهید رجایی قزوین، تاسیسات برق سمنان، نیروگاه نکا، نیروگاه تبریز، نیروگاه همدان، نیروگاه مشهد و ... و زنجیره انسانی تشکیل دادهاند در روزی که آمریکا و صهیونیستها گفتهاند از پلها فاصله بگیرید و حتی چند پل را تخریب کردهاند و در روزی که امریکا گفته نیروگاههای ایران را میزند.
انگار این ساعتها لیلهالمبیت این مردمان است و برای همه ایران، در بستر مرگی محتمل ایستادهاند، با پرچم ایران بدست، به مرگ میخندند و قاتلان را به سخره میگیرند. فقط هم نه برای ایران، بلکه برای زنده ماندن انسانیت و شرافت آنجا هستند؛ در دنیایی که اضمحلال انسان نه فقط به ابتذال در حد ترامپ، که به سقوط در حد تشکر از این حجم مستهجنی که رییسجمهور آمریکاست، برای بمباران وطن خود و کودکان بیگناه و هموطنان دیگر رسیده است.
زنجیره انسانی برای حفاظت از زیرساختهای وطن یا کارزار رقص برای تشکر بابت ویران کردن وطن و ویرانیطلبی؛ «گویی همه حق در برابر همه باطل ایستاده است» مسیر از این روشنتر و دوقطبی از این شفافتر؟ زنجیره شرافت در برابر زنجیره دنائت؛ زنجیره وفاداری در برابر زنجیره خیانت...
فرقی نمیکند سرانجام این هماوردی، سرانجام این عملیات استشهادی جمعی، سرانجام این سپر شدن برای ایران و برای انسانیت و برای شرافت، چه میشود؛ تا همین جا هم هموطنان من، قهرمانان مناند؛ تک به تک آنها پیامبرانیاند که مبعوث شدهاند تا جهان را به اصالت و فطرت انسان دعوت کنند. چه جهان این دعوت را اجابت کند و چه اجابت نکند؛ و حتی فراتر از آنکه امشب چه اتفاقی بیافتد، رسالت استشهادی این مردم تا همیشهی تاریخ باقی میماند.