تأملی تمدنی در پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت روز جمهوری اسلامی ایران و روز طبیعت درخت، زمین و مسئولیت انسان 

ستارفرجی،   4050117061

 

نوروز در فرهنگ ایران فقط آغاز یک سال نیست و نوعی بیداری در آن نهفته است؛ بیداری طبیعت و در کنار آن، امکان بیداری انسان. بهار به ما یادآوری می‌کند که زندگی می‌تواند دوباره آغاز شود. اما مهم این است که انسان در این آغاز تازه چه نسبتی با زمین و طبیعت پیدا می‌کند؟

در پیام رهبر انقلاب به مناسب روز جمهوری اسلامی و روز طبیعت، نکته‌ای برجسته به چشم می‌آید: پیوند میان نوروز، روز طبیعت و مسئولیت انسان در آبادانی زمین. این پیوند اگر درست فهمیده شود، صرفاً یک توصیه زیست‌محیطی نیست؛ نشانه نوعی نگاه عمیق‌تر به انسان، جامعه و آینده است. توصیه به کاشتنِ یک نهال صرفاً یک ژستِ زیست‌محیطی نیست؛ تجلیِ یک هندسه‌ی معرفتی است که در آن، خدا، انسان، زمین و تاریخ به هم گره خورده‌اند.

انسان و زمین؛ نسبت امانت و مسئولیت

آغاز پیام با آیه‌ «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا» است. این آیه، در یک جمله کوتاه، هم منشأ انسان و هم مأموریت او را بیان می‌کند. خداوند یادآور می شود انسان از زمین پدید آمده است، اما برای مصرف زمین نیامده است. بلکه مأموریتی مهم برای «عمران و آبادانی زمین» و شکوفا کردن ظرفیت‌های پنهان آن را دارد. در نگاه توحیدی، زمین صرفاً محیط زندگی نیست، بلکه عرصه‌ای است که انسان باید در آن نقش موثر ایفا کند. این بخش از پیام، تفاوت میان دو نوع نگاه به طبیعت را روشن می‌سازد. در نگاه مادی و استعماری، طبیعت فقط منبع مصرف است؛ اما در نگاه توحیدی، طبیعت امانتی است که باید رشد پیدا کند. نگاه دینی به زمین، نگاه آبادانی است نه بهره‌کشی.

نوروز؛ از جشن طبیعت تا بیداری مسئولیت

در ادامه پیام، نوروز با تعبیر «نوروز حماسه و غیرت» یاد شده است. این تعبیر نوروز را از سطح یک آیین فرهنگی فراتر برده است. نوروز تنها تغییر فصل نیست؛ فرصتی برای بازگشت به مسئولیت انسان است.اگر طبیعت در بهار جان تازه می‌گیرد و رستاخیز خود را برپا می کند، جامعه نیز باید در خود حرکتی تازه پیدا کند. بهار یادآوری می‌کند که رکود و ایستایی سرنوشت انسان نیست. همان‌گونه که زمین می‌تواند دوباره سبز شود، جامعه نیز می‌تواند از نو ساخته شود. و بهار امید می دهد که انسان با اراده توحیدی می تواند ظرفیت‌های عظیم انسانی را به شکوفایی برساند. از این رو نوروز تنها جشن رویش طبیعت نیست؛ و یادآور امکان رویش امید در زندگی اجتماعی نیز است.

پیوند حکمرانی و آبادانی زمین

در پیام رهبری انقلاب با زیبایی به «تقارن روز جمهوری اسلامی و روز طبیعت» اشاره شده است. این هم‌زمانی در نگاه نخست شاید صرفاً یک تقارنی در تقویم باشد، اما می‌توان آن را از زاویه‌ای عمیق‌تر نیز دید.هر نظام اجتماعی اگر بخواهد پایدار بماند، باید بتواند زمینه رشد زندگی را فراهم کند. حکمرانی تنها مدیریت قدرت نیست؛ فراهم کردن امکان آبادانی است. جامعه‌ای که در آن زمین فرسوده شود و منابع طبیعی از میان بروند، دیر یا زود با بحران‌های گسترده‌تری روبه‌رو خواهد شد.به همین دلیل در سنت اسلامی، عمران زمین همواره بخشی از مسئولیت اجتماعی انسان دانسته شده است. نظامِ توحیدی، برای تحقق عدالت و رشدِ انسان، به یک بسترِ مادیِ آباد نیاز دارد. 

درخت مثمر؛ نشانه ایمان به آینده

یکی از نکات قابل توجه در این پیام، تأکید بر کاشت «درختان مثمر» است. این تأکید در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما در خود معنایی تربیتی دارد.درخت مثمر امروز کاشته می‌شود و سال‌ها بعد ثمر می‌دهد. کسی که درخت می‌کارد، در واقع به آینده باور دارد. انسان مأیوس درخت نمی‌کارد؛ زیرا به فردایی که در آن ثمره این کار دیده شود امیدی ندارد. درختکاری از همین رو در فرهنگ دینی نیز عملی ارزشمند شمرده شده است. در روایات اسلامی آمده است که اگر انسانی درختی بکارد و موجودی از آن بهره ببرد، برای او صدقه محسوب می‌شود. درخت مثمر در این معنا، نماد عملی است که فراتر از زمان حال اثر می‌گذارد.

نگهداری از درخت؛ درس استمرار

در ادامه پیام، پس از کاشت، بر کلمه کلیدی «نگهداری و مراقبت» انگشت می‌گذارد. شروع کردن آسان است، اما ماندن و ادامه دادن، مردِ میدان می‌خواهد. و این حقیقت مهم است. رشد بدون مراقبت شکل نمی‌گیرد. نهال اگر رها شود، خشک خواهد شد. همان‌گونه که جامعه نیز اگر از آن مراقبت نشود، به تدریج از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود. این توصیه، در واقع تمرینِ یک اصلِ بزرگتر است: در هندسه‌ی رشد، هر دستاوردِ فردی یا اجتماعی، با رها شدن از دست می‌رود. در نتیجه درختکاری و نگهداری و مراقبت از آن می‌تواند نوعی تمرین اجتماعی برای مسئولیت‌پذیری باشد؛ تمرینی برای اینکه انسان بیاموزد آنچه را آغاز می‌کند، تا رسیدن به نتیجه نیز همراهی کند.

پیوند یاد شهدا با ساختن آینده

در ادامه پیام، پیشنهاد رهبری مبنی بر «کاشت هر درخت به نیت یک شهید» هندسه رشد و بالندگی و مقاومت و ایستادگی را کامل می کند. شهید کسی است که جانش را فدا کرد تا جامعه به حیات خود پویا و زنده ادامه دهد. و یاد شهدا زمانی زنده می‌ماند که یک در عمل اجتماعی نمود پیدا کند؛ تداوم یابد. اگر یاد آنان تنها در قالب یادبودهای نمادین باقی بماند، به مرور زمان فاصله‌ای میان گذشته و آینده ایجاد خواهد شد. اما وقتی این یاد با عمل سازنده‌ای مانند درختکاری پیوند می‌خورد، معنایی تازه پیدا می‌کند.درختی که به نیت شهدا کاشته می‌شود و سال‌ها بعد ثمر می‌دهد، این حقیقت را یادآوری می کند که ایثار گذشته باید به ساختن آینده منجر شود. 

 

افق تمدنی؛ افزودن چیزی به جهان

در نهایت، آنچه در پیام رهبری دیده می‌شود صرفاً توصیه‌ای درباره طبیعت نیست؛ بلکه نوعی نگاه تمدنی به زندگی است. تمدن، حاصل جمعِ اراده‌هایی است که باور دارند می‌توانند با یک کار کوچکِ مستمر، تغییری بزرگ ایجاد کنند. هر درختی که کاشته می‌شود، نشانه‌ای از این نگاه تمدنی است. درخت زندگی می‌آفریند، زمین را زنده نگه می‌دارد و به انسان یادآوری می‌کند که مأموریت او تنها مصرف کردن نیست.انسان زمانی به مسئولیت خود نزدیک می‌شود که چیزی به جهان اضافه کند و تمدن ساز باشد. درخت مثمر در این معنا تصویری روشن از همین مسئولیت است؛ کاری کوچک که می‌تواند سال‌ها بعد نیز ثمر بدهد.

شاید پیام اصلی همین باشد: 

آبادانی زمین تنها یک وظیفه ‌زیست محیطی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت انسان در ساختن تمدن توحیدی و امید به آینده است.