ایران باید تهدید کند زیرساختهای برق و انرژی در داخل خاک امریکا را خواهد زد
روزنامه جوان نوشت:
ترامپ در سخنرانی اخیر خود، مجدداً تهدید کرد که ایران را به عصر حجر برمیگرداند و نیروگاههای برق ایران را نابود خواهد کرد. در قبال این یاوهگوییها، بهتر است ایران سطح تهدید متقابل خود را به شکل «غیرمترقبه و تصاعدی» افزایش دهد و علاوه بر تکرار تهدید قبلی نابودی زیرساختهای اسرائیل و کشورکهای متحدش در خلیج فارس، نسبت به تخریب زیرساختهای برق و انرژی «داخل خاک آمریکا» به شیوههایی «غیرقابلتصور» و از جایی و به گونهای که کسی فکرش را هم نمیتواند بکند، نیز رسماً تهدید جدی و جدید و شدید انجام دهد.
مضافاً لازم است از تریبونهای رسمی تصریح شود که ترامپ پدوفیل قاتل و نتانیاهوی تروریست کودککش، به عنوان دو جنایتکار جنگی، باید شخصاً منتظر تاوان و مجازات قتلعام کودکان مدرسه میناب و ترور رهبر شهید و مقامات سیاسی و شهدای مناطق مسکونی باشند و به زودی عدالت در مورد شخص آن دو مجرم منفور نیز اجرا خواهد شد.
مناسب است در پیامهایی همزمان و متوالی و رگباری به اشکال مختلف و با ادبیات متناسب و قاطع و شجاعانه از سوی رئیسجمهور، وزیر خارجه، دبیر شورای عالی امنیت ملی، قرارگاه خاتم و سپاه قدس، تهدیدهای عجیب و مهیب و بیسابقه انجام گیرد تا جنگ روانی نوین و انفجاری ایران علیه تهدیدهای روزافزون ترامپ و نتانیاهو ایجاد شود و معادلات و قواعد جدید در عرصه نبرد ترسیم گردد.
اکتفا به تکرار تهدیدهای قبلی و متعارف، در این مرحله که آشکارا نشانه تداوم و تصعید جنگ وجودی علیه ایران است، تأثیر و کارآیی مناسب و کافی ندارد. افکار عمومی جهان و منطقه و داخل ایران، در این شرایط، نیازمند یک شوک روانی بسیار قدرتمند و بیسابقه برای نمایش عزم و اراده و قدرت ایران است.
البته در کنار اقدامات عملی نظامی که در راهبرد دقیق و پیشبینیشده ایران، به فضل الهی به خوبی و موفق انجام خواهد شد، تشدید تقابل هوشمند و فوقالعاده قدرتمند در جنگ روانی نیز ضروری و حیاتی به نظر میرسد. ضمناً مطالبه و یا پشتیبانی این اقدامات، میتواند در عرصه امواج رسانهای ایران و جبهه مقاومت، با قدرت و شدت زیاد، طرح و پیگیری شود.
******
اظهارات ترامپ درباره بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، نقاب ویرانیطلبان را انداخت
روزنامه وطنامروز نوشت:
جنگ همواره خشنترین و در عین حال صادقترین آموزگار و افشاگر در پهنه تاریخ بوده است. هر جا غبار نبرد به آسمان برمیخیزد، پردههای ضخیم توهم، کژروایتهای رسانهای و برساختهای دروغین سیاسی بهتدریج رنگ میبازند و حقیقت، خود را بر ذهن و روان جامعه تحمیل میکند. در ماههای گذشته، ماشینهای عظیم پروپاگاندا تلاش کردند تصویری دلپذیر، هدفمند و به اصطلاح «جراحیگونه» از یک تهاجم خارجی به افکار عمومی القا کنند؛ روایتی که در آن، ماشین جنگی بیگانه یک متجاوز وحشی که به مردم و زیرساختهای کشور آسیب میزند تصویر نمیشد، بلکه در قامت یک «ناجی» تصویر میشد که هدفش تنها تغییر ساختار سیاسی است. راویان فارسیزبان بیگانهدوست مژده میدادند موشکهای دشمن، آزادی و پیشرفت را برای ایران به ارمغان خواهد آورد! اما آتش کینه صهیونی-آمریکایی که بر این سرزمین بارید، سیلی بیدارگر حقیقت را بر صورت سرسختترین مخالفان جمهوری اسلامی نواخت.
حقیقت محض که امروز از میان دود و خاکستر سر برآورده این است که هدف این تهاجم، براندازی جمهوری اسلامی نیست، بلکه انهدام کامل موجودیتی به نام «ایران» است. این حقیقت دیگر یک تحلیل بدبینانه نیست، بلکه گزارهای است که با خون، ویرانی و اعترافات صریح خود متجاوزان به اثبات رسیده است. پرده اول این فروپاشی توهم، زمانی رخ داد که دونالد ترامپ، با ادبیاتی که بوی تعفن نژادپرستی و کینه تمدنی از آن به مشام میرسید، صراحتاً و بدون هیچ لکنت دیپلماتیکی اعلام کرد مردم ایران را به «عصر حجر»، یعنی «جایی که به آن تعلق دارند» باز خواهد گرداند! این اظهارات، تیر خلاصی بود بر پیکر روایت دروغین «دشمنی با حکومت، دوستی با مردم». بازگرداندن یک ملت تمدنساز به عصر حجر، هدفی نیست که با تغییر یک دولت محقق شود؛ این هدف نیازمند نابودی زیرساختهای زیستی، اجتماعی، علمی و اقتصادی یک ملت است.
******
ظریف یا فرانچسکو؟
کبری آسوپار در روزنامه فرهیختگان نوشت:
مقاله محمدجواد ظریف در فارن افرز نکتههای عجیبی دارد. اولین نکته عجیب آن از همان تیتر مقاله شروع میشود: «چگونه ایران باید به جنگ پایان دهد» و این یعنی همه توپ در زمین ایران است. در ادامه هم پیشنهادهای او به ایران بیان شده که چگونه با اعلام پیروزی، جنگ را پایان بدهد. ظریف ایران را تا اینجا پیروز جنگ میداند و معتقد است از این دست برتر در نبرد نظامی، باید در فضای دیپلماسی و برای پایان بخشیدن به جنگ استفاده کرد تا ایران بیش از این دچار خسارتهای جانی و مالی نشود. شاید از زاویهای که ظریف به سیاست بینالملل نگاه میکند، آنچه نگاشته چندان غریب نباشد، اما مشکل دقیقا همان زاویه نگاه اوست که سیاست جهان را همچنان مبتنی بر سانتیمانتالیسم حقوق بینالملل میداند و با خوشخیالی فکر میکند چهارچوبهای حقوق بینالملل میتواند مثمرثمر باشد. روی کاغذ و در کلاس درس البته حقوق بینالملل نکات جالبی دارد، اما جهان را کسانی اداره میکنند که نهتنها حقوق بینالملل نخواندهاند، بلکه اعتقادی هم به عمل بر مبنای آن ندارند.
ظریف پیشنهادهایش به مقامات ایران برای چگونگی پایاندهی پیروزمندانه به جنگ را به زبان انگلیسی و در یک رسانه آمریکایی منتشر کرده است و همین، دومین نکته عجیب یادداشت اوست. او از ایران میخواهد تنگه هرمز را باز کند، محدودیت هستهای را بپذیرد و در مقابل، لغو تحریمها و تضمین عدم تجاوز بگیرد. (لابد از جنس همان تضمینهای برجام که آمریکا یکطرفه از آن خارج شد و سالها مذاکره و امضا، چیزی دست ایران نگذاشته بود که بتواند احقاق حقی کند.) اما چرا ظریف با مقامات کشور خودمان به زبان انگلیسی و از طریق رسانه آمریکایی صحبت میکند؟ درحالیکه میتواند پیشنهادهای خود را به مقامات ایرانی در پشت پرده منتقل کند. حتی مقاله با ادبیاتی است که گویی نه یک دیپلمات ایرانی، بلکه ناظر بیطرف سومی که از بیرون به مناقشه ایران و آمریکا نگاه میکند، آن را نگاشته است. وقتی ظریف خود را تلویحاً در چنین جایگاهی تعریف میکند نباید چندان دلخور شود اگر بشنود که این مقاله برای مخاطب غربی نوشته شده تا بگوید من پیشنهادهایم به دولت خودم را دادهام و آنها نپذیرفتهاند، در ادامه میتوانید روی من حساب کنید، منی که با نظر آن مردم کف خیابان که شبها بیرون میآیند و با نظر رسمی دولت خود موافق نیستم.
در نهایت آنچه او خواسته تا ایران و آمریکا انجام دهند، این است که «ایران و ایالات متحده متعهد خواهند شد که از استفاده یا تهدید به استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.» یعنی کاملاً ایران و آمریکا را در تجاوز به یکدیگر یکسان دانسته و بهعنوان یک دیپلمات کارکشته از کشوری که سابقه 8 سال جنگ و امور دیپلماتیک مربوط به آن را دارد، چیزی از اینکه یک پیروزی حقوقی، به رسمیت شناخته شدن کشور متجاوز بهعنوان آغازگر جنگ است، نشنیده است. درباره مقاله ظریف بیشتر هم میتوان نوشت، اما پایان مجال این یادداشت، اشاره به یک جمله ظریف باشد که گفته «این جنگ، با وجود تمام هولناکیاش، دری را بهسوی یک حلوفصل پایدار گشوده است.» و البته شاید حرجی هم نباشد. جریانی که از عاشورا، خونینترین قیام اسلام درس مذاکره میگیرد، از تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورش هم دری گشوده به سوی حلوفصل پایدار مخاصمهای با قدمت چند دهه و با تنوعی از تجاوزات سیاسی (مانند کودتای 28 مرداد)، اقتصادی (مانند تحریمها) و... ببیند.
ظریف تشنه برقراری رابطه با آمریکا در کویر حقوق بینالملل است و باز هم درگیر سراب شده است وگرنه که اگر هستهای را بدهیم، تنگه را باز کنیم و به منافع آمریکا حمله نکنیم که در واقع همان تسلیم شدن است و در این صورت دیگر چرا آمریکا باید با ما بجنگد؟ ظریف معادله حل و فصل تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را طوری چیده که دیگر لازم نیست چند سال بعد مثل برجام بگوید فرانچسکو نامی در حد کارمند اتحادیه اروپا تغییراتی در متن داد که به من، یعنی طرف اصلی توافق نگفته بودند! چه آنکه خود به قدر کفایت امتیاز داده و دیگر نیازی به مداخله فرانچسکوها نیست.
******
ترامپ از پیروزی میگوید، میدان چیز دیگری نشان میدهد
خبرگزاری آنا نوشت:
سخنرانیهای سیاسی و پرطمطراق و مملو از ادعاهای واهی ترامپ درباره جنگ ایران که آخرین مورد آن ۱۹ دقیقه به طول انجامید، تلاشی آشکار برای شکل دادن به روایت سیاسی و راهبردی این درگیری است. در این سخنرانیها، ترامپ معمولا تصویری از «پیروزی نزدیک» ارائه میدهد و تأکید دارد که اهداف نظامی آمریکا در دسترس قرار گرفتهاند. با این حال، بررسی دقیقتر مفاد سخنرانی نشان میدهد که میان این روایات و واقعیتهای میدانی شکاف قابل توجهی وجود دارند. در حالی که ترامپ تلاش میکند لحن سخنرانی را قاطع و پیروزمندانه نشان دهد، نشانههای متعددی از نبود یک برنامه روشن برای پایان جنگ یا حداقل مدیریت آن مشاهده میشود.
در رابطه با این سخنرانیها باید شرایطی را در نظر داشت از جمله اینکه جنگ در منطقه خاورمیانه همچنان در مرحلهای از درگیری قرار دارد که آمریکا هنوز ضربه میخورد. در ظاهر ایالات متحده و اسرائیل مدعی وارد آوردن ضربات سنگین به زیرساختهای نظامی ایران هستند و از سوی دیگر، حتی گزارشهای رسانههای خود آمریکا نشان میدهد که ایران همچنان توانایی قابل توجهی برای وارد آوردن ضربات سهمگین، پاسخگویی و ادامه درگیری را حفظ کرده است و میتواند برای ماهها آن را ادامه دهد. همین تضاد میان روایت رسمی و تحولات میدانی باعث شده است بسیاری از تحلیلگران نظامی و راهبردی نسبت به صحت ادعاهای مطرحشده تردید داشته باشند.
در واقع، برخی از تحلیلگران برجسته نظامی در آمریکا بر این باورند که سخنان ترامپ بیش از آنکه بیانگر یک راهبرد منسجم باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی داخلی است. به گفته این کارشناسان، نبود جدول زمانی مشخص، فقدان طرح خروج و ابهام درباره اهداف نهایی جنگ و همچنین دریافت ضربات مهلک و افزایش تلفات انسانی و نظامی نشانههایی از یک برنامهریزی ناقص یا حتی نوعی سردرگمی در سطوح عالی تصمیمگیری است.
همین مسئله موجب شده است که بسیاری از ناظران این سخنرانیها را نه اعلام یک پیروزی، بلکه تلاش برای ساختن تصویر سیاسی از پیروزی تلقی کنند؛ روایتی که هدف آن کنترل فضای داخلی و جلوگیری از افزایش انتقادات نسبت به ادامه جنگ است.
******
الان زمان مناسبی برای پایان جنگ نیست
علی مطهری، فعال سیاسی و نماینده ادوار مجلس، گفت و گویی را با سایت خبرآنلاین درباره جنگ و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام داده که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* ما شروطی داریم که طرف مقابل باید آنها را بپذیرد و بعد از پذیرش آنها جنگ متوقف شود. این شروط بارها تکرار شده است؛ یکی مسئله غنیسازی اورانیوم است که باید همچنان پابرجا باشد و ما زیر بار غنی سازی صفر نمیرویم. ثانیا مسئله موشکها اصلا قابل مذاکره نیست، چون تقریبا تنها ابزار دفاعی ماست. ثالثا ما همچنان در موضوع آزادی فلسطین فعال خواهیم بود و همکاریهای منطقهای خود را با حزب الله، یمن، عراق و امثال آنها ادامه خواهیم داد. علاوه بر اینها، حتما باید غرامت این جنگ و خسارتهایی را که به ما وارد کردهاند بپردازند، چون آنها آغازکننده جنگ بودند و ما در حال مذاکره بودیم.
* همچنین تحریمها باید به طور کامل رفع شوند و نیز جنگ در همه جبهههای منطقه پایان بپذیرد، نه فقط در جبهه ایران. البته ممکن است برخی شروط دیگر هم وجود داشته باشد. اگر این شروط برآورده شود و آنها دست از حمله بردارند، طبیعی است که ما هم به جنگ پایان خواهیم داد. همه ایرانیان اعم از مردم و مسئولان به دنبال این هستند که جنگ پایانی عزتمندانه و شرافتمندانه داشته باشد. این موارد باید نتیجه مذاکرات باشد و البته میتوانیم شروط خود را حتی در حال جنگ به دشمن اعلام کنیم. زمانی که ما در مقاومت خودمان استمرار داشته باشیم و دشمن را به جایی برسانیم که آماده پذیرش شروط ما باشند، سعی میکنیم که این شروط به عنوان نتیجه مذاکره محقق شود.
* الان زمان مناسبی برای پایان جنگ نیست. باید فشارهای اقتصادی از نظر افزایش قیمت نفت، گاز، بنزین، کود شیمیایی و مواد غذایی به آمریکا، اروپا، شرق آسیا، استرالیا و بسیاری از کشورهای دنیا بیشتر وارد شود تا آمریکا و اسرائیل مجبور شوند به این جنگ و تجاوز پایان بدهند، یعنی دنیا متجاوزان را مجبور کند که از حمله به ایران دست بردارند. آن موقع ایران میتواند شروط خودش را بر آنها تحمیل کند. الان زود است چرا که هنوز آن میزان فشار اقتصادی به دشمن و حامیانش وارد نشده است.
* احتمال دارد جنگ از این هم گستردهتر شود. آنها به دنبال این هستند که توان ایران را به آخر برسانند. فکر میکنند مثلا اگر این جنگ تا دو ماه دیگر طول بکشد، موشکهای ایران به پایان میرسد یا اینکه قدرت تهیه موشکهای جدید را از ایران میگیرند. الان این که فولاد مبارکه و خوزستان را مورد حمله قرار میدهند، یک علتش همین است که مواد اولیه برای ساخت موشک در دست ما نباشد. آنها دنبال این هستند که ایران را به نقطهای برسانند که دیگر توان دفاع نداشته باشد و ضمنا چنان آسیبی به زیرساختهای ما وارد کنند که بعد از جنگ، توانایی مالی خود را فقط صرف بازسازی کشور کنیم و نتوانیم دوباره صنایع موشکی و نظامی خودمان را تقویت کنیم. آنها فکر میکنند میتوانند ما را به آن نقطه برسانند. اما از آن طرف، ما هم تمهیدات لازم را فراهم کردهایم و مردم نیز مقاومت خوبی دارند. تا آن مقداری که ما اطلاع داریم، این طور نیست که موشکهای ما ظرف دو ماه به پایان برسد. از این رو، همه چیز بستگی به مقاومت مردم و سلحشوری نیروهای مسلح ما دارد که الان در سطح خوبی است و ان شاءالله اراده ما بر اراده آنها پیروز خواهد شد.
******
از تخریب زیرساختهای کشورمان چه حسی داریم؟
دانیال معمار، سردبیر روزنامه همشهری نوشت:
بعید است کسی ذرهای حب وطن داشته باشد و از شنیدن خبر حمله دشمن به کارخانه فولاد اصفهان، پل بی۲ کرج، پالایشگاههای پارس جنوبی یا شبکه برق، دلش به درد نیاید. اینها یکشبه ساخته نشدهاند که یکشبه هم جبران شوند. اما قصه فقط اندوه نیست، پشت این تلخی، یک حقیقت بزرگتر ایستاده: امید. امیدی که این روزها مرهم زخمهاست، همان چیزی که اجازه نمیدهد غم، به افسردگی جمعی تبدیل شود.
ما امروز یک ملت امیدواریم. آنقدر آینده ایران را روشن میبینیم که تاریکیهای موقت جنگ، توان خاموش کردن شعله شوقمان را ندارد. این امید از کجا میآید؟
یکم؛ ما در حال پایان دادن به «سایه جنگ» هستیم. تنبیه متجاوز تا جایی ادامه دارد که دیگر حتی خیال تعرض به این سرزمین هم به ذهنش خطور نکند. آبادانی و بهرهمند شدن از زیرساختها، بدون امنیت ممکن نیست. امروز هزینه میدهیم تا فردا، امنیت را بخریم.
دوم؛ مهندس پل بی۲ کرج را دیدید؟ با مشت گرهکرده گفت: «دشمن کور خوانده؛ بهترش را میسازیم.» این فقط یک جمله نبود؛ تصویر یک ملت بود. زیرساختهای ما، وارداتی و وابسته نیست. محصول فکر و بازوی جوانان همین خاک است. اگر چیزی آسیب ببیند، دانش بومی و ارادهای که آن را ساخته، از بین نمیرود.
سوم؛ ما فقط تماشاگر تخریب نیستیم. پاسخ، دیگر «چشم در برابر چشم» هم نیست؛ فراتر رفته است. هر ضربه به زیرساختهای ما، با ضربهای چندبرابر به زیرساختهای دشمن پاسخ داده میشود. این یعنی بازدارندگی؛ یعنی اینکه دشمن فهمیده هزینه هر حمله، برایش سنگینتر از تصورش خواهد بود.
ما شاید با شنیدن خبر تخریب برخی زیرساختها اندکی غمگین شویم، اما خیلی زود این غم جایش را به امیدواری میدهد. چون میدانیم این مسیر، پایانش ایران امنتر، قویتر و آبادتر است.
******
شهید لاریجانی را مال خود نکنید!
حسام الدین آشنا، مشاور حسن روحانی در دولت اعتدال و از چهرههای جنجالی فضای رسانهای، در واکنش به انتقادات مطرحشده اخیر از یادداشت ظریف در نشریه فارن افرز، نوشت: «تند نرویم. هیجان را ارزان نکنیم. خیابان را خالی نکنیم. بدون اطلاع سخن نگوییم. احتمالات دیگر را هم بررسی کنیم. چیزی نگوییم که بعدا شرمنده آن شویم.جای دوست و دشمن را عوض نکنیم. به شهید لاریجانی مهر پرتاب نکنیم».
سیدجواد نقوی، روزنامهنگار در پاسخ به توییت اخیر حسامالدین آشنا نوشت:
«وسط جنگ است. یاد خاطرهای افتادم. در اوج مسائل سال ۱۴۰۱ در حالیکه اینترنشنال شعار «مرگ بر دیکتاتور» را ترویج میکرد و خیابان هم رادیکال شده بود شبکهٔ یک گفتوگویی با دکتر علی لاریجانی دربارهٔ حاج قاسم داشت. دکتر لاریجانی در آن روزها و در آن فضای رادیکال که بسیاری سکوت کرده بودند گفت: «تنها کسی که در ایران مقابل دیکتاتوری ایستاده است سیدعلی خامنهای است».
این حرف آن روزها توسط سیاستمداری زده میشد که یک سال قبلش رد صلاحیت شده بود و احتمال آنکه در انتخابات بعدی شرکت کند بالا بود. اما بدون ذرهای ترس، از مسئلهای که میدانست مهم است دفاع کرد.
آقای آشنا! رفیقتان یک مقاله نوشته و بسیاری نقد کردهاند. نه رد صلاحیت شدهاید نه در معرکهای مثل ۱۴۰۱ هستیم. به دیگران «تندرو» و «هیجانزده» نگویید. کشور در جنگ است و صدها شهید دادهایم اما شما با ادبیات دورهٔ ریاست جمهوری روحانی با تصرف شهید لاریجانی به همه برچسب میزنید. شهید لاریجانی حتی بعد از رد صلاحیتها به کنار همین مداحها و به قول شما تندروها میرفت و با آنها گفتوگو میکرد، اما شما در توئیتر فقط از نگاه عاقل به جماعتی نادان توییت میزنید!
با این توییتها نمیتوانید شهید لاریجانی را به تصرف خود در بیاورید.