ایران در آستانه نظم پساجنگ

محمدکاظم ضیائی‌فر، گروه سیاسی الف،   4050113111 ۲۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۶ تکراری یا غیرقابل انتشار

تحولات اخیر منطقه بار دیگر این پرسش قدیمی را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است: پس از عبور از بحران، جایگاه ایران در نظم تازه منطقه‌ای چه خواهد بود؟ تجربه نشان می‌دهد کشورهایی که برای دوران پس از جنگ نقشه راه دارند، حتی از دل پرتنش‌ترین دوره‌ها نیز فرصت‌های راهبردی بیرون می‌کشند.

وقتی از جنگ‌ها سخن گفته می‌شود، معمولاً نگاه‌ها به لحظه درگیری و نتایج فوری آن معطوف است؛ اینکه کدام طرف برتری نظامی پیدا کرده یا چه بازیگری هزینه بیشتری پرداخته است. با این حال تاریخ نشان می‌دهد سرنوشت واقعی کشورها اغلب نه در خود جنگ، بلکه در دوره پس از آن رقم می‌خورد. جنگ‌ها دیر یا زود به پایان می‌رسند، اما آنچه اثر ماندگار دارد تصمیم‌هایی است که برای نظم پساجنگ اتخاذ می‌شود.

برای ایران نیز اهمیت ماجرا دقیقاً در همین نقطه نهفته است. تحولات اخیر منطقه و رویارویی‌های مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا و اسرائیل را نمی‌توان صرفاً در قالب رخدادهای نظامی تحلیل کرد. این اتفاقات در بستر دگرگونی‌های بزرگ‌تری در نظام بین‌الملل رخ می‌دهد؛ دگرگونی‌هایی که با رقابت قدرت‌های بزرگ، تغییر مسیرهای تجارت جهانی و شکل‌گیری ائتلاف‌های تازه همراه شده است. در چنین شرایطی، مدیریت لحظه‌ای بحران ضروری است، اما به‌تنهایی پاسخ‌گو نیست. پرسش مهم‌تر این است که ایران در نظم پس از این تنش‌ها چه جایگاهی برای خود تعریف می‌کند.

گلوگاه‌های انرژی؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران

یکی از نخستین حوزه‌هایی که در این بحث برجسته می‌شود، مسئله گلوگاه‌های حیاتی تجارت جهانی است. تنگه هرمز، باب‌المندب و دیگر گذرگاه‌های مهم دریایی تنها نقاطی جغرافیایی نیستند؛ این مسیرها در واقع شریان‌های اقتصاد جهانی به شمار می‌آیند. بخش قابل توجهی از انرژی و تجارت بین‌المللی از همین مسیرها عبور می‌کند. کشوری که بتواند در تنظیم امنیت و مدیریت این گذرگاه‌ها نقشی فعال داشته باشد، عملاً به بازیگری اثرگذار در اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد. برای ایران، چنین موقعیتی می‌تواند به یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم بدل شود؛ مزیتی که اگر در قالب سازوکارهای همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود، نوعی بازدارندگی اقتصادی نیز ایجاد می‌کند.

معماری امنیت منطقه‌ای بدون بازیگران فرامنطقه‌ای

در کنار این مسئله، شکل‌گیری سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای نیز اهمیت قابل توجهی دارد. تجربه چند دهه گذشته نشان داده امنیت در غرب آسیا بیش از آنکه از بیرون تأمین شود، به موازنه‌ها و تعاملات درون منطقه‌ای وابسته است. اگر ایران بتواند چارچوب‌هایی برای همکاری دفاعی و امنیتی با کشورهای پیرامونی شکل دهد، به‌تدریج از موقعیت یک بازیگر منفرد فاصله گرفته و در مرکز شبکه‌ای از تعاملات امنیتی قرار می‌گیرد. چنین شبکه‌ای علاوه بر افزایش ظرفیت مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، هزینه هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران را نیز افزایش خواهد داد.

تثبیت نقش ایران در معادلات امنیتی غرب آسیا

در سطحی گسترده‌تر، مسئله به تثبیت جایگاه ایران در معادلات امنیتی منطقه بازمی‌گردد. واقعیت این است که بسیاری از مسائل غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل حل نیست. از مسیرهای انتقال انرژی گرفته تا تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، حضور ایران در بسیاری از این معادلات تعیین‌کننده است. اگر این واقعیت در قالب ترتیبات پایدار منطقه‌ای و بین‌المللی نهادینه شود، ایران می‌تواند نفوذ میدانی خود را به سرمایه‌ای ماندگار در حوزه دیپلماسی و اقتصاد تبدیل کند. در این میان، کشورهایی مانند چین که ثبات جریان انرژی در منطقه برای اقتصادشان اهمیت حیاتی دارد، می‌توانند شریک مهمی در پروژه‌های بلندمدت زیرساختی و ترانزیتی باشند.

تنوع‌بخشی به سیاست خارجی در نظم در حال تغییر

موضوع دیگر به جهت‌گیری سیاست خارجی ایران مربوط می‌شود. طی سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از سیاست خارجی کشور حول محور رابطه با آمریکا تعریف شده است؛ چه در قالب تقابل و چه در قالب انتظار برای گشایش. اما در شرایطی که نظم جهانی در حال تغییر است، ادامه چنین وضعیتی می‌تواند بخشی از ظرفیت‌های سیاست خارجی را محدود کند. کاهش محوریت آمریکا در معادلات سیاست خارجی به معنای قطع کامل دیپلماسی نیست، بلکه به معنای آن است که سیاست خارجی کشور بر پایه تنوع‌بخشی به شرکا، تقویت روابط منطقه‌ای و گسترش همکاری با قدرت‌های آسیایی تنظیم شود.

ژئواکونومی ایران؛ از چهارراه ترانزیت تا هاب منطقه‌ای

در نهایت، شاید مهم‌ترین ظرفیت ایران در حوزه اقتصاد و جغرافیا قرار داشته باشد؛ همان مزیت ژئواکونومیک. ایران در تقاطع چند کریدور مهم حمل‌ونقل و تجارت قرار گرفته است؛ از کریدور شمال–جنوب گرفته تا مسیرهای اتصال شرق و غرب. اگر زیرساخت‌های بندری، ریلی و لجستیکی کشور با نگاه راهبردی توسعه پیدا کند