ایران و عربستان در فاصله دو جنگ؛ دوگانگی و ابهام در سیاست سعودی

  4050112050 ۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳ تکراری یا غیرقابل انتشار

حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در بهار و زمستان سالی که گذشت، روابط تهران با ریاض را هم به دو فاز حمایت در خرداد و تنش در اسفند تقسیم کرد تا فراز و فرود شدید تجربه شده، افقی مبهم در آینده روابط را ترسیم کند.

به گزارش ایرنا، غرب آسیا و خاورمیانه در سال شمسی گذشته یکی از متلاطم‌ترین و دشوارترین برهه‌های تاریخی خود، حداقل در سه دهه اخیر را گذارند؛ جایی که رژیم اسرائیل و آمریکا با حمله به کشورهای مسلمان از فلسطین و غزه تا ایران، نشان دادند که برای این منطقه چیزی جز آتش‌افروزی نمی‌خواهند.

در این میان نه فقط ایران که همه کشورهای منطقه از کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس تا شمال خاورمیانه و دریای مدیترانه متاثر از این ماجراجویی‌ها، امنیت، اقتصاد و تمامیت ارضی خود را در معرض تهدیدهای مداوم دیدند. از بامداد ۲۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ تا آخر همان سال، غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری در سه دهه گذشته عبور موشک‌ها و برخورد بمب‌ها و پهپادها را در سرزمین‌های خود تجربه کرد. تجربه‌ای تلخ اما آموزنده که همه دولت‌های مستقر در این منطقه باید برای عدم تکرار آن در سال پیش رو، رویکردی متفاوت از آنچه تاکنون داشته‌اند، اتخاذ کنند.

عربستان سعودی در مقام یکی از مهمترین و بزرگترین کشورهای غرب آسیا از یک‌سو و قرار داشتن در جایگاه «برادر بزرگتر» برای بیشتر کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس بیش از هر زمان دیگری نیازمند چنین بازنگری است؛ از آن رو که اگر در خفا و نهان خواستار زدن سر مار است، باید از خود بپرسد که این مار، تل‌آویو است با یک نسل‌کشی در غزه و هفت دهه اشغالگری در فلسطین و حمله همزمان به پنج کشور مسلمان، یا ایران که جز دفاع از خود در برابر تجاوز این رژیم، کار دیگری نکرده است.

جنگ اول تحمیلی علیه ایران؛ عربستان در قامت همسایه‌ای مسئول

موشک‌هایی که بامداد ۲۳ خرداد ماه سال گذشته، از آسمان کشورهای منطقه عبور کرد و در تهران به زمین نشست، آغازی بر تحولاتی عمیق در غرب آسیا در حوزه‌های بسیاری از امنیتی و نظامی تا سیاسی و اقتصادی بود.

یکی از تحولات دستکم در آن مقطع تغییر رویکرد کشورهای منطقه نسبت به ایران بود که در قالب بیانیه‌های مختلف مورد تاکید قرار می‌گرفت. ریاض هم در کنار کشورهایی چون قطر، عمان، مصر و پاکستان تجاوز نظامی رژیم اسرائیل و پس از آن آمریکا به تمامیت ارضی ایران را محکوم کرد. عربستان سعودی به نیابت از همه کشورهای حاشیه خلیج فارس، در آن مقطع حساس نه در قامت یک رقیب با روابط سرد و تنش‌آلود که به عنوان کشوری همسایه و مسلمان، تجاوز به ایران را محکوم کرد.

رویدادهای رخ داده میان جنگ اول تا جنگ دوم گرچه تردیدهایی را درباره تاکتیکی یا استراتژیک بودن این رویکرد ریاض به تهران، وارد ساخت اما در آن مقطع جنگ نخست، عربستان هم مانند بسیار از کشورهای منطقه در کنار ایران ایستاد و در اقدامی نادر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حمله نظامی علیه ایران را محکوم کردند.

سال پیش روی شمسی، همان فرصتی است که عربستان سعودی می‌تواند در آن روابط خود با ایران را نه بر مبنای حسادت‌های تاریخی و تاکتیک‌های مقطعی که بر اساس منافع ملی خود و دیگر کشورهای منطقه بر مبنای همراهی صادقانه قرار دهد.

در آن مقطع روزنامه‌ها و نشریه‌های مختلف منطقه‌ای و غربی این تغییر رویکرد سعودی نسبت به جنگ با ایران را به عنوان یک استراتژی جدید در منطقه تفسیر کردند. برای مثال نشریه The Cradle در یادداشتی با اشاره به اینکه جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران نقطه عطفی در تفکر سعودی بود؛ نوشت: ریاض اکنون درک می‌کند که ایران قدرت نظامی بالغ و مصون از تهدید و اجبار است. فشارهای سنتی دیگر کارایی ندارند. امنیت سعودی اکنون وابسته به تعامل مستقیم با ایران است نه اسرائیل.

در این مطلب همچنین تصریح شده بود که دوگانگی خلیج فارس در برابر ایران در حال رنگ باختن است و جنگ اخیر روندی را که سال‌هاست در حال شکل‌گیری است شتاب بخشیده؛ فروپاشی نظم آمریکامحور و ظهور منطقه‌گرایی چندقطبی. خلیج فارس اکنون در حال ترسیم مسیر جدیدی است، مسیری مستقل از دیکته‌های آمریکا و اسرائیل.

اینکه در آن مقطع این تغییر تاکتیک به دلیل حراست از امنیت عربستان بود یا تغییر نگاهی واقعی چندان روشن نبود و این عدم قطعیت تا زمان لشکر کشی «دونالد ترامپ» به منطقه در زمستان سال گذشته هم کماکان بر پشت صحنه روابط ریاض با تهران سایه افکنده بود؛ سایه‌ای متاثر از بی‌اعتمادی تاریخی میان دو کشور. با این حال عربستان سعودی در آن برهه برای ایران در قامت همسایه‌ای مسئول و حتی دوستی قابل اعتماد ظاهر شد و بسیاری از تحلیلگران را به بازبینی تفسیرهای خود از روابط دو کشور وادار ساخت.

جنگ دوم و ابهام در مواضع ریاض

از تیرماه سالی که گذشت تا اواخر دی‌ماه آن، میان تهران و ریاض، آرامش و همراهی مشهودترین کنش و واکنش ممکن بود. تماس‌های برقرار شده، سفرهای انجام شده و تبادلات سیاسی و اقتصادی میان دو کشور در عادی‌ترین حالت خود و حتی نزدیک‌تر هم پیش می‌رفت.

در این فاصله «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه و «علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، سفرهایی به ریاض و دیدارهایی با «محمد بن سلمان» ولیعهد این کشور داشتند که در این دیدار موضوع امنیت منطقه و تلاش برای درونی‌سازی آن از مهمترین محورهای گفت‌وگوها بود.

«علیرضا عنایتی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در عربستان سعودی ۱۸ تیر سال گذشته به حضور یک روزه عراقچی در جده عربستان اشاره کرده و نوشته بود: یک روز در جده و سه دیدار برای وزیر خارجه ایران با شاهزاده «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی، شاهزاده «خالد بن سلمان» وزیر دفاع و شاهزاده «فیصل بن فرحان» وزیر امور خارجه.

سفیر ایران در ادامه، روابط دوجانبه و راه‌های تقویت آن، مسائل منطقه‌ای و ضرورت حفظ امنیت و صلح را از مهمترین محورهای گفت‌وگوها و رایزنی‌های وزیر امور خارجه با مقامات سعودی توصیف کرده بود.

عراقچی هم در آن سفر و در دیدار با خالدبن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی تاکید کرده بود که کشورهای منطقه باید با در نظر داشتن تبعات بسیار خطرناک ناشی از توسعه‌طلبی و سیطره‌جویی رژیم صهیونیستی، تلاش مضاعفی برای تقویت سازوکارهای امنیت درون‌زا در سطح منطقه به کار گیرند. این محورها در دیدارهای دبیر شورای عالی امنیت ملی هم مورد تاکید و توجه قرار گرفته بود.

با چنین پیش‌زمینه‌ای بود که از اواخر دی‌ماه سال گذشته و همزمان با اوج‌گیری اعتراضات داخلی در ایران و لشکرکشی ترامپ به منطقه به بهانه این اعتراضات، عربستان هم مانند بسیاری از کشورهای منطقه در تکاپوی از میان بردن بستر هرگونه دخالت نظامی در منطقه برآمد. در آن برهه زمانی، ایران بر فراگیر شدن جنگ احتمالی با آمریکا در کل منطقه تاکید و تصریح ویژه داشت و بنیان این تاکید هم حضور پایگاه‌های بی‌شمار آمریکا در خاک کشورهای همسایه ایران بود.

در آن مقطع روزنامه وال‌استریت‌ژورنال تصریح کرد که عربستان سعودی برای متقاعد کردن کاخ سفید در حمله نکردن به ایران تلاش می‌کند و قطر و عمان نیز در کنار ریاض موضعی مخالف هر گونه تنش‌آفرینی علیه ایران اتخاذ کرده‌اند.

به نوشته وال‌استریت ژورنال این کشورها که از متحدان نزدیک آمریکا در منطقه هستند؛ به تهران اطلاع دادند که هرگز به واشنگتن اجازه نخواهند داد از حریم هوایی کشورشان برای حمله به ایران استفاده کند. به گفته مقامات عرب حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، عمان و قطر در پشت‌پرده به کاخ سفید گفته‌اند که اقدام‌ها در این منطقه می‌تواند نه تنها بازارهای نفت را متلاطم کند بلکه به اقتصاد آمریکا آسیب بزند. این روزنامه آمریکایی همچنین اعلام کرد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نگران بازتاب و پیامدهای داخلی اقدامات احتمالی آمریکا در کشورهای خود هستند.

همزمان با این تلاش‌ها اما برخی گزارش‌ها و خبرهای تایید نشده و غیررسمی، از رسمی متفاوت در ریاض حکایت داشت؛ رسمی که در ظاهر مخالف درگیری نظامی ایران و آمریکاست اما در نهان از ترامپ می‌خواهد که به ایران حمله کند. گرچه در صحت این گزارش آکسیوس تردیدهایی وجود داشت و برخی مقامات سعودی هم آن را تکذیب کردند اما آنچه همزمان با آغاز حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، عیان شد این بود که ریاض و شمار زیادی از پایتخت‌های منطقه نتوانستند یا نخواستند در برابر سواستفاده آمریکا از خاک خود، ایستادگی کنند و شواهد نشان داد که از پایگاه‌های آمریکا در عربستان سعودی و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، علیه ایران حملات بسیاری انجام شده است.

با چنین شواهد غیرقابل انکاری، ایران هم فراگیری جنگ در منطقه را عملی ساخت و بسیاری از این پایگاه‌ها را مورد حمله قرار داد. همزمان با شعله کشیدن آتش جنگ در منطقه، برخی تاسیسات نفتی این کشور هم هدف قرار گرفت و ریاض مجبور شد تا در استفاده از بخشی از این تاسیسات احتیاط بیشتری به خرج دهد.

روابطی که برای منطقه حیاتی است

دو هفته پس از جنگ، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی مدعی شد که بن‌سلمان از ترامپ خواسته است تا حملات خود به ایران را تشدید کند. این ادعا اگر درست باشد، حکایت از آن دارد که ریاض همچنان در تشخیص اولویت منطقه و منافع خود با سوءمحاسبات بسیار بزرگی روبرو بوده و همچنان توان درک واقعیات منطقه‌ای و جهانی را ندارد. این سومحاسبه از سوی دونالد ترامپ با توهین‌آمیزترین برداشت‌ها در روزهای اخیر مواجه شده و رئیس‌جمهور آمریکا حمایت عربستان در این جنگ از آمریکا را به معنای ناتوانی و نیاز بن‌سلمان توصیف کرده است، چیزی که ایران به عنوان همسایه این کشور و نیز هم‌دین ریاض، هرگز راضی به آن نبوده و نخواهد بود.

ایران نه به مفهوم یک نظام سیاسی، بلکه در مقام مفهومی تاریخی و تمدنی امکان از بین رفتن، به مثابه آنچه آمریکا و متحدانش می‌خواهند ندارد و به دیگر سخن، جغرافیای ایران فارغ از هر دولت و حکومتی به عنوان واقعیتی غیرقابل انکار در شرق سرزمین حجاز از هزاران سال پیش بوده و هزاران سال بعد هم خواهد بود.

چنین واقعیتی در کنار قدرت غیرقابل انکاری که نظام جمهوری اسلامی ایران به واسطه مردم ایران به دست آورده، امکان نابودی خود را بسیار اندک و نزدیک صفر می‌بینید و از این روست که هفته‌های متوالی در برابر تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به عنوان دو قدرت اتمی جهان با بزرگترین زاردخانه‌های نظامی و ارتشی بزرگ، ایستاده است.

این ایستادگی برای همسایه ایران، اگر می‌توانست عامل سربلندی تعریف شده و مورد حمایت قرار گیرد؛ منطقه غرب آسیا سرنوشت دیگری به خود می‌دید. با این همه اما ریاض در ماه‌ها و سال‌های پس از پایان این تجاوز نظامی علیه ایران، با واقعیات غیرقابل انکاری در منطقه روبرو خواهد بود که مهمترین و بزرگترین آن ایران قوی است.

به همین دلیل است که «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در تازه‌ترین نشست خبری خود و در پاسخ به پرسشی درباره روابط ایران و عربستان به ویژه در سایه توافق امنیتی با میانجیگری چین گفت: روابط دیپلماتیک ما با عربستان برقرار بوده و سفیر ما آنجا فعال است و ارتباطات و تماس‌ها ادامه دارد. نگرانی‌ها و ملاحظات خود را نیز صریحا مطرح کرده‌ایم. تعهد عربستان و سایر کشورهای منطقه کاملاً روشن است؛ بر اساس حقوق بین‌الملل و اصل حسن همجواری، کشورها مجاز نیستند به هیچ نحوی امکانات و قلمرو خود را در اختیار طرف‌های متجاوز علیه کشور دیگری قرار دهند. چنین اقدامی، مسئولیت ایجاد می‌کند و کشور مورد حمله را برای انجام اقدامات دفاعی مجاز می‌سازد.

سخنگوی وزارت امور خارجه بار دیگر بر این موضع مهم تهران در قبال همسایگانش تاکید کرد و گفت: به هیچ عنوان مطلوب جمهوری اسلامی ایران نیست که مجبور شود عملیات‌های دفاعی خود را در خاک کشورهای منطقه انجام دهد. نیروهای مسلح ما شرافتمندانه و دوراندیشانه عمل می‌کنند و به هیچ وجه اقدامات دفاعی خود را متوجه همسایگان نمی‌سازند. کاملاً روشن است که آمریکا از امکانات کشورهای منطقه برای حمله به ایران استفاده می‌کند و در چنین شرایطی، حقوق بین‌الملل و حق ذاتی دفاع مشروع، ما را مجاز می‌داند که در دفاع از خود، منشأ و مبدأ این تجاوزها را مورد هدف قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه در روزهای اخیر نیز گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر اینکه سوخت‌رسان‌های آمریکا در پایگاه‌هایی در عربستان فعالیت دارند و در سایر کشورهای منطقه نیز وضعیت به همین ترتیب است، گفت خواسته ما کاملاً روشن است؛ از کشورهای منطقه انتظار داریم بر اساس اصل حسن همجواری و حقوق بین‌الملل، مانع از سوءاستفاده آمریکا از امکانات و قلمرو خود برای اقدامات تجاوزکارانه شوند.

ایرانی که با وجود بدعهدی‌های برادران مسلمان خود در جنگ رمضان اما همچنان آنان را به راه استقلال می‌خواند و درباره توهم چتری که آمریکا سال‌ها وعده امن بودن آن را به امیران عرب می‌داد، هشدار داده است. شنیدن به موقع این هشدار و درک این مهم که ترامپ یا هر رئیس‌جمهور دیگری در آمریکا، هر زمان بخواهد می‌تواند هر پیمان منعقد شده با آن‌ها را نادیده گرفته و این دولت‌ها را به حال خود رها کند، آغاز رنسانسی در منطقه خاورمیانه خواهد بود که می‌تواند شرایط را به گونه‌ای دیگر برای تهران و ریاض رقم زدند.

سال شمسی پیش‌رو، همان فرصتی است که عربستان سعودی می‌تواند در آن روابط خود با ایران را نه بر مبنای حسادت‌های تاریخی و تاکتیک‌های مقطعی که بر اساس منافع ملی خود و دیگر کشورهای منطقه بر مبنای همراهی صادقانه قرار دهد.

از این روست که سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در میانه جنگ درگرفته علیه ایران تاکید و تصریح می‌کند که «ایران به عربستان سعودی احترام می‌گذارد و آن را کشوری برادر می‌داند. عملیات ما متوجه دشمن متجاوزی است که نه احترامی برای اعراب و ایرانی‌ها قائل است و نه قادر به تامین امنیت است. فقط نگاه کنید که ما چه بر سر فرماندهی هوایی آنها آوردیم. زمان اخراج نیروهای آمریکایی فرا رسیده است».

ایران این صداقت را حتی پس از پایان جنگ علیه خود تشخیص خواهد داد همانگونه که خصومت‌های پشت پرده را. برای همزیستی آتی در این جغرافیا، حسن‌نیت در همسایگی و قرار گرفتن زیر چتری واقعی، درون‌زا و متکی بر توان جمعی کشورهای منطقه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت خواهد داشت.

دو کشور بیشترین ظرفیت و توان در ایجاد و شکل‌دهی به توسعه‌ای پایدار در منطقه را دارا هستند. ریاض توسعه وعده داده شده از سوی ترامپ را در روزهای جنگ دید و به نظر می‌رسد شاید نه در ظاهر اما در نهان برآب بودن این خانه را به وضوح درک کرده باشد