گزارش رسانه آمریکایی از ناتوانی پدافندی آمریکا و اسراییل در جنگ علیه ایران وقتی چشم شیطان کور شد!

گروه جهان الف،   4050112037

« ایران رادارها و حسگرهای آمریکایی-اسرائیلی را از کار انداخت و مسیر جنگ را تغییر داد. این می‌تواند پاسخی به بزرگترین سوال امروز باشد: چرا ناگهان حریم هوایی حتی علیه یک ارتش زخمی تهران قابل نفوذ به نظر می‌رسد؟»

به گزارش الف وب‌گاه «ریسپانسیبل استیت کرفت» در مقاله ای به دلایل ناتوانی پدافند هوایی و موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی در رهگیری حملات موشکی و پهپادی ایران پرداخت و  نوشت:

«  ایران رادارها و حسگرهای آمریکایی-اسرائیلی را از کار انداخت و مسیر جنگ را تغییر داد. این می‌تواند پاسخی به بزرگترین سوال امروز باشد: چرا ناگهان حریم هوایی حتی علیه یک ارتش زخمی تهران قابل نفوذ به نظر می‌رسد؟

  یک ماه پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا علیه ایران ، سیستم دفاع هوایی پرمدعای اسرائیل محدودیت‌های خود را نشان می‌دهد. تنها در 10 روز گذشته، شهرهای بزرگی از جمله تل‌آویو، دیمونا و آراد، زمانی که موشک‌های ایرانی با موفقیت از شبکه رهگیرهای اسرائیل عبور کردند، خسارات قابل توجهی متحمل شدند.

واضح‌ترین توضیح برای این شکست‌های آشکار این است که کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل، نیروهای دفاعی اسرائیل را مجبور به جیره‌بندی مهمات یا اولویت‌بندی اهداف می‌کند. اما تقریباً مطمئناً نقص‌های موجود در پدافند هوایی اسرائیل ریشه‌های عمیق‌تری دارند. از این گذشته، حتی اگر مجبور به دفاع از مهم‌ترین مکان‌ها شود، تقریباً مطمئناً دیمونا - شهری که در نزدیکی چندین تأسیسات هسته‌ای کلیدی اسرائیل قرار دارد - را در صدر فهرست قرار خواهد داد.

واقعیت نگران‌کننده‌تر این است که شکاف‌های موجود در پدافند هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از نقص در تشخیص (و نه رهگیری) باشد که ناشی از آسیب به رادارها و حسگرهایی است که زیربنای شبکه یکپارچه پدافند هوایی مشترک بین ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس هستند. در صورت صحت این موضوع، پیامدهای آن وخیم خواهد بود. با فعالیت بدون «چشم‌هایی» که ارتش آمریکا برای شناسایی و کاهش تهدیدات به آنها متکی است، نیروها و دارایی‌های ایالات متحده بسیار آسیب‌پذیرتر از آنچه قبلاً تصور می‌شد، خواهند بود.

تا همین اواخر، سیستم دفاع هوایی چندلایه اسرائیل تقریباً نفوذناپذیر تلقی می‌شد. لایه اول، که با نام گنبد آهنین شناخته می‌شود، از شهرها و زیرساخت‌های اسرائیل در برابر موشک‌های کوتاه‌برد، مانند موشک‌های شلیک‌شده توسط حزب‌الله و حماس، محافظت می‌کند. اگرچه گنبد آهنین در روزها و هفته‌های پس از حمله ۷ اکتبر تحت فشار قابل توجهی قرار گرفت، اما در برابر دشمن بسیار قوی‌تر ایرانی که مجهز به موشک‌های بالستیک و پهپادهای دوربرد است، کارایی کمتری دارد.

برای محافظت در برابر موشک‌های کروز و بالستیک میان‌برد و دوربرد که بزرگترین تهدید در جنگ فعلی هستند، اسرائیل به سه لایه دفاع هوایی اضافی متکی بوده است : فلاخن داوود، پیکان ۲ و ۳، و سیستم‌های تاد (THAAD) ساخت آمریکا. در حالی که فلاخن داوود موشک‌ها را در داخل جو زمین رهگیری می‌کند، سیستم پیکان موشک‌های خارج از جو را هدف قرار می‌دهد و آنها را در برابر موشک‌های بالستیک بسیار مؤثرتر می‌کند. اسرائیل همچنین از سیستم‌های تاد ایالات متحده در داخل اسرائیل و همچنین دارایی‌های هوایی و دریایی در منطقه پشتیبانی دریافت می‌کند.

ماهیت زائد سیستم دفاع هوایی اسرائیل دلیل شگفتی ناظرانی است که این سوال را مطرح کرده‌اند که چرا ناگهان حریم هوایی اسرائیل حتی علیه یک ارتش زخمی ایرانی قابل نفوذ به نظر می‌رسد.

هیچ پاسخ واحدی برای این معما وجود ندارد، اما ساده‌ترین توضیحات نیز ناکافی به نظر می‌رسند. اسرائیل در واقع بخش زیادی از ذخایر رهگیر هوایی خود را سوزانده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تا ۸۰ درصد از پیشرفته‌ترین مهمات دفاع هوایی ارتش اسرائیل در سه هفته اول جنگ مصرف شده و اسرائیل را مجبور کرده است که به طور فزاینده‌ای به سیستم‌های دیگر تکیه کند . این فرسودگی سریع نشان می‌دهد که دفاع اسرائیل شکننده‌تر از آن چیزی بوده که به نظر می‌رسیده و به وضوح برای دفاع در برابر حجم حملاتی که ایران اکنون قادر به انجام آن است، آماده نشده است.

عامل دوم در موفقیت‌های ایران، استفاده این کشور از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشه‌ای است که قادرند به شبکه دفاع هوایی حمله کرده و ظرفیت آن را تحت الشعاع قرار دهند. هیچ سیستم رهگیری هوایی بی‌نقص نیست، بنابراین توانایی ایران در افزایش تعداد مهمات در مواجهه با پدافند هوایی اسرائیل می‌تواند میزان اصابت بالاتر آن را در مقایسه با درگیری‌های گذشته توضیح دهد. اما ایران در جنگ ۱۲ روزه از سلاح‌های مشابهی با تأثیر کمتر استفاده کرد، بنابراین این نیز یک منطق رضایت‌بخش نیست.

مشکل این توضیحات اولیه این است که آنها بسیار محدود هستند و بر کاستی‌های داخل اسرائیل تمرکز دارند. با این حال، احتمال محتمل‌تر این است که آسیب‌پذیری‌های مشاهده شده در سیستم‌های دفاع هوایی اسرائیل نه از داخل اسرائیل، بلکه از خارج، در شبکه گسترده‌تر دفاع هوایی آمریکا و اسرائیل که منطقه خاورمیانه را در بر می‌گیرد، سرچشمه می‌گیرند .
اگرچه اسرائیل مالک و حتی تولیدکننده بسیاری از سامانه‌ها و مهمات دفاع هوایی خود است (برخی از طریق سرمایه‌گذاری‌های مشترک با ایالات متحده)، شبکه دفاع هوایی آن با شبکه دفاع هوایی ایالات متحده یکپارچه شده است و به دو کشور اجازه می‌دهد تا اطلاعات و داده‌های حسگرها و رادارها را در سراسر منطقه به اشتراک بگذارند. آسیب به این شبکه حسگرها و رادارها، دفاع هوایی اسرائیل - و ایالات متحده - را به شدت تضعیف خواهد کرد.

حتی با وجود محدودیت‌های اطلاعات ماهواره‌ای بلادرنگ، شواهد این نوع نقص سیستمی رو به افزایش است. گزارش‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای موجود نشان می‌دهد که از آغاز جنگ، حداقل 10 سایت راداری ایالات متحده در خاورمیانه توسط پهپادهای ایرانی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سیستم‌های دفاع هوایی THAAD و یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر می‌شود. اگرچه از دست دادن یک رادار، کل شبکه دفاع هوایی را از کار نمی‌اندازد، اما از دست دادن 10 یا بیشتر رادار یا سیستم حسگر، توانایی ایالات متحده در شناسایی و پاسخ به تهدیدات ورودی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

نگرانی بیشتر، ناتوانی آشکار ایالات متحده در محافظت از پایگاه‌های خود در خاورمیانه است. هفته گذشته، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه پرسنل آمریکایی دیگر قادر به زندگی و کار در بسیاری از پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و مجبور به نقل مکان به هتل‌ها یا مکان‌های جایگزین شده‌اند، زیرا خود این پایگاه‌ها در برابر حملات پهپادها و موشک‌های ایرانی بسیار آسیب‌پذیر هستند.

در واقع، حملات موفقیت‌آمیز به هواپیماهای آمریکایی پارک‌شده در پایگاه‌های منطقه‌ای و تلفات مداوم نیروهای آمریکایی در مکان‌هایی که پرسنل آمریکایی در آنجا حضور دارند، چنین آسیب‌پذیری‌هایی را تأیید می‌کند. در جدیدترین حادثه در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی ، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نفر از نیروهای نظامی را زخمی و به چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای هشدار اولیه نادر E-3 (هدفی که ایالات متحده مطمئناً برای محافظت از آن، حتی با وجود رهگیرهای کمیاب، در صورت شناسایی به موقع تهدید، اقدام می‌کرد) آسیب رساندند.

از آنجایی که اکثر پایگاه‌های اصلی در خاورمیانه که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، سیستم‌های دفاع هوایی پیشرفته را نیز در خود جای داده‌اند یا تحت پوشش آنها هستند، آسیب‌پذیری ظاهری این مکان‌ها نشان دهنده مشکلی بسیار بزرگتر از فقدان موشک‌های رهگیر یا سیستم‌های ضد پهپاد کافی است.

خبر انتقال قطعات سامانه‌های تاد و پاتریوت مستقر در آسیا به خاورمیانه توسط پنتاگون، آخرین نکته‌ی قابل توجه است. اولاً، از آنجایی که این سامانه‌ها برای موشک‌های بالستیک و سایر موشک‌های پیشرفته طراحی شده‌اند، استقرار مجدد آنها نشان می‌دهد که تهدید فوری در واقع پهپادها نیستند. ثانیاً، اگر به ظرفیت بیشتری نیاز باشد، ممکن است کل سیستم‌ها منتقل شوند. اینکه فقط قطعاتی از آنها جابجا شده‌اند، نشان می‌دهد که هدف ممکن است تعمیر سیستم‌های آسیب‌دیده یا تعویض قطعات آسیب‌دیده، از جمله حسگرها و رادارها، بوده باشد.

پیامدهای حتی یک نقص جزئی در شبکه دفاع هوایی ایالات متحده در خاورمیانه بسیار گسترده خواهد بود و عملیات ایالات متحده را در جنگ فعلی، درگیری‌های آینده در سایر عرصه‌ها و دفاع از میهن تهدید می‌کند. در حالی که پنتاگون زمان زیادی را صرف صحبت در مورد عمق توانایی ها و نیاز به بازسازی ذخایر مهمات کرده است، نیاز فوری‌تر پس از جنگ ممکن است تعمیر و تقویت شبکه حسگرها و رادارهای زمینی ایالات متحده باشد که دفاع هوایی ایالات متحده در خاورمیانه و جاهای دیگر به آنها متکی است.

این چالشی بسیار دشوارتر از صرفاً سرعت بخشیدن به تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمان‌بر، پرهزینه و پیچیده است. و به نظر می‌رسد جنگ با ایران اساساً رویکرد ایالات متحده به دفاع هوایی، به ویژه اتکای شدید آن به سیستم‌های زمینی را به چالش کشیده است و نشان می‌دهد که قابلیت‌های دفاع هوایی ایالات متحده برای جنگ مدرن آماده نیست. بنابراین، مشکل، استراتژیک است، نه صرفاً فنی.

در آینده، اتکا به حسگرها و رادارهای زمینی ممکن است به طور فزاینده‌ای ناکارآمد و ناپایدار شود، به خصوص در درگیری‌ها علیه دشمنان مجهز. پنتاگون باید به سرعت تغییر خود به سمت سیستم‌های فضایی و ماهواره‌ای برای ردیابی و رهگیری را تسریع کند. از آنجایی که فناوری‌های جدید برای بالغ شدن به زمان نیاز دارند و ممکن است محدودیت‌های خاص خود را داشته باشند، تقویت زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده نیز مورد نیاز خواهد بود و باید سرمایه‌گذاری قابل توجه و فوری در این زمینه انجام شود.

در نهایت، مقامات دفاعی ایالات متحده باید وضعیت فعلی ارتش ایالات متحده در خاورمیانه و جاهای دیگر را دوباره ارزیابی کنند. ایالات متحده به طور معمول سربازان را در مکان‌های آسیب‌پذیر، نزدیک به مرزهای دشمن، به نام بازدارندگی مستقر می‌کند. پدافند هوایی خطاپذیرتر مستلزم خروج دائمی پرسنل از این مکان‌ها خواهد بود. »