«رهبر شهیدمان اعلیالله مقامه در سالهای مختلفی محور اصلی و شعار سال را متوجه امر اقتصاد کرده بودند. بنظر قاصر این حقیر هم تأمین معیشت مردم و ارتقاء زیرساختهای زیستی و رفاهی و تولید ثروت برای عموم مردم نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در مقابل جنگ اقتصادی که دشمن براه انداخته تلقی شود. با تأسی به رهبر عظیمالشأن شهید، شعار امسال را «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» اعلام میدارم.»(مقام معظم رهبری)
در شرایطی که تحولات اقتصادی و سیاسی جهان با سرعتی بیسابقه پیش میرود، کشورها برای حفظ استقلال، پیشرفت و ثبات خود نیازمند الگوهایی هستند که بتواند آنها را در برابر فشارهای خارجی و بحرانهای داخلی مقاوم سازد. «اقتصاد مقاومتی» یکی از این الگوهای راهبردی است که با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، توان خودترمیمی و تابآوری اقتصاد را افزایش میدهد. اما این اقتصاد تنها در یک محیط امن و متحد شکل میگیرد. امنیت ملی و وحدت اجتماعی دو رکن اساسی هستند که بدون آنها، هیچ اقتصاد پایداری قابل تحقق نیست. در این یادداشت، نقش هر یک از این سه مؤلفه و ارتباط تنگاتنگ آنها بررسی میشود.
امنیت ملی بهعنوان زیرساخت اصلی پیشرفت اقتصادی
امنیت ملی اولین و مهمترین پیشنیاز هر فعالیت اقتصادی است. هیچ سرمایهگذاری،چه داخلی و چه خارجی،در محیطی بیثبات یا آسیبپذیر شکل نمیگیرد. امنیت ملی یعنی ایجاد فضایی مطمئن، قابل پیشبینی و پایدار برای تولید، تجارت، سرمایهگذاری و فعالیتهای نوآورانه.
زمانی که امنیت برقرار باشد:
- سرمایهگذاران احساس اطمینان میکنند.
- زیرساختهای حیاتی مانند انرژی، حملونقل و تجارت بهطور مستمر فعال میمانند.
- منابع ملی به جای مقابله با ناامنی، در مسیر توسعه و پیشرفت هزینه میشود.
اقتصاد مقاومتی بر پایه تولید داخلی و کاهش وابستگی بنا شده است. حال اگر امنیت برقرار نباشد، کارخانهها تعطیل میشوند، مسیرهای تجاری قطع میگردد و سرمایهگذاران برای حفظ دارایی خود عقبنشینی میکنند. بنابراین امنیت ملی همان خاک حاصلخیزی است که بذر اقتصاد مقاومتی باید در آن کاشته شود.
وحدت ملی؛ موتور محرک اقتصاد مقاومتی
در کنار امنیت، «وحدت و انسجام اجتماعی» ستون دیگری است که اقتصاد مقاومتی بر آن تکیه دارد. اقتصاد مقاومتی یک پروژه دولتی نیست؛ یک «عزم ملی» است که مشارکت همه اقشار را میطلبد.
وقتی وحدت ملی برقرار باشد:
- اعتماد میان مردم و دولت افزایش مییابد.
- سیاستهای اقتصادی دشوار ولی ضروری، با پذیرش مردمی روبهرو میشود.
- بحرانها مانند گرانی یا تحریم، کمتر موجب اختلاف و دلسردی اجتماعی میشوند.
- حمایت از تولید داخلی تبدیل به یک رفتار همگانی میگردد.
دشمنان یک کشور غالباً تلاش میکنند با ایجاد اختلافات اجتماعی، جامعه را از درون تضعیف کرده و فشارهای خارجی را مؤثرتر کنند. اما وحدت ملی مانند سپری محکم مانع از نفوذ این فشارها میشود. همبستگی اجتماعی باعث میشود مردم در برابر مشکلات اقتصادی همراه و همصدا باشند و کشور را در مسیر رشد همراهی کنند.
اقتصاد مقاومتی؛ راهبردی برای استقلال و پیشرفت
اقتصاد مقاومتی مفهوم گستردهای دارد و به معنای صرفاً «تحمل فشار اقتصادی» نیست. بلکه یک اقتصاد پویا، مستقل و دانشبنیان را هدف میگیرد تا کشور بتواند در برابر تکانههای خارجی مقاومت کند و حتی از بحرانها فرصت بسازد.
ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی عبارتاند از:
- تقویت تولید داخلی
- ارتقای بهرهوری
- توسعه صادرات غیرنفتی
- حمایت از شرکتهای دانشبنیان
- اصلاح الگوی مصرف
- کاهش وابستگی به منابع آسیبپذیر مانند درآمدهای نفتی
چنین اقتصادی میتواند در برابر تحریمها، نوسانات قیمت جهانی و فشارهای سیاسی کشورهای دیگر بایستد و مسیر توسعه را ادامه دهد. وقتی اقتصاد مقاوم باشد، حتی دشمن نیز قدرت فشار اقتصادی مؤثر را از دست میدهد.
نقش تولید داخلی در توانمندسازی اقتصاد
یکی از مهمترین جلوههای اقتصاد مقاومتی، افزایش تولید داخلی است. تولید ملی نهتنها اشتغال ایجاد میکند، بلکه درآمد کشور را افزایش میدهد و وابستگی به واردات را کاهش میدهد. اما حمایت از تولید داخلی تنها زمانی به نتیجه میرسد که تبدیل به فرهنگ شود.
زمانی که مردم حمایت از تولید ملی را وظیفهای ملی بدانند، چرخه اقتصاد به حرکت درمیآید. در این مسیر:
- تولیدکنندگان انگیزه افزایش کیفیت مییابند.
- اشتغال افزایش پیدا میکند.
- پول کمتری از کشور خارج میشود.
اما تحقق این فرهنگ، بدون وحدت و آگاهی اجتماعی امکانپذیر نیست.
اقتصاد دانشبنیان؛ قلب تپنده اقتصاد مقاومتی
در دنیای امروز، کشورهایی که از دانش و فناوری بهره میگیرند، سرعت پیشرفت بیشتری دارند. اقتصاد دانشبنیان یکی از محورهای اصلی اقتصاد مقاومتی است. شرکتهای دانشبنیان و پژوهشهای علمی میتوانند وابستگی کشور به منابع محدود طبیعی را کاهش دهند و ارزش افزوده بالایی ایجاد کنند.
این نوع اقتصاد:
- اشتغال تخصصی ایجاد میکند.
- تولید داخلی را رقابتی میسازد.
- قدرت کشور را در عرصه منطقهای و جهانی افزایش میدهد.
برای تحقق اقتصاد دانشبنیان نیز امنیت ملی پایدار و وحدت اجتماعی ضروری است تا فضای پژوهش و نوآوری با آرامش و اعتماد همراه باشد.
تعامل هدفمند با جهان؛ فرصتسازی در دل محدودیتها
اقتصاد مقاومتی به معنای قطع ارتباط با جهان نیست. بلکه معنای واقعی آن «تعامل هوشمندانه و عزتمندانه» است. حضور فعال در بازارهای جهانی، توسعه صادرات غیرنفتی، مشارکت در همکاریهای منطقهای و جذب دانش فنی میتواند اقتصاد کشور را توانمند کند.
اما این تعامل زمانی مؤثر است که:
- اقتصاد داخلی قوی باشد.
- امنیت ملی کشور پایدار باشد.
- وحدت و همصدایی در جامعه وجود داشته باشد.
کشوری که از درون منسجم و از بیرون مقتدر باشد، در تعاملات اقتصادی جهانی نیز موفقتر است.
همافزایی سهگانه؛ رمز عبور از بحرانها
زمانی که این سه مؤلفه،امنیت ملی، وحدت اجتماعی و اقتصاد مقاومتی،در کنار یکدیگر قرار گیرند، چرخهای از قدرت ملی شکل میگیرد.
در بحرانها:
-امنیت ملی: از زیرساختها و مرزها محافظت میکند.
-وحدت ملی: جامعه را از ناامیدی و اختلاف دور نگه میدارد.
-اقتصاد مقاومتی: نیازهای اساسی را تأمین کرده و مسیر رشد را حفظ میکند.
این سه عامل همچون سه ستون یک ساختمان هستند. تضعیف هرکدام، کل سازه را به خطر میاندازد.
بنابراین اقتصاد مقاومتی بدون امنیت ملی و وحدت اجتماعی هرگز به نتیجه نمیرسد. امنیت، فضای لازم برای فعالیت اقتصادی را فراهم میکند و وحدت ملی موجب میشود مردم با مسئولیتپذیری و همراهی در مسیر توسعه گام بردارند. اقتصاد مقاومتی نیز با تقویت توان داخلی، رفاه، استقلال و عزت ملی را افزایش میدهد. اگر جامعه بتواند این سه عامل را بهطور همزمان تقویت کند، نهتنها از بحرانها عبور خواهد کرد، بلکه در مسیر پیشرفت پایدار قرار خواهد گرفت. در جهان امروز، آینده متعلق به کشورهایی است که اقتصاد مقاوم، جامعه متحد و امنیت پایدار دارند.