گلوبال ریسرچ : «متشکریم ایران»

  4050109049 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

گلوبال ریسرچ در مقاله ای با عنوان «متشکریم ایران» در تاریخ پنجشنبه ۶ فروردین به قلم هرمن پلوپا نوشت: صحنه‌ای را دیدیم که غرب انتظارش را نداشت

در روایت گلوبال ریسرچ، ماجرا از یک شگفتی شروع می‌شود:  

ایران، کشوری که از نظر تسلیحات کلاسیک و بودجه نظامی قابل مقایسه با آمریکا نیست، در برابر حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل، نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه «به‌طور غیرمنتظره‌ای» توانسته ابتکار عمل را حفظ کند. نویسنده می‌گوید غرب عادت کرده بود جنگ‌ها را از پیش برنده فرض کند؛ اما این‌بار، معادله آن‌قدر ساده پیش نرفته است.  

نویسنده یک تعریف کلاسیک از کشورهای جنوب جهانی ارائه میدهد و میگوید جنوب جهانی به مجموعه کشورهایی گفته می‌شود که از نظر اقتصادی و سیاسی در موقعیت فرودست‌تری نسبت به قدرت‌های غربی قرار دارند و تجربه مشترکی از استعمار، مداخله خارجی یا توسعه‌نیافتگی تحمیلی دارند. این اصطلاح جغرافیایی نیست؛ یک مفهوم سیاسی–اقتصادی است. مثال‌های روشن کشورهایی مثل:  
- ایران، هند، چین، اندونزی (آسیا)  
- برزیل، آرژانتین، مکزیک (آمریکای لاتین)  
- آفریقای جنوبی، نیجریه، مصر (آفریقا)

در جنوب جهانی، از آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیا، این تصویر با دقت دنبال می‌شود که کشور ایران که زیر فشار حداکثری، هنوز ایستاده و پاسخ می‌دهد. برای بسیاری از ملت‌هایی که دهه‌ها طعم استعمار و مداخله را چشیده‌اند، این صحنه فقط یک جنگ دیگر در خاورمیانه نیست؛ یک آزمون برای «هژمونی غرب» است.  

افسانه شکست‌ناپذیری غرب؛ ترک‌های یک تصویر قدیمی

نویسنده به‌صراحت از «افسانه شکست‌ناپذیری نژاد سفید» حرف می‌زند؛ همان روحیه برتری‌جویانه‌ای که در گفتمان سیاسی و رسانه‌ای غرب، اغلب پنهان اما حاضر است. به تعبیر او، این افسانه در عرض چند روز ترک برداشته است.  

غرب، سال‌ها خود را مرکز عقلانیت، تکنولوژی و قدرت مطلق معرفی کرده؛ اما وقتی کشوری مثل ایران، با منابع محدودتر، بتواند ضربه بزند، دوام بیاورد و ساختار خود را حفظ کند، این تصویر خدشه‌دار می‌شود. برای مخاطب جنوب جهانی، پیام روشن است:  
اگر ایران می‌تواند در برابر چنین فشاری بایستد، پس «قانون نانوشته» شکست‌ناپذیری غرب، دیگر قانون نیست؛ فقط یک روایت است.  

قلب ایران زیر زمین است

یکی از تصویرهای قوی مقاله، همین جمله است: «قلب ایران حالا در زیر زمین قرار دارد.»  
این فقط یک استعاره شاعرانه نیست؛ اشاره‌ای است به شبکه گسترده تأسیسات زیرزمینی، پناهگاه‌ها و زیرساخت‌های دفاعی که ایران طی دهه‌ها ساخته است.  

نویسنده توضیح می‌دهد که هرچقدر هم بمب‌های آمریکایی مخرب باشند، حتی یک بمب هسته‌ای هم نمی‌تواند به عمق غارها و تونل‌های کوهستانی ایران برسد. این تصویر، دو پیام هم‌زمان دارد:  
- نظامی: ایران، برخلاف بسیاری از کشورها، ساختار دفاعی خود را روی زمین و در معرض دید نساخته، بلکه آن را در دل کوه‌ها و زیر زمین پنهان کرده است.  
- نمادین: قلب یک ملت، وقتی زیر زمین می‌رود، یعنی تصمیم گرفته برای بقا، به عمق برود، نه به حاشیه.  

هزینه‌های سنگین؛ از «باران سیاه» تا رنج مردم

گلوبال ریسرچ در عین تحسین مقاومت ایران، از هزینه‌ها هم می‌نویسد؛ هزینه‌هایی که بیش از همه، مردم عادی می‌پردازند.  

در گزارش، از پالایشگاه نفت نزدیک تهران گفته می‌شود که در آتش سوخته؛ نفت شعله‌ور به آسمان رفته و به شکل «باران سیاه» روی خیابان‌ها و خانه‌ها برگشته است. روز به شب تبدیل شده، هوا مسموم شده و این سؤال تلخ مطرح می‌شود: چند نفر در سال‌های آینده، قربانی همین آلودگی و مسمومیت خواهند شد؟  

در کنار این، به از دست رفتن چهره‌های مهم مذهبی و سیاسی هم اشاره می‌شود؛ رهبران مذهبی شیعه که هدف قرار گرفته‌اند. نویسنده این را «ضربه‌ای بی‌احترام و بی‌پروا» توصیف می‌کند؛ اما بلافاصله اضافه می‌کند که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران، برخلاف تصور طراحان این حملات، فرو نپاشیده است. 

۴۷ سال بی‌اعتمادی، ۴۷ سال آماده‌سازی

یکی از نکات محوری مقاله، این است که ایران «هیچ‌وقت درباره خیانت غرب توهم نداشته است». از نگاه نویسنده، از همان روزهای نخست انقلاب، فرض اصلی در تهران این بوده که دیر یا زود، آمریکا و اسرائیل به‌دنبال حمله مستقیم خواهند رفت.  

بر همین اساس، ایران طی ۴۷ سال، به‌صورت سیستماتیک خود را برای چنین روزی آماده کرده است:  
- زیرساخت‌های دفاعی زیرزمینی  
- شبکه‌های منطقه‌ای و متحدان غیردولتی  
- توان موشکی و پهپادی  
- و مهم‌تر از همه، اتکا به نوعی «هوش جمعی» در جامعه برای تحمل فشار  

اما در عین حال، نویسنده روی یک نکته حساس دست می‌گذارد: ایران، با وجود این همه تهدید، به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نرفته است. از نگاه او، اگر ایران بمب اتم داشت، شاید هیچ‌کس جرأت حمله پیدا نمی‌کرد؛ اما انتخاب تهران، انتخابی دیگر بوده است: بازدارندگی بدون بمب هسته‌ای.

چرا این مقاله می‌گوید: «ایران، متشکریم»؟

عنوان مقاله، یک تشکر است: «ایران، متشکریم!» اما این تشکر، فقط خطاب به یک دولت یا یک ارتش نیست؛ بیشتر شبیه قدردانی از یک «نمونه» است؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد نظم جهانی، آن‌قدرها هم یک‌دست و شکست‌ناپذیر نیست. 
برای نویسنده، ایران با ایستادگی خود، چند کار هم‌زمان انجام داده است: - به جنوب جهانی نشان داده که می‌توان در برابر فشار غرب، فقط نقش قربانی را بازی نکرد. - به افکار عمومی غرب یادآوری کرده که جنگ، همیشه مطابق سناریوی قدرت‌های بزرگ پیش نمی‌رود. - به بحث درباره عدالت، برابری و نژادپرستی ساختاری در نظام بین‌الملل، سوخت تازه داده است.