به گزارش الف شب گذشته سوم فروردین، شبکه خبری CNN Turk در یک ویژهبرنامه تحلیلی به بررسی موشکافانه ابعاد نظامی و ژئوپلیتیک درگیری احتمالی در خلیج فارس پرداخت. این برنامه که بررسی وضعیت و امکانسنجی عملیات نظامی آمریکا در جزایر خلیج فارس و منطقه استراتژیک تنگه هرمز را در دستور کار داشت، به نتایج قابل توجهی در خصوص برتریهای میدانی ایران دست یافت.
این برنامه تحلیلی ساعت ۲۳:۳۰ به وقت محلی، با اجرای «احمد هاکان»، روزنامهنگار و مجری شناختهشده ترکیهای به روی آنتن رفت. نقطه قوت این میزگرد، حضور گسترده خبرنگاران میدانی این شبکه از پایتختهای مهم منطقه و جهان بود؛ «یونس پاکسوی» از واشنگتن، «بوراک اِمِک» از اربیل، «فولیا اوزتورک» از ایران، «ایمراح چاکماک» از تلآویو و «امید اوزون» از بیروت، به همراه «اورال توگا»، کارشناس ارشد مسائل نظامی و استراتژیک، ابعاد مختلف این موضوع را مورد بحث قرار دادند.
جغرافیای خلیج فارس؛ دژ طبیعی ایران
در بخش اصلی این برنامه، کارشناسان به مقایسه قدرت نیروی زمینی ایران و ظرفیتهای عملیات آبی-خاکی ایالات متحده پرداختند. بر اساس ارزیابیهای ارائه شده، جغرافیای طبیعی جنوب ایران یک مزیت استراتژیک بیبدیل را در اختیار این کشور قرار داده است. عمق کم آبهای خلیج فارس، عرض محدود و فاصله کوتاه سواحل در تنگه هرمز، در کنار وجود سلسله کوههای مرتفع و صعبالعبور مجاور این آبراه در خط ساحلی ایران، به مثابه یک دژ طبیعی عمل میکند که هرگونه عملیات تهاجمی از سوی دریا را با چالشهای جدی مواجه میسازد.
تجربه میدانی و شناخت تاکتیکهای رقیب
در ادامه برنامه، کارشناسان به تحلیل نقطه قوت دیگر ایران، یعنی نیروی زمینی و تجربه عملیاتی آن پرداختند. اورال توگا و سایر تحلیلگران حاضر در برنامه تاکید کردند که نیروهای مسلح ایران از پشتوانه هشت سال جنگ با عراق - که به عنوان طولانیترین جنگ کلاسیک قرن اخیر شناخته میشود - برخوردارند.
علاوه بر این، حضور و فعالیتهای مستمر مستشاری و نظامی در کشورهای منطقه از جمله عراق، سوریه و لبنان، به همراه برنامهریزیهای بلندمدت نظامی، باعث شده تا نیروهای ایرانی تسلطی بینظیر و «وجب به وجب» بر جغرافیای درگیری در خاورمیانه داشته باشند.
نکته حائز اهمیت دیگری که در این برنامه مطرح شد، رصد دقیق تحرکات ایالات متحده توسط ایران بود. به گفته کارشناسان برنامه، حضور طولانیمدت آمریکا در عراق و منطقه باعث شده تا فرماندهان نظامی ایران، برنامهها، تاکتیکها و شیوههای جنگی ارتش آمریکا را به دقت مشاهده و تحلیل کنند و شناخت کاملی از نقاط ضعف و قوت آنها به دست آورند.
سناریویی با شانس موفقیت پایین
در پایان این میزگرد تحلیلی، کارشناسان «سیانان ترک» به یک جمعبندی واحد رسیدند: با در نظر گرفتن برتریهای جغرافیایی، تجربه غنی نظامی، تسلط اطلاعاتی و آمادگی نیروهای ایرانی، موقعیت ایران در منطقه بسیار برتر ارزیابی میشود. از این رو، امکان موفقیت هرگونه عملیات آبی-خاکی از سوی ایالات متحده برای تصرف جزایر خلیج فارس یا کنترل تنگه هرمز، از نظر نظامی «بسیار ضعیف» بوده و در صورت وقوع، با هزینههای انسانی و تجهیزاتی غیرقابل تصوری برای مهاجمان همراه خواهد بود.
عقبنشینیهای زیگزاگی واشنگتن؛ از تهدید به تغییر حکومت تا پیشنهاد مدیریت مشترک تنگه هرمز
در بخش دیگری از این ویژه برنامه، «یونس پاکسوی»، خبرنگار و کارشناس مستقر در واشنگتن، به واکاوی مواضع متناقض و تغییرات تاکتیکی ایالات متحده در قبال بحران خلیج فارس پرداخت. وی با بررسی سیر تاریخی اظهارات دونالد ترامپ در مواجهه با تنشها، بر این نکته تاکید کرد که واشنگتن در برابر اهرم فشارهای ژئوپلیتیک ایران، دچار سردرگمی و تغییر اهداف شده است.
تهدیدات و اهداف جنگی آمریکا
به گفته این کارشناس، رئیسجمهور آمریکا در ابتدا و پیش از بالا گرفتن سطح تنشها، اهداف حداکثری و بلندپروازانهای را برای هرگونه درگیری احتمالی ترسیم میکرد. این اهداف اعلامی شامل رفع کامل تهدیدات هستهای و موشکی، قطع بازوهای نیابتی ایران در منطقه، توقف غنیسازی سطح بالا و خروج اورانیوم غنیشده و حتی حمایت آشکار از تغییر حکومت از طریق تحریک معترضان داخلی بود.
با این حال، پاکسوی در تحلیل خود خاطرنشان کرد که بازی کردن کارت «تنگه هرمز» از سوی ایران، معادلات واشنگتن را به هم ریخت و باعث شد ترامپ به صورت «زیگزاگی» و مرحله به مرحله از خواستههای اولیه خود عقبنشینی کند. روند این تغییر مواضع به وضوح نشاندهنده تاثیر فشارهای عملیاتی ایران بر تصمیمگیریهای کاخ سفید است.
تغییرات زیگزاگی ترامپ
خبرنگار مستقر در واشنگتن، سیر این تغییرات زیگزاگی را اینگونه تشریح کرد: ترامپ در ابتدا با قاطعیت اعلام کرد که آمریکا به زور تنگه هرمز را باز نگه میدارد؛ در مرحله بعد موضع خود را تعدیل کرد و از طرح بیمه و اسکورت نظامی کشتیهای تجاری سخن گفت. با افزایش هزینهها و چالشهای عملیاتی، وی در چرخشی آشکار اعلام کرد که امنیت این تنگه به آمریکا ارتباطی ندارد زیرا واشنگتن نفت خود را از این مسیر تامین نمیکند و کشورهای واردکننده نفت باید خودشان هزینه امنیتشان را بپردازند. در ادامه، واشنگتن دست به دامن ناتو شد و پس از ناکامی در ائتلافسازی، رو به تهدید زیرساختها و نیروگاههای ایران آورد.
همکاری با کشوری که از نقشه حذف شده!!!
نقطه اوج این عقبنشینیهای تاکتیکی، طبق تحلیل ارائهشده در شبکه سیانان ترک، زمانی بود که رئیسجمهور آمریکا پس از تمام این تهدیدات، از مذاکره با ایرانی سخن به میان آورد که قبلا گفته اون کشور رو از نقشه جهان محو کرده است و حتی ایده «مدیریت مشترک تنگه هرمز با همکاری ایران» را مطرح کرد. کارشناسان این برنامه متفقالقول بودند که این چرخشهای ۱۸۰ درجهای و تقلیل اهداف جنگی، نتیجه مستقیم فشار میدانی و توانمندی عملیاتی ایران در کنترل شاهراه انرژی جهان است.