آرمان‌گرای عاقل!

اکبر نبوی، گروه سیاسی الف،   4041228117 ۴۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۴ تکراری یا غیرقابل انتشار

۱- آرمان‌گرایی، پرقدرت‌ترین موتور پیشرانِ فردی و اجتماعی برای «شدن» پیوسته و کوشش برای رهایی از وضع موجود و نیل به وضع مطلوب است. ملت و انسان بدون «آرمان»، فرومانده و دست و پا بسته در «روزمرگی» ست. هیچ چشم‌انداز روشنی برای آینده ندارد. بدون آنکه گامی پیش نهد، شب را روز می‌کند و روز را شب.

اما همین آرمان‌گرایی، اگر با خرد و دانایی و عقلانیت هم‌نشین نباشد، اسیر تعصب و تصلب، و درمانده‌ی «احساسات» و «هیجان‌های» کور می‌شود و بر بنیاد یک «خودبسنده‌گی» کاذب و کاهنده، به ‌جای تولید انرژی برای حرکت و رشد و شدن، ویران‌کننده می‌شود.

۲ـ آرمان‌گرای عاقل، به شدت واقع‌بین هم هست. چشم عقل‌اش را میان آرمان و واقعیت، در رفت و آمدی خردمندانه، مدیریت می‌کند. نه آرمان را به قربانگاه واقعیت می‌بَرد و نه، متصلب و متعصب، بر واقعیت چشم می‌بندد.«باید»های آرمان را در کنار موانع و برخی از واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر«نشاید» می‌بیند. در عین حال، می‌کوشد تا آنجا که ممکن است واقعیت را در جهت تحقق آرمان تعریف و سامان‌دهی کند.

۳- اگر بخواهم شهید عزیز دکتر علی لاریجانی را در یک جمله تعریف و توصیف کنم، می‌گویم: «آرمان‌گرای عاقل و واقع‌بین». این تعریف و توصیف، مبتنی بر کارنامه‌ی عملی و نظری این دانشمند شهید است. 
او از همان دوران کوتاه وزارت‌اش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با تصمیم برای آزادی ویدئو در کشور، نشان داد که فهم درست و عقلانی‌یی از شرایط و پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی دارد و برای شکستن برخی از تابوهای اجتماعی که وبال کشور شده‌ بودند، شجاعتی مثال‌زدنی دارد. از همان زمان، سپهر مدیریتی کشور با یک پدیده‌ی خاص و چهره‌ای متمایز از همگنان خود و نیز، خردمندی «زمان آگاه» و مدیری با تفکر راهبردی و دارای آرمان‌های بلند، روبرو شد. 

آثار وجودی این پدیده‌ی ممتاز، در دوران ده ساله‌ی ریاست بر سازمان صدا و سیما، برکات و درخشش خیره کننده‌ی خود را نمایان ساخت. شهید لاریجانی با نگاه و بینش آرمان‌گرا، رویکرد دانایی محور، توجه به واقعیت‌ها و نیازهای فرهنگی و اجتماعی و اقتضائات زمان، درک پیشرو از نقش و جایگاه رسانه در مدیریت، سامان‌دهی و بازسازی افکارعمومی و توجه به منظومه‌ای تمدنی، تاریخی، فرهنگی و هویت ملی در تولید و پخش آثار رسانه‌ای، اهتمام ویژه به نوسازی زیرساخت‌ها و تجهیزات این سازمان، رشد کمی و کیفی تولیدات، گسترش هدفمند شبکه‌های سراسری و استانی، تحولات و اصلاحات گسترده ساختاری و بکارگیری مدیران و نیروهای کارآمد، بسترسازی مناسب و فرهنگی برای حضور گسترده‌ی هنرمندان برای حضور مولد در صدا و سیما و... هر انسان منصفی را به این باور می‌رساند که شهید لاریجانی، صدا و سیما را از نو بنیاد نهاد.

وقتی که ماموریت ملی شهید لاریجانی در سال 83 در صدا و سیما به پایان رسید، کارنامه‌ای داشت که او را به یکی از وزنه‌ها و چهره‌های شاخص و ملی کشور تبدیل کرده بود. او نشان داده بود که مرد میدان‌های سخت مدیریت بحران است. اجازه نمی‌دهد هیجان و عاطفه و احساس، بر خرد و بینش عقلانی‌اش سایه بیندازد و موقعیت‌های گذرا، رهزن نگاه و تفکر راهبردی‌اش باشد. با همین منش و روحیه و متکی بر همین کارنامه، دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی ( 84 تا 86) و دوران ریاست بر مجلس شورای اسلامی را با سرفرازی پشت سر گذاشت. 

برغم آنکه متاسفانه شهید لاریجانی در چند سال گذشته، نامهربانی‌ها دید، اما همانطور که اشاره کردم، چون عقل‌ و خردش بر هیجان‌های آنی غلبه داشت، هیچ‌گاه گوشه‌ی انزوا و قهر احتیار نکرد. هر جا که به وجودش نیاز بود، با روحیه‌ای مثال زدنی همچون سربازی خالص و صادق، برای خدمت به انقلاب و ایران پاسخ مثبت می‌داد. شاید باید زمان بگذرد تا بشود از نقش مهم و خطیر او در این چند ماه (از جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان و تا واپسین ثانیه‌های حیات مادی پر برکت‌اش) سخن گفته شود.