جنگ در تراز توسعه و لزوم دفاع از فردا

یاسر جلالی،   4041228013 ۱۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

 

در مرحله جدید جنگ، دشمن از «فشار برای تغییر رفتار» به «انهدام توانمندی زیست» تغییر موضع داده است. هدف قرار دادن زیرساخت‌های توسعه (انرژی، بنادر و شبکه‌های نوین)، فراتر از یک اقدام نظامی، تلاشی برای «فلج‌سازی تاریخی» ملت است. 

در این تراز، جنگ از مرزهای جغرافیایی به مرزهای زمانی منتقل می‌شود تا با تخریب پیشران‌های پیشرفت، «آینده» به عنوان یک دارایی ملی تهدید و مصادره شود.

پاسخ عملیاتی در این مرحله بر پایه اصل «توسعه در برابر توسعه؛ نابودی در برابر نابودی» استوار است. توازن وحشت تنها با تهدید نظامی تأمین نمی‌شود، بلکه باید «هزینه‌ی بقای اقتصادی و امنیت انرژی» برای دشمن و حامیان منطقه‌ای آن به سطح غیرقابل تحمل برسد. این پاسخ مستلزم بازتعریف شبکه قدرت در قالب «دفاع پیش‌دستانه زیرساختی» است؛ به گونه‌ای که هر ضربه به شریان‌های حیاتی داخلی، بلافاصله با واکنشی متقارن در گره‌های لجستیکی و هاب‌های انرژی رقیب در کل جغرافیای منطقه پاسخ داده شود.

هدف از این پاسخ نه لزوماً ادامه جنگ، بلکه تحمیل «ادراک بن‌بست» به اتاق‌های فکر دشمن است. عملیاتی کردن این ادراک، نیازمند تدبیر رسانه‌ای و شناختی دقیقی است که هزینه انهدام زیرساخت‌های ایران را با فروپاشی کلان‌روند‌های امنیت جهانی پیوند بزند.

در این نقطه، «فرصت خروج» زمانی فراهم می‌شود که دشمن درک کند تداوم ضربه به زیرساخت‌های توسعه‌ای ایران، به معنای پایان قطعی ثبات در کل کلان‌روند‌های اقتصادی منطقه و اختلال بازگشت‌ناپذیر در زنجیره تأمین جهانی خواهد بود.

در نهایت، خروج از این مرحله نباید به بازگشت به وضعیت پیش از بحران محدود شود، بلکه باید به یک «نظم جدید» ختم شود. در این نظم، امنیت توسعه ایران نباید به عنوان یک متغیر وابسته، بلکه باید به عنوان بخشی تفکیک‌ناپذیر و ضامن امنیت جهانی به رسمیت شناخته شود؛ نظمی که در آن هرگونه تعرض به آینده‌ی یک ملت، به معنای انتحار راهبردی متجاوز تلقی گردد.