به گزارش ایرنا، «جان مرشایمر» نظریهپرداز مطرح و تحلیلگر شناختهشده آمریکایی در تازهترین ارزیابی خود از تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گفت: کاملا روشن است که این جنگ برای آمریکا خوب پیش نمیرود و ترامپ بهدنبال راه خروج است اما ایران عجلهای برای پایان جنگ ندارد.
متن کامل سخنان مرشایمر در این پادکست به شرح زیر است:
(آمریکا و اسرائیل) هیچ پیروزی قاطع و تعیینکنندهای به دست نیاوردهاند
فکر میکنم دونالد ترامپ مایل است که به این جنگ پایان دهد. مشکل اینجاست که او راه خروجی پیدا نمیکند. در واقع کسی نمیتواند راهی قانعکننده راجعبه چگونگی پایان این جنگ ارائه دهد.
اگر ما(آمریکا) ایران را بهطور قاطع شکست داده بودیم، همانطور که در جنگ جهانی دوم آلمان نازی و امپراطوری ژاپن را شکست دادیم، میتوانستیم بگوییم جنگ تمام شده و ما برندهایم و شروط را به طرف بازنده تحمیل میکنیم. اما چنین چیزی اینجا رخ نداده است.
آنها(آمریکا و اسرائیل) هیچ پیروزی قاطع و تعیینکنندهای به دست نیاوردهاند. در عوض، ایرانیها انگیزه دارند تا جنگ را ادامه دهند و آن را به جنگی فرسایشی و طولانی تبدیل کنند و ابزار چنین کاری را هم دارند.
در نتیجه پرسش این است که ترامپ چگونه میتواند ایران را وادار به موافقت با پایان جنگ کند؟ وقتی به صحبتهای افراد داخل دولت(آمریکا) گوش میدهید، گاهی طوری حرف میزنند که گویی فقط ما بازیگر این بازی هستیم بدان معنا که آمریکا و اسرائیل فرمان جنگ را در دست دارند و تصمیم میگیرند که جنگ چه زمانی شروع شود، چه زمانی پایان یابد و ایران چه شرایطی را باید بپذیرد. اما دنیای واقعی اینگونه نیست. ایران هم در این معادله نقش دارد و پرسش واقعی این است که چگونه میتوان ایرانیها را به توقف جنگ راضی کرد.
آیا فشار نظامی ایران را تسلیم میکند؟
شاید برخی بگویند ما آقدر به ایران ضربه وارد میکنیم که آنها ترک جنگ را ترجیح بدهند. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا گفته شدیدترین بمباران علیه ایران انجام خواهد شد. فرض کنیم واقعا(هر روز مفروض) بیشترین خسارت را به ایران وارد کنند؛ آیا این یعنی ایرانیها دستهایشان را بالا میبرند و تسلیم میشوند؟ من بسیار بعید میدانم.
ایران خود را برای مقاومت در برابر ضربات سنگین از سوی آمریکا و اسرائیل آماده کرده است. بنابراین اگر ما حمله کنیم، آنها تسلیم نخواهند شد بلکه در هر مرحله، سطح درگیری را بالا و بالاتر میبرند. اگر زیرساختهای حیاتی ایران را نابود کنید، آنها نیز زیرساختهای حیاتی در کشورهای خلیج فارس و همچنین اسرائیل را هدف قرار خواهند داد. آنها توانایی انجام این کار را دارند؛ موشکهای بالستیک زیاد، پهپادهای زیاد و بسیاری از آنها بسیار دقیق هستند.
محیط منطقه برای آنها مملو از هدف است؛ اهداف اقتصادی و راهبردی آسیبپذیر که میتوانند بهنسبت آسان مورد حمله قرار گیرند. به عبارت بهتر، دست ایران برای بازی پر است و منظورم از این حرف این است که ایرانیها هیچ انگیزهای ندارد که جنگ را بر اساس شرایط آمریکا پایان دهند.
ایران عجلهای برای پایان جنگ ندارد
ایران علاقه وافری دارد که از هرگونه توافق احتمالی، امتیازی به دست بیاورد؛ لغو تحریمها یا حتی غرامت؛ چه کسی میداند! بنابراین طبیعی است که سخت مذاکره کند. هرچه بیشتر زمان بگذرد، آمریکا بیشتر مشتاق حل و فصل جنگ خواهد شد. به همین دلیل در حال حاضر نمیدانم که چه راه خروجی پیش روی ترامپ قرار دارد. البته امیدوارم اشتباه کنم و چیزی را از قلم انداخته باشم و جنگ زودتر پایان یابد، اما تا این لحظه هیچکس نتوانسته راه خروج قانعکنندهای درباره پایان سریع آن ارائه دهد.
اگر تاثیرات اقتصادی جنگ بر اقتصاد جهانی بسیار شدید شود و جهان به لبه پرتگاه اقتصادی حرکت کند، ممکن است آمریکا در نهایت جنگ را متوقف کند اما در آن صورت، پیروزیای در کار نخواهد بود بلکه به معنای عقبنشینی در برابر ایران است و همانطور که همه میدانیم، این سناریویی واقعبینانه است.
ایران در حال در هم کوبیدن اسرائیل است
کشورهای (حاشیه) خلیج فارس به طور چشمگیری آسیبپذیر هستند. در وهله اول، زیرساخت و تاسیسات نفتی انگشتشماری دارند که بسیار ارزشمند هستند و در نتیجه اهداف بزرگی محسوب میشوند. ایران با موشکهای کوتاهبرد و پهپاد میتواند این تاسیسات را نسبتا آسان نابود کند. اهداف مهمتر تاسیسات شیرینکننده آب هستند.
این کشورها بهشدت به آب تولیدشده از این تاسیسات وابستهاند. به عنوان مثال، ریاض، پایتخت عربستان تقریبا ۹۰ درصد آب خود را از یک سایت شیرینسازی دریافت میکند. عربستان در مجموع حدود ۷۰ درصد آب خود را از این تاسیسات میگیرد، این رقم برای کویت حدود ۹۰ و برای عمان حدود ۷۶ درصد است. بدون آب نمیتوان زندگی کرد. بنابراین این تاسیسات اهداف بسیار حساسی هستند که ایران میتواند به راحتی آنها را نابود کند.
درباره اسرائیل شاید نتوان چنین اقدامی انجام داد اما به مرور زمان موشکهای رهگیر پدافندی اسرائیل تمام میشود و در نتیجه، خسارتی که موشکهای بالستیک ایران میتوانند به اسرائیل وارد کنند، بسیار عظیم خواهد بود و همین حالا هم شواهدی در اختیار داریم که نشان میدهد که ایران در حال در هم کوبیدن اسرائیل است. بنابراین ایرانیها، گزینههای واقعی زیادی در اختیار دارند.
تاثیر جنگ بر انرژی جهانی ترامپ را به تقلا برای راه خروج انداخته است
در این جنگ بُعد انرژی بسیار مهم است. حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از خلیج فارس تامین میشود. در صورت طولانی شدن این جنگ، پیامدهای فاجعهباری در انتظار اقتصاد جهانی است. همین مسئله یکی از دلایل اصلی تقلای ترامپ برای یافتن راه خروج از جنگ است.
او دوست دارد تا درباره باز نگه داشتن تنگه هرمز صحبت کند و من هم میگویم که «موفق باشی»، اما این کار آسان نیست. اگر آسان بود، پیش از قطعا این کار را انجام میدادیم. حتی در گذشته وقتی بحث اسکورت نظامی نفتکشها مطرح شد، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که این کار بسیار خطرناک است چون کشتیها بیش از اندازه آسیبپذیر هستند. به طور جدی فکر میکنم که ایرانیها فرمان را در دست گرفتهاند.
قدرت هوایی محدودیتهای خود را دارد
اگر به دوران پیش از جنگ جهانی اول نگاه کنید، همانطور که میدانیم جنگها بُعد هوایی نداشت و درگیری بین ارتشها و نیروهای دریایی طرفین درگیر نزاع بود.
پس از جنگ جهانی اول تفکری شکل گرفت که بر این باور بود «بمباران هوایی راهبردی بهتنهایی میتواند باعث پیروزی در جنگ شود. هنوز هم هستند کسانی که باور دارند که میتوان به قدرت هوایی راهبردی، کارهایی جادویی انجام داد اما تجربه تاریخی نشان داده این نظریه درست نیست.
قدرت هوایی مهم است، اما بهتنهایی نمیتواند به پیروزی در جنگ منجر شود. برای پیروزی قاطع معمولا نیروی زمینی لازم است. در عراق ۲۰۰۳ ابتدا بمباران هوایی گسترده انجام شد، اما در نهایت آمریکا چارهای جز اعزام نیروهای زمینی نداشت.
در جنگ فعلی علیه ایران هیچ نیروی زمینی وجود ندارد و آمریکا فقط به بمباران تکیه کرده است. تجربه تاریخی نشان میدهد این روش بهتنهایی پیروزی تعیینکننده ایجاد نمیکند. کشورها میتوانند بمبارانهای شدید را تحمل کنند درست همانطور که در جنگ جهانی دوم، در کره و ویتنام دیدیم.
بعید است که بمباران راهبردی به پیروزی قاطعانه بینجامد مگر آنگه معجزهای اتفاق بیفتد و من به شخصه به معجزه باور ندارم.
تغییر نظام سیاسی بدون نیروی زمینی تقریبا غیرممکن است
راهبرد اولیه آمریکا احتمالا ترور رهبران و سپس اعمال فشار شدید برای تسلیم ایران بوده است. اما قبل از جنگ، دو نهاد مهم به ترامپ هشدار داده بودند؛ ژنرال کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش و شورای اطلاعات ملی آمریکا. هر دو اعلام کرده بودند که گزینه نظامی قابل اتکایی وجود ندارد و تغییر رژیم در ایران و دستیابی به یک پیروزی سریع بعید است. با وجود این هشدارها، ترامپ وارد جنگ شد.
در وهله اول، تغییر رژیم بدون نیروی زمینی تقریبا غیرممکن است و حتی با نیروی زمینی هم کل روند به طور هولناکی دشوار است. با توجه به تمام آنچه گفته شد، چندان غافلگیرکننده نیست که خود را در چنین باتلاقی ببینیم و هیچ راه روشنی برای خروج از آن هم وجود ندارد.
نتانیاهو توانست ترامپ را فریب دهد
تصور میکنید که ترامپ یک اندیشمند و متفکر منطقی است؟ تصور میکنید که او مثل من یا اندیشمندان دیگر، ارزیابی دقیق برای انجام میدهد؟ نه(ذهن) او اینطور کار نمیکند و اگر به حرفهایش گوش بدهید، روشن است که هیچکدام از تصاویر ذهنیاش هیچ شباهتی با واقعیت ندارد.
اینکه میگوید تمام زرادخانه تسلیحاتی ایران، فاقد دقت لازم هستند، حرف احمقانهای است. او بهتازگی هم این اظهارنظر عجیب و غریب را مطرح کرده که ایرانیها موشک «تاماهاوک» دارند! چنین چیزی ممکن نیست. با چنین وضعیت فکریای، میتوان درک کرد که چطور فریب کسی مثل بنیامین نتانیاهو را خورد و به این باور رسید که میتواند به یک پیروزی سریع و قاطعانه دست پیدا کند.
نتانیاهو سالها استدلال میکرد که اگر ایران بهشدت مورد حمله قرار گیرد، حکومت آن فرو میپاشد و رهبران میانهروتری روی کار میآیند که سرسپرده آمریکا و اسرائیل خواهند بود. اما روسای جمهور قبلی آمریکا، از جمله (جو) بایدن، از افتادن در این دام اجتناب کردند چون میدانستند که چنین پیروزیای ممکن نیست.
پوتین یک متفکر راهبردی درجه یک است
چه دوست داشته باشیم، چه نداشته باشیم، حکومتها در کشورهایی همچون ایران و روسیه «عقلانی-حقوقی» هستند و از تفکر راهبردی برخوردارند. (ولادیمیر) پوتین یک متفکر راهبردی درجه یک است و تصور نمیکنم کسی با این گفته مخالف باشد.
این جنگ برای روسیه خبر بسیار خوبی است چون آمریکا در حال مصرف مقدار زیادی سلاح و مهمات در این جنگ است؛ تجهیزاتی که میتوانست در اوکراین استفاده شود. ضمن اینکه، انتقال این حجم از مهمات به خاورمیانه به معنای تضعیف بازدارندگی ما(آمریکا) در برابر چین است. همچنین اگر صادرات انرژی خلیج فارس کاهش یابد، تقاضا برای نفت و گاز روسیه افزایش مییابد.
ترامپ به اروپاییها به دیده تحقیر مینگرد/ ترامپ نمونه یک قلدر کلاسیک است
در صورت گسترش جنگ، پیامدهای اقتصادی آن برای اروپا فاجعهبار خواهد بود. تصور میکنم که نخبگان اروپایی این را درک میکنند و آرزو میکنند که کاش این جنگ هرگز در نمیگرفت. با این حال، اروپا به طور معمول از سیاستهای آمریکا پیروی میکند. بسیاری از دولتهای اروپایی از آمریکا و اسرائیل حمایت کردهاند و به غیر از اسپانیا، این جنگ را محکوم نکردهاند و دلیل اصلی این رفتار، این است که آمریکا حضور نظامی خود را در اروپا کاهش دهد و بروکسل را به حال خود رها کند.
آنها میخواهند که ناتو دستنخورده بماند. به همین دلیل رهبران اروپایی تلاش میکنند آمریکا را راضی نگه دارند. در نتیجه، آنها باور دارند که تنها راه، چاپلوسی آمریکا و در این مورد چاپلوسی ترامپ است.
اما در واقع اروپا تاثیر و نقش تعیینکنندهای در نتیجه این جنگ ندارد. ترامپ به اروپاییها به دیده تحقیر مینگرد. اروپا به دردسر بدی افتاده است. فاجعه برای اروپا با جنگ اوکراین شروع شد و این جنگ هم شرایط بد آنها را وخیمتر کرده است. بنابراین، نتیجه جنگ عمدتا میان سه بازیگر تعیین خواهد شد؛ ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر.
ترامپ نمونه یک قلدر کلاسیک است. آمریکا از بسیاری جهات، قلدر است و از گذشتههای دور تا به امروز همین بوده و تنها راه مقابله با قلدر، ایستادگی است. اگر ضعف نشان دهید، شما را میبلعد. این همان اتفاقی است که ترامپ بر سر اروپاییها میآورد.