صلحِ مبهم؛ پیش‌درآمد جنگ بعدی

رضا حمیدی، گروه سیاسی الف،   4041219108 ۳۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۸ تکراری یا غیرقابل انتشار

در منطق سیاست و امنیت بین‌الملل، پایان هر جنگی باید روشن، معنادار و قاطع باشد. جنگی که پایان آن در هاله‌ای از ابهام فرو رود و هر طرف بتواند روایت پیروزی خود را عرضه کند، در حقیقت پایان نیافته است؛ بلکه تنها به مرحله‌ای از تعلیق و انتظار برای دور بعدی منازعه وارد شده است. چنین پایانی، بیش از آنکه صلح بیافریند، بذر بحران‌های بعدی را در دل خود می‌پروراند.

وضعیتی که در آن طرف‌های درگیر همزمان مدعی پیروزی باشند، معمولاً به آتش‌بسی شکننده و کوتاه‌مدت منتهی می‌شود. در این شرایط، هر بازیگر می‌کوشد در فرصت بعدی با غافلگیری راهبردی، کفه‌ی موازنه را به سود خود تغییر دهد. نتیجه چنین چرخه‌ای، نه ثبات بلکه فرسایش تدریجی ظرفیت‌های یک کشور است؛ فرسایشی که زیر سایه‌ی تهدیدهای مقطعی اما تکرارشونده، بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را به آرامی تحلیل می‌برد.

تداوم این وضعیت، کشور را در وضعیت خطرناک «میان جنگ و صلح» نگاه می‌دارد؛ وضعیتی که در آن نه آرامش پایدار شکل می‌گیرد و نه بحران به‌طور قطعی پایان می‌یابد. در چنین شرایطی، دشمن می‌تواند با کمترین هزینه، فشار مستمر و فرساینده‌ای را بر کشور تحمیل کند.

برون‌رفت از این چرخه، نیازمند شکل‌گیری یک معادله‌ی جدید در محیط امنیتی منطقه است؛ معادله‌ای که قواعد بازی را دگرگون کند و هزینه‌ی استمرار تنش و فشار را برای طرف مقابل به‌طور معناداری افزایش دهد. تنها در سایه‌ی چنین موازنه‌ای است که می‌توان از صلحی پایدار سخن گفت.

در غیر این صورت، هر صلح مبهم و ناپایدار، نه پایان بحران بلکه صرفاً وقفه‌ای کوتاه در مسیر بازتولید بحران خواهد بود؛ وقفه‌ای که دیر یا زود به دور تازه‌ای از تنش و بی‌ثباتی می‌انجامد.

*دکترای علوم ارتباطات اجتماعی