ترامپ گستاخ‌تر شد/ مخرج مشترک بیانیه جبهه اصلاحات با آمریکا و اسرائیل/ هیچ توافقی با آمریکا، نمی‌توانست جلوی جنگ را بگیرد

گروه سیاسی الف،   4041216074 ۳۷ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

گاف رسانه ای باکو

روزنامه خراسان نوشت:

به‌دنبال وقوع حادثه مشکوک و پرابهام حمله پهپادی پنج‎شنبه به فرودگاه منطقه خودمختار نخجوان، مقامات دولت باکو در اقدامی شتاب‌زده، کاملاً هماهنگ‌شده با رسانه‌های صهیونیستی و غربی و فاقد هرگونه منطق نظامی و سیاسی، انگشت اتهام را به‌سوی تهران نشانه رفتند. این ادعای واهی و بی‌اساس، نه‌تنها با تکذیب قاطع و مستدل مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران مواجه شد، بلکه وقوع یک گاف بزرگ و بی‌سابقه در شبکه رسانه‌ای دولتی باکو، دست پنهان رژیم صهیونیستی و عناصر نفوذی داخلی این کشور را در طراحی و اجرای این سناریوی مضحک و ساختگی به‌وضوح رو کرد. این ماجرا بار دیگر نشان داد که چگونه لابی‌های صهیونیستی در تلاش‌اند با ایجاد بحران‌های مصنوعی، روابط تاریخی و فرهنگی میان دو ملت مسلمان و همسایه را به مسلخ ببرند.

مدت کوتاهی پس از انتشار اخبار و تصاویری مبنی بر اصابت چند فروند پهپاد به محوطه فرودگاه نخجوان، ستادکل نیروهای مسلح و همچنین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌هایی رسمی و شفاف، هرگونه دخالت، هدایت یا مشارکت در این حادثه را به‌شدت و با قاطعیت تکذیب کردند. تهران به صراحت و با ادبیاتی روشن اعلام کرد که این اقدام مشکوک، درواقع یک خیمه‌شب‌بازی ناشیانه و سناریوی از پیش طراحی‌شده توسط سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است که با هدف تخریب وجهه ایران و به‌هم‌زدن مناسبات و روابط حسن همجواری میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان در دستور کار قرار گرفته است. با وجود این، «الهام علی‌اف»، رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان، به‌جای رعایت اصول دیپلماتیک، بررسی دقیق و کارشناسانه ابعاد ماجرا و حفظ آرامش در منطقه پرتنش قفقاز، با اتخاذ مواضعی به‌شدت احساسی، شتاب‌زده و استفاده از لفاظی‌های غیردیپلماتیک، جمهوری اسلامی ایران را مقصر جلوه داد. وی با این اقدام ناپخته و عجولانه، عملاً در زمینی که توسط رژیم موقت صهیونیستی طراحی شده بود به ایفای نقش پرداخت و نشان داد که محاسبات راهبردی باکو تا چه‌حد تحت‌تأثیر مشاوره‌های غلط و مخرب بیگانگان قرار گرفته است.

اما طولی نکشید که دم خروس این نمایش رسانه‌ای و عملیات روانی بیرون زد و طراحان این سناریو در دام اشتباهات فاحش خود گرفتار شدند. تصاویر پخش زنده و گزارش‌های میدانی شبکه «باکو تی‌وی» (Baku TV) ـ که به‌عنوان یکی از رسانه‌های اصلی و نزدیک به حاکمیت جمهوری آذربایجان شناخته می‌شود ـ از بقایا و لاشه پهپادهای منهدم‌شده در محوطه فرودگاه نخجوان، حاوی سندی غیرقابل انکار و رسواکننده بود. همان‌طور که در تصاویر منتشرشده توسط خود این شبکه به‌وضوح و با کیفیت بالا مشخص است، ‌روی قطعات حیاتی این پهپادها، عبارت «stehsalat Birliyi» (به‌معنای اتحادیه تولیدی در زبان آذربایجانی) به‌صورت حک‌شده نقش بسته است.این گاف بزرگ و تاریخی رسانه‌ای به‌روشنی اثبات می‌کند که پرنده‌های بدون سرنشین مورد استفاده در این حمله کاذب، اساساً متعلق به صنایع نظامی خود جمهوری آذربایجان بوده و از داخل همین کشور به پرواز درآمده‌اند. هدف از این اقدامِ خودزنی، صرفاً مظلوم‌نمایی و فراهم کردن خوراک رسانه‌ای برای ماشین تبلیغاتی غرب و صهیونیسم به منظور اتهام‌زنی بی‌اساس علیه ایران بوده است.

****** 

ترامپ گستاخ‌تر شد

اظهارات مسعود پزشکیان و عذرخواهی از کشورهای منطقه به دلیل حملات نظامی ایران و همچنین استفاده از تعبیر آتش به اختیار برای حمللات مشروع نیروهای مسلح، موجی از واکنش‌ها و انتقادات را به دنبال داشته است؛ اظهاراتی که حتی واکنش گستاخانه ترامپ را هم موجب شد. رئیس‌جمهور رژیم تروریستی آمریکا در واکنش به سخنان پزشکیان، در اظهاراتی متوهمانه بیان کرد: «ایران که به تکه‌تکه شدن تهدید شده بود، عذرخواهی کرد و تسلیم همسایگان خاورمیانه‌ای خود شد و قول داد دیگر به آنها شلیک نکند. این وعده تنها به دلیل حملات بی‌وقفه آمریکا و اسرائیل داده شد. آنها در تلاش بودند تا خاورمیانه را تصرف و حکمرانی کنند. این اولین بار در هزاران سال است که ایران در برابر کشورهای خاورمیانه‌ای اطراف خود شکست می‌خورد.  آنها گفتند: «متشکریم، رئیس‌جمهور ترامپ». من پاسخ دادم: «خواهش می‌کنم!» ایران دیگر «قلدر خاورمیانه» نیست، بلکه «بازنده خاورمیانه» است و برای دهه‌ها چنین خواهد بود تا تسلیم شود یا، که محتمل‌تر است، کاملاً فروپاشی کند! امروز ضربه‌ای بسیار شدید به ایران وارد خواهد شد!  به دلیل رفتار بد ایران، مناطقی و گروه‌هایی از مردم که تا کنون به عنوان اهداف در نظر گرفته نشده بودند، تحت بررسی جدی برای نابودی کامل و مرگ حتمی قرار دارند».

در واکنش به اظهارات پزشکیان، فعالان سیاسی واکنش‌های گسترده‌ای را از خود بروز دادند. 

سعید آجورلو، تحلیلگر و فعال سیاسی در این‌باره نوشت: «آقای پزشکیان! چرا از کشورهای همسایه عذرخواهی می‌کنید؟ مگر غیر از این است که ما به منافع و پایگاه‌های آمریکا در این کشورها حمله کردیم؟ مگر غیر از این است که خیلی از این کشورها محرک جنگ بودند؟ آن‌ها باید از ما عذرخواهی کنند. این عذرخواهی ملت ایران نیست. عذرخواهی شخصی خودتان است».

عزت‌الله ضرغامی هم نوشت: «ما که نفهمیدیم چی شد؟ ولی نه نیروهای مسلح، آتش به اختیار عمل کردند و نه جنگ منطقه‌ای که امام شهید گفتند، قابل تفسیر و تاویل است. قاتلان ملت و حامیان آنان را هم مجبور به عذرخواهی می‌کنیم».

محسن مهدیان، فعال رسانه‌ای هم نوشت: «درباره پیام رئیس جمهور محترم؛ پیام ما هرچه هست؛ باید متناسب با اقتدار امروز کشور بیان می شد، نبود. متناسب با حال عزا و حماسه مردم. متناسب با قدرت بی مثال مان در میدان. انشاء الله هرچه زودتر رهبرسوم انقلاب از سوی مجلس محترم خبرگان معرفی شوند. اما انچه روشن است هیچ تغییری در به آتش کشیدن دشمن ایجاد نخواهد شد. خواهیم دید».

******

روایت‌سازی از بحران به سبک آقای آخوندی!

روزنامه جوان نوشت:

در دوره‌های بحران ملی، جامعه با مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و روانی مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کند حفظ انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و همگرایی ملی است. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که بحران‌ها نه‌تنها میدان آزمون توانایی‌های اجرایی و مدیریتی دولت‌ها هستند، بلکه میزان بلوغ اجتماعی و قدرت همبستگی ملت‌ها را نیز آشکار می‌کنند. در این میان، یکی از مهم‌ترین تهدیدهایی که می‌تواند روند مدیریت بحران را با اختلال مواجه کند، شکل‌گیری و گسترش روایت‌های تفرقه‌افکن در فضای عمومی است.روایتسازی های امثال عباس آخوندی و جبهه اصلاحات در برهه حساس و سرنوشت ساز کنونی مصداق عینی همین موضوع است.

روایت‌های تفرقه‌افکن معمولاً از طریق بازتعریف یا تحریف مفاهیم بنیادین هویت جمعی شکل می‌گیرند. مفاهیمی مانند «ملت»، «منافع ملی»، «همبستگی اجتماعی» یا «مسئولیت جمعی» ممکن است در قالب‌هایی ارائه شوند که به جای تقویت همگرایی، به دوگانه‌سازی‌های اجتماعی دامن بزنند. این نوع روایت‌ها اغلب تلاش می‌کنند بخش‌هایی از جامعه را در برابر بخش‌های دیگر قرار دهند یا این تصور را ایجاد کنند که راه برون‌رفت از بحران در تعارض با وحدت اجتماعی قرار دارد. نتیجه چنین رویکردی چیزی جز تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف‌های درونی نخواهد بود.

در یکی از این موارد عباس آخوندی وزیر راه دولت یازدهم،  پیشنهاد تشکیل جبهه دفاع ملی از طریق جذب افرادی شده که علنا بیشترین زاویه ممکن را با نظام و رهبری در کشور داشته اند!  بهتر است آقای آخوندی بداند  جبهه دفاع ملی مدتهاست تشکیل شده است اما چشمان شما بر روی آن کور و بسته بوده است. ملتی که امروز خیابانها و میادین کشور را در دست گرفته و فریاد انتقام خون رهبر شهید و فقیدمان را سر می دهد، همان جبهه ایمان و حق است که در برابر دشمنان قسم خورده این مرز و بوم سینه سپر کرده است.دوم اینکه روایتگری معکوس و وارونه از مفهوم ملیت و جمهوریت همواره برای مدعیان اصلاحات در ایران هزینه ساز بوده و مردم بارها با حضور خود در صحنه انگاره های توهم آمیز آنها را به چالش کشیده اند. در چنین شرایطی طرح دوباره این موضوع از سوی افراد معلوم الحال مصداق بازی در زمین دشمن و دمیدن در شیپور تفرقه است.

نکته دیگر اینکه در برخی از موارد یک پیشنهاد ظاهرا معقول ناظر بر اهداف متضاد و نامعقول مطرح می شود. این همان چیزی است که باید نسبت به آن توجه داشت و البته ملت ما نسبت به آن توجه دارد.در شرایط بحران، افکار عمومی به طور طبیعی حساس‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌شود. فشارهای روانی، نگرانی‌های اقتصادی و عدم قطعیت نسبت به آینده می‌تواند زمینه را برای پذیرش روایت‌های ساده‌سازی‌شده یا هیجانی فراهم کند. به همین دلیل، روایت‌هایی که به جای ارائه تصویر واقع‌بینانه از شرایط، بر برجسته‌سازی اختلافات و تحریک احساسات تمرکز دارند، ممکن است با سرعت بیشتری در جامعه منتشر شوند. این مسئله به ویژه در عصر شبکه‌های اجتماعی و گردش سریع اطلاعات اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا پیام‌ها و روایت‌ها می‌توانند در زمانی کوتاه به طیف وسیعی از مخاطبان برسند.اکنون ملت ایران مقتدرانه و مسئولانه تمرکز خود را بر روی مواجهه با دشمن آمریکایی-صهیونیستی نهاده و فرصتی برای تمرکز بر روایت‌سازی‌های مغرضانه امثال آقای آخوندی و جبهه اصلاحات نسبت به ماهیت تحولات کشور ندارد! بهتر است این افراد بدانند که شانتاژهای سیاسی و فرصت‌طلبی‌های آنها در برهه حساس کنونی قادر به تمرکززدایی از رسالت و مسئولیت مقدس ملت شریف ایران در دفاع از کیان کشور نخواهد شد.

******

مخرج مشترک بیانیه جبهه اصلاحات با آمریکا و اسرائیل

سایت بولتن‌نیوز نوشت:

پیدا کردن مخرج مشترک با دشمن متجاوز در میانه جنگ و توصیه به انتخاب رهبری مطابق میل دشمن، آغازگر دوران جدید بر اساس خواسته‌های دشمن و پیاده نظامش در داخل کشور، اتفاقی نیست و مصداق بارز خیانت به ایران و اقدام علیه منافع و امنیت ملی است. هنگامی که بیگانه‌ای وحشی و خونخوار با سابقه‌ای طولانی در جنون و خون‌ریزی به وطن شما تجاوز می‌کند، شخص اول مملکت را به شهادت می‌رساند، شماری از فرماندهان نظامی، مردم عادی و کودکان را به خاک و خون می‌کشاند، انسان‌های با شرف و آزاده، دیگر به دنبال اغراض سیاسی و جناحی خود نمی‌روند و صفوف واحدی را برای حفظ کیان کشور تشکیل می‌دهند تا در مقابل دشمن سفاک، انسجام داخلی حفظ شود و کشور از این دوران عبور کند. پس از پایان جنگ اگر باز مسائل سیاسی مطرح شوند، کسی خرده‌ای نمی‌گیرد و این امر کاملا پذیرفته خواهد بود.

اما موجوداتی که در شرایط جنگی و با آن مختصات گفته شده، نمی‌توانند خوشنودی خود را از به شهادت رسیدن شخص اول مملکت که با او مشکلاتی اساسی داشتند، پنهان کنند و بعد از گذشت چند روز بیانیه می‌دهند که رهبر جدید باید فلان‌طور باشد و چون سیاست‌بان قبلی کشور را مطابق میل ما اداره نمی‌کرده، امروز چنین وضعیتی پیش آمده است. هم‌زمانی بیانیه جبهه اصلاحات با گنده‌گویی سگ زرد درباره رهبری آینده ایران، امری نیست که با ان‌شاءالله و ماشاءالله از شرش بگذریم و چشمان خود را بر اقدام این وطن‌فروشان ببندیم. 

پیدا کردن مخرج مشترک با دشمن متجاوز در میانه جنگ و توصیه به انتخاب رهبری مطابق میل دشمن، صلح‌طلب و آغازگر دوران جدید بر اساس خواسته‌های دشمن و پیاده نظامش در داخل کشور، اتفاقی نیست و مصداق بارز خیانت به ایران و اقدام علیه منافع و امنیت ملی است....

البته که حساب صادرکنندگان این بیانیه از کل اصلاح‌طلبان جداست و حداقل در همین روزها شاهد هستیم که چه افراد باشرافتی در میان ایشان حضور دارند که اولویت‌شان ایران است نه رسیدن به قدرت و وطن‌فروشی.

******

درخواستی از نیروهای مسلح؛ هزینه خیانت به ایران را بالا ببرید 

سایت تابناک نوشت:

در حالی‌که هشتمین روز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران اسلامی را پشت سر می‌گذاریم، رسانه‌های غربی ازجمله BBC و دیگر شبکه‌های تلویزیونی و مجازی از سانسور شدید اخبار ویرانی گسترده در سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای غربی منطقه، می‌گویند و دیده عبرت‌بین مخاطب می‌فهمد که وقتی رسانه‌ای مثل BBC از چنین‌اوضاعی گلایه دارد، واقعیت میدان از چه قرار است!

امرالد رابینسون مجری و خبرنگار آمریکایی در پستی در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشته: «اگر جنگ این‌قدر خوب پیش می‌رود، چرا هیچ خبرگزاری نمی‌تواند تصاویر تازه و به‌روزی از تل‌آویو در لحظه ارائه دهد؟»

جدیدترین گزارش خبرنگار BBC از تل‌آویو هم درباره حملات اخیر ایران به مناطق نظامی یهود در سرزمین‌های اشغالی این‌گونه بود: «اینجا شب سختی گذشت و چهار بار پیام هشدار حمله صادر شد. اسرائیلی‌ها از دیشب چیزی منتشر نکردند و خبری رسمی از این‌که چند موشک اصابت کرده و کجا تخریب شده در دست نیست. ولی هر بار احساس ما این بود که پنج-شش موشک اصابت می‌کند.»

یکی دیگر از رویش‌های جنگ تحمیلی اخیر که امروز هشتمین‌روزش را پشت سر می‌گذاریم، کریستوفر هلالی روزنامه‌نگار و پژوهشگر امریکایی است که ضمن انتشار تصاویری از موشک‌های ایرانی در شبکه ایکس، نوشته: «ایران در حال جنگی مقدس علیه شیطان‌پرستی است.»

از این‌واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های رسانه‌ای که بگذریم، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به‌تازگی درباره فیلمبرداری از اماکن مختلف کشور که مورد حمله دشمن قرار گرفته‌اند و یا تصویربرداری‌هایی که مورد استفاده شبکه‌های دشمن چون اینترنشنال قرار بگیرند، هشدار جدی داده و خطاب به عوامل دشمن یا عناصر فریب‌خورده گفته اگر به شبکه‌های تروریستی ماهواره‌ای، تصویری ارسال شود، با فرستند به شدت برخورد خواهد شد.

این‌موضوعات را کنار همه مخاطرات و چالش‌هایی بگذاریم که  اهالی رسانه در ایران با آن‌ها مواجه‌اند و با وجود همه این‌مخاطرات مشغول مخابره اخبار واقعی جنگ هستند؛ در حالی‌که جان خود را کف دست گرفته و هرلحظه ممکن است به شهادت برسند. بنابراین ضمن یادآوری اطلاعیه وزارت اطلاعات برای برخورد شدید با ستون پنجم و خائنانی که در داخل هستند، این‌درخواست را از نیروهای مسلح کشور مطرح می‌کنیم که همان‌طور که آقای بهادری جهرمی به هدف‌بودن اینترنشنال اشاره کرده و همچنین همان‌طور که صداوسیما چندی پیش گزارشی درباره نشانی منازل مجریان و کارشناسان اینترنشنال در اسرائیل منتشر کرد، زودتر به خدمت این‌کفتاران و شغالان فضای مجازی و رسانه برسند.

زمانی گفته می‌شد ساختمان اینترنشنال در لندن است اما امروز می‌دانیم ساختمان این‌شبکه در شهر خولون در جنوب تل‌آویو است. منزل بابک اسحاقی (همان مرد عینکی که همیشه با صدای آژیر فرار می‌کند) هم در خولون است.  منزل مئیر جاودان از یهودیان فارسی‌زبانی که برای تحلیل با او ارتباط می‌گیرند، در تل‌آویو است.  منوشه امیر مامور موساد هم که گاهی به‌عنوان کارشناس در اینترنشنال صحبت می‌کند، ساکن هارادار است.  کمال پنحاسی سخنگوی فارسی‌زبان ارتش جهود هم گاه و بی‌گاه در قاب شبکه فارسی‌زبان موساد حاضر می‌شود، در خولون زندگی می‌کند و هدف خوبی محسوب می‌شود.

پرونده دیگر مجریان و کارکنان شبکه نفرت‌پراکن و دروغ‌گوی اینترنشنال هم که زیر بغل شما عزیزان است! اهالی رسانه و مردم واقعی ایران چشم به موشک‌ها، پهپادها و شگفتانه‌های بعدی شما دارند. همان‌طور که ما هزینه مردانگی و استقامت‌مان را با غلبه بر بمب‌ها و موشک‌های آمریکا و اسرائیل می‌پردازیم، همان‌طور که صداوسیما بمباران می‌شود و اهالی رسانه خلاف اصول بین‌المللی (که هیچ‌وقت توسط آمریکا و اسرائیل رعایت نمی‌شوند) امنیت ندارند، بهتر است کفتاران و شغالانی هم که لباس خبرنگار به تن کرده‌اند و در زیر لباس دیگری دارند، بهای دشمنی با ایران اسلامی را بپردازند و مقر تروریستی‌شان و مهر‌هایشان هدف قرار بگیرد.

******

آقای هیأت رئیسه! با مردم حرف بزن!

حجت‌الاسلام محسن قنبریان، مدرس حوزه علمیه و از فعالان رسانه‌ای، خطاب به مجلس خبرگان رهبری نوشت:

فقهای عزیز خبرگان به خصوص هیات رئیسه محترم، صدای فتنه شدن «حواشیِ» جانشینی را در جامعه نمی شنوند؟!!  «بی خبری» و «روایت های متعدد» و بعضاً متناقض، آبستن «شایعه» و «شبهه» است.  «بیش فعال ها» بر طرفین آن می دمند و به کل جامعه ساری اش می کنند و زمینه «فتنه» می شود. بعد از «تشویش اذهان» و «قطبی تر شدن»، اعلام رسمیِ نتیجه هم کمکی نمی کند و «شک» و «شبهه کردن» از سوی دیگر ادامه می یابد!... 

اگر طبق اصل ۱۰۷ و قید «بررسی و مشورت»، نتیجه نهایی حتما «جلسه جمعی و شور و مشورت» می خواهد و تا کنون گرفته نشده است؛ که هم «قابل توضیح» است هم حتی «قابل تدارک»!  

******

هیچ توافقی با آمریکا، نمی‌توانست جلوی جنگ را بگیرد

سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی و اقتصادی، گفت و گویی را با روزنامه اعتماد درباره جنگ و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام داده که بخش‌هایی از اظهارات وی به شرح زیر است:

* قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمی‌کردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند. از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمی‌توان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زده‌اند. رهبر انقلاب ۴۸ ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانی‌شان، صحبت‌های تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت.

* برخی رفتار امام (ره) در ماه‌های پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه می‌کنند. امام قطعنامه آتش‌بس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند اما این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. امام خمینی آتش‌بس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. با ذکر یک خاطره می‌گویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عده‌ای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز می‌دادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکره‌کنندگان امریکایی قرار می‌گرفت، سپس برای انجام هماهنگی می‌رفتند و باز می‌گشتند، می‌گفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس می‌زنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.»می‌خواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاع‌رسانی‌ها در این است که مردم را آگاه می‌کند. برخی تصور می‌کنند، جمهوری اسلامی می‌توانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمی‌تواند خواسته امریکایی‌ها را برآورده سازد، چون این خواسته‌ها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار می‌کنم، در مواجهه با امپریالیسم یا برده‌اید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. هیچ گونه توافقی نمی‌توانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد.رهبر انقلاب می‌خواست به همه ثابت کند که مساله امریکا ایران است نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویرسازی کردند. رهبری اگر می‌خواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا می‌دادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمی‌زند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیت‌الله خامنه‌ای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال ۱۴۰۱ گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد.