روز اول گیج و منگ بودم و شاکی که چرا رهبر و فرمانده این نبرد تاریخی باید همان اول جنگ به شهادت برسد و خیل رزمندگان و مردمانش را تنها بگذارد. چرا سیدعلی به پناهگاه امن نرفت؟! چرا ختم کلامش در آخرین سخنرانی «مثلی لا یبایع مثل یزید» بود؟! چرا حرکت آخر بزرگمرد سیاست ایران، انتخاب شهادت خود و خانوادهاش در خانه همیشگی بود؟!
اما بعد گذشت روزها و آرام شدن امواج عاطفه، حوادث عجیب و متعددی در حال شکل گرفتن است که تامل در آنها احساس خوشایند مات شدن در برابر حکمت معنوی رهبر انقلاب به همراه دارد. حرکت پایانی سیدعلی خامنهای در انتخاب شهادت آن هم به دست کثیفترین ابنای بشریت، نه مبتنی بر نقشه سیاسی یا غافلگیری نظامی که دقیقا منطبق بر حکمت معنوی برآمده از مکتب اهل بیت است. گرچه فهم و هضم این صحنه پایانی برای بسیاری از ما هنوز دشوار است، اما برخی دلالتهای عمیق این انتخاب بزرگ به تدریج در حال ظهور است، از جمله:
۱-جریان مقاومت در دوسال گذشته دچار ضعف روحیه و ابهام در سرنوشت شده بود. شهادت رمضانی رهبر انقلاب، خون تازه و بسیار پرانرژی به رگهای مقاومت تزریق کرد. جوشش شیعیان بحرین، پاکستان، عراق و لبنان و حتی همراهی و مشارکت علما و مسلمانان اهل تسنن در اقامه عزا برای رهبر شهید، جریان مقاومت را وارد مرحلهای تازه و البته متفاوت کرده است.
۲-داغ شهادت رهبر انقلاب، مردم و به ویژه نیروهای مسلح ما را شجاعتی عاشورایی بخشیده است. نبرد جانانه پای لانچرها و حضور حماسی در خیابانها بهرغم همه خطرات ممکن، صحنههای ناب و مستمر این روزهای ایران است. دیگر هیچ مصلحتی نمیتواند این انتقام مقدس را به حاشیه ببرد. مردم و رزمندگان ما به درستی از خود میپرسند: «خون ما مگر رنگینتر از خون پاک سید علی است؟!».
۳-شهادت امام خامنهای، اتمام حجت الهی برای اهالی تردید در جهان امروز است. تقابل مستقیم بین ترامپ و رهبر انقلاب، از جنس نبرد ظلمت و نور است که حجت را بر همه تماشاگران صحنه روشن میکند. رسوایان جزیره شیطانی اپسین، شهوتپرستان کودکآزار و کودککش، قماربازان خودشیفته و مست قدرت یک طرف ماجرا ایستادهاند و نورانیت و معنویت ایران اسلامی که در سیره و سیرت رهبر حکیم انقلاب تجلی یافته بود در طرف دیگر. در این کارزار ایستادن پشت سپاه خامنهای در برابر حمله اوباش ترامپیسم دلیل زیادی نمی خواهد، به قول یکی از دوستان فقط چند ثانیه نگاه دقیق به تصاویر شاد کودکان پناه برده به آغوش رهبری، تکلیف آدمهای حقیقتطلب را روشن می کند!
۴-جنگ همزمان با آمریکا و اسرائیل و درهم شکستن هیمنه شیطانی آنان، اعجاز خون خامنه ای بزرگ است. در جهانی که رهبران و مقامات کشورها با تماس تلفنی ابرقدرت ها جابجا می شوند، ایران تنها کشوری است که به تبعیت از رهبر شهیدش مقابل زورگویان وحشی عالم ایستاده است. این شرافت پرهزینه طعم شیرینی دارد، البته دور از ذائقه آنها که حراج شرف کرده و چشم بر گلهای پرپر میناب بسته و زیر بیرق دشمن رقص و پایکوبی میکنند.
۵-امامت و ولایت معنایی عمیق و بسیار متفاوت با حکمرانی و حکومت محض دارد، عجیب نیست که برخی سادهلوحان بیخبر از این ظرایف و البته متاثر از روایتهای رسانهای دشمنان، واقعا خیال میکردند ولی فقیه هم موقع خطر باید چمدان ببندد و راهی روسیه شود. سیدعلی خودش و خانوادهاش را قربانی عزت ایران و ایرانی کرد تا نظام معنایی «ولایت» دوباره در اذهان جامعه بازخوانی شود. انتخاب آگاهانه فرجام شهادت توسط رهبر جامعه اسلامی، علاوه بر تاکید بر ماهیت متفاوت امر سیاست در منظومه انقلاب اسلامی، کمک بزرگی برای رهبر آینده است که جایگاه دینی و مردمی خودش را در اذهان جامعه امروز تثبیت کند.
کم نیست نمودهایی چنین که به تدریج ماهیت صحنه آخر رهبر شهید را روشن کرده و دوست و دشمن را مبهوت و مات انتخاب او خواهد کرد. بیشتر از ما مردمان شریف و نجیب ایران، خائنان و وطن فروشان مات سیدعلی خواهند شد. رسوایان به ظاهر شاد امروز که شهادت خلف خمینی را مترادف سقوط انقلاب اسلامی میدانستند و وعده آزادی با بمبهای آمریکایی میدادند، به تدریج و آهستهآهسته عذاب بقای ایران عزیز و وحدت محکمتر از پیش مردم حول امام شهید انقلاب را خواهند چشید. عجله کار شیاطین است، منطق قرآنی در عذاب کافران و فاسقان، استدراج است. قصد رجز ندارم؛ اما مطمئنم فدائیان ترامپ ذره ذره عذاب ناکامی در پروژه نابودی و تجزیه ایران را خواهند چشید!