اما تصور کنید با همین سادهانگاری ذهن استعمارزده توقع داشته باشند اسرائیل و امریکا با حملات هدفمند به ایران، براندازی را پیاده کنند. اولین بمبها که به مناطق مسکونی و خدمات عمومی مثل بیمارستانها برخورد کند، به همین صورت فرافکنی خواهد شد که «کار خود حکومت است».
بمبهای بعدی با شواهدی غیرقابلانکار، با گزارههایی چون «هر جنگ پیشرفتهای درصدی از خطا دارد که طبیعی است» توجیه میشود.
ویران شدن شهرها و کشته شدن مردم غیرنظامی - در شرایطی که تمام سران حکومت در پناهگاههایشان در داخل و خارج در امان هستند - مستلزم توجیه «جنگ است دیگر؛ آزادی هزینه دارد» خواهد بود.
بعد که کشتار و آوارگی جمعی مردم را شاهد بودیم و نظامیان خارجی مثل عراق و افغانستان بابت اطلاعات نادرست و یا حتی محض تفریح مردم غیرنظامی را میکشند، جواب میشنویم: «تقصیر خودتان است؛ میخواستید خودتان رژیم را سرنگون کنید تا نیاز به مداخلۀ خارجی نباشد»
سپس به جایی میرسیم که مثل عراق و لیبی و سودان، گروههای مسلح نظامی و شبهنظامی باقیمانده از حکومت و یا مخالف حکومت مشغول تجاوز به زنان و غارت مردم هستند. آنگاه میگویند: «این مردم لیاقت آزادی را ندارند» و میفهمیم که مدعی مذکور یکی از جماعت شبهاپوزیسیون راستگرای خارجنشین بوده که اصلاً حاضر نیست پایش را به ایران بگذارد، و صد البته هیچ هم و غمی هم در قبال وضع زندگی مردم در داخل کشور ندارد.
آری، از رنج مردم فلسطین و... باید اینگونه درس آموخت. سرشت و سرنوشت ما مردم خاورمیانه و شمال آفریقا یکی است.