چرا باید در خیابان باشیم؟/ فقط از ۱۰ درصد قدرت نظامی خود استفاده کرده‌ایم/ سلبریتی‌های بی‌وطن! عزادار دختران میناب نیستید؟

گروه سیاسی الف،   4041212095 ۲۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳۷ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

چرا باید در خیابان باشیم؟

روزنامه وطن‌امروز نوشت:

ایران و فرزندانش همچنان در حال دفاع از خود هستند؛ دفاعی مقتدرانه که همه منافع ایالات متحده در منطقه غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است. اکنون برای آمریکا و اسرائیل معلوم شده است در جنگی تمام‌عیار علیه مردمی با قدرت و تاب‌آوری ایرانیان باید روی چیزی به جز برتری فناوری نظامی حساب می‌کردند. برای ایرانیان این جنگ اراده‌هاست. جنگی که بیشتر از اینکه بر قدرت مادی نظامی متکی باشد، از میلی جمعی و اراده‌ای عمومی برای دفاع از ایران استوار شده است. این موضوعی است که بیش از ۴۰ سال است در تحلیل‌های شبه‌علمی دشمنان ایران نادیده گرفته شده. با طولانی‌تر شدن روند تهاجم نامشروع ارتش آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، بعد از مقاومت شجاعانه نیروهای مسلح ایران و حضور حماسی مردم در دفاع از ایران و سوگواری و محکومیت ترور بزدلانه رهبر معظم انقلاب، روند حملات هوایی به تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران خطوط کلی طرحی را برجسته می‌کند که برای به دست آوردن درک روشنی از آنچه در میدان در حال رخ دادن است باید به آن توجه کنیم.

حمله به مراکز مرزبانی و پاسگاه‌های مرزی در مناطقی که در معرض نفوذ گروه‌های تجزیه‌طلب در غرب کشور قرار دارند در کنار حمله بی‌سابقه به پاسگاه‌های انتظامی و کلانتری‌های محلی در تهران به این تحلیل قوت می‎‌بخشد که ارتش صهیونیستی در حال فراهم کردن زمینه‌های مادی لازم برای تصاحب خیابان توسط تیم‌های تروریستی از پیش تعبیه شده در شهرهای بزرگ می‌باشد؛ سیاستی که کم‌تر از ۲ ماه پیش در تهران و دیگر شهرهای ایران با شکست مواجه شد. در حالی که دولت ایالات متحده نتیجه محاسبات غلط خود درباره رفتار ایران بعد از ترور رهبر معظم انقلاب را در مقابل زیاده‌خواهی‌های خود در ساعات اولیه پس از اقدامی که علیه ایشان و مجموعه فرماندهان نظامی کشور انجام داده بود مشاهده کرد؛ اکنون بر اساس محاسبه غلطی که ۲ ماه پیش زمینه‌ساز بروز آشوب‌های داخلی در ایران شده بود، دوباره شانس خود برای تصاحب ایران از طریق ایجاد یک جور آشوب داخلی در کشور را امتحان می‌کند. این قماری خطرناک است. از این جهت که ممکن است زمینه‌ساز بروز جنگ داخلی در ایران شده و ایرانیان را با سلایق سیاسی مختلف در مقابل هم قرار دهد. تلاش رئیس‌جمهور ایالات متحده برای تزریق این باور به فعالان سیاسی، مردم و نخبگان قدرت که بخشی از مسؤولان ایرانی در ارتباط مستقیم با دولت ایالات متحده، کارگزار چیزی به نام دوران گذار در ایران می‌شوند را باید به همین اعتبار فهمید.

بر این اساس دونالد ترامپ که با وحدت مثال‌زدنی ایرانیان حول محور پرچم و پشت سر نیروهای مسلح ایرانی مواجه شده، تلاش می‌کند با تبلیغ رسانه‌ای درباره شکافی خیالی میان بخشی از نخبگان قدرت در ایران، زمینه‌ساز ایجاد شکاف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران شود. شکافی که مهم‌ترین ابزار دفاع ملی ایرانیان که به فرموده مجاهد شهید سیدعلی خامنه‌ای، وحدت کلمه ایرانیان حول محور پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران است را از دست ما خارج کند. از این جهت پرواز پرنده‌های آمریکایی نهایتاً تصاحب خیابان توسط اشرار تروریست و وابستگان به رژیم صهیونیستی را هدف قرار گرفته است. چیزی که جز در سایه خالی شدن خیابان توسط نیروهای حافظ ایران، یعنی مردم در میانه آشوب سیاسی در کشور ممکن نخواهد بود.

بر اساس چنین تحلیلی است که باید به خیابان رفت. باید با رویی گشاده نسبت به هم‌وطنان خود به خیابان رفت. امروز پرچم ایران ستون خیمه وحدت ما را فراهم می‌کند. پرچمی چنان وسیع و آغوشی چنان گشوده و مهربان که می‌تواند همه ما را در کنار هم قرار داده و سایبان همه ما در زیر آتش دشمنان ایران باشد. ما امروز بیش از همیشه فرصتی تاریخی برای تبدیل شدن به مردمی واحد و کثرتی موحد را زیر نام ایران داریم. این آزمون بلوغ سیاسی برای ماست؛ برای مردمی که بیش از 100 سال در مسیر دست یافتن به استقلال و آزادی در مقابل همه انواع دشمنی از بیرون کشور جنگیده‌اند؛ استقلال و آزادی خاصی که امروز می‌توان زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران به آن دست پیدا کرد. حضور در خیابان با نمادهایی عام که بیانگر وحدت سیاسی همه هستند، نمادهایی که در کنار هم فرش زیبای چهل‌تکه ایرانی را می‌سازند، امروز عالی‌ترین صورت از مشارکت سیاسی برای ما در ایران معاصر است. این اقدامی است که قدرت موشک‌های ایرانی و دقت پدافند ایرانی را بیش‌تر از قبل می‌کند. نباید این مساله را از نظر دور داشته باشید که تصرف خیابان از تصرف پایگاه‌های نظامی اهمیبت بیش‌تری دارد. دشمن ایران، امروز تلاش می‌کند کاری را که در کودتای صهیونیستی نتوانسته بود انجام دهد، با تجاوز آمریکایی به سرانجام برساند. این همان روایتی است که برای پاسخ دادن به سوالاتی که درباره ما و کاری که می‌توانیم برای ایران انجام دهیم، باید در مرکز توجه قرار گیرد. مردم صاحبان ایرانند؛ نباید کوچه‌های ایران را خالی بگذارند.

******

فرقه تروریستی پهلوی جاده صاف کن چه کسانی هستند؟ 

روزنامه فرهیختگان نوشت:

اخلاق که هیچ، آن‌ها حتی آدمیت ظاهری خود را نیز کنار گذاشته‌اند. امروز شاهد جریانی هستیم که با وقاحت تمام در جبهه دشمن علیه ملت خود سنگر گرفته است. این جریان که هویت و بقای خود را از حاکمان غربی گدایی می‌کند، عملاً به ابزاری برای اخاذی علیه معیشت و امنیت مردم ایران تبدیل شده است. اوج این حقارت و بی‌بته بودن، در رفتار اخیر رضا پهلوی فاش شد؛ کسی که برای کشته‌شدن سه سرباز آمریکایی پیام تسلیت فرستاد و مدعی شد قلبش به درد آمده، اما در برابر فاجعه هولناک شهادت ۱۶۵ دانش‌آموز بی‌گناه در مدرسه میناب، سکوت کرد!

این فرقه ضدایرانی دیگر در قامت کنشگر سیاسی نیستند، آن‌ها پیاده‌نظام ارزان‌قیمت و مهره‌های بی‌اراده‌ای در دکترین نظامی رژیم صهیونیستی هستند که وظیفه‌ای جز جاده‌صاف‌کنی برای تحریم، جنگ و کشتار مردم ندارند. درحالی‌که حتی در رژیم پهلوی دوم، گاهی حتی در ظاهر هم که شده از استقلال دم زده می‌شد، مدعیان امروزی دست از کاسه‌لیسی دشمنان تاریخی ایران برنمی‌دارند و با ذوق‌وشوق از بمباران بیگانه استقبال می‌کنند.

رذالت آن‌ها تا جایی پیش رفته که با تولید شایعات جعلی و تصاویر هوش مصنوعی توسط افرادی مانند علی کریمی، عملاً بهانه را به دست دشمن آمریکایی - صهیونی می‌دهند تا راه برای جنایت جنگی هموار شود. این جریان چون در میان ملت ایران هیچ وزنی ندارد و حتی نهاد‌های غربی بر ناتوانی و تفرقه بین آن‌ها تأکید دارند، تنها راه بقای خود را در تمنای حمله نظامی می‌بیند. ما در واقع با جریانی روبه‌رو هستیم که وطن برایشان صرفاً کارت بازی برای خوش‌خدمتی به کارفرمایان خارجی است؛ فرقه ننگینی که در حافظه تاریخی این سرزمین، صفتی جز خیانت نخواهد داشت. 

انحطاط اخلاقی اپوزیسیون به مرحله‌ای رسیده است که حتی باکی از به خطر انداختن جان کودکان در مدارس را نیز ندارند. اقدامات افرادی مانند علی کریمی در ترویج شایعات جعلی، پرده از یک استراتژی کثیف علیه دختران بی‌گناه مدرسه میناب برمی‌دارد. انتشار تصاویر جعلی تولید شده توسط هوش مصنوعی که ادعا می‌کرد «لانچر‌های موشکی در مدارس مستقر شده‌اند»، آن هم چند روز قبل از حملات آمریکا، یک اقدام تصادفی نبود.

در نگاهی کلان‌تر، علی کریمی و دیگرانی که این شایعه تولیدشده توسط هوش مصنوعی را بازنشر کردند، قصد مشروعیت‌بخشی به حملات هوایی بیگانه به مراکز آموزشی و غیرنظامی دارند؛ با ایجاد این تصور که مدارس به پایگاه نظامی تبدیل شده‌اند. اپوزیسیون در واقع در حال تولید «پیوست رسانه‌ای» برای بمباران‌های احتمالی است تا از پیش، راه را برای توجیه جنایت جنگی رژیم و آمریکا هموار کند. این جریان با مهندسی دروغ، عملاً به بخشی از سازمان رزم دشمن تبدیل شده که هدفش «تولید وحشت» و «انهدام امنیت روانی» در عمق استراتژیک جامعه ایران است.

******

لزوم تشكیل فوری واحد جنگ در رسانه ملی

روزنامه اعتماد نوشت:

در زمان جنگ هشت ساله، ستادی به نام «تبلیغات جبهه و جنگ» تشكیل شده بود كه مدام در مورد هرگونه اتفاقات جنگ، اطلاع‌رسانی می‌كرد.  بخش رسانه‌ای این ستاد تحت عنوان «واحد جنگ» در رسانه ملی ایجاد شده بود.  بعد از جنگ 12 روزه، ‌باید بلافاصله یك ستاد ویژه‌ای را برای چنین اموری در دل رسانه ملی اختصاص می‌دادیم.  این واحد می‌توانست ضمن اطلاع‌رسانی در مورد تحركات دشمن، به‌طور مستمر، آمادگی‌های لازم دفاعی را نیز برای زمان جنگ و بحران به مردم آموزش دهد.  اگر چنین اتاق جنگی تشكیل نشد، حداقل وظیفه رسانه ملی بود كه در مورد این نوع آموزش‌ها پیشتازی كرده و با تولید برنامه‌های آموزشی پیشگیرانه، مردم را برای روزهای بحران آماده سازد.

حال كه به هر دلیلی چنین اقدامات رسانه‌ای در 10 ماه گذشته صورت نگرفته، هم‌اكنون با آغاز جنگ ‌باید یك اتاق «جنگ و رسانه» به‌طور ضربتی در رسانه ملی ایجاد شود تا از طریق این واحد، آموزش‌های لازم پیشگیرانه در قالب برنامه‌های تلویزیونی، تولید و لحظه به لحظه در اختیار مردم قرار گیرد.  به بخشی از این دستورالعمل‌ها می‌توان اشاره كرد. به عنوان مثال: آیا مردم می‌دانند كه در زمان اصابت موشك اگر در خیابان، پشت فرمان یا در ترافیك بودند چه باید بكنند؟  آیا مردم می‌دانند چرا نباید در مكالمات تلفنی و پیامك‌ها از محل وقوع بمباران، اطلاعاتی به یكدیگر بدهند؟ یا در صورت حمله دشمن به منطقه مسكونی چه باید بكنند؟

در زمان جنگ وظیفه مردم در قبال نوزادان، كودكان و سالمندان كه آسیب‌پذیرترند، چگونه است؟ در صورت قطعی برق و آب و گاز در زمان حمله، چه اقداماتی باید انجام دهند؟ یا در زمان بمباران، بهترین و امن‌ترین مكان برای پناه گرفتن كجاست یا اگر زیر آوار گرفتار شدند چه اقداماتی برای نجات جان خودشان انجام دهند؟ و موارد بسیاری كه باید در این شرایط بحرانی رعایت شوند.  

مردم باید بدانند كه در كنار اخبار و رویدادهای جنگ، چه واكنشی در شرایط مختلف بحران، از خود نشان دهند. كاری كه در ده ماه گذشته باید انجام می‌شد، هم‌اكنون می‌توان در قالب اتاق جنگ اجرا شده و به مردم ارایه شود. تعلل در این زمینه باعث آسیب دیدن بیشتر هموطنانمان در شرایط خطر و بحران خواهد بود.

******

مقاومت مردم، نقطه عطفی را رقم خواهد زد

علی مطهری، فعال سیاسی و نماینده ادوار مجلس در پیامی خطاب به مردم ایران نوشت:

«شرایط امروز ایران در اثر رذالت بی‌سابقه آمریکا و اسرائیل به گونه‌ای است که اگر مقاومت مردم ایران همچنان ادامه داشته باشد، نه تنها نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه بلکه جهان ایجاد خواهد شد که از طرفی نابودی اسرائیل و از طرف دیگر ظهور بلوک و قطب اسلامی را به دنبال خواهد داشت.

اگر خدای ناکرده سستی به خرج دهیم و مرعوب تبلیغات دشمن شویم، ذلیل و خوار و برده اسرائیل و آمریکا خواهیم شد و هیهات منّا الذلّه.

******

سلبریتی‌های بی‌وطن! عزادار دختران میناب نیستید؟

سایت تابناک نوشت:

بعد از تجاوز جدید آمریکا و اسرائیل به خاک مقدس ایران و شهادت دختران مدرسه شجره طیبه در میناب، خبر واکنش‌ها و محکوم‌کردن‌های مختلفی در سراسر جهان منتشر می‌شود. حتی بازیگر سریال «بازی تاج و تخت» هم واکنش نشان داد و از این‌جنایت اعلام برائت کرد. ولی جالب است که از سلبریتی‌هایی که به‌خاطر کشته‌های اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ عزادار بودند و جشنواره‌های داخلی را تحریم می‌کردند، خبری نیست. 

البته هنرمندان متعهد کشور، شهادت رهبر انقلاب و شهادت هموطنان ایرانی را تسلیت گفته‌اند اما سلبریتی‌ها به‌قول معروف لال شده و خفقان گرفته‌اند. خب سلبریتی‌های بی‌غیرت و بی‌وطن! مگر در اغتشاشات اخیر، عزادار نبودید و مگر مدعی داغداری برای وطن نبودید؟ دختران معصومی که توسط اربابان شما در خاک و خون غلتیدند، ارزش تسلیت گفتن ندارند؟ نکند دنبال دروغ جدید هستید که این‌ها را هم از خارج از ایران برای سرکوب «مردم» آورده بودند!

راستی شما در اغتشاشات اخیر عزادار چه‌چیزی و چه‌کسانی بودید؟ مردم واقعی ایران که با کشته‌سازی شهید شدند یا ماموران موساد و عوامل سلطنت‌طلب که در پی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران بودند؟ نکند از ناکامی آن‌ها داغ دیده بودید و اعصابتان از شکست نقشه یهود بین‌الملل برای تصرف ایران خرد شده بود؟

نفرین بر شما و دستمزدهایی که از بیت‌المال این‌مردم گرفتید و با آن‌ها برای خودتان در دبی و آمریکا و کشورهای غربی کاخ ساختید و با بازی‌کردن نقش مردمان فقیر و سیاه‌نمایی کشورتان، گرین‌کارت و امکانات رفاهی گرفتید! حالا که جبهه‌تان مشخص شده، بهتر است حداقل در جهت خشنودی اربابانتان واکنشی نشان داده و مثل رضا پهلوی نادان و بی‌غیرت، کشته‌شدن سربازان آمریکایی و سران یهود بین‌الملل در حملات غیرتمندان کشورتان را تسلیت بگویید! 

******

فقط از ۱۰ درصد قدرت نظامی خود استفاده کرده‌ایم

سردار سرلشکر «سید یحیی رحیم صفوی»، دستیار و مشاور عالی شهید آیت‌الله خامنه‌ای و رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس  در یک گفت و گوی تلویزیونی پیرامون نبرد ایران با آمریکا و اسرائیل، اظهاراتی را مطرح کرد که بخش‌هایی از آن به شرح زیر است:

* در بعد نظامی رهبر معظم انقلاب اسلامی توانمندی نظامی ما را ارتقاء دادند؛ اگر می‌بینید امروز اینگونه دفاع می‌کنیم به خاطر ساختار منظم نیروهای مسلح است.

* شخصیت رییس جمهور آمریکا یک شخصیت غیرمتعادل، دیکتاتور جهانی و غیر قابل پیش بینی است؛ او می‌خواهد پادشاه جهان باشد و همه جهان مطیع او باشند. وی در کنگره درباره ایران سخنرانی کرد و این سخنرانی سراسر دروغ بود؛ حتی سناتور بزنی سندرز به او معترض شد؛ تحلیل من این است که ترامپ و منافع آمریکا را فدای رژیم صهیونیستی می‌کند.

* تصور ترامپ این بود که پس از جنگ ۱۲ روزه ضعیف شده‌ایم؛ اما ما نسبت به جنگ ۱۲ روزه ده‌ها برابر قوی شدیم و در برابر این‌ها که شر مطلق هستند، خواهیم ایستاد. ما پس از جنگ ۱۲ روزه قدرت نظامی خود را ده‌ها برابر افزایش دادیم و مراکز موشکی خود را تخلیه کردیم و قدرت خود را افزایش دادیم.

* آمریکا به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، تجزیه و تسلیم ایران هستند تا بتوانند بر نفت منطقه مسلط شوند؛ اما قطعا نمی‌توانند اهداف خود را محقق کنند.

* نظام سیاسی ما قابلیت انعطاف و بازسازی دارد؛ شما ببینید در همین اتفاقات اخیر شورای رهبری تشکیل شده و به زودی جانشین مقام معظم رهبری تغیین خواهد شد.

* نیروی دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی با موشک‌های کروز و پهپاد دشمن را آماج حملات قرار می‌دهند و پدافند هم در حال انجام وظیفه است.

* استراتژی ایران برای جنگ یک استراتژی چندین ماهه است و همه نیروهای بسیج و وابستگان مسلح و فراخوانده شدند.

* من اطمینان دارم که با حضور مردم در میدان، نیروهای مسلح هم قدرت خود را به خوبی نشان می‌دهند و اصل در رخدادها مردم هستند.

* هدف اساسی جنگ‌ها تحمیل اراده سیاسی یک کشور بر یک کشور دیگر است و رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند اراده خود را که همان تسلط بر منابع نفتی کشورمان و تجزیه ایران است، به ما تحمیل کنند.

* ما تنها ده درصد از قدرت نظامی خود را استفاده کرده‌ایم و متناسب با اقدامات دشمنان توانمندی نظامی خود را نشان خواهیم داد.

* من با اطمینان به ملت ایران می‌گویم که پیروز این میدان نبرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است و ملت ایران با حضور در میدان پیروزی را رقم بزنند.

******

اولین گزارش آژانس از حمله به تاسیسات هسته‌ای نطنز/ میزان خسارت چقدر است؟

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز (سه‌شنبه) با استناد به تصاویر ماهواره‌ای جدید در اطلاعیه‌ای تائید کرد که آسیب‌هایی به کارخانه غنی‌سازی سوخت نطنز (FEP) در حملات متجاوزانه اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران وارد شده است.

در این اطلاعیه آمده است: «بر اساس آخرین تصاویر ماهواره‌ای موجود، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اکنون می‌تواند برخی خسارات جدید به ساختمان‌های ورودی کارخانه غنی‌سازی سوخت زیرزمینی نطنز (FEP) ایران را تأیید کند».

آژانس اتمی همچنین در این بیانیه تصریح کرد: «هیچ پیامد رادیولوژیکی مورد انتظار نیست و هیچ ضربه دیگری به خود تاسیسات غنی‌ستزی نطنز که در حملات ژوئن به شدت آسیب دیده بود، شناسایی نشده است».

******

رهبر ما خود و خانواده‌اش را برای مردم فدا کرد

خبرگزاری ایمنا نوشت:

در روزهایی که کودکان این سرزمین زیر آتش جان دادند، در همان روزی که کلاس‌های درس هدف دشمن قرار گرفت و خانه‌ها ویران شد، دو آقازاده‌ نیز در گوشه‌ای از این کشور در جغرافیای خطر ایستاده بودند و نامشان کنار نام همان بچه‌هایی نشست که هیچ عنوانی نداشتند و فقط کودکان ایران بودند. زهرا گلپایگانی و نوه دیگر رهبر شهید آقازاده‌هایی بودند که در این مهلکه به شهادت رسیدند و همراه پدر بزرگشان آسمانی شدند؛ کودکانی که می‌توانستند در آن لحظه در امن ترین جای دنیا باشند که نه تنها از آتش موشک بلکه از صدای ترکش و خمپاره نیز کیلومترها فاصله داشته باشند و در آسایش و رفاه بازی کنند و نگران آن چه بر سر مردم ایران می‌آید، نباشند؛ می‌توانستند در فلان جزیره در یک کاخ شخصی به زندگی روزمره شان بپردازند و بهترین پرستاران و محافظان از آن ها مراقبت کنند؛ می‌توانستند هم چون بسیاری از آقازاده‌ها در سراسر دنیا بی خبر از جنگ و هیاهوی دنیا باشند، اما نبودند؛ آن ها در وسط معرکه بودند، آن‌ها جانشان را پیش از هر کس دیگری فدا کردند، فدای این مردم، فدای این آب و خاک و فدای ایران. تا ثابت کنند خون هیچ آقازاده ای در این مملکت رنگین تر از خون فرزندان مردم نیست. تا خونشان خط بطلانی باشد بر شایعاتی که خناسان درباره ایران دوست ترین شخص تاریخ این مملکت میگفتند.

در تجاوز دشمنان کشور به ایران اسلامی، اولین شهدای حادثه می‌شوند آقازاده‌ترین افراد کشور؛ شخص اول مملکت به همراه همسر و فرزند و نوه‌ها پر کشیدند و آسمانی شدند؛ آری این اتفاق تنها در ایران و فقط برای رهبری هم چون رهبر ما و فقط برای خانواده‌ای چون خانواده آیت الله خامنه‌ای امکان رخ دادن داشت؛ همان ها که سبک تربیتشان حکم میکرد مانند بسیاری از مردم در لحظه حمله در خانه پدری‌شان باشند نه در پناهگاهی مخفی و امن، کیلومترها زیر زمین؛ همان ها که از ابتدای انقلاب و از ابتدای رهبری پدرشان در خانه‌ای ساده و قدیمی، به دور از تدابیر شدید امنیتی و نظامی زندگی می‌کردند نه در یک قصر چند هزار متری؛ همان‌ها که از ابتدا نه به دنبال جاه بودند و نه به دنبال مال، نه رانتی در پرونده داشتند و نه اختلاسی؛ همان‌ها که ساده زیستند و ساده رفتند؛ پاک زیستند و پاک رفتند.

آری رهبر ما برای این انقلاب، جان خود و عزیزترین‌هایش را فدا کرد، جان آقازاده ترین افراد کشور را و نشان داد در مسیر این انقلاب خون خودش و خانواده‌اش رنگین تر از مردم نبوده و نیست و اگر لازم باشد، خودش و خانواده‌اش را فدای این مکتب می‌کند؛ گفتند ریشه‌های این انقلاب با خون تنومندتر می‌شود، گفتند، بکشید ما را ملت ما بیدارتر می‌شود؛ این‌ها شعار نبود، حقیقت بود و خون عزیزترین فرد این انقلاب نیز برای بیداری ریخته شد. رهبر ما به تاسی از مولا و پیشوای خود، سیدالشهداء (ع) در میدان نبرد حق و باطل حاضر شد، به همراه خانواده‌اش، به همراه عزیزترین افراد زندگی‌اش، مردانه ایستاد و مردانه جان سپرد.

******

اولویت اصلی، دفاع از کشور در برابر تهاجم خارجی است

اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در واکنش به تهاجم اخیر رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران اسلامی و شهادت رهبر معظم انقلاب، اظهاراتی را مطرح کرد که بخش‌هایی از آن به شرح زیر است:

* کشور ما به بهانه‌های واهی و دروغ‌های آشکار مورد حمله رژیم غاصب اسرائیل و آمریکا قرار گرفته است. در مرحله نخست، وظیفه همه مسئولان و مردم استفاده از همه ظرفیت کشور برای دفاع از تمامیت آن است و طبیعی است که کشوری که مورد تهاجم قرار می‌گیرد باید از همه توان خود برای مقابله با کشور متخاصم استفاده کند. نیروهای مسلح در خط مقدم هستند و باید به طور جدی مورد حمایت قرار گیرند.

* بزرگترین آسیب در لحظات اول، شهادت رهبر معظم انقلاب بود که رهبر سیاسی و مذهبی کشور و مورد احترام جامعه مسلمان جهان اسلام بود. واکنش مسلمانان و شیعیان جهان جدی است و انتظار دارند که ایران به این تهاجم جواب دهد و هیچ وظیفه دیگری نباید این وظیفه اصلی را تحت تأثیر قرار دهد.

* در مقطع فعلی توجه به معیشت و زندگی مردم در اولویت قرار دارد. ایران قادر است شرایط سختی مانند امروز را مدیریت کند و در جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد که می‌تواند کالاهای ضروری مردم را به وفور در بازارها تأمین کند.

* مردم باید بدانند حمایت دشمنان از مردم، همان کمکی است که در حمله به مدرسه میناب مشهود بود، جایی که بیش از ۱۶۵ دانش‌آموز مظلوم شهید شدند. باید مسائل را در داخل حل کنیم. اشکالاتی داشتیم که قابل حل است و باید این اطمینان را بدهیم که این مشکلات را سریع‌تر حل کرده و با اصلاحات به سمت ایران آزاد و توسعه‌یافته برویم.

******

چرا اسرائیل بر موشک‌باران صداوسیما اصرار دارد؟

سایت نورنیوز نوشت:

در چهار روز نخست جنگ دوم ائتلاف اسرائیل و آمریکا علیه ایران، چند حمله فراگیر علیه ساختمان‌های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران انجام شده که بعضاً اختلال‌هایی موقتی و جزئی برای آنتن این رسانه ایجاد کرده است. این حملات صرفاً یک اقدام نظامی علیه یک سازه فیزیکی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از تمرکز بر میدان ادراک بود. اگر جنگ کلاسیک بر تصرف زمین استوار بود، جنگ معاصر بر تصرف «تفسیر زمین» بنا شده است. در چنین بستری، رسانه نه ابزار جانبی، بلکه بخشی از زیرساخت قدرت ملی است.

نخست باید پذیرفت که در جنگ‌های معاصر، رسانه دیگر «حاشیه جنگ» نیست؛ بلکه بخشی از «ساختار قدرت رزمی» است. از منظر نظریه «برجسته‌سازی»، رسانه‌ها تعیین می‌کنند مردم درباره چه چیزی بیندیشند، حتی اگر تعیین نکنند چگونه بیندیشند. در شرایط جنگی، این کارکرد حیاتی‌تر می‌شود: رسانه با برجسته‌سازی موفقیت‌ها، تلفات دشمن، یا روایت‌های مقاومت، می‌تواند ادراک عمومی از موازنه قوا را شکل دهد. بنابراین، هدف قرار دادن رسانه ملی، تلاشی برای مختل کردن فرآیند شکل‌دهی به دستور کار ذهنی جامعه است؛ جامعه‌ای که انسجام روانی آن بخشی از توان دفاعی کشور محسوب می‌شود.

از منظر نظریه «چارچوب‌بندی»، مسئله صرفاً انتخاب موضوع نیست، بلکه نحوه صورت‌بندی آن است. در جنگ، هر رویداد می‌تواند در چارچوب «حمله متجاوزانه» یا «پاسخ پیش‌دستانه» روایت شود. اگر رسانه داخلی بتواند چارچوبی مشروعیت‌بخش برای دفاع ملی بسازد، هزینه سیاسی و روانی جنگ برای مهاجم افزایش می‌یابد. قطع این صدا، تلاشی برای باز کردن میدان به چارچوب‌های رقیب در فضای رسانه‌ای جهانی است.

اما لایه عمیق‌تر این مسئله را باید در نظریه «مارپیچ سکوت» جست‌وجو کرد. بر اساس این نظریه، افراد زمانی که احساس کنند دیدگاه‌شان در اقلیت است، سکوت اختیار می‌کنند. رسانه ملی حتی با همه انتقادات وارد بر آن، در لحظه بحران می‌تواند نقش «سیگنال اکثریت» را ایفا کند و حس همراهی جمعی را تقویت نماید. اگر این سیگنال قطع شود، احساس انزوا و نااطمینانی می‌تواند گسترش یابد. از منظر جنگ روانی، این دقیقاً همان شکافی است که مهاجم به دنبال آن است. او فروپاشی فیزیکی رسانه را مقدمه‌ای برای فرسایش اراده ملی و نهایتاً زوال نظام سیاسی می‌داند.

******

لیست اسامی مدنظر کمیته خبرگان، مکتوم و سری است

عضو پیشین خبرگان رهبری درباره انتخاب رهبر آینده توسط مجلس خبرگان توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: «اولویت با انتخاب یک فرد به عنوان رهبری است و شورا خیلی خواهان ندارد. مگر اینکه مضطر شوند و آقایان خودشان در این مجموعه به این نتیجه برسند که حالا مدتی به طریق شورا اداره شود».

آیت الله سید محمد واعظ موسوی عضو چهارمین دوره خبرگان رهبری در گفت‌وگو با ایلنا، درباره انتخاب رهبر آینده و فعالیت شورای رهبری گفت: «به فضل الهی قانون اساسی از این نظر خلائی ندارد و پیش بینی لازم در قانون اساسی صورت گرفته است، و در قانون آمده است که بلافاصله بعد از دنیا رفتن رهبر موجود حالا به هر طریقی که باشد اگر زمینه برای تشکیل مجلس فاخر خبرگان رهبری باشد، مجلس شکل می‌گیرد و روال کار در آنجا پیگیری می‌شود».

وی ادامه داد: «اگر این زمینه فراهم نباشد  که این دوره متاسفانه اینگونه است شورایی که از قبل پیش‌بینی شده متشکل از یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب خود شورا و رئیس قوه مجریه به عنوان رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه اداره امور مربوط به رهبری را در کشور بر عهده می‌گیرند تا زمینه را برای تشکیل مجلس خبرگان رهبری و پیش بردن روال انتخاب رهبری انجام دهند».

این عضو پیشین خبرگان رهبری گفت: «کمیسیونی که برای این مورد در مجلس خبرگان پیش‌بینی شده در هر دو سال به عنوان انتخابات داخلی در خود مجلس خبرگان از سوی نمایندگان خبرگان انتخاب می‌شود  و در این کمیسیون کمیته‌ای شکل می‌گیرد و این کمیته در طول زمان کارهای خود را انجام می‌دهد و منتظر روز نیاز نمی‌شود».

آیت الله واعظ موسوی گفت: «یعنی از قبل افرادی را بر اساس پرونده‌ها و اطلاعاتی که دارند بررسی می‌کنند و کسانی را که در مورد آنها احتمال حائزیت نسبت به شرایط رهبری را می‌دهند به بررسی می‌گذارند. به طور مثال فرض کنید اگر  ۱۰۰ نفر از چنین شایستگی و صلاحیت احتمالی برخوردار باشند این کمیته بررسی می‌کند و از بین این ۱۰۰ نفر به طور مثال  به ۵۰ نفر می‌رسند و دوباره کمتر  از  ۵۰ نفر و به کمتر از آن. به هر حال برای اینکه در آن روز حادثه مجلس خبرگان به وظیفه ذاتی و اصلی خودش برسد، تقریبا کار آماده شده و قاعدتاً گزارشی از طرف آنها ارائه می‌شود و موافقین و مخالفین نظرات خود را ارائه می‌دهند».

وی ادامه داد: «در مجلس خبرگان تعدادی محقق و مجتهد دور هم جمع شده‌اند و اگر در مواردی نیاز باشد از خارج آن مجموعه مطالبی مطرح می‌شود و در نهایت  بر اساس آنچه که آیین‌نامه می‌گوید نسبت به انتخاب رهبر آینده اقدام می‌کنند».

این عضو پیشین خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که آیا باید در بازه زمانی مشخصی رهبر آینده توسط خبرگان تایید شود، گفت: «بازه زمانی ندارد و بستگی به شرایط دارد، گاهی اوقات  ممکن است مانند زمان ارتحال امام راحل این کار در اسرع وقت صورت بگیرد و گاهی اوقات هم مانند الان شرایط به گونه دیگری باشد».

آیت الله واعظ موسوی در پاسخ به این سوال که آیا در حال حاضر هم افرادی مدنظر کمیته برای معرفی به صحن هستند، گفت: «بله قاعدتا قاعده کار این است که باشند اما  با توجه به اینکه عزیزانی که مسئولیت این کار را دارند کاملا امین هستند، بنابراین لیست این اسامی را در اختیار هیچکس دیگری قرار نمی‌دهند و اینطور نیست که فکر کنید رایزنی‌هایی می شود که فلان شخص است یا فلان شخص یا گزینه‌ها به چه صورتی است».

این عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری گفت: «با این مسئله خیلی مکتوم و سری برخورد می‌شود و چه بسا نزدیک‌ترین دوستان نماینده‌های این کمیسیون و کمیته هم در جریان این امر قرار نمی‌گیرند».

وی درباره اینکه آیا قرار است یک فرد برای رهبری آینده انتخاب شود یا مجلس خبرگان می‌تواند رهبری شورایی را انتخاب کند، تصریح کرد: «اولویت با انتخاب یک فرد به عنوان رهبری است و شورا خیلی خواهان ندارد.  مگر اینکه مضطر شوند و آقایان خودشان در این مجموعه به این نتیجه برسند که حالا مدتی به طریق شورا اداره شود.  قوانینی که در مجلس خبرگان مربوط به رهبری و نسبت به خود خبرگان هست به گونه‌ای است که خود نمایندگان تصمیم می‌گیرند و کسی از بیرون نظرش را به آنها القا نمی‌کند. خودشان بر اساس آنچه که به نظرشان می‌رسد و مباحثی که انجام می‌دهند به  نتیجه می‌رسند و اگر قرار بر این باشد که چیزی را تصویب کنند،  تصویب کرده  و عمل می‌کنند».

این عضو پیشین مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به اینکه بنابراین یا می‌توانند یک نفر را انتخاب کنند و یا شورا  تشکیل دهند، گفت: «قبلا اینطور بود اما الان پیش‌بینی شورا خیلی نشده است و عموماً روی فرد متمرکز می‌شوند». 

وی درباره ارزیابی‌اش از وضعیت فعلی و آینده کشور گفت: «اعتقاد شخصی من این است که این کشور صاحبی دارد که بقیه امور زیر نظر و تحت توجهات آن صاحب واقعی و ولی نعمت اصلی مدیریت می‌شود و رهبری هم که انتخاب می‌شود، پرچمداریست به عنوان سرباز برای آن صاحب واقعی».

آیت الله واعظ موسوی گفت: «الان هم پرچمی زمین نیفتاده پرچم دست خود صاحب اصلی است و ان‌شاالله امیدواریم در اسرع وقت بر دوش فرمانده دیگری گذاشته شود و جریانات را پیش ببرد، به نظر من مهندسی نظام از نظر قانون اساسی و تبیینی که از طریق امام راحل و قائد شهید در این پنج دهه صورت گرفته، به گونه‌ای است که نگرانی نسبت به هیچ مساله‌ای وجود ندارد».