ایرانی‌ترین شهید/ آیا هنوز جایی برای مذاکره باقی مانده است؟!/ شاهکار سپاه

گروه سیاسی الف،   4041211090 ۴۴ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳۶ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

ایرانی‌ترین شهید/ آیا هنوز جایی برای مذاکره باقی مانده است؟!/ شاهکار سپاه

ایرانی‌ترین شهید

روزنامه خراسان نوشت:

روایتی که از یک رهبر سیاسی در تاریخ باقی می‌ماند، بیش از آن‎که به لحظه‌ پایان حیات او گره خورده باشد، به کیفیت ایستادن او در بزنگاه‌های سخت وابسته است. درباره آیت‌ا... العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای نیز اگر قرار باشد تحلیلی ارائه شود، نقطه کانونی نه صرفاً رخداد پایانی، بلکه الگوی مقاومت رهبری در شرایط فشار حداکثری دربرابر ظالم ترین دولت های تاریخ است. الگویی که طی بیش از سه دهه زعامت، در بستر تهدیدهای ممتد خارجی، تحریم‌های فلج‌کننده و پیچیده‌ترین جنگ‌های ترکیبی، آزموده شد.

او در مقطعی رهبری نظام را برعهده گرفت که ساختار جمهوری اسلامی هنوز در حال تثبیت بود، جنگی هشت‌ساله تازه به پایان رسیده و معادلات جهانی در حال گذار از نظم دوقطبی به نظم تک‌قطبی آمریکامحور بود. در چنین فضایی، بسیاری از دولت‌ها و رهبران منطقه، راهبرد همسویی برای بقا را برگزیدند. یعنی واگذاری بخشی از استقلال راهبردی در قبال تضمین امنیت از سوی قدرت برتر. اما آنچه در مدل رهبری خامنه‌ای عزیز برجسته شد، اصرار بر حفظ  استقلال حتی در شرایط عدم توازن قدرت بود.

در دهه‌های گذشته، فشارهای ایالات متحده و متحدانش علیه ایران، صرفاً اقتصادی یا نظامی نبود، بلکه ترکیبی از تحریم، انزوای دیپلماتیک، جنگ رسانه‌ای، عملیات سایبری و تهدید مستقیم نظامی را دربرمی‌گرفت. در چنین محیطی، بسیاری از تحلیلگران خارجی انتظار داشتند که تهران در نهایت به الگوی تسلیم تدریجی تن دهد. اما راهبرد اعلامی و اعمالی رهبر شهید انقلاب، بر مقاومت فعال و افزایش هزینه‌های فشار برای طرف مقابل استوار بود.

یکی از مهم‌ترین ابعاد این رویکرد، پیوند زدن مقاومت سیاسی با یک چارچوب هویتی و تاریخی بود. در آخرین سخنرانی‌  خود نیز، امام خامنه‌ای با ارجاع به سنت عاشورایی و عبارت «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید»، مقاومت را صرفاً یک تاکتیک سیاسی ندانست، بلکه آن را امتداد یک منطق عقلانی- اعتقادی معرفی کرد. این پیوند میان سیاست و هویت دینی، به تثبیت ادراک حقانیت در میان لایه‌هایی از جامعه انجامید و مقاومت را به یک انتخاب آگاهانه و مشروع بدل کرد و برای دشمنان، حامل این پیام بود که فشار خارجی لزوماً به تغییر رفتار منتهی نخواهد شد.

با این حال، تصویر رهبر حکیم ما صرفاً به عنوان یک رهبر مقاومت‌گرا کامل نیست. آن‎چه در سال‌های اخیر برجسته شد، تلاش برای ترکیب انقلابی‌گری با عقلانیت بود. در مقاطعی که امکان مذاکره فراهم شد، حتی با وجود بی‌اعتمادی عمیق به طرف مقابل، مجوز گفت‌وگو صادر شد تا هم افکار عمومی جهانی نسبت به مواضع ایران اقناع شود و هم امکان آزمودن مسیرهای کم‌هزینه‌تر فراهم بماند. این رویکرد نشان می‌دهد که در دستگاه تصمیم‌سازی او، مذاکره و مقاومت دوگانه‌های مطلق نبودند، بلکه ابزارهایی در یک جعبه‌ابزار بزرگ‌تر برای تأمین منافع ملی ایران عزیز تلقی می‌شدند.

یکی از ویژگی‌های قابل تحلیل، تلاش برای ساختن ساختاری بود که وابسته به یک فرد نباشد. طی سال‌ها، تأکید بر تقویت لایه‌های مختلف فرماندهی و تصمیم‌گیری، توسعه توان موشکی و پهپادی و ایجاد شبکه‌های منطقه‌ای همسو، نوعی معماری دفاعی چندلایه را شکل داد. نتیجه این نهادسازی بلندمدت، شکل‌گیری سیستمی است که قدرت خود را از اشخاص نمی‌گیرد، بلکه از سازوکارهای تثبیت‌شده و چندلایه اخذ می‌کند. رخدادهای اخیر و تداوم پاسخ‌های قاطع ایران پس از شهادت عالی‌ترین فرماندهان، نشان داد که مدل دفاعی طراحی‌شده، مبتنی بر تمرکز فردی نیست، بلکه بر استمرار نهادی و قابلیت جایگزینی سریع در سطوح فرماندهی بنا شده است.

در سطح منطقه‌ای، تأکید او بر گسترش عمق راهبردی ایران، که از طریق ایجاد و تقویت شبکه‌ای از بازیگران همسو در غرب آسیا دنبال شد، سال‌ها محل مناقشه بود؛ موافقان آن را ابزار افزایش بازدارندگی و انتقال میدان تهدید به خارج از مرزها می‌دانستند و منتقدان بر هزینه‌های آن انگشت می‌گذاشتند. با این حال، تحولات اخیر و محدودترشدن نسبی جغرافیای مقاومت نشان داد که این راهبرد صرفاً یک انتخاب ایدئولوژیک نبود، بلکه بخشی از یک محاسبه امنیتی عقلانی برای جلوگیری از تمرکز فشار بر داخل کشور بوده است. تجربه کاهش این عمق، اهمیت آن را آشکارتر کرد و نشان داد که انتقال خطوط تماس به پیرامون، چگونه ضریب امنیت ملی و قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش داده و کشور را به بازیگری تعیین‌کننده و غیرقابل چشم‌پوشی در معادلات منطقه بدل کرد. واقعیتی که امروز حتی بسیاری از منتقدان پیشین نیز آن را در چارچوب منافع ملی قابل فهم‌تر می‌بینند.

ماه‌ها گفته می‌شد رهبر شهید انقلاب از صحنه فاصله گرفته، در مکانی امن پنهان شده و میان خود و مردم دیوار کشیده است. اما شهادت در محل کار، این روایت را به چالش کشید. واقعیت ساده بود، مرکز تصمیم‌گیری علیه ابرقدرت های جهان همان‌جایی بود که خطر هم وجود داشت، درست مثل بقیه مردم. شهادت رهبر عزیز ایران تلاش‌هایی را که می‌خواستند میان رهبر و مردم فاصله بیندازند، باطل کرد. شهادت در محل کار، یک پیام اجتماعی هم دارد: راه خدمت، صرفاً در سخن تعریف نمی‌شود، بلکه در عمل سنجیده می‌شود. این اتفاق به جامعه می‌گوید مسئولیت‌پذیری هزینه دارد و گاهی این هزینه سنگین است. آنچه در حافظه جمعی می‌ماند، همین تصویر است؛ رهبری که در حال انجام وظیفه برای ایران جانش را تقدیم کرد. تصویری که روایت های ساختگی ترس را به کلی باطل می‌کند.

******

درباره آینده رهبری و راهكارهای قانونی

روزنامه اعتماد نوشت:

بر اساس اصل 111 قانون اساسی، در صورت فوت، استعفا، بركنار شدن یا ناتوانی رهبر در انجام وظایف، وظیفه تعیین رهبر جدید مستقیما بر عهده خبرگان رهبری است. خبرگان رهبرe موظفند در اسرع وقت نسبت به انتخاب رهبری اقدام كنند. تا زمان تكمیل فرآیند قانونی انتخاب رهبر، قانون اساسی پیش‌بینی كرده است كه شورای موقت رهبری (متشكل از رییس‌جمهور، رییس قوه قضاییه و یكی از فقهای شورای نگهبان) وظایف رهبری را به صورت جمعی بر عهده بگیرند.

 نكته قابل تأمل در این بخش، نحوه تشكیل این شوراهاست. برخی از انتصابات یا جلسات مرتبط (مانند عضویت آقای اعرافی در شورای نگهبان) به صورت آنلاین و غیرحضوری صورت گرفته است. این موضوع نشان می‌دهد كه تفسیر قوانین در شرایط ویژه می‌تواند انعطاف‌پذیر باشد و قانون اساسی محدودیتی صریح برای حضوری بودن جلسات در شرایط اضطراری قائل نشده است. یكی از مهم‌ترین بخش‌های این قانون، بررسی اختیارات شورای موقت است. این شورا از نظر قانونی مجاز به اعمال تمام اختیارات رهبری در بندهای ۱ تا ۵ اصل ۱۱۰ است. این بندها شامل تعیین سیاست‌های كلی نظام، اعلان جنگ و صلح، مدیریت بحران‌های ملی، و تعیین و عزل فرماندهان كل قوا هستند.

این ایده صرفا یك تئوری جدید نیست، بلكه ریشه در تاریخچه تدوین قانون اساسی دارد. پس از فوت امام(ره) مذاكراتی بین آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و آیت‌الله خامنه‌ای در آن زمان برگزار شد. در آغاز، پیشنهاد تشكیل «شورای رهبری» مطرح بود، اما به دلیل مخالفت قاطع جامعه مدرسین (كه خواستار رهبری توسط آیت‌الله گلپایگانی بودند) و همچنین نظر نهایی حضرت امام خمینی(ره)، تصمیم بر «رهبری فردی» گرفته شد. با این حال، صحبت‌های به جا مانده از این بزرگان نشان می‌دهد كه ایده شورای رهبری هرگز كاملا فراموش نشده است. امروزه، در شرایطی كه یك نفر قرار است بار سنگین تصمیم‌گیری برای تمام ابعاد كشور را بر دوش بكشد، بازگشت به ساختار شورا می‌تواند به عنوان یك مكانیزم امنیتی و كارآمد برای جلوگیری از تمركز قدرت و تصمیم‌گیری‌های شتابزده عمل كند.

شورای موقت، چه با ساختار فعلی و چه با تغییر قانون اساسی به سمت رهبری شورا، باید ابتدا زمینه را برای پایان درگیری‌ها فراهم كند. تنها پس از ایجاد ثبات و اطمینان از امنیت جانی و مالی مردم، می‌توان به دنبال انتخاب یك شخصیت ملی مورد قبول برای رهبری بود. این رویكرد، نه تنها یك راهكار حقوقی، بلكه یك ضرورت اخلاقی و استراتژیك برای حفظ تمامیت ارضی و انسجام ملی كشور در برابر تهدیدات خارجی و داخلی است. آینده نظام، در گروی توانایی مدیریت این گذار حساس با عاقلانه‌ترین و خردمندانه‌ترین تصمیمات ممكن است.

******

تمام‌کردن جنگ، قطعاً با ایران است

امیررضا واعظ آشتیانی، تحلیلگر و فعال سیاسی در روزنامه آرمان‌ملی نوشت:

در این شرایط حساس مردم باید انسجام و اتحاد خود را حفظ کرده و آرامش داشته باشند؛ درست مانند دوران دفاع مقدس هشت ساله که خانواده‌ها هم فرزندان خود را در رفتن به جبهه مشایعت و هم به جبهه‌ها کمک می‌کردند و در عین حال آرامش خود را حفظ می‌کردند. تاریخ نشان داده که ما شاید تنها ملتی باشیم که وقتی درگیر چنین شرایطی می‌شویم، مثل ملت‌های دیگر چندان اضطراب و بی‌قراری نداریم.

الحمدا... ملتی شجاع با پشتوانه فرهنگی اعتقادی غنی هستیم که به رشادت و سلحشوری در دنیا شناخته شده و معروف و مشهور هستیم. البته باید یادآوری کرد که این کار آمریکا قابل پیش‌بینی بود چراکه در چند روز گذشته سفیر انگلیس ادعا کرده بود که می‌خواهد تعداد کارکنانش را کم کند و از سوی دیگر دموکرات‌ها بحث محدودیت اختیارات ترامپ را مطرح و دنبال می‌کردند. همه اینها یک نمایش و شو بود و مشخص بود که می‌خواهد اتفاقاتی رقم بخورد.

در ارتباط با مذاکرات هم مقام معظم رهبری بارها تاکید کرده بودند که آمریکا قابل اعتماد نیست و به دنبال خریدن زمان برای یکسری مسائل است. متاسفانه برخی مسئولین در کشور هنوز به این نکته که آمریکا بدعهد، جنایتکار و پلید است باور ندارند. از سوی دیگر اسرائیل که دست پرورده جنایتکاران است، امروز یک خطای استراتژیک انجام داده و بیرون رفتن از این باتلاق برایش بسیار سخت خواهد بود. اینبار تمام کردن جنگ قطعا با ایران است.

اینکه بخواهند مزورانه و درعین حال ماکیاولیستی با ملت ایران رفتار کنند، امکان پذیر نیست چون ملت ایران پای آرمان و ارزش‌ها و وطن خود ایستاده است و وطن خود را تحت هیچ شرایطی رها نخواهد کرد. صرف نظر از برخی وطن فروشانی که در خارج از کشور هستند و با جنایتکاران همراهی می‌کنند، مردم ایران پشتوانه واقعی نیروی‌های مسلح این کشور هستند و امیدوارم این حمایت‌ها نتایج خوبی به همراه داشته باشد.

******

سیدالشهدای‌‌ ایران

روزنامه فرهیختگان نوشت:

ترور رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تلاش مشترک رژیم و آمریکا با هدف اسیر کردن ایران در غم و خشم سلحشورترین سربازش بود. فقدان شخصیتی چون شهید آیت‌الله خامنه‌ای اگر چه سخت و سنگین است؛ اما ایران نشان داد که تا چه اندازه ساختار قدرتمندی دارد. این را ایران نه در کلام که در شلیک موشک‌ها و پهپاد‌هایش به جهانیان نشان داد. این البته برخلاف تصور دشمن بود. قرار بود ابتدا بازوی نظامی وارد عرصه شود و زمینه را برای مزدوران داخلی فراهم کند؛ اما حداقل آن‌ها تا این لحظه نتوانسته‌اند به اهدافشان دست پیدا کنند. دشمن تصور می‌کرد با ترور رهبری، ارکان کشور متزلزل شده و مزدوران آن‌ها می‌توانند علیه نظام قیام کنند. برخلاف رؤیاپردازی‌های واشنگتن و تل‌آویو، نه‌تنها آشوبی رخ نداد، بلکه میلیون‌ها ایرانی به‌صورت خودجوش به خیابان‌ها آمدند تا در سوگ رهبر خود «بایستند».

از دقایق ابتدایی اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب، میادین اصلی شهر‌ها به‌ویژه مراکز تهران، شاهد حضور حماسی جمعیتی بود که بدون اعتنا به تهدیدات نظامی و انفجار‌های احتمالی، بر تداوم راه «امام شهید» تأکید کردند. این واکنش فراتر از مرز‌ها نیز امتداد یافت و موجی از انزجار علیه جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی را در سراسر جهان اسلام، از بغداد و بیروت تا کشمیر و لکنو، برانگیخت. حمله به کنسولگری‌های آمریکا در برخی کشور‌های منطقه نشان داد که تعرض آن‌ها علیه ایران، آغاز یک خیزش جهانی علیه متجاوزان است.

دیروز صد‌ها هزار ایرانی هم‌زمان با اعلام شهادت رهبر انقلاب، به‌صورت خودجوش در سراسر کشور به سمت میادین اصلی شهر حرکت و سوگواری کردند. عزاداران با پرچم‌های سیاه در دست، شعار‌هایی مانند «عزا، عزا است امروز روز عزا است امروز / خامنه‌ای رهبر پیش خداست امروز» و «یا حسین، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل» سر می‌دادند. حضور سنگین جمعیت حاضر در میدان انقلاب در حالی بود که تجاوزات آمریکایی - صهیونی به کشورمان همچنان ادامه داشت و مردم بدون اعتنا به خطر حملات و انفجار‌های احتمالی به حضور و سوگواری در میادین ادامه دادند. 

در استان‌های دیگر نیز سوگواران از همان ساعات ابتدایی اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب با بی‌تابی خود را به میادین و مساجد رساندند. در قزوین، مردم در مساجد حاضر شدند و سوگواری کردند. شیرازی‌ها با حضور در حرم مطهر شاه‌چراغ(ع) به عزاداری پرداختند و زنجانی‌ها هم در میدان انقلاب شهرشان عزاداری کردند. مردم شهر یاسوج تجمع گسترده‌ای در شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار کردند و در سوگ رهبر انقلاب با دم «وای علی کشته شد/ شیرخدا کشته شد» به سر و سینه زدند.

مردم اصفهان هم با حضور پررنگ خود در میدان نقش‌جهان، به‌صورت خودجوش مراسم عزاداری پرشوری برگزار کردند و در مشهد نیز اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب در آستان قدس رضوی، حال‌وهوای عجیبی به فضای حرم مطهر بخشید. اقشار مختلف مردم کردستان نیز با حضور در مسجد جامع سنندج، همبستگی ملی و اندوه را به تصویر کشیدند. مردم سنندج بعد از تجمع، از مقابل مسجد تا میدان انقلاب سنندج شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند و خواستار انتقام از عاملان شهادت رهبر انقلاب شدند.

******

پسرک بی‌غیرت، مزدوری پهلوی را بیش از پیش اثبات کرد

تاریخ دویست‌سال اخیر ایران، مملو از شاهان و سیاستمدارانی است که روح جمعی جامعه ایرانی را نشناخته و با دلباختگی و ذلت در برابر قوای خارجی و امتیاز دادن به دولت‌های بیگانه، منفور مردم ایران شدند. روح‌جمعی و ذهنیت اجتماعی جامعه ایرانی، فارغ از عقیده و جناح سیاسی، بشدت با وابستگی سیاسی حکومت به دولت‌های خارجی مخالف است و از حاکمان دست‌نشانده عمیقا متنفر.

حالا شاه‌بچه پهلوی که نه‌ تاریخ خوانده و نه حتی سرنوشت پدر و پدربزرگش را مرور کرده، رسما در کنار دولت آمریکا و اسرائیل ایستاده، پیام تشکر  از آمریکا بابت حمله به‌خاک کشورش می‌دهد، فراخوان همکاری به سازمان سیا می‌دهد و در روزی که کشورش زیر بمباران دشمن است و ‌۱۷۰ دختر دانش‌آموز دبستانی تکه‌تکه شده‌اند، کشته شدن ۳ نظامی آمریکایی به دست سربازان ایران را تسلیت می‌گوید! هرچه از وابستگی و دست‌نشاندگی حکومت پهلوی گفتیم و انکار کردند، پسرک بی‌غیرتشان یک‌شبه اثبات کرد.

******

آیا هنوز جایی برای مذاکره باقی مانده است؟

سایت تابناک نوشت:

مصاحبه اخیر عباس عراقچی وزیر امور خارجه با شبکه آمریکایی ABC News بار دیگر بحث سیاست مذاکره با آمریکا را به فضای رسانه‌ای بازگرداند. عراقچی در این مصاحبه تأکید کرد که در حال حاضر هیچ ارتباط مستقیمی میان ایران و آمریکا وجود ندارد، اما اگر طرف آمریکایی قصد گفت‌وگو داشته باشد، مسیرهای دیپلماتیک برای تماس مشخص است. در همین حال، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره تمایل به مذاکره با آنچه «رهبران جدید ایران» خوانده، واکنش‌های گسترده‌ای ایجاد کرد. ترامپ مدعی شده است که آماده گفت‌وگو با ایران است.

شاید یادآوری چند تجربه تلخ و سابقه مذاکراتی با آمریکا به دوستان وزارت خارجه خالی از لطف نباشد. فقط کافیست مقداری به حافظه خود رجوع کنند، مهم‌ترین نمونه این تجربه، توافق هسته‌ای موسوم به برجام بود؛ توافقی که با حضور ایران و چند کشور اروپایی امضا شد و در ابتدا به عنوان نمونه‌ای از موفقیت دیپلماسی چندجانبه معرفی شد اما با خروج یکجانبه دولت ترامپ از برجام اعتماد سیاسی به آمریکا بار دیگر آسیب جدی دید. این اتفاق نشان داد که توافقات بین‌المللی بدون تضمین اجرایی واقعی، در برابر تغییر دولت‌ها در واشنگتن آسیب‌پذیر هستند.

بعد از قضیه برجام و در دولت چهاردهم، دو مرتبه ارد مذاکره در موضوع هسته‌ای با آمریکا شدیم، در مرحله نخست این مذاکرات و در اواسط آن مورد حمله رژیم صهیونیستی و همچنین آمریکا قرار گرفتیم بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی کشورمان، دانشمندان هسته‌ای و هموطنانمان به شهادت رسیدند و چندین سایت هسته‌ای ما مورد اصابت قرار گرفت. 

در مرحله دوم مذاکرات با آمریکا دوباره این تجربه تلخ تکرار شد و در بهبوحه مذاکرات مورد حملات سبوعانی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار قرار گرفتیم، به نحوی که منجر به شهادت حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی کشورمان شد. از این منظر، تقابل سیاسی و نظامی همچنان بخشی از راهبرد کلان آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن ارزیابی می‌شود.

اکنون  سوالی که در این ارتباط مطرح است این است که چرا باید بار دیگر به میز مذاکره‌ای بازگشت که سرشار از تجارب تلخ است؟ در کنار تجربه برجام، خروج یکجانبه آمریکا از توافقات، تحولات منطقه‌ای و اخیرا شهادت رهبر انقلاب، آیا هنوز می‌توان درباره اعتماد به واشنگتن صحبت کرد؟

 آمریکای جنایتکار در ادوار مختلف ثابت کرده که مذاکره برای او بیشتر به یک چرخه تکراری فشار و امتیازگیری سیاسی شباهت دارد. دیپلماسی باید همراه با تضمین‌های واقعی و رفتار عملی طرف مقابل باشد، نه صرفاً بر اساس وعده‌های سیاسی. مذاکره بدون تضمین، سیاست خارجی باید بر اساس تجربه تاریخی، قدرت چانه‌زنی و حفظ منافع راهبردی طراحی شود.

اظهارات عراقچی در مصاحبه با ABC News و این نوع مواضع نباید بدون در نظر گرفتن تجربه‌های گذشته در سیاست خارجی به کار گرفته شود. در نهایت، این پرسش همچنان در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح است که آیا با توجه به دشمنی تاریخی آمریکا با ایران و تجربه خروج واشنگتن از توافقات بین‌المللی، اساساً مذاکره با آمریکا می‌تواند منافع پایدار برای کشور ایجاد کند یا اینکه تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد؟

******

جمهوری اسلامی؛ نظامی پایدار که مثل ساعت، دقیق کار می‌کند

سایت بولتن‌نیوز نوشت:

اتفاقی که رخ داده چنان بزرگ است که به علت معاصرت با آن، درک درستی از آن نداریم. البته این تنها منحصر به این واقعه نیست. همه اتفاقات بزرگ در زمان وقوع‌شان چنین هستند. و این واقعه بزرگ هم مستثنی نیست. واقعه شهادت امام امت و درسی که حالا سه روز  پس از آن، به ما منتقل می‌شود.

خیلی‌ها، چه آنهایی که چشم دیدن جمهوری اسلامی را نداشتند و بی‌تعارف تعدادی از آنهایی که عاشق و سینه چاک نظام بوده و هستند، سالهای سال یعنی تا دقیقاً تا پیش از شهادت امام امت، تصور می‌کردند قائم بودن و حیات این نظام الهی، موکول و وابسته به حیات شخص امام شهید است.

اما حالا این واقعه باور نکردنی رخ داده است. هزاران هزار بار دعا کردیم خداوند از جان ناقابل ما بردارد و بر عمر امام شهید ما بیفزاید. اما حالا که مشیت الهی بر این امر واقع شده، شاهد یک اتفاق شبه معجزه هستیم. اتفاقی که خیلی‌ها فکرش را هم نمی‌کردند. و آن اینکه جمهوری اسلامی باقی‌ست. و باقی خواهد ماند.

شاید تا قبل از وقوع واقعه‌ هولناک شهادت امام امت، به آنهایی که تصور میکردند نظام وابسته به حضور شخص ایشان است می‌گفتیم چنین نیست و نظام باقی خواهد ماند همانطور که اسلام پس از شهادت پیامبر نیز باقی ماند، این ادعا را عملی ندانسته و پیش خودشان می‌گفتند فقط باید معجزه‌ای رخ دهد تا جمهوری اسلامی در آن شرایط باقی بماند. و حالا باید به این جماعت گفت: بفرمایید معجزه! امام امت شهید و از پیش ما رفت اما جمهوری اسلامی هست و باقی خواهد ماند به اذن الله، ان شاالله.

******

چرایی ترور رهبری و فرماندهان توسط آمریکا و اسرائیل

حسین علایی، تحلیلگر و فرمانده نیروی دریایی سپاه در دوران دفاع مقدس در سایت جماران نوشت:

آنها در جنگ فعلی به دنبال نابود کردن ستون‌های اساسی قدرت مردم ایران یعنی رهبری، فرماندهان عالی نظامی، قدرت رسانه‌ای، تصمیم‌گیرندگان کشور و زیرساخت‌های موشکی، دریایی، انتظامی، امنیتی و مراکز سپاه و بسیج است که به عنوان قدرت سازمان‌ده مردم هستند. جنگ دوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران از صبح روز شنبه نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ آغاز گردید. این جنگ با بمباران وسیع بیت رهبری شروع شد و با کمال تأسف و تأثر آیت‌الله خامنه‌ای و چهار تن از اعضای خانواده ایشان و تعدادی از مقامات عالی‌رتبه نظامی و اعضای شورای دفاع در جریان جنایات ترامپ و نتانیاهو به شهادت رسیدند.

در جنگ اول، مهمترین هدف آمریکا و اسرائیل، از بین بردن قدرت هسته‌ای و قدرت دفاعی ایران بود، اما در این جنگ ناجوانمردانه، هدف آنها نه تنها جمهوری اسلامی بلکه نابودی ایران و سپس به دست گرفتن کنترل کامل ایران است. ایرانی که انقلاب اسلامی، این سرزمین بزرگ را با قدرت عظیم مردم از دست آنها خارج کرده بود. به همین دلیل است که آنها در جنگ فعلی به دنبال نابود کردن ستون‌های اساسی قدرت مردم ایران یعنی رهبری، فرماندهان عالی نظامی، قدرت رسانه‌ای، تصمیم‌گیرندگان کشور و زیرساخت‌های موشکی، دریایی، انتظامی، امنیتی و مراکز سپاه و بسیج است که به عنوان قدرت سازمان‌ده مردم هستند.

در این جنگ آنها «همه ایران» و «سلطه کامل بر ایران» را می خواهند. آنها به دنبال اسارت کامل مردم ایران از طریق کشتار بی‌رحمانه آنان مثل کشتار دانش‌آموزان دختر در میناب و لامرد و حمله به بیمارستان گاندی هستند. راه درست هم همان است که مردم در این چند روز از خود نشان داده‌اند و آن هم حضور انبوه آحاد مختلف در خیابان‌ها و محله‌ها برای حفظ ایران عزیز و پشتیبانی از نیروهای مسلح به منظور بقای یکپارچگی سرزمین ایرانِ سربلند و جلوگیری از به خطر افتادن تمامیت ارضی ایران است.

******

شاهکار سپاه/ استراتژی پیچیده ای که موجب نرخ آتش ۲ برابری نسبت به جنگ ۱۲ روزه شد 

سایت مشرق‌نیوز نوشت:

پس از حمله جنایتکارانه مشترک ارتش امریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، بلافاصله عملیات انتقام جویانه نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه سرزمین های اشغالی و پایگاه ها و منافع راهبردی ایالات متحده در کشورهای منطقه با نام "وعده صادق۴" آغاز شد. تنها دقایقی پس از شروع تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل علیه کشورمان، امواج پیاپی شلیک موشک های بالستیک و پهپادهای انتحاری به سمت اهداف دشمن آغاز شده و ده ها مورد اصابت دقیق به حساس ترین تاسیسات و تجهیزات نظامی آنها رخ داد.

عملیات نیروی هوافضای سپاه از حیث حجم بسیار بالای پرتابه های شلیک شده بسیار درخشان بوده و موجب شگفتی کارشناسان نظامی شده است. اگرچه تا کنون سپاه تعداد دقیق موشک ها و پهپادهای شلیک شده خود را اعلام نکرده است اما دست کم اطلاعات منتشر شده از سوی اسرائیل و برخی کشورهای عربی که میزبان پایگاه های نظامی امریکا در خاک خود هستند نشان می دهد حجم بی سابقه ای از موشک های بالستیک به سمت آنها شلیک شده که نسبت به تمامی عملیات های گذشته نیروی موشکی سپاه منحصر به فرد است.

یکی از مهمترین تفاوت های عملیات موشکی سپاه در جنگ اخیر نسبت به جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، فاصله بسیار کوتاه تجاوز نظامی دشمن و پاسخ انتقام جویانه نیروی هوافضای سپاه بود. در جنگ ۱۲ روزه از زمان شروع تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی، حدود ۱۷ ساعت طول کشید تا موج سنگین حملات موشکی ایران علیه سرزمین های اشغالی آغاز شود؛ این در حالی است که در عملیات اخیر این مدت زمان حتی به ۱ ساعت نیز نرسیده و بلافاصله پایگاه های موشکی ایران در سراسر کشور شروع به پرتاب انبوه موشک و پهپاد به سمت دشمن کنند.

نخستین و مهمترین عامل در این موضوع، صدور فرمان آتش به اختیار از مدت ها قبل به کلیه یگان های تهاجمی سپاه در کشور بود؛ کلیه خدمه و فرماندهان پایگاه ها از قبل دستورات و مختصات شلیک خود را دریافت کرده و در کوتاه ترین زمان ممکن از شروع تجاوز نظامی دشمن دست به پرتاب انبوه موشک و پهپاد به سمت اهداف تعیین شده زدند.

دومین فاکتور مهم، استراتژی پراکنده سازی تیم های شلیک در ده ها نقطه مختلف بود که موجب شد تا دشمن هرگز نتواند بر روی چند شهر موشکی خاص تمرکز داشته و در کار شلیک موشک ها اخلال ایجاد کند؛ در حالی که هیچ خللی در مبحث پرتاب انبوه مشابه عملیات های گذشته پیش نیامد (و حتی بیشتر شد) تعداد تلاش های موفق نیروی هوایی اسرائیل در حمله به پرتابگرهای موشکی ایران نیز نسبت به جنگ گذشته به شکل قابل توجهی کاهش یافت. بنابراین با تکیه بر دو عامل "آتش به اختیاری واحدها" و "پراکنده سازی واحدهای شلیک" نرخ آتش یگان موشکی سپاه در روز نخست جنگ اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافت.

مقامات رسمی رژیم صهیونیستی و رسانه های همسو با آنها پس از جنگ ۱۲ روزه مدعی بودند بیش از ۷۰ درصد از پرتابگرهای موشکی هوافضای سپاه را نابود کرده و با حملات به صنایع موشک سازی یا شهرهای زیرزمینی ایران، نرخ تولید موشک های بالستیک کشورمان را نیز به شدت کاهش داده اند و ایران دیگر هرگز قادر نخواهد بود عملیات هایی مشابه وعده صادق۲ و ۳ را اجرا کند؛ ادعای مضحکی که طی عملیات وعده صادق۴، واهی بودن آن مشخص شد.