بهترین راه برای رسیدن به احساس خوشبختی در شرایط سخت

  4041127095 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

پیدا کردن معنا در زندگی به ما کمک می‌کند که به احساس خوشبختی برسیم. آیا فقط برای زنده ماندن از خواب بیدار می‌شوید یا برای خدمت به چیزی بزرگتر از خودتان؟ آیا در زندگی فقط حرکت می‌کنید یا به یک هدف، حتی کوچک، متصل هستید؟ آیا از دنیا می‌خواهید که شما را خوشحال کند یا از طریق کاری که انجام می‌دهید به زندگی خودتان معنا می‌دهید؟

پیدا کردن معنا در زندگی به ما کمک می‌کند که به احساس خوشبختی برسیم. آیا فقط برای زنده ماندن از خواب بیدار می‌شوید یا برای خدمت به چیزی بزرگتر از خودتان؟ آیا در زندگی فقط حرکت می‌کنید یا به یک هدف، حتی کوچک، متصل هستید؟ آیا از دنیا می‌خواهید که شما را خوشحال کند یا از طریق کاری که انجام می‌دهید به زندگی خودتان معنا می‌دهید؟ افراد شاد افرادی بدون مبارزه نیستند. آنها افرادی هستند که چیزی را پیدا کرده‌اند که ارزش مبارزه برای آن را دارد.

بسیاری از مردم خوشبختی را با لذت اشتباه می‌گیرند. آنها فکر می‌کنند خوشبختی نوعی سرگرمی، راحتی، فرار از درد و هیجان مداوم است. اما لذت به سرعت محو می‌شود و وقتی محو می‌شود، پوچی برمی‌گردد.

افراد خوشبخت چیزی را می‌فهمند که اکثر مردم هرگز یاد نمی‌گیرند. شادی و خوشبختی به معنای احساس خوب همیشگی نیست. شادی و خوشبختی به معنای این است که احساس کنید زندگی‌تان معنا دارد.

  • معنا حتی در هنگام درد، قدرت می‌دهد.

  • معنا حتی در هنگام سردرگمی، جهت می‌دهد.

  • معنا، شادی را زنده نگه می‌دارد وقتی لذت از بین می‌رود.

 

یک مثال مهم در باب پیدا کردن معنا

دو مرد را تصور کنید. هم سن، هم شغل، هم حقوق که هر دو ساعات طولانی کار می‌کنند. هر دو ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می‌شوند. هر دو لباس فرم یکسانی می‌پوشند. هر دو هر روز صبح با یک اتوبوس شلوغ به محل ساخت و ساز می‌رسند. تمام روز زیر آفتاب داغ آجر حمل می‌کنند. دست‌هایشان زبر است. پیراهن‌هایشان خیس عرق است. همان ناهار ارزان را از یک کیسه کاغذی می‌خورند. با کمر درد و چشمان خسته به خانه برمی‌گردند. اما در حالی که زندگی‌شان از بیرون یکسان به نظر می‌رسد، زندگی‌شان در درون کاملاً متفاوت است.

مرد اول هر روز با خشمی در سینه از خواب بیدار می‌شود. او با خودش می‌گوید: «این زندگی بی‌فایده است. به من نگاه کن که مثل یک ماشین کار می‌کنم. باید کار بهتری انجام می‌دادم. باید بیشتر داشتم. این دنیا ناعادلانه است. از این شغل متنفرم. از این زندگی متنفرماو هر ثانیه را در محل کار می‌شمارد. هر ساعت مانند یک مجازات به نظر می‌رسد. هر کاری بی‌معنی به نظر می‌رسد و هر چه می‌گذرد بیشتر شکایت می‌کند. وقتی به خانه می‌رسد، از حال می‌رود. با کسی صحبت نمی‌کند. تلویزیون را روشن می‌کند تا فرار کند. خوب نمی‌خوابد. دوباره با تلخی بیشتر، خشم بیشتر و امید کمتر از خواب بیدار می‌شود.

حالا به مرد دوم نگاه کنید. همان شغل، همان آجرها، همان عرق. اما وقتی بیدار می‌شود، دو دقیقه در سکوت می‌نشیند. به عکس دخترش که به دیوار چسبانده شده نگاه می‌کند. با خودش زمزمه می‌کند: «من این کار را برای او انجام می‌دهم. می‌خواهم درس بخواند، رشد کند، فرصت‌هایی داشته باشد که من هرگز نداشتم. این کار سخت است، اما به زندگی من معنا می‌دهداو با قدرتی آرام لباس می‌پوشد. او سخت کار می‌کند. هنوز عرق می‌کند، اما آن آجرها را با غرور حمل می‌کند. برای همکارانش جوک تعریف می‌کند. در حین کار آهنگی زمزمه می‌کند. ساختمانی را که آنها می‌سازند می‌بیند و فکر می‌کند: «روزی خانواده‌ها اینجا زندگی خواهند کرد. بچه‌ها اینجا بازی خواهند کرد. من فقط آجر حمل نمی‌کنم. من دارم چیزی واقعی می‌سازماو در پایان روز خسته است، اما وقتی به خانه می‌رسد، دخترش را در آغوش می‌گیرد. شام را با همسرش می‌خورد. شب‌ها چشمانش را می‌بندد و می‌گوید: «من ثروتمند نیستم، اما مفید هستم. من با معنا زندگی می‌کنم».

همان کار، همان درد، همان دنیا. اما یکی احساس زندانی بودن می‌کند و دیگری احساس سازنده بودن. این کاری است که معنا انجام می‌دهد.

  • معنا درد را از بین نمی‌برد، اما به درد هدف می‌دهد.

  • معنا زندگی را آسان‌تر نمی‌کند، اما زندگی را ارزشمند می‌کند.

حالا از خود بپرسید، آیا فقط برای زنده ماندن از خواب بیدار می‌شوید یا برای خدمت به چیزی بزرگتر از خودتان؟ آیا در زندگی فقط حرکت می‌کنید یا به یک هدف، حتی کوچک، متصل هستید؟ آیا از دنیا می‌خواهید که شما را خوشحال کند یا از طریق کاری که انجام می‌دهید به زندگی خودتان معنا می‌دهید؟

افراد شاد افرادی بدون مبارزه نیستند. آنها افرادی هستند که چیزی را پیدا کرده‌اند که ارزش مبارزه برای آن را دارد.

  • می‌تواند کودکی باشد که دوست دارند.

  • رویایی که از آن دست نکشیده‌اند.

  • قولی که به خودشان داده‌اند.

  • ارزشی که از آن دست نمی‌کشند.

  • امیدی خاموش که می‌گوید: «من برای هدر دادن این زندگی به دنیا نیامده‌ام

وقتی بی‌هدف زندگی می‌کنید، حتی بهترین زندگی هم پوچ به نظر می‌رسد. اما وقتی با معنا زندگی می‌کنید، حتی روزهای سخت هم زیبایی دارند. این چیزی است که مرد دوم کشف کرد.

 

چکار باید کرد؟

این چیزی است که شما هم می‌توانید کشف کنید. پس دیگر نپرسید که زندگی کی مرا خوشحال خواهد کرد. از خودتان بپرسید که چطور می‌توانم همین الان به زندگی‌ام معنا بدهم، چون معنا به آرامش می‌افزاید و آرامش پایه و اساس خوشبختی واقعی و تزلزل‌ناپذیر می‌شود.

بنابراین امروز نفس عمیقی بکشید، شانه‌هایتان را پایین بیندازید، فکتان را شل کنید، نه به این دلیل که زندگی آسان است، بلکه به این دلیل که شما سزاوار آرامش هستید، حتی وقتی زندگی سخت است.

شما ماشین نیستید. شما یک روح هستید و روح شما هرگز برای این ساخته نشده که با ترس، شرم یا فشار پیش برود. روح شما برای سکون، خنده، معنا، عشق، لحظات آرام ساخته شده است. خوشبختی این نیست که همیشه لبخند بزنی، خوشبختی این است که حتی وقتی همه چیز عالی نیست، در لحظه حال باشید. پس اگر خسته هستید، استراحت کنید. اگر زمین خورده‌اید، نفس بکشید. اگر شکست خورده‌اید، تأمل کنید. اگر چیزی را از دست داده‌اید، سوگواری کنید. اما از حضور داشتن در لحظه دست نکشید.

خوشبختی نه از آن نوع پر سر و صدا که در اینستاگرام نشان می‌دهند بلکه از نوع درونی آن که پایدار است:

  • توانایی احساس شادی حتی در هرج و مرج

  • توانایی یافتن نور حتی در تاریکی

  • توانایی لبخند زدن بدون نیاز به دلیل

خوشبختی شانسی نیست. خوشبختی یک زندگی بی‌نقص نیست. خوشبختی چیزی نیست که دیگران به دست آورند و شما نداشته باشید. خوشبختی یک مهارت است و مانند هر مهارتی می‌توان آن را تمرین کرد و مانند هر مهارتی با گذشت زمان بهتر می‌شود و مانند هر مهارتی به کسانی تعلق دارد که برای آن تلاش می‌کنند.