گزارش الف از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر / ۱۰ از ادای دین به شهدا تا مبارزه با فساد اقتصادی

  4041121029 ۱ نظر، ۲ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار

در دهمین روز جشنواره فیلم فجر از سه پیشکسوت سینمای ایران و از یک بازیگر مصری که در فیلمی از سینمای ایران حضورداشت، تقدیر شد.

به گزارش الف، دهمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر را باید روز بزرگداشت از پیشکسوت های سینما نامید. چنانکه پیش از شروع جشنواره برنامه ریزی شده بود، در این دوره قرار بود طی مراسمی محسن روشن، اسفندیار شهیدی و آزیتا لاچینی مورد تقدیر قرار بگیرند.

در این مراسم که در پردیس سینمایی ملت برگزار شد، ابتدا به محسن روشن پرداخته شد و سپس کلیپی ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا درباره این صدابردار به نمایش در آمد. متاسفانه محسن روشن به دلیل بیماری در مراسم حاضر نشده بود و به جای او یکی از شاگردانش (آرش قاسمی) به روی صحنه آمد و لوح او را گرفت. در پایان این بخش، به پاس سال‌ها فعالیت هنری محسن روشن، سیمرغ یادگاری چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به این هنرمند پیشکسوت اهدا شد.

سپس نوبت به اسفندیار شهیدی ( مدیر فیلمبرداری سینما)  رسید و اثر کوتاهی درباره زندگی این هنرمند پخش شد. در ادامه شاهسواری با اشاره به تلاش‌های صورت‌گرفته برای تهیه کلیپ این مراسم افزود: با جست‌وجوی فراوان و کمک دوستان، توانستیم عکس‌ها و صداهایی را پیدا کنیم تا این یادآوری به شکل درستی انجام شود.

دبیر جشنواره همچنین به شرایط جسمانی اسفندیار شهیدی اشاره کرد و گفت: ایشان در حال حاضر به دلیل شرایط جسمانی امکان حضور در مراسم را ندارند، اما خوشحالیم که بستگان‌شان، از جمله فرزندان، خواهر و برادرشان در این مراسم حضور دارند. در ادامه مراسم، لوح یادبود جشنواره به نمایندگان خانواده اسفندیار شهیدی تقدیم شد.

به جای اسفندیار شهیدی که به دلیل بیماری در بیمارستان به سر می برد، دخترش به روی صحنه آمد و ضمن دریافت لوح تقدیر پدر، پیام صوتی را از اسفندیار شهیدی پخش کرد پس از آن دختر شهیدی از حضار خواست تا برای سلامتی پدرش دعا کنند.

سرانجام نوبت به آزیتا لاچینی رسید که در ابتدا فیلم کوتاهی درباره  زندگی این بازیگر با روایت خودش پخش شد. سپس با حضور رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی و منوچهر شاهسواری از آزیتا لاچینی تجلیل شد.

پس از آن آزیتا لاچینی -بازیگر سینما و تئاتر- در سخنان کوتاهی با ابراز خوشحالی از حضور در این مراسم گفت: زندگی‌نامه‌ام را بارها خوانده‌اید و می‌دانید چگونه زندگی کرده ام و خداوند  را شاکرم.

آریتا لاچینی ضمن اشاره به اینکه جوانان دغدغه اصلی من هستند،  خطاب به آنها گفت: شما گل‌های این وطن هستید. سعی کنید وطن ما همیشه پُرگل بماند. وقتی جوان‌های ایرانی نبوغ‌شان را نشان می‌دهند، تمام جهان خیره به آن شده و  از آن بهره می‌گیرد.

لاچینی با اشاره به اهمیت تداوم نسل و پویایی جامعه افزود: دیگر از ما گذشته، اما آن‌هایی که می‌توانند، حتماً بچه‌دار شوند تا این مملکت تک و تنها نماند.

در این روز از سلاف فواخرجی بازیگر جهان عرب که برای تماشای «سرزمین فرشته‌ها» از مصر به ایران آمده بود، تجلیل شد. او در این مراسم از هدیه تهرانی و لیلا حاتمی به عنوان بازیگران محبوب ایرانی اش نام برد. او همچنین به سفر به ایران و توصیه بسیاری برای صرف نظر کردن از این سفر اشاره کرد و گفت حالا من هم یک ایرانی هستم و باید به اینجا می آمدم.

در مراسم تجلیل از این بازیگر عرب، علیرضا زاکانی (شهردار تهران)، مهدی چمران (شورای شهر تهران) و اعلمی (رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری)، منوچهر شاهسواری (دبیر جشنواره فیلم فجر ملی)، محمدمهدی دادمان (مدیر حوزه هنری) و جعفریان (رییس سازمان سینمایی سوره) به همراه رائد فریدزاده (رئیس سازمان سینمایی، منوچهر محمدی (تهیه کننده) و بابک خواجه پاشا (کارگردان) و ... حضور داشتند و هرکدام به نوبه خود از خانم سلاف فواخرجی تقدیر کردند.

در دهمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ۳ فیلم به مرحله اکران رسیدند. اولین فیلم«کارواش»، به کارگردانی احمد مرادپور، دومین فیلم«آندو»، به کارگردانی مرتضی رحیمی و سومین فیلم«اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی در پردیس سینمایی ملت به نمایش در آمدند.      

«کارواش»، به کارگردانی احمد مرادپور قرار است یک فیلم داستانگو با موضوع فساد اقتصادی و پولشویی باشد؛ معضلی که در لایه های درونی سیاسی اجتماعی جامعه امروز نمونه های آن کم نیستند و در گذشته اگر این مفسده ها کمتر رسانه ای می شدند، این روزها به دلیل حضور فضای مجازی نمونه های آشکار شده آن فراوانند. رویکرد احمد مرادپور  به این معضل مبتلابه جامعه ایرانی، به دلیل کمی شعار زدگی لطف خود را از دست داده است.  امیر آقایی در نقش یک مامور مالیاتی که با یک پرونده پیچیده اقتصادی و پولشویی روبه رو شده، همچون همیشه بازی قابل قبولی ارائه کرده است، اما مشکل عمده فیلم افتادن در دام شعارزدگی و عدم توانایی فیلمساز در پرداخت دراماتیک ایده اصلی آن است. به همین دلیل بیشتر به یک بیانیه ضد فساد بدل شده است تا درامی که در متن خود از چنین مضمونی برخوردار است.

احمد مرادپور در نشست مطبوعاتی فیلم گفت: «فیلمنامه‌ای که عباس نعمتی نوشته بود، از موضوعات ملتهب بود و زندگی و معیشت مردم را نشان می‌داد، همین باعث شد علاقه‌ام به فیلمنامه بیشتر شود. ما به جای نشانه گرفتن افراد چرخه‌ای را که باعث شکل‌گیری این فساد می‌شود، در نظر گرفتیم. عادی شدن این اتفاقات خطرناک است. «کارواش» دنبال اتهام زدن به اشخاص نیست بلکه می‌خواست چرخه‌ای را که باعث این مشکلات می‌شود و مردم را در رنج و عذاب می‌اندازد بررسی کند. به نهادهای حکومتی هشدار دهد که اگر جلوی این چرخه را نگیرد خیلی چیزها به فروپاشی می‌رسد.»

«آندو» ساخته مرتضی رحیمی یکی دیگر از فیلمهای مرتبط با دفاع مقدس است که در جشنواره امسال به نمایش در آمد. فیلمساز کوشیده با دستمایه قرار دادن داستانی ساده ، ادای دینی داشته باشد به شهدای ایل بختیاری. فیلمنامه بر پایه زندگی واقعی شهید نوجوان ۱۲ ساله، «ظفر خالدی» شکل گرفته است. شهید خالدی یکی از خردسال‌ترین شهدای کشور است که در منطقه عملیاتی شلمچه حضور داشت و به همراه برادرش به شهادت رسید.

در آندو از دریچه نگاه یک کودک تلاش شده به یکی از دوره های مهم تاریخ دفاع مقدس پرداخته شود. فیلمساز با زبانی ساده و نگاهی انسانگرایانه به جنگ نزدیک شده و در رهگذر روایت داستانی ساده به دلدادگی‌ها، فداکاری‌ها و اثرات عاطفی و اجتماعی جنگ بر خانواده‌ها و کودکان را به تصویر بکشد. «آندو» بیشتر از آنکه روی خود جنگ تمرکز داشته باشد،  به روابط انسانی، امید و فقدان در بستر جنگ تأکید می‌کند و می کوشد مرد شدن کودک را در دنیایی که به آدم بزرگ ها تعلق دارد، روایت کند. اما متاسفانه فیلمساز به جای روایتی کودک محورانه از جنگ، جهان فیلم را ساده و تاحدی کودکانه کرده است، بنابراین به جای عمق یافتن رویکرد اصلی حاکم بر فیلم و  ساخت موقعیت‌های تأثیرگذار، به تحریک مستقیم احساسات متکی شده است و مفاهیمی همانند شهادت و خانواده های چشم انتظار و ... با پرداختی در سطح  و شعاری پیش روی مخاطب قرار گرفته است. 

مرتضی رحیمی در نشست مطبوعاتی فیلم، ضمن گرامی‌داشت یاد شهدای دفاع مقدس و به‌ویژه شهید ظفر خالدی، از حمایت‌های صورت‌گرفته برای تولید فیلم سخن گفت و سپس درباره هزینه های تولید آن گفت: این فیلم با تکیه بر سرمایه شخصی و با هدف ادای دین به شهدای بسیج و دفاع مقدس تولید شده است. سه سال برای ساخت آن تلاش کردیم و با وجود سختی‌ها پای کار ایستادیم.

رحیمی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع بودجه‌های سینمایی اشاره کرد و گفت: باید از برخی دوستان پرسید بودجه‌هایی که برای تولید  برخی فیلم‌ها اختصاص می‌یابد، چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟ آیا واقعاً چند نفر نوجوان شهید، ارزش این مبالغ را نداشتند که برخی می‌پرسند چرا از این فیلم‌های کلیشه‌ای می‌سازید؟

رحیمی همچنین تاکید کرد که سازندگان «آندو» بدون اتکا به بیت‌المال و با هزینه شخصی فیلم را تولید کرده‌اند: «ما هیچ ادعایی نداشتیم، فقط تلاش کردیم کاری انجام دهیم که ادای دِینی به شهدا باشد.»

«اردو بهشت» ساخته محمد داودی که در سانس سوم روز دهم جشنواره روی پرده رفت، یک فیلم اجتماعی تلخ است با حضور بازیگران حرفه ای چون حامد بهداد و شهرام حقیقت دوست جلوی دوربین رفته است. داستان فیلم که از زمینه ای واقعی برخوردار است، درباره مردی است که به‌ دلیل شرایط اقتصادی دشوار و بدهی‌های سنگین در تنگنا قرار  گرفته و همسرش خانه را ترک کرده است. هم‌زمان با این وضعیت نابسامان، دختر او به‌ همراه شش دختر دیگر در اردویی مدرسه‌ای در پارک شهر شرکت می‌کند، اما به‌طرز فاجعه‌باری همه آنها در آب غرق می‌شوند و ... مرد با قلبی شکسته و بار سنگین این تراژدی روبه‌رو است، در مواجهه با پیشنهادها و وسوسه‌های مختلف از جمله پیشنهادهای مالی و راه‌های آسان برای فرار از مسئولیت و فشارها و ... تصمیم می‌گیرد برای به‌دست آوردن حق‌خواهی و عدالت برای دخترش و خانواده‌اش مبارزه کند و از فرصت‌های ساده‌سازی‌ شده و فشارهای اجتماعی و اداری عبور کند و ...

فیلمساز که ایده اصلی فیلم را از ماجرایی واقعی گرفته است، کوشیده با گسترش دادن فیلمنامه ابعادی تازه بدان افزوده و یک اثر اجتماعی تاثیرگذار را پیش روی مخاطب قرار دهد.

محمد داودی در نشست مطبوعاتی فیلم ضمن احترام به روح ۶ دختر دانش‌آموزی که سال ۱۳۸۱ در حادثه پارک شهر جان خود را از دست دادند گفت: برای ما مهم پشت قضیه بود نه اینکه بخواهیم یک تاریخ نگاری صرف انجام دهیم. می‌خواستیم قصه‌ای عدالت‌خواهانه و حق طلبانه را از خانواده‌ای که حق آن نادیده‌ گرفته شده، نشان دهیم. «اردوبهشت» برای من فقط یک فیلم نبود، بلکه سند تاریخی یک دوره بود.

داودی درباره برخی شباهت‌ها به وقایع مختلف جامعه در سالهای گوناگون توضیح داد: اینکه همیشه (پوشیدن) رخت مشکی و فاجعه، ادامه‌دار می‌شود بر گردن فیلمساز نیست، این‌ها باید بیرون از سینما حل شود. سینماگر ناظر است و این دست تقدیر است که با برخی وقایع شبیه می‌شود.

اردوبهشت از بازی های خوب ، فیلمنامه ای قابل قبول و موسیقی اثرگذاری بهره می گیرد و توانسته است علیرغم زمان طولانی بیننده را تا پایان با خود همراه کند.