مادرخرج آشوبگران کجاست؟
روزنامه جوان نوشت:
میگویند بریتانیا دیگر کبیر نیست. خیلی حرف درستی است و از دهه های پیش همینگونه بوده است. اما روباه بهرغم سقوط قدرت سخت و قدرت اقتصادی و علمی، همچنان «شیطان نرم» خود را بیدار و فعال نگه داشته است و این یعنی وقتی جایی در دنیا علیه حاکمیت ملی هر کشوری آشوب میشود، باید ردپای این شیطان را دید، حتی اگر در حد توزیع اسکناسهای خرد پوند به میزان بضاعت مزجات پادشاهی مفلوک باشد. حتی اعتراف به فروپاشی بریتانیا در سخنان جکاستراو وزیرخارجه اسبق انگلیس که در اولین سالهای پرونده هستهای به ایران میآمد، نمایان بود؛ وقتی در کتاب «کار انگلیسیها» با الهام از ضربالمثل ایرانی «کار، کار انگلیسیهاست» از بیاعتمادی مردم ایران به انگلیسیها سخن گفت و نوشت: «یک ضربالمثل بین دیپلماتهای انگلیسی هست که به شوخی میگویند ایران تنها کشور جهان است که هنوز فکر میکند انگلیس یک ابر قدرت است!»
با این حال، دلایلی برای حفظ قدرت نرم انگلیسیها، به ویژه علیه کشورهایی که از دستدادن آنها برای انگلیسیها یک سوزش بزرگ تاریخی به حساب میآید، وجود دارد. در عصر جدید گاهی با خرج محدود در حوزههای نرم، کاری بسیار عظیم که حتی با هزینههای تریلیوندلاری و جنگهای ویرانگر به دست نمیآید، حاصل میشود. یکی از این کارها تسلیم سرزمینها به دست خود مردم یا به دست ایادی مزدور به دشمن است. این کارها را در برخی کشورهای اسم و رسمدار گاهی با یک چمدان پول میکنند و گاهی نرمنرمک با پولی که چند سال خرج میشود و زیاد فشار نمیآورد. مثلاً همین بیبیسی فارسی از آن کارهای نرم است که پول زیادی هم نمیخواهد. چند ایرانی را آنجا جمع کردهاند که در روز اول آَشوب بر طبل جنگ بکوبند و بگویند این یک جنگ است و حتی اگر یک میلیون آدم در ایران کشته شد، ارزشش را دارد. یعنی ریسمان اصلی که افسار آشوبگر را به جلو میکشد، آنجاست و در اینجا نیز هلدادن آشوبگر به جلو با پولپاشی مختصر.
به هر حال وقتی تفاوت ریال و پوند زیاد شد، کافی است برای آتشزدن یک آمبولانس یا بریدن سر پلیس چند اسکناس پوند خرج کنی و به مقصود برسی. حتی کار سادهتر و بیهزینهتری هم سفارت بریتانیا انجام داد که در اختیارقراردادن وایفای سفارت برای انتقال تصاویر از آَشوبهای ایران به بیبیسی بود. این کارشان خیلی چریکی بود، یعنی یک کار پارتیزانی در دل یک جنگ نرم بزرگ! به همینخاطر است که خرج نرم و مادرخرجشدن در آشوبهای ضد ملی جای خرج سخت را گرفته است.
بریتانیا و سفیرش که در این آشوب از روباه تا کفتار تغییر ماهیت دادند، تا آن صدراعظم هیتلرخو و زشتروی آلمانی که دو هفته پیش وعده داد دو روز دیگر کار ایران تمام است- مثل اسرائیلیها که در زمان جنگ دوازدهروزه به روسها گفتند آرام بگیرید دو روز دیگر کار ایران تمام است- باید پاسخگو شوند و ملت ایران دیر یا زود توان این را دارد که آنان را پاسخگو کند. سفیر انگلیس کجاست؟ مهم است که بدانیم او این روزها در ایران است یا بدون اعلام دلیل از ایران خارج شده است، زیرا وقتی اسنادی از پرداخت پول و مادرخرجشدن سفارت انگلیس برای آشوبگران منتشر میشود، تنها دلیلی که برای دنبال او گشتن، باقی میماند، همین است!
******
درک تمایل آمریکا به تجزیه ایران، پیچیده نیست
فواد ایزدی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی، درباره آشوبها و حملات تروریستی دیماه گفت و گویی را با روزنامه فرهیختگان انجام داده که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* در دو تا سه هفته گذشته، شاهد فاز دوم حملهای بودیم که پیشتر در خردادماه علیه کشور انجام شده بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی در آن مقطع به اهداف خود نرسیده بودند و به همین دلیل، با تغییر در سبک و روش، تلاش کردند مسیر جدیدی را دنبال کنند.
* افزایش قیمت دلار، از جمله رکوردزنی آن، چند روز پیش از سفر نتانیاهو به واشنگتن، کاملاً هدفمند بود. با توجه به ابزارهایی که این جریانها در بازار ارز در اختیار دارند، تلاش کردند همزمان با این سفر، قیمت ارز در ایران را افزایش دهند. مشخص نیست اعتراض اولیه با هدایت موساد بوده یا واکنشی طبیعی از سوی افرادی که از افزایش قیمت دلار متضرر شدهاند، اما آنچه قطعی است، وجود طراحی برای مراحل بعدی بوده است.
* پس از اعتراض ابتدایی، همان الگویی دنبال شد که پیشتر در کشورهای دیگر ذیل عنوان انقلابهای مخملی اجرا شده بود. در اوکراین و لیبی هم، ابتدا فشار اقتصادی و نارضایتی اجتماعی ایجاد شد و سپس با شلیک به معترضان و نیروهای پلیس، پروژه کشتهسازی و در نهایت حمله نظامی و سرنگونی حکومت دنبال شد.»
* تفاوت ایران با سایر کشورها در سطح درک و فهم سیاسی مردم است. زمانی که مردم متوجه شدند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، آن دسته که گلایههایی داشتند، وارد اغتشاش نشدند و آنهایی که نگاه مثبتتری داشتند، حماسه بزرگی را رقم زدند. این پروژه شکست خورد، اما نباید تصور کرد که فعالیتهای ضدایرانی متوقف شده است. ترامپ همچنان چند سال دیگر رئیسجمهور آمریکاست و بعید است این جریانها فعالیتهای خود را متوقف کنند. فاصله میان عملیات اول و دوم حدود هفت ماه بود و باید دید عملیات بعدی را به چه شکلی علیه ایران سازماندهی خواهند کرد.
* روزی که جمهوری اسلامی در توهم آنها سقوط کند، اسرائیل همان کاری را خواهد کرد که در روزهای سقوط دولت اسد انجام داد؛ یعنی آمدن و بمباران زیرساختهای ایران، نه فقط سایتهای نظامی، بلکه تمام زیرساختها. رژیم صهیونیستی این کار را در ایران نیز تکرار خواهد کرد. درک این واقعیتها پیچیده نیست؛ اینکه آمریکا به دنبال تجزیه ایران است، اولین گام است که باید متوجه آن شویم. همچنین باید درک کنیم که ترامپ که آدمی جنایتکار، خلافکار و متعرض به کودکان است، به دلیل مشکلات داخلیاش در بخش سیاست خارجی اقداماتی مانند ربودن رئیسجمهور کشور دیگر و طرح حمله به ایران را مطرح میکند.
******
اصلاحطلبان نگران دریافت خسارت اغتشاشات از سلبریتیها شدند!
در حالی که دمیدن برخی چهرههای مشهور و سلبریتیها در آتش اغتشاشات و حملات تروریستی دیماه، اظهرمنالشمس است و همین مسئله باعث شده تا علیه برخی از این افراد پروندههای قضایی تشکیل و حتی از دریافت خسارت اغتشاشات از آنان صحبت شود، یک رسانه اصلاحطلب به فضاسازی علیه این اقدام روی آورد. روزنامه اعتماد در اینباره نوشت:
«یكی از حاشیههایی كه پس از فروكش كردن حوادث اعتراضی اخیر از سوی برخی افراد و جریانات و رسانههای همسوی آنان، ترویج و تاكید میشود، مساله جبران خسارت از اموال و حساب معترضانی است كه به نحوی تلاش كردهاند اعتراض خود را با رویههای مدنی به گوش مسوولان برسانند. جدای از مردم معترض در این زمینه حتی پای سلبریتیهایی چون علی دایی، وریا غفوری، همایون اسعدیان، محمدمهدی عسگرپور و همه اعضای هیات رییسه خانه سینما كه بیانیهای اعتراضی را امضا كرده بودند، به میان آمده است. یكی از خبرگزاریهای اصولگرا حتی پا را فراتر نهاده و با راهاندازی كارزاری به نام «درخواست گرفتن خسارت و برخورد با سلبریتیها» تلاش كرد بهانهای برای برخوردهای تند با سلبریتیهای معترض و دریافت خسارت از آنان پیدا كند!
محسن برهانی، حقوقدان در اینباره میگوید: «همانگونه كه نقض مالكیت دولت و شهروندان توسط برخی افراد محكوم است و باید اقدام به جبران خسارت شود، اگر جبران خسارت و تحمیل مسوولیت جبران خسارت بر غیر مباشرین از جمله سلبریتیها، بازیگران و ورزشكاران باشد، این تحمیل مسوولیت خود نقض مالكیت محسوب میشود. توضیح مطلب آنكه از نظر شرعی و قانونی، اگر كسی اقدام به تلف كردن مال غیر نمود، خود وی مسوول است اما اگر گفته شود، علاوه بر مباشر ، معاون یا تحریككننده یا تاییدكننده این اقدام هم دارای مسوولیت هستند، این ادعا بر خلاف شرع و بر خلاف قانون است. متاسفانه در روزها اخیر، اخباری منتشر میشود در خصوص اینكه برخی خبرگزاریها و گروهی از شهروندان از دستگاه قضایی مطالبه مصادره اموال افرادی را میكنند كه این افراد اقدام به تایید یا تحریك سایرین جهت اعتراض و پیگیری مطالبات خود نمودند».
او ادامه میدهد: «چنین مطالبهای و اجابت چنین مطالبهای منطبق بر موازین قانون و شرعی نیست. چرا كه اولا اگر شخصی سایرین را به اعتراض یا درگیری یا آشوب تحریك نماید، چنین تحریكی باید صریح و مستقیم باشد. نوشتن یك متن یا قرار دادن یك استوری در فضای مجازی كه به صورت كلی تاییدكننده اعتراض یا اغتشاش یا آشوب باشد نمیتواند به عنوان تحریك مستقیم مطرح گردد. به عبارت دیگر، تنها زمانی میتوان شخص را معاون در ایجاد خسارت دانست كه مستقیما به شخص خاصی یا به افراد خاصی گفته باشد كه فلان ساختمان یا فلان خودرو را آتش بزنید و تخریب كنید. برای تحقق معاونت، تحریك كلی یا تایید كلی كفایت نمیكند».
******
باید نقشه راهی برای شنیدن اعتراضات مردم طراحی کنیم
محمدرضا باهنر، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده ادوار مجلس درباره وقایع تروریستی دیماه گفت و گویی را با خبرگزاری ایرنا انجام داده که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* اتفاقات روزهای اخیر فراتر از اعتراض بوده و آنچه که در چند روز اخیر افتاد فراتر از مسئله اعتراض بود و عدهای بر این موج سوار شدند.
* اگر اغراق نباشد، بیسابقهترین جنگ تروریستی در داخل کشور با کمک دولتهای بیگانه متخاصم به راه افتاد.
* هر زمانی که ملت صبور ایران احساس کردند یک دشمن خارجی میخواهد در سرنوشت آنها تأثیر بگذارد، محکم و مقتدر در برابر آنها ایستادند.
* بارها از سوی مقامات بالای کشور مخصوصاً مقام معظم رهبری تأکید شده که برای “اعتراضات رسمی” مردم باید ساز و کاری طراحی شود.
* باید یک نقشه راه مشخص برای شنیدن صدای مردم طراحی شود و پاسخگویی به مطالبات عمومی وظیفه همه ارکان حاکمیت است.
* ساختار حکومتی یک مخروط است و از رئیسجمهور تا دهیار را در بر میگیرد و همه باید به مطالبات مردم پاسخ دهند. باید در اتاق استانداران، فرمانداران، بخشداران و دهیاران برای گفتگو با معترضین باز باشد.
* اگر یک جناح سیاسی بخواهد کاری کند که رئیسجمهور موفق نشود، این رفتار عین خیانت به نظام جمهوری اسلامی است. دولت مستقر اگر شکست بخورد و ضربه ببیند، این ضربه مستقیماً به نظام میخورد.
* باید نقشه راهی برای شنیدن اعتراضات مردم طراحی کنیم تا جوانی که میخواهد اعتراض کند، بداند چگونه اعتراض خود را مدیریت کند. بیتوجهی به این ضرورت، هزینههای اجتماعی و امنیتی سنگینی به کشور تحمیل خواهد کرد.
******
جنگ تروریستی دیماه به روایت آمار
خبرگزاری فارس نوشت:
در پی رخدادهای اخیر، بر اساس مستندات و برآوردهای میدانی، وقایع دیماه در چهار مرحله قابل تقسیمبندی است. این گزارش، روایتی مبتنی بر دادههای موجود است:
مرحله نخست: آغاز ناآرامیها (۷ تا ۱۰ دیماه)
در روز هفتم دی، تجمعی صنفی و محدود در بازار تهران شکل گرفت. این حرکت در روزهای بعد به شهرهایی چون همدان، شیراز، کرمان، اصفهان و ایلام گسترش یافت. برآوردهای اولیه حاکی از حضور کمتر از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بود.دانشجویان در برخی دانشگاههای این شهرها به تجمعات پیوستند.اگرچه شعارهایی با مضامین تند و ساختارشکنانه شنیده میشد، اما در این مرحله خشونت فیزیکی قابل توجهی گزارش نشد. با این حال، در شهرهایی مانند فسا، کوهدشت و درود، حملاتی پراکنده علیه اماکن نظامی و دولتی رخ داد. همچنین در ایلام، یک عملیات تروریستی ثبت شد که گفته شده تلفات جانی در پی نداشت.
مرحله دوم: گسترش و تشدید (۱۱ تا ۱۷ دیماه)
همزمان با اجرای طرحهای جدید اقتصادی، افزایش قیمتها و طراحی سرویسهای جاسوسی دشمن، ناآرامیها ابعاد گستردهتری یافت. در این مرحله، درگیریها به ۱۰۳ شهرستان کشیده شد و خشونت، هرچند در سطحی محدود، آغاز گردید.تجمعات عمدتاً در قالب گروههای ۵۰ تا ۲۰۰ نفره و در حدود ۶۰۰ نقطه مختلف برگزار میشد. شعارها تندتر شد و نخستین نشانههای خشونت جدی و سازماندهیشده پدیدار گشت.حملات به برخی پایگاههای نظامی و آغاز «عملیات کشتهسازی» توسط هستههای ترور از ویژگیهای این دوره ذکر شده است. برآورد جمعیت حاضر در این مرحله در کل کشور حدود ۷۰ هزار نفر بود. متأسفانه، اغتشاشات در این بازه زمانی با ۳۶ کشته و شهید همراه شد.
مرحله سوم: نقطه اوج خشونت (۱۸ و ۱۹ دیماه)
وضعیت در این مرحله به طور کامل تغییر کرد و خشونت به سطح بیسابقهای رسید. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، شاهد درگیریهای بسیار شدید و سازماندهی شده بودیم. در این شب، پلیس و نیروهای حافظ امنیت هنوز مسلح نبودند. بیشترین تعداد کشتهها و عملیاتهای تروریستی در همین شب رخ داد که قربانیان آن شامل مردم عادی، نیروهای انتظامی، بسیج و حافظان امنیت بودند. نحوه کشتهسازیها در گزارشهای میدانی به عنوان «دلخراش و قسیالقلبانه» توصیف شده است. در ساعت ۱۱ شب ۱۸ دی، با هدف قطع بستر سازماندهی اغتشاش، دستور محدودیت اینترنت صادر شد.آمار تلفات این مرحله «چند هزار نفر» کشته و زخمی برآورد شده که بیشترین آن در شامگاه ۱۸ دی متمرکز بود و در روز بعد نیز ادامه داشت اما میزان آن کاهش یافت.
از عصر ۱۹ دی، پلیس مجهز به سلاح شد، اما تنها در موارد حمله به اماکن حساس مجوز استفاده از سلاح داشت. برآورد میشود در این دو شب، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در تجمعات کل کشور حضور داشتهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از آتشزدن اموال عمومی و خصوصی، بانکها، مساجد، کلیسا، امامزادهها و خودروهای عمومی و شخصی ثبت شده است.
مرحله چهارم: فروکش تدریجی (۲۰ تا ۲۲ دیماه)
از روز ۲۰ دی، شدت درگیریها به شکل محسوسی کاهش یافت. در این دو روز پایانی، حدود ۴۵ کشته و شهید گزارش شده است.
بررسی دقیق و نهایی آمار شهدا، کشتهشدگان و قربانیان ترور، مستلزم انجام پروژهای کارشناسی با در نظر گرفتن جزئیاتی چون نوع سلاح به کار رفته (سرد یا گرم)، محل کشف اجساد، سوابق افراد و تحلیل اطلاعاتی نحوه شلیکها است. این فرآیندی زمانبر است.
در طول این دوره، رسانههای معاند به تولید و انتشار روایتها و آمارهای جعلی دست زدند. بر اساس اطلاعات موجود، مراحل پایانی شناسایی و تدقیق آمار در حال انجام است و انتظار میرود در آینده نزدیک، آمار دقیق و رسمی اعلام گردد.
******
اظهارات عجیب یک اصلاحطلب: خدا به مردم ایران رحم کرد که پزشکیان رئیسجمهور شد!
رسول منتجبنیا، فعال سیاسی اصلاحطلب و دبیرکل حزب جمهوریت در گفتگو با روزنامه اطلاعات پیرامون مسائل سیاست داخلی صحبت کرد که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* اینکه دولت پزشکیان احتیاج مبرمی به ترمیم در کابینه دارد، اظهرمن الشمس است تا از این طریق دولت بتواند با وزیران با صلاحیت، سختی های مردم را کمتر کند اما این دلیل نمی شود نسبت به کارشکنی برخی نمایندگان بی تفاوت باشیم و اجازه بدهیم، شبانه روز با سیاه نمایی و پیگیری موضوع هایی که اصلا برای مردم مهم نیستند، فضا را مخدوش و بدتر کنند.
* بنده با تجربه سه دوره نمایندگی مجلس، معتقدم مجلس دوازدهم در شان مردم نیست و نمی توانیم توقع داشته باشیم با این کارشکنیهای برخی نماینده های فعلی به کاهش مشکلات مردم منجر شود. بنابراین شورای نگهبان و وزارت کشور وقت باید به افکارعمومی پاسخ بدهند، چرا با تایید افراد بی صلاحیت موجب شدند، چنین افرادی روی صندلی نمایندگی ملت بنشینند.
* اغلب نمایندگان فعلی توان لازم را برای تشخیص مشکلات و در نتیجه بالا بردن رضایت عمومی ندارند. پس به جای اینکه به فکر این باشند تا از چند برابر شدن قیمت کالاهای مصرفی جلوگیری کنند، در پستوهای مجلس موضوع هایی را پیگیری می کنند که بی فایده بودن شان بر همه مشخص است. یکی از مواردی که نمایندگان مجلس به آن توجه می کنند، در حالی لایحه عفاف و حجاب است که قویا تاکید می کنم، علت بدحجابی در کشور همین مجلس و همین نمایندگان هستند. یعنی بیشتر خانم ها اینطور می گویند، حالا که گرانی برای نمایندها مهم نیست و برایشان اهمیتی ندارد و به جای اینکه فکری برای گرانی ها کنند، به فکر مسائل فرعی از جمله حجاب هستند.
* تندروها با اظهارات بی فکر و نگاه افراطی که دارند متاسفانه، تکرار می کنم متاسفانه فاصله مردم با حاکمیت را زیاد کرده اند. بنابراین باید تندروهایی که در مجلس و خیلی از نهادها رسوخ کرده اند، به نوعی کنترل شوند تا نتوانند بیش از این به مصلحت عمومی ضربه بزنند و با عصبانی کردن جامعه منافع مردم را فدای اغراض سیاسی خود کنند.
* خدا به مردم ایران رحم کرد در انتخابات سال گذشته پزشکیان با رای قابل قبولی رییس جمهور شد. اگر نماینده طیف تندرو در رای گیری به توفیق می رسید، شک نکنید که الان با وضعیت بسیار_بسیار خطرناکی روبرو بودیم و مردم به کل از سیستم ناامید شده بودند.
* متاسفانه به نظرم آقای پزشکیان آنطور که باید قدر رای مردم را ندانست و فکر کرد با باج دادن به تندروها می تواند جلوی کارشکنی شان را بگیرد اما هر چقدر که پزشکیان به شعار «وفاق» پایبند بود، تندروها بیشتر جری شده و جامعه را به کل به هم ریختند.
******
اعتراف وزیر خزانهداری رژیم آمریکا به تروریسم اقتصادی علیه ایران
«اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصادی که در داووس در سوئیس در حال برگزاری است، در گفتوگویی با خبرنگار شبکه فاکس نیوز در پاسخ به سوالی درباره تاثیر تحریمهای اعمالشده آمریکا علیه ایران و برنامههای بعدی واشنگتن در این زمینه مدعی شد: «درباره تحریمهای وزارت خزانهداری باید بگویم همان طور که در باشگاه اقتصادی نیویورک در مارس گذشته گفته بودم، ارزش ارز رایج ایران در آستانه سقوط است و اگر یک شهروند ایرانی بودم پولم را خارج میکردم. رئیسجمهور ترامپ به وزارت خزانهداری و دفتر کنترل داراییهای خارجی(اوفک) دستور داد که فشار حداکثری علیه ایران اعمال کنیم و این اقدام کارساز شد، چراکه اقتصاد آنها فروپاشید.»
بسنت در ادامه این ادعاها مطرح کرد: «ما شاهد ورشکستگی بانکهای بزرگ بودیم؛ بانک مرکزی اقدام به چاپ پول کرد، با کمبود دلار مواجهند و قادر به انجام دادن واردات نیستند. به همین دلیل است که مردم به خیابانها آمدند.»
وزیر خزانهداری آمریکا با مباهات به فشار اقتصادی بیسابقه آمریکا علیه مردم ایران گفت: «بنابراین این سیاست اقتصادی بود، هیچ گلولهای شلیک نشد و همه چیز به شکل بسیار مثبتی در این زمینه پیش میرود.»
******
این حجم از خشونت، سابقه نداشته است
عباس سلیمینمین، تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی و تاریخی در گفت و گو با سایت تابناک پیرامون اعمال تروریستی و خشونتباری که طی هفتههای گذشته در کشور رخ داد صحبت کرده که بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
* خشونت میتواند غباری ایجاد کند که جامعه نداند به کجا میرود. تاریکی خشونت، درک ها را به حاشیه میراند. در روزهایی که پشت سرگذاشتیم خشونتی را شاهدیم که با تحول، بیگانه است. فرض کنید یک عده ای در خارج هستند و دنبال ایده ای و فکری هستند و این الگوی ما را غلط می دانند. این را باید به گونهای عرضه کنند. باید بیایند در خیابانها و بعد بروند در رسانه ها و توانمندی های خودشان را ارائه دهند. اما وقتی اینها از ابتدای امر، دنبال خشونت فاجعه آمیز هستند، باید بفهمیم که دنبال تحول نیستتد. دنبال تکرار تحمیل رضاخانی دیگر به جامعه اند.
* هر کودتایی به دنبال رعب و وحشت آفرینی است تا بعد، مردم مرعوب را مجاب به پذیرش هرشرایطی کند. این تفاوت انقلاب، با کودتاست. انقلاب ما از ۱۳۴۲ ادله و مبانی اش مطرح می شود تا ۱۳۵۷. این را برای جامعه طرح میکند. حال جامعه میپذیرد یا نه. اما همین تفکر، رقبایی هم دارد مثل مارکسیست ها و ....دیگران هم راههای خودشان را مطرح می کنند . اندیشه ها مطرح میشود و جامعه هم به تدریج نسخههای جریانات را بررسی میکند. ملی گراها و مارکسیست و ... هم همچنین. نهایتا اینها به تدریج جامعه را به لحاظ فکری به یک مرحله در جهت اقدام می رسانند. این شیوه، تحول زاست و جامعه را به جلو میبرد. اما کودتا هرگز دنبال این نیست و اراده ملت تاثیری در آن ندارد.
* اگر در این چند روز دنبال این تحول بودند که اراده ای و برنامه ای ارائه می دادند. مثلا میگفتند کسی تعرض به بانک ها و ... نکند؛ حرفی که امام راحل در زمان انقلاب بارها مطرح کردند. اما اینها دنبال اصلاح نبودند اگر اندیشه ای را میخواستند طرح کنند اصلا در شب فراخوان نمیدادند. تاریکی شب یعنی این که دنبال چیز دیگری هستند. بدترین نوع خشونت را هم ترویج میکردند. به هیچ وجه اینجا بحث تحول نیست. بهبود نیست. جوان ما باید این را بداند و از نوع اقدام، بفهمد که چه چیزی در ذهن طراحان این ماجراهاست. مشخص شد چه هستههایی را ایجاد کردند و البته از احساسات جوانان هم بهره مبسوط بردند. درواقع احساسات را به خدمت گرفتند.
* درباره پرسش مربوط به لزوم توجه به چالشهای معیشتی و اقتصادی به عنوان عوامل اصلی این ماجراها و ایجاد فضای ورود دیگران به این داستان باید گفت که بله، در این، حرفی نیست . اتفاقا کسانی هم که خشونت را ترویج کردند دنبال این بودند ما از راههای منطقی، نتوانیم مساله خود را حل کنیم. ببینید... رئیس جمهور جلسات متعددی با معترضین داشتند. این یک تحول است در ایران که رئیس جمهور با دست اندرکاران بخش خصوصی و منتقدان به یک نظر برسد. این خیلی تحول بزرگی در ایران محسوب میشود که دشمنان را هم نگران میکرد.
* ما اعتراض را به رسمیت میشناسیم اما روی ساختارش کار نکردیم. ساختار اعتراض هم مثل این نیست که ببریم همه اینها با رئیس جمهور حرف بزنند و مثلا تفاهم شود. روی ایجاد ساختار اعتراض کار نکردیم؛ هر چند همه مسئولان اعتراض را به رسمیت میشناسند. این یکی از ضعفهای جدی در شرایط کنونی است.