میخواستند با یک میلیون کشته ایران را تجزیه کنند
روزنامه جوان نوشت:
آیا توییت ترامپ در روز اول هجوم آشوبگران مسلح در ایران که مدعی شد «مشهد سقوط کرد»، صرفاً یک اشتباه یا یک واکنش هیجانی بود، یا پشتصحنهای برنامهریزیشده داشت؟! یک منبع آگاه در ایران میگوید آن روز در مشهد با توزیع وسیع سلاح بین عناصر خارجی و برخی مزدوران داخلی و حمله به مرکز صداوسیمای مشهد، نقشه تنظیمشده این بود که شهر حتی اگر برای ساعاتی هم که شده، شبیه شهر سقوطکرده باشد؛ لذا اگر حجم سلاح و اعترافات دستگیرشدگان درنظر گرفته شود، سناریوی امریکا برای به سقوطکشاندن شهرها و آغاز آن از مشهد آشکار میشود. بنابراین، ترامپ توییت خود را با زمانبندی مشخص منتشر کرد و به گمان طراحان فتنه در امریکا انتشار این توییت کاملاً بموقع بود یا حتی اگر اندکی زودتر از نتیجه قطعی بوده، میتوانسته به قطعیشدن آن کمک کند.
این منبع آگاه میگوید وقتی مشاوران نقشه طراحیشده امریکا در بیبیسی فارسی گفتند «ممکن است یک میلیون هم کشته شوند و این یک جنگ است و در جنگ آدمها کشته میشوند»، این ادعاها بیچیزی نبود و صرفاً یک اظهارنظر شخصی آنان نمیتوانست باشد، بلکه وقتی در کنار اظهارات فراوان دیگر درباره «جنگ خیابانی» و پشتیبانی آن با حمله نظامی امریکا گذاشته شود، ماهیت فعالیت تروریستی آنان که با هدف سقوط و تجزیه ایران بود، معلوم میشود.
براین اساس، نقشه امریکا این بود که مقدمه سوریسازی و لیبیسازی ایران با سقوط شهرها به دست تروریستهای مسلح و سپس تخریب زیرساختها و تبدیل ایران به ویرانهای شبیه سوریه یا غزه فراهم شود و این کار به دست عناصر داخلی آنان و سپس بخشی از آشوبگرانی که به آنان میپیوندند انجام شود و نه با حمله گسترده خارجی. فایده این تخریب گسترده و کشتن میلیونی ایرانیان برای امریکا این بود که در آینده و در تاریخ، ویرانی کشور به نام امریکا و حمله نظامی او نوشته نمیشد و فقط پای خود مردم در میان بود و هزینههای غیرقابلمحاسبه و پیامدهای تصورنشدنی یک حمله گسترده را نیز از دوش امریکا برمیداشت.
این منبع آگاه میزان بسیار بالای توقیف و کشف سلاحهای جنگی در روزهای پس از آشوب و دستور تخریبهای گسترده در بازارها و مراکز دولتی را با هدف ساختن تصویر شهر جنگزده و سقوطکرده دانست و گفت حتی در گیلان که حمله ناموفقی به استانداری آن داشتند، توانستند با به آتشکشیدن پانصد مغازه در بازار چنین تصویری را خلق کنند، اما ادامه کار آنان با ناکامی مواجه شد. به گفته وی یکی از دلایل اصلی ناکامی امریکا در این نقشه تروریستی، همراهنشدن معترضان با تروریستها بود؛ چیزی که در تفکر طراحان فتنه خلاف آن تصور میشد.
بر این اساس، بهنظر میرسد پس از شکست سناریوی سقوط شهرها و تخریب گسترده زیرساختها، دستورالعمل جدید طراحان به شبکههای لندنی که بازوی اصلی این فتنه و توطئه بودند این است که دیگر از جنگ و لزوم کشتهشدن یک میلیون انسان در ایران سخن نگویند بلکه با تغییر تاکتیک اینبار فقط چنین گزارش کنند که در ایران یک جنبش دموکراتیک اتفاق افتاده بود و نظام ایران آن را سرکوب کرد!
******
جبران خسارت از جیب مسببان
روزنامه خراسان نوشت:
چند روز جنایت اغتشاشگران در شهرهای مختلف، علاوه بر جانباختن تعداد قابل توجهی از مردم و مجروح شدن بیش از ۳۷۰۰ نفر، هزاران میلیارد تومان نیز از اموال عمومی و خصوصی را دود هوا کرد. حجم خسارت در شهرهای مختلف آن قدر گسترده است که مشخص نیست بازیابی و جایگزینی آن چه میزان زمان خواهد برد. اما آن چه اکنون، از مهم ترین مطالبات مردم به شمار می آید، دو نکته اساسی است: ۱-برخورد قاطع و فوری با مسببان، مباشران و عاملان آشوب ها ۲-پرداخت و جبران خسارات از جیب مسببان و عاملان اغتشاشات
با این حال خسارات مالی، سرانجام یک روز جبران و شاید از یادها - نه تاریخ - فراموش شود؛ اما مهم تر از آن داغی است که اغتشاشگران ددمنش صهیونی-آمریکایی بر جان خانواده های جانباختگان نهادند؛ این داغ به این زودی ها سرد نخواهد شد و بی شک و بنابر سنت الهی، مسببان، تشویق کنندگان و عاملان آن تاوان این جنایت را خواهند داد. شاید بخشی از این افراد، به هر دلیلی از چشم قانون پنهان بمانند اما بخش وسیعی از آنان بنابرخواست به حق «مردم» در راهپیمایی بزرگ ۲۲ دی ماه به زودی مجازات رفتار خود را خواهند دید.
کیست که به مسائل اقتصادی، اجتماعی و اجرایی کشور انتقاد نداشته باشد و کیست که نداند بخشی از نارسایی ها در کشور، محصول کم کاری ها و کم تدبیری هایی است که در طول سال ها پدید آمده است. در ماجراهای اخیر، یک روز، جمعی از بازاریان تهران در یک تصمیم درست، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. در این میان و در جریان اعتراضات اقتصادی بازاریان به التهاب قیمت ها و نرخ ارز، خیلی زود مسیر اعتراضات توسط عده ای فرصت طلب و آشوبگر تغییر کرد. در هنگامه ای که بسیاری از افراد و برخی چهره های اجتماعی و هنری می توانستند، بخش هیجانی جامعه را به آرامش دعوت یا دستکم سکوت کنند، اقدام به تشویق و تحریک و یا بعضا در فراخوان ها مشارکت کردند.
بخش وسیعی از خساراتی که متوجه اموال عمومی و خصوصی شده، اکنون پیش چشم مردم است. بنابر اعلام شهردار پایتخت، فقط میزان خسارت به اموال متعلق به شهرداری تهران ۳ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. طبیعتا جدا از اموال شهرداری، بسیاری از ساختمان ها، تجهیزات و اموال از سایر دستگاهها و مردم تهران دچار آسیب شده است. در شهرهای دیگر کشور نیز، گزارش ها از وسعت خسارات حکایت می کند که عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی روز گذشته بخشی از آن را روایت کرد: «در این آشوب ها، ۲۲۲۱ خودرو و تجهیزات متعلق به فراجا و بسیج آسیب دیده و به طور کامل از دست رفته و امکان بهره گیری از آن ها نیست. بالغ بر ۲۵۰ مدرسه، ۹۰ حوزه علمیه و ۳۰۰ مسجد، موکب و حسینیه در مناطق مختلف آسیب دیدهاند. ۳۷۰۹ نفر از نیروهای انتظامی و عناصر موثر بر نظم و امنیت آسیب دیدند» .
جالب است بدانیم، طی روزهای اخیر برخی رسانه ها اموال و دارایی های شماری از تحریک کنندگان اغتشاشات اخیر را روی چرتکه انداختند؛ از جمله خبرگزاری فارس با محاسبه جزئیات اموال یکی از این مسببان آشوب ها، به این نتیجه رسید که میزان اموال و دارایی های این فرد، به مقدار ۲ هزار و ۷۰۰ هزار میلیارد تومان، معادل خسارات اموال شهرداری تهران است. البته ما، هیچگاه خود را در صلاحیت و جایگاه قاضی نمی دانیم و صرفا ذوق و خلاقیت این رسانه در محاسبه اموال این فرد برایمان جالب بود.
قانون چه می گوید؟
بی شک، در فرایند برخورد قاطع با مسببان و عاملان آشوب ها، این دستگاه عدلیه و نظام قضایی است که باید در چارچوب قانون، قاضی و محکمه را حمایت کند تا احکام این جنایتکاران با دقت و سرعت رسیدگی و صادر شود. مواد ۵۲۶ قانون مجازات اسلامی و ۳۳۲ قانون مدنی بر مسئولیت مباشر در چنین حوادثی تصریح کرده و به نظر، صراحت قانون، برای مجازات این افراد محدودیت ندارد.
******
اختلال استارلینک در ایران و چند نکته مهم
سایت جهاننیوز نوشت:
امروز شاهد هستیم که پس از آنکه با دستور مقامات امنیتی، سکوهای مجازی دشمن به معنای واقعی مسدود شدند، عملاً ضربه جدی به اغتشاشگران وارد شد و یک مسیر ارتباطی فراگیر و بسیار مهم از آنها گرفته شد. در این میان، اینگونه نبود که اغتشاشگران احتمال این مسدود شدن را ندهند و در کار انجام شده قرار بگیرند. اتفاقاً، هم اغتشاشگران داخل کشور و هم دشمنان خارجی چنین چیزی را پیش بینی می کردند. برای اینکه ارتباط اغتشاشگران با سرویس های دشمن و ضد انقلاب خارج نشین همچنان ادامه داشته باشد، آنها به استارلینک دل خوش کرده بودند. ایجاد اختلال در اینترنت ماهواره ای استارلینک که از سوی ایرانی ها در روزهای اخیر صورت گرفت، آب سردی بود بر پیکر اغتشاشگران و حامیان آنها. برخی رسانه ها اواسط هفته گذشته مدعی شدند که طبق دادههای نت بلاکس، ترافیک استارلینک در ایران پس از ایجاد اختلال، به شدت کاهش پیدا کرده و یا حتی در برخی مناطق به صفر رسیده است.
در هر صورت، این «اقتدار دیجیتال» به گونه ای محاسبات ضد انقلاب را به هم ریخت و آنها را متعجب کرد که نتوانستند آن را انکار کنند و در برخی از رسانه هایشان اعتراف کردند که «گیرندههای استارلینک در ایران هدف اخلال الکترونیکی و عملیات فریب سیگنالی حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند». حتی نشریه آمریکایی فوربس اعتراف کرد کرد که ایران اولین کشوری است که استارلینک را از کار انداخت. اما چند نکته:
یک: بدون تردید، ما در جنگ فناوری قرار داریم. دشمن قصد دارد که با کمک فناوری های نوین ارتباطی و تبلیغات به ما بگوید که شما هر کاری کنید، فایده ندارد؛ از ارائه فیلترشکن گرفته تا اینترنت ماهواره ای و ... در هر صورت می خواهد مسیر ارتباطی با داخل کشور - که تحت سلطه خودش است - را قطع نکند؛ می خواهد که ما تحت تأثیر قرار بگیریم و راضی به وضعیت فعلی فضای مجازی شویم. وقتی می گوییم جنگ فناوری یعنی اینکه اگر آنها با کمک فناوری، راهی برای دورزدن قوانین و حاکمیت جمهوری اسلامی و ضربه زدن ایجاد می کنند، ما چاره ای نداریم مگر اینکه با آنها بجنگیم؛ چون نزاع حق و باطل همیشه بوده و هست؛ منتها جنس جنگ در اینجاها فناورانه است. قطعاً اگر تلاش کنیم، راه یا راه هایی پیدا می شود، اما پا روی پا گذاشتن یعنی غلبه ابزار دشمن و تسلیم دشمن شدن.
دو: سال ها عده ای در داخل کشورمان می گفتند که نمی توان استارلینک را مهار کرد و به نوعی، هم خودشان تسلیم می شدند و زیر بار فضای مجازی بی در و پیکر می رفتند و هم اینکه با بزرگنمایی کاذب از استارلینک و دادن آدرس های گمراه کننده به مردم و دستگاه ها، جلوی برخی مطالبات صحیح در مورد مدیریت فضای مجازی را می گرفتند. امروز سست بودن استدلال آنها آشکار شد؛ همانگونه که اظهارنظر و استدلال آنها در مورد فیلترشکن ها سست است و از نظر فنی قطعاً راه مقابله با فیلترشکن و VPN وجود دارد و قبلاً نیز تجربه شده است. در هر صورت، ایرانی ها عادت دارند که در دل بحران و شرایط خاص، در عرصه های علمی و فناوری، دیگران را متعجب کنند. ایجادِ اختلال و از کارانداختن استارلینک در وسط آشوب ها هم تنها یک نمونه بسیار کوچک است.
******
مهندسی «جنون»؛ چرا خشونتهای اخیر بوی «داعش» میداد؟
خبرگزاری آنا نوشت:
آیا میتوان بریدن گلوی یک انسان، مثله کردن پیکر مدافع امنیت یا آتشزدن زندهی یک هموطن را تنها با کلیدواژه نارضایتی مدنی توجیه کرد؟ آنچه در روزهای گذشته بر کف خیابانهای تهران و برخی شهرها گذشت، نه یک طغیان اجتماعی کلاسیک، بلکه رونمایی از محصول نهایی یک خط تولید نفرت بود. تحلیلگران ارشد امنیتی و جامعهشناسان سیاسی بر این باورند که سطح قساوت مشاهده شده در رفتار برخی نوجوانان و جوانان، شباهتی عجیب به متدولوژی رفتاری سازمانهای تروریستی دهه ۶۰ و حتی داعش دارد؛ با این تفاوت مهم که بازیگران امروز، نه در اردوگاههای نظامی، بلکه در فضای مجازی رادیکال شدهاند.
برای درک چرایی این خشونت لجامگسیخته، باید مکانیزم اثرگذاری رسانههای فارسیزبان خارج از کشور را کالبدشکافی کرد. ما با پدیدهای به نام بمباران شناختی مواجهیم. وقتی ذهن مخاطب – بهویژه نسل جوان – بهصورت ۲۴ ساعته تحت تأثیر محتوایی قرار میگیرد که ایران را سراسر سیاهی، تباهی و بنبست تصویر میکند، خروجی سیستم عصبی او چیزی جز نفرت کور نخواهد بود. این رسانهها با استراتژی تزریق ناامیدی و تحقیر ملی، عملاً مخاطب را به نقطهای از استیصال میرسانند که خشونت را نه یک جنایت، بلکه راهی برای بقا میپندارد. در واقع، جوانی که امروز در خیابان دست به سلاح سرد میبرد، قربانی یک تروریسم ذهنی است که قدرت تفکر منطقی را از او سلب کرده است.
بسیاری از افرادی که امروز در قامت استراتژیستهای براندازی و فرماندهان جنگ شهری در استودیوهای لندن و واشنگتن ظاهر میشوند، روزگاری در داخل کشور مسئولیتهای اجرایی و مطبوعاتی داشتهاند. تبدیل شدن این چهرهها از منتقدان مصلح به پیمانکاران امنیتی که بودجه خود را مستقیماً از سرویسهای اطلاعاتی منطقهای نظیر موساد دریافت میکنند، نشاندهنده سقوط اخلاقی جریان اپوزیسیون است. این افراد با شناخت دقیقی که از گسلهای اجتماعی ایران دارند، به جای ارائه راهکار، دقیقاً روی نقاطی دست میگذارند که منجر به خونریزی بیشتر و سوریهسازی ایران شود.
عبور از این گردنه خطرناک، تنها با اقدامات انتظامی ممکن نیست. خشونت خیابانی امروز، میوه درختی است که ریشه در جنگ روایتها دارد. تا زمانی که سواد رسانهای جامعه ارتقا نیابد و پادزهری برای سموم تزریق شده توسط رسانههای نفرتبنیان تولید نشود، خطر تولید ناخودآگاهِ سرباز برای دشمن، امنیت ملی را تهدید خواهد کرد. جنگ امروز، جنگ تسخیر ذهنهاست و پیروز میدان کسی است که روایت صادقانه و امید بخشتری ارائه دهد.
******
یک خطای تاکتیکی فاحش
سایت بولتننیوز نوشت:
در هفتهای که گذشت، مصاحبهای بحثبرانگیز از سوی آقای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با شبکه فاکسنیوز آمریکا، واکنشهای گستردهای در میان ناظران داخلی و تحلیلگران حوزه امنیت و سیاست خارجی برانگیخت. این مصاحبه که در اوج تبلیغات آمریکا و در رسانهای با گرایشهای افراطی راست و خصمانه نسبت به جمهوری اسلامی انجام شد، نه تنها در محتوای فنی گفتوگو، بلکه در زمانبندی، انتخاب رسانه و دلالتهای حاکمیتی آن، محل نقدهای جدی قرار گرفته است.
نکته محوری انتقادات، اظهارات صریح عراقچی در مورد عدم اعدام تعدادی از متهمان اخیر حوادث امنیتی است. او در جایگاه یک دیپلمات، عملاً وارد حریم تفسیر و اجرای احکام قوه قضائیه شد. این اقدام، نادیده گرفتن اصل تفکیک قوا و استقلال قضایی تفسیر شده است. قوه قضائیه، بر اساس قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران و پس از رسیدگیهای دقیق، حکم موارد مرتبط با جرائم امنیتی و محاربه را صادر میکند. هر گونه اظهارنظر پیشدستانه توسط قوای دیگر، نه تنها خلل به اقتدار قضایی وارد میآورد، بلکه میتواند به عنوان اعمال نفوذ یا تقدیم حکومت قانون بر ملاحظات سیاسی تعبیر شود. این امر، پایههای حقوقی نظام را در مواجهه با جرائم سنگین، به ویژه از نوع تروریستی، سست میکند.
انتخاب فاکسنیوز به عنوان بستر این اظهارات، خود به تنهایی حامل پیام است. این شبکه طی سالهای گذشته، یکی از کانونهای اصلی تشدید تبلیغات ضدایرانی، تحریک برای بیثباتی و مشروعیتزدایی از ساختار سیاسی ایران بوده است. انجام مصاحبهای با چنین رسانهای، در شرایطی که دوازده سفارت و کنسولگری ایران در اروپا مورد هتک حرمت و تخریب پرچم توسط گروههای تروریستی و معاند قرار گرفتهاند، این سوال را به ذهن متبادر میسازد که اولویت دیپلماسی دفاع از حرمت پرچم و ماموران کشور در خارج است، یا ارائه توضیح به رسانهای که نفس نظام جمهوری اسلامی را به چالش میکشد؟ اظهارات عراقچی در خصوص عدم اعدام، درست در مقطعی مطرح شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیرا ادعا کرده بود با فشار بر ایران مانع اعدامها شده است. همزمانی و همپوشانی محتوایی این اظهارات، ناخواسته یا خواسته، در جهت تایید ادعای پروپاگاندایی ترامپ عمل کرده است.
این، یک خطای تاکتیکی فاحش در عرصه جنگ روایی است که به دشمن اجازه میدهد اقدام قوه قضائیه مستقل یک کشور را به حساب "نرمش در برابر فشار واشنگتن" بگذارد. این موضوع، اقتدار ملی و صلابت دستگاه قضا را در انظار جهانی مخدوش میسازد. پیام آشکار و ضمنی چنین اظهاراتی به گروههای معاند و تروریستی، این است که فضای پیگرد قانونی و قضایی میتواند تحت تاثیر ملاحظات دیپلماتیک تغییر کند.
******
مراقب باشید قیمتها کالا برگ را نبلعد
روزنامه سیاستروز نوشت:
سخنان مسئولان دولتی جذاب است، اما در عمل و واقعیت آن چه که گفته میشود، دیده و لمس نمیشود چنانکه هر روز بازار شاهد افزایش قیمتهایی است که زنجیره وارد در حال بالعیدن سبد کالا هستند در حالی که قرار بود گرانیها فقط در چند قلم کالا باشد که کالابرگ به آنها تعلق میگیرد اما چنانکه پیش بینی میشد دومینوی گرانی همچنان به راه خود ادامه میدهد.
مسئله بر سر کالابرگی است که با حذف ارز ترجیحی قرار شده است به هر ایرانی ماهی یک میلیون تومان پرداخت شود.اکنون همه دهکها این رقم را حتی برای چهار ماه آینده دریافت کردهاند اما تنها میتوانند هر نفر یک میلیون تومان آن را خرج کنند. یک میلیون تومان برای یک نفر در یک ماه؛ تخم مرغ، گوشت مرغ و گوشت قرمز، روغن،برنج و برخی اقلام دیگر شامل این یک میلیون تومان میشود.
تخم مرغ در حال حاضر شانه 30 عددی حدود 400 هزار تومان است، یک نفر در روز یک عدد تخم مرغ هم بخورد، 400 هزار تومان آن خرج یک شانه تخم مرغ خواهد شد.گوشتی که در فروشگاههای اعلامی برای خرید کالابرگی عرضه میشود اگر یک بسته یک کیلویی چرخ کرده بردارید، یک میلیون تومان است.مرغ نیز باید بستهای و تکهای خریداری شود که گرانتر از مرغ کامل است، مرغ در میدان تره بار کیلویی 230 هزار تومان است که البته با کالابرگ عرضه نمیشود، اما در مرغ فروشیهای سطح شهر گرانتر است.
یک مرغ حداقل 2 کیلو وزن دارد که قیمت آن میشود 460 هزار تومان در حالی که پیش از گران کردن به واسطه حذف ارز ترجیحی 130 هزار تومان بود.گوشت قرمز گوساله نیز اکنون در میدان میوه و تره بار یک میلیون و 360 هزار تومان به مردم عرضه میشود، در حالی که در سطح شهر قیمت آن بالاتر است.
پیش از حذف ارز ترجیحی و پرداخت یارانه به مردم قیمت گوشت گوساله آبان ماه گذشته 800 هزار تومان بود یعنی دو ماه پیش از این، که اکنون در قصابیهای سطح شهر، یک میلیون و 800 هزار تومان و حتی بالاتر نیز به فروش میرسد.
در واقع حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمتهای کالاهای اساسی با شرایط کنونی برای خانوادههای سطح متوسط و پایینتر علاوه بر این که با دشواری همراه است، کفاف نیازهای یک ماه آنها را نمیدهد و با توجه به این که دیگر اقلام نیز به تبع حذف ارز ترجیحی، افزایش یافته، هزینههای خانوار را بیشتر کرده است.
******
استراتژی شوم آمریکا برای منطقه
روزنامه جمهوریاسلامی نوشت:
شناخت دقیق استراتژی آمریکا در منطقهای که غدّه سرطانی اسرائیل در آن حضور دارد، برای مقابله موفق با توطئه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی ضروری است. بهانههایی از قبیل جلوگیری از فعالیتهای هستهای، در اختیار داشتن موشکهای برد بلند، مسائل حقوق بشر و... در عین حال که در کوتاهمدت از اهداف آمریکا هستند، در متن ماجرا قرار ندارند. هدف اصلی این است که اسرائیل در کل منطقه آسیا و آفریقا – نه فقط آسیای غربی و شمال آفریقا – قویترین رژیم و قدرت اول باشد.
برای تحقق این هدف، اولین قدم، تضعیف تمام قدرتهای موجود در این دو قاره به ویژه نزدیکترین کشورها به فلسطین اشغالی است. این، توطئهای است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر به ویژه در سالهای 1402 تا 1404 تلاش زیادی برای به نتیجه رساندن آن به عمل آوردهاند و همچنان در حال انجام آن هستند. متأسفانه خواب عمیق سران کشورهای عربی از یکطرف و بیبرنامگی سران سایر کشورهای منطقه از طرف دیگر راه را برای تحقق این هدف شوم هموار ساخته و تاکنون بخش قابل توجهی از توطئه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به اجرا درآمده است.
از نظر آمریکا برای اینکه اسرائیل قویترین رژیم منطقه باشد، باید هیچ دولت قدرتمندی در منطقه وجود نداشته باشد. اقداماتی که برای جنگ با ایران و محروم کردن آن از امکانات هستهای، موشکی و اقتصادی صورت میگیرد با همین هدف است. در مرحله بعد، تلاش برای تجزیه ایران به چند کشور کوچک، بخش بشدت مورد توجه آمریکا و رژیم صهیونیستی است. قدرتهای استعماری از ایران بزرگ میترسند و از مدتها قبل درصدد تجزیه آن بودند و در مواردی با شکست مواجه شدند به ویژه در نیم قرن اخیر که با شورشهای قومی دو سال اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق بر ایران این توطئه را دنبال کردند ولی ناکام ماندند.
توطئه ادامه دارد و حوادث سالهای اخیر به ویژه جنگ تحمیلی 12روزه یکی از اصلیترین فرازهای این توطئه بود که آنهم به نتیجه نرسید. در برابر این توطئه آشکار، مسئولان، دولتمردان و علمای جهان اسلام وظیفه سنگینی برعهده دارند. این نقشه شوم را دولتهای کشورهای اسلامی با وحدت کلمه و همراهی ملتها میتوانند نقش بر آب کنند. مهم این است که فرصت را از دست ندهند.